ايمل شما:
نام شما:
براي:
موضوع:
متن: ميراحمد جوينده عضو مجلس نمايندگان است او مي گويد: زادگاهم ولايت بغلان است اما دوره مكتب را دركابل به پايان رسانيده ام و از دانشكده ژورناليزم دانشگاه كابل ليسانس گرفته ام، بعداً دوره ماستري را دركشور هندوستان به پايان رسانيده و دربخش باستان شناسي، پايان نامه دارم. در انستيتوت باستان شناسي افغانستان به كار آغاز كردم وبعد از مدتي به صفت رئيس اين نهاد ايفاي وظيفه كردم، سپس سكرترجنرال يونسكو شدم و در پي آن به حيث سكرتر مسئول انجمن هاي دولتي با كشورهاي خارجي بودم. در وزارت خارجه كاركردهام؛ درچهارچوب حزب دموكراتيك عضويت داشته و دربخش فرهنگي فعاليت داشتم. هميشه تلاشهايم درجهت گسترش فرهنگ در هر دوره ورژيم بوده، ميراحمد جوينده اضافه كرد كه حتي در دوران رژيم سياه طالبان هم مدتي در وزارت خارجه ايفاي وظيفه كرده تا اينكه، ازطرف آن گروه به نحوي از وظيفه كنار زده شد. جوينده يك تن از بنيان گذاران فرهنگ وجامعه مدني در افغانستان مي باشد، و تااكنون هم رياست عمومي جامعه مدني را بدوش دارد. او در انتخابات پارلماني ازكابل كانديدا شد واكنون يك تن از وكلاي فعال درمجلس نمايندگان است. طي يك تماس تيلفوني از ايشان دعوت كردم تا اين بار مهمان گفتگوي هفتگي ما شود، در هر هفته حدود سه چهار نفر به من وعده ميدهند اما ديگر به گفتگو حاضر نمي شوند. اما فرداي آنروز ساعت يازده در هوتل كانتيننتال، در سيمينار علمي كه از طرف جبهه ملي برگذار شده بود، زنگ تيلفونم به صدا در آمد، شماره جناب جوينده بود جواب دادم. با گشاده رويي گفت كه براي مصاحبه آماده است، ساعت پنج به منزل شان رفتيم و مصاحبه را اينگونه آغاز كرديم. جناب آقاي جوينده، من در آغاز مي خواهم كه ازفعاليت هاي تان درچهارچوب، بنياد فرهنگ وجامعه مدني بگوئيد، كه دراين نهاد چه فعاليت هاي داشته ايد؟ درسال 2003 يك تعداد از شخصيت هاي روشن ضمير، به عنوان فعالين جامعه مدني وحقوق بشر كه در رأس آن، استادان دانشگاه كابل و اكادمي علوم قرار داشتند، نهادي را بنياد گذاشتيم تحت نام «بنياد فرهنگ وجامعه مدني افغانستان» شخصيت هايي كه در رأس اين بنياد قرار داشتند طي يك انتخابات مستقيم مرا به صفت رئيس عمومي بنياد فرهنگ وجامعه مدني انتخاب نمودند. از آن به بعد اساساً كار ما در اين نهاد، انكشاف و احياي فرهنگ باستان، به خصوص فرهنگ پنج هزار ساله افغانستان بوده است. فعاليت ما در چهارچوب جامعه مدني، اكثراً برعلاوه ازانكشاف وگسترش فرهنگ، پشتيباني دموكراسي، آزادي بيان، حق وحقوق شهروند، وتوسعه زندگي مدرن به شهروندان بوده است. دايره كار وفعاليت جامعه مدني اكثراً در سه بخش است كه عبارت اند از، آزادي بيان، توسعه وگسترش فرهنگ وحقوق بشر. جامعه مدني در راستاي آزادي بيان، هميشه پشتيبان بوده و در هر مرحله آزادي بيان را تا حد توان توسعه بخشيده كه از جمله مي توان تمويل نشريات نو پا را تا مرحلهاي كه به پاي خود ايستاد شدند و به نشر خود ادامه دادند بر شمرد. در راستاي كار فرهنگي بايد بگويم، كه در طول چند سالي كه جامعه مدني فعاليت دارد، سيمينارهاي نظري وعملي را جهت گسترش فرهنگ دراكثر ولايات به راه انداخته، كه نتيجه مثبتي هم در پي داشته، راه اندازي جشنواره ها وفيستيوال هاي موسيقي، تياتر و غيره را راه اندازي كرده كه مجموعاً، آنها را ميتوان مثالهايي از فعاليت هاي بخش فرهنگي جامعه مدني دانست. اما در بخش حقوق بشر، در رابطه به آگاهي عامه، درانتخابات رياست جمهوري وپارلمان، برنامه بيداري ملي را به همكاري كميسيون اروپايي راه اندازي كرديم، كه بيشتر از دو هزار نهاد را در تمام ولايات كشور كمك كرديم تا درجهت ظرفيت ها و بلند بردن سطح فرهنگي شان كمك صورت بگيرد. ازجمله كارهاي ديگري را كه در اين راستا انجام داديم، ادبيات جوان را كه شعرهاي جوانان و كتاب هايي كه چاپ نشده بود ما آنها را با بودجه جامعه مدني به چاپ رسانيده ايم. وراه اندازي سيمينارها و كورسهاي نويسندگي وفوتو ژورناليزم را به مدت سه الي شش ماه به جوانان آموزش داديم كه از طبقه اناث و ذكور دراين كورسها دانش آموزان زيادي داشتيم. جامعه بدنبال شهروندسازي است پس شما چرا به حكومت به جاي وزارت سرحدات و قبايل جامعه مدني را پيشنهاد نكرديد، آيا در قرن بيست ويك، داشتن وزارت قبايل خلاف برنامه هاي بين المللي نيست و اين وزارت خود نشانه از فصل شدن كشور را نشان نمي دهد؟ با كمال تأسف كه حكومت افغانستان هنوز هم معتقد به نقش جامعه مدني در قبال شهروند سازي ويكپارچه ساختن نيست. تاحال با تأسف در هيچ يك ازجلسات مهم، حكومت افغانستان از جامعه مدني دعوت نكرده؛ مشكل اساسي دراين راستا اين است كه جامعه بين المللي هم پاليسي مشخص وسياست واحد درقبال جامعه مدني در افغانستان ندارند. هيچگاه ساختن يك بنياد فرهنگي وقوي وگسترده در برنامه هاي جامعه بين المللي قرار نداشته، و از طرف ديگر شبكه هاي متعدد جامعه مدني هم، هماهنگ نشدند كه يك شبكه سرتاسري جامعه مدني را تشكيل بدهند. بناءً اگر هماهنگي همه جانبه مي بود جامعه مدني نهاد وصل كننده ميان دولت ملت مي بود. در رابطه به وزارت قبايل بايد بگويم كه يك وزارت سمبوليك است، نه تنها اين وزارت بلكه اكثر وزارت ها نمايشي هستند. در كشوري كه حكومت آن نقش تعيين كننده در تعيين پاليسي ها ندارد. بناءً به نظر من تعداد زيادي از وزارت ها يك مصرف اضافي هستند نه چيز بيشتر از آن! بنابراين گفته مي توانم كه سياست تشكيلاتي حكومت در طول شش سال، ناكام بوده و به همان گونه هم ادامه دارد. آيا سياست جامعه بين المللي تنها در افغانستان نامشخص است يا درتمام كشورها؟ افغانستان نسبت به ديگر كشور ها فرق مي كند، در ديگر كشور ها حكومت ها قوي هستند وحكومت هايشان درتمام جامعه خود حاكم هستند. تعيين وانتخاب بدست خود حكومت است؛ اما در افغانستان تعيين وانتخاب به دست بيروني هاست. كدرها به اساس شايستگي انتخاب نمي شوند بلكه به اساس روابط را انتخاب مي شوند. مسئله سمتي در نظر گرفته مي شوند نه به اساس توانايي هاي كاري! بنابراين سياست جامعه بين المللي در افغانستان، اساس گذار وتعيين كننده است كه نتيجه مثبت هم نداشته وندارد. بنابراين اين سياست يك سياست مبهم وگنگ است. چه مسئله شما را واداشت تا به مجلس نمايندگان كانديدا شويد؟ فعاليت هايي كه درچهارچوب جامعه مدني داشتم موثر بود و به همين منظور دوستانم مرا وادار كردند كه كانديد شوم واز طرف مجلس نمايندگان فعاليت ها خود را به نفع مردم پيش ببرم، بايد يادآور شوم كه امتيازهايي را كه قبلاً داشتم فعلاً به مراتب كمتر از آن امتياز را از مجلس نمايندگان دارم، وهدف من فقط خدمت به جامعه و مردم بوده وبس. شما فعلاً وابسته به كدام گروه هستيد، حزب دموكراتيك ويا تكنوكراتها؟ من برداشت وملاحظه به خصوص خود را دارم. شايسته ترين افراد، به نظر من كساني هستند كه ديدگاه وهدف شان خدمت به مردم وساختن جامعه افغانستان است. هستند تكنوكراتهايي كه سي سال درغرب بودند و هيچ نوع شناخت از جامعه ومردم ندارند؛ با يك بكس خالي مي آيند و با بكس پر از افغانستان پس مي روند. اما كساني هم هستند كه از خارج آمده اند و هدف شان خدمت به كشور است، آنها قابل قدر واحترام هستند و در نتيجه گفته ميتوانم كه من به كاركردها واهداف افراد باور دارم نه انديشه وآيديالوژي شان. شما به عنوان نماينده اسماعيليه ها در افغانستان گفته مي توانيد كه جايگاه فرقه اسماعيليه در كجاست؟ بلي اسماعيليان، فرقهاي هستند كه هيچگاه دست به شورش نزده اند و طرفدار جنگ نيستند. به همين خاطر اين طبقه هميشه پايبند نظام بوده اند و هستند؛ به همين خاطر است كه اين طبقه هميشه كمتر در كرسي هاي بلند پايه حكوت بوده اند؛ باكمال تأسف بايد بگويم كه اين خصلت آنها، طوري است كه اين طبقه را ازمتن به حاشيه كشانده شده است. امروز در دستگاه رهبري دولت هيچ اسماعيليه اي را پيدا نمي كنيد كه در پست هاي اول وظيفه داشته باشد. اسماعيليه بسيار پايبند قانون ومقررات هستند اما در افغانستان قانون تطبيق نمي شود و حكومت به كساني حق مي دهد كه روحيه سركشي دارند نه آنانكه به قانون پايبند هستند. رهبراني كه ادعا دارند كه از يك قوم ويك گروه رهبري مي كنند اينها تيكه داران هستند نه رهبران واقعي؛ اما اسماعيليان چون يك فرقه مظلوم وتابع قانون هستند كسي به آنها كمترين حق قايل نيست. همه تحليل گران، حكومت افغانستان را به باد انتقاد مي گيرند، اما شما چند نكته مثبت حكومت فعلي را بگوئيد؟ بدگفتن من و افراد ديگر فرق مي كند؛ مثلاً عدهاي مي گويند مجاهدين نقش شان در دولت كمرنگ شده، اين دولت ناكام است، اما من برعكس مي گويم كه افراد بيگانه از وطن و از غرب آمده، همراه افراد وابسته به تنظيم هاي جهادي، به جز ازمنافع خودكاري ندارند. بناءً منجر به ناكامي حكومت شده است. اما دولت، گام هاي مثبتي هم داشته مانند آزادي بيان، وغيره... شما يك گروپ پارلماني داريد بنام خط سوم در رابطه به فعاليت هايتان در اين گروپ بگوئيد؟ خط سوم ميان افراط وتفريط حركت مي كند، نقاط ضعيف حكومت را انتقاد مي كنيم ونقاط مثبت حكومت را مي پذيريم واستقبال مي كنيم در هر مسئله كه موضع گيري مي كنيم راه بيرون رفتنش را هم نشان مي دهيم. يعني هم نقد داريم و هم پيشنهاد. شما به اين مسئله كه به احزاب سياسي در پارلمان سهم داده شود موافق هستيد يا مخالف؟ بلي من به اين باور هستم كه درجامعه اي كه احزاب در قدرت سياسي سهم نداشته باشند دموكراسي نمي تواند عملي شود؛ اما احزاب افغانستان، احزاب سياسي نيستند و هدف شان تجارت است. اين احزاب نمايندگي ازتمام ملت و مردم افغانستان نمي كنند، بلكه مرام شان تجارت پيشگي مي باشد. آنچه مانع توسعه درجامعه افغانستان مي شود به نظر شما چيست؟ چند موضوع مانع توسعه سياسي واجتماعي در افغانستان شده است. انحصارگرايي، افراطيت وعدم توجه به ملت سازي از جمله چالش هاي عمده است كه مانع رشد اجتماعي وسياسي مي باشند. سخن آخر شما ؟ من از مردم افغانستان اين خواهش را دارم كه در انتخابات آينده رياست جمهوري به فردي رأي بدهند كه در آينده مصدر خدمت به جامعه شود، بايد دقيق زعيم خود را انتخاب نمايند. مانند گذشته نشود كه يك حكومت ناكام داريم و يك پارلمان نسبتاً ناكام، اميدوار هستم ديد مردم در آينده بسيار دقيق باشد و بهترين ها را براي آينده كشور انتخاب نمايند. تشكر http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/594/