ايمل شما:
نام شما:
براي:
موضوع:
متن: نقش و توانمندي رسانه بر كسي پنهان نيست. رسانه ها به عنوان ابزاري جهت بيداري جامعه و بيدار سازي و پاسخگويي زمامداران جامعه عمل مي كنند. افغانستان طي سالهاي پس از طالبان، شاهد تولد و تكثر رسانه هاي صوتي، تصويري و نوشتاري فراواني بوده است. با وجود آنكه اغلب اين رسانه ها از تخصص فاصله داشته اند اما در مجموع، رسانه ها تأثيرات شگرف خود را بر اجتماع و سياست و فرهنگ اين سرزمين گذاشته اند. اين عملكردها و دستاوردها به باور ما كافي نيستند. در اين كه دولتمردان ما رابطه چندان منطقي با رسانه نداشته اند جاي ترديدي نيست اما براي تحكيم ثبات و عبور از بحران و رسيدن به آرامش لازم است تا تعامل منطقي بين زمامداران و مسؤولان رسانه ها از طريق اعتنا به نقد و نظر اصحاب رسانه و ... عملي گردد. از جانبي، آنچنان كه به مشاهده رسيده، رسانه هاي ما بعضاً گرفتار آفتهاي رسانه اي شده اند. ابتذال، هنجار شكني، تحريف، سانسور، بزرگنمايي و... از جمله اين آفات هستند. زماني رسانه هاي ما مي تواند جايگاه خود را در جامعه تحكيم بخشند و بر افكار و روان جامعه نفوذ كنند كه حتي الامكان اين نواقص و معايب را به حد اقل برسانند. در ثاني، وظيفه اساسي رسانه ها، اطلاع رساني و روشنگري دقيق، روشن و به موقع است. لازم است تا رسانه هاي فعال در كشور به استندردهاي لازم جهت اين مهم نزديك شوند. از طرفي رسانه ها به عنوان عامل بيداري جامعه لازم است، خود بيدار باشند. پس ضروري است تادر اين راستا برخي ملزومات، مدنظر قرار گيرند: - لزوم فعال بودن رسانه ها - لزوم تخصصي عمل كردن رسانه ها - لزوم هوشياري و وظيفه شناسي - لزوم اطلاع رساني دقيق و به موقع - لزوم پرهيز از سانسور، تحريف، مبالغه و... - لزوم دوري از ابتذال رسانه اي - لزوم جهت دادن افكار عمومي - لزوم پاسخگو ساختن زمامداران - لزوم پرهيز از واگرايي ها و خمودگيها - لزوم رعايت منافع ملي و مصالح عمومي و... رسانه ها، بيداري و زمينه هاي قضاوت صحيح را به مردم فراهم مي آورند. رسانه اي كه خود دچار جمود باشد، رسانه اي موفق نخواهد بود و جامعه را از انجماد خارج نخواهد توانست. تمامي زمامداران در تمامي نظامها، در حرف، مدعي آزادي بيان هستند اما در عمل، آزادي بيان را برنميتابند و در صدد مهار آن بر مي آيند. حكومت افغانستان نيز چنين خصيصه اي دارد. مدعي ترويج آزادي و رسانه و صدا هست اما مشكل آن جاست كه حاكميت موجود از كاركردهاي رسانه در افغانستان، استفاده سوء مي برد. يعني بيشتر از آنكه به نداي اصحاب رسانه گوش فرا دهد استفاده تبليغاتي و ابزاري مي نمايد و البته در مواقعي هم در صدد اعمال محدوديت هايي بر رسانه ها بر مي آيد كه آخرين مورد از آن، ممنوعيت تصوير برداري و پخش مستقيم از جريان حوادث تروريستي است. اما غافل از آنكه روشنگري و آگاهي دهي از جمله وظايف اساسي يك رسانه است و محدود ساختن رسانه در تضاد كامل به قانون اساسي كشور است. عدم ارسال تصاوير باعث قتل عام بيشتر از جانب طالبان با استفاده از تمامي عناصر توحش و خشونت خواهد شد. عناصر دولتي در صدد پنهان ساختن ناتوانيهاي خود هستند. رسانهها بازتاب دهندهي قتل مردم عادي و اطفال توسط طالبان هستند اما مراجع امنيتي به بهانههاي واهي جلو رسانهها را سد ميكنند. در پايان بايد باز هم تأكيد ورزيد كه رسانه هاي افغانستان به عنوان روشنگران مدرن، لازم است تا با بيداري در راستاي بيدارگري، جدي تر و محكم تر از هر زمان ديگر گام بردارند. http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2566/