آغاز برداشتن موانع امنيتي از جاده‏ها در كابل آيا اين‏بار موانع برداشته خواهند شد؟
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


پس از سال‏ها جنجال، شهرداری کابل برداشتن موانع امنیتی در خیابان‏های شهر کابل را با حمایت وزارت داخله آغاز کرد.
به گزارش بي.بي.سي، شهرداری کابل از چند سال پیش به برداشتن این موانع آغاز کرده بود و حتی حامد کرزی، رئیس دولت هم فرمانی در این زمینه صادر کرده بود، ولی در عمل این موانع برداشته نشدند. اين‏بار نيز شك و شبهاتي در مورد موفقيت كامل اين پروسه وجود دارد.
‏بسیاری از جاده‏های منتهی به ادارات دولتی، موسسات خارجی، بانک‏ها و در مواردی حتی خانه‏های شخصی مقام‏های دولتی و شخصیت‏های سیاسی، بسته‏اند و یا هم با گذاشتن موانع سیمنتی تنگ و محدود شده‏اند.
‏یونس نواندیش، شهردار کابل روز شنبه، ۳۰ اسد اعلام کرد که همه موانع غیرضروری که نهادها و افراد قدرتمند در جاده‏ها گذاشته‏اند، برداشته خواهند شد.
‏این موانع علاوه بر این‏که ترافیک شهر کابل را با مشکلات فراوان روبه‏رو کرده، چهره شهر کابل را هم تغییر داده و آن را تا حدودی به قلعه‏ای جنگی مبدل کرده است و بسیاری‏ها گفته‏اند که با دیدن این وضعیت به آن‏ها احساس ناامنی دست می‏دهد.
‏آقای نواندیش از همه نهادها، ادارات دولتی و افرادی که با گذاشتن موانع سیمنتی خیابان‏ها و کوچه‏های شهر کابل را مسدود کرده‏اند، خواست که با شهرداری کابل همکاری کنند.
‏شهردار کابل همچنین هشدار داد که با ادارات و افرادی که در این زمینه همکاری نکنند، برخورد قانونی خواهد شد.
نواندیش در عین حال گفت که شهرداری کابل با همکاری وزارت داخله به موسسات و نهادهایی که نیاز به موانع امنیتی دارند، مشورت خواهد داد که از این گونه موانع چگونه کار گیرند تا باعث بسته شدن خیابان‏ها نشود.
‏او گفت: «البته ما می‏خواهیم در این مورد برخورد منطقی داشته باشیم. مسائل امنیتی ادارات و نهادهای خارجی را جدا در نظر می‏گیریم.»
‏مقام‏های پولیس کابل هم اعلام کرده‏اند که شهرداری کابل را در زمینه برداشتن این موانع حمایت کامل خواهد کرد.
عبدالرحمان رحمان، فرمانده پولیس کابل گفت که وزارت داخله تصمیم گرفته که در آغاز این برنامه، موانع امنیتی را از جلو ادارات مربوط به خود بردارد.
فرمانده پولیس کابل گفت که هر نقطه‏ای را که شهرداری کابل تعیین کند، نیروهای پولیس برای برداشتن موانع در آن‏جا وارد عمل خواهند شد.
‏ شماری از شهروندان کابل که ناظر آغاز این روند بوده‏اند، اقدام شهرداری کابل و وزارت داخله را گامی مثبت می‏دانند، اما با توجه به عملی نشدن تصمیم‏های قبلی شهرداری و پولیس در گذشته چندان خوش‏بین نیستند.
در پی بالا گرفتن خشونت‏ها در شهر کابل و به ویژه حملات انتحاری از سوی شورشیان، ادارات دولتی و نهادهای داخلی و خارجی مستقر در این شهر به گذاشتن موانع امنیتی در جلو دفاتر خود آغاز کردند.
‏ظرف چند سال اخیر این موانع در خیابان‏های شهر کابل به حدی افزایش یافت که عملا باعث بسته شدن شماری از خیابان‏ها و تنگ شدن شماری از خیابان‏های دیگر شد.
‏موانع متعدد و تنگ شدن خیابان‏ها در شهری که جمعیتی بسیار بیشتر از ظرفیتش را در خود جای داده، مشکلات زیادی را برای جریان ترافیک و ساکنان این شهر به وجود آورده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3080/
ده نامزد ديگر از ليست نامزدان انتخابات پارلماني حذف شدند


ده نامزد ديگر از ليست نامزدان انتخابات پارلماني حذف شدند
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


فيفا:نبود امنیت جدی‌ترین مساله فراروی انتخابات است
كميسيون شكايات انتخاباتي ده تن ديگر از نامزدان انتخابات مجلس نمايندگان را به علت كنار نرفتن از وظايف دولتي از ليست نهائي كانديدان حذف نمود.
به گزارش خبرگزاري‏ها، احمد ضيا رفعت، سخنگوي كميسيون شكايات انتخاباتي در يك نشست خبري در كابل گفت كه اين كميسيون ده تن ديگر از نامزدان انتخابات مجلس نمايندگان را كه به موقع از وظايف دولتي خود كنار نرفتند، از ليست نهايي حذف نموده است.
اين در حالي است كه از اعلام ليست نهايي نامزدان تاكنون، 62 تن از نامزدان انتخابات مجلس نمايندگان به دلايل گوناگون از ليست كانديدان حذف شده‏اند.
همچنان سخنگوي كميسيون شكايات انتخاباتي گزارش هفته قبل روزنامه گاردين را كه گويا يكي از سخنگويان خارجي كميسيون ياد شده به كشور خود رفته و ديگر بازنگشته، رد نمود و افزود، سفر اين سخنگو يك سفر عادي بوده و او هم‌‏چنان به وظايف خود ادامه مي‏دهد.
احمد‏ضيا رفعت گفت تا حال 625 شكايت به كميسيون بررسي شكايات انتخاباتي مواصلت نموده و كار در اين راستا ادامه دارد.
اين در حالي است كه احمد سعید حقیقی، رییس كميسیون شكایات انتخاباتی هرات می‏گوید، پس از بررسی شكایات رسیده مشخص شد که 86 تن از نامزدان انتخابات پارلمانی در هرات بدون رعایت بندهای 3 و 4 فقره یك ماده نهم دستورالعمل مبارزات انتخاباتی، اقدام به نصب تصاویر تبلیغاتی خود نموده‏‏اند.
حقیقی می‏گوید، جریمه این نامزدان از 8 تا 20 هزار افغانی تعیین شده كه این نامزدان مكلف‏اند تا 5 روز دیگر پرداخت نمایند.
‏علاوه بر وضع مجازات برای این نامزدان، دوسیه‏های شماری دیگری از نامزدان كه متهم به مبادرت به نصب عكس‏ها و سوء‏استفاده از امكانات دولتی می‏باشند، تحت بررسی قرار دارد.
در همين حال، بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه افغانستان، فیفا، روز شنبه گذشته با انتشار یک گزارش تازه در مورد روند مبارزات انتخاباتی، نبود امنیت را جدی‌ترین مساله فراروی انتخابات خواند و گفت که در 16ولایت نامزدان انتخابات به صورت منظم مورد تهدید قرار گرفته‌اند.
به گفته‌ی فیفا، در چهارده ولایت دیگر نامزدان انتخابات آن طوری که برنامه‌ریزی کرده بودند، نتوانستند مبارزات انتخاباتی خود را در سطح ولسوالی‌ها به پیش ببرند. اما در حالی‏که کميسیون مستقل انتخابات اعلام کرده است بنابر مشکلات امنیتی بیش از 900 مرکز رای‏دهی در مناطق مختلف در روز انتخابات پارلمانی مسدود خواهند بود، مقامات امنیتی می‏گویند کوشش می‏کنند تا این رقم کاهش یابد.
جنرال ظاهر عظیمی، سخنگوی وزارت دفاع گفت، در همکاری با نیروهای بین‏المللی تلاش می‏شود تا زمان برگزاری انتخابات، امنیت در بسیاری از مناطق ناامن کشور تامین گردد.
‏وی گفت، ما در مدت زمانی که به برگزاری انتخابات باقی مانده است، کوشش می‏کنیم تا رقم سایت‏های بسته شده را کاهش دهیم.
‏آقای عظیمی پذیرفت که ناامنی‏ها پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در افغانستان افزایش یافته است، اما در عین حال جنرال جوزف بلاتز، سخنگوی آیساف گفت كه با استفاده از تجربه انتخابات گذشته در کشور و ازیاد نیروهای افغان، مطمئنند که این انتخابات در یک فضای مصون برگزار خواهد شد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3079/
هشدار اداره مبارزه با حوادث: كمبود مواد غذايي در فصل زمستان


هشدار اداره مبارزه با حوادث: كمبود مواد غذايي در فصل زمستان
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


رييس اداره ملي مبارزه با حوادث كشور ضمن هشدار نسبت به كمبود مواد غذايي در فصل زمستان، از وزارتخانه‏هاي مربوطه خواست تا آمادگي لازم را در اين خصوص داشته باشند.
‏ به گزارش آژانس خبري باختر، عبدالمتين ادراك گفت: به علت جاري شدن سيلاب در پاكستان، آتش‏سوزي در مسكو و خريد گندم قزاقستان از سوي يكي از كشورهاي همسايه‏، افغانستان با كمبود مواد غذايي مواجه خواهد شد.
رئيس اداره آمادگي مبارزه با حوادث هشدار داد كه سال آينده در كشور از ناحيه كمبود مواد غذايي سال دشواري خواهد بود.
عبدالمتين ادراك كه در يك كنفرانس خبري سخن می‏گفت، از سازمان ملل متحد و همچنان وزارت‏هاي تجارت و زراعت خواستار تدابير جدي براي تداركات مواد غذايي در كشور گرديد.
وي اظهارداشت كه وزارت‏هاي تجارت و زراعت از همين اكنون قراردادهاي خريداري مواد غذايي را با كشور‏ها عقد و وزارت زراعت ذخاير مواد غذايي را در كشور ایجاد نمايد تا امكان ذخيره مواد غذايي به وجود آيد.
او گفت، در حال حاضر 75 هزار تن گندم در ولايات كشور ذخيره گرديده كه ناكافي مي‏باشد.
ادراك اظهار كرد كه سيلاب‏هاي اخير در برخي ولايات حدود سي و شش هزار متريك تن مواد غذايي مردم را از بين برده است.
وي همچنان از سازمان ملل متحد خواست تا تدابيري را براي جلب كمك‏ها در بخش مواد غذايي براي افغانستان در نظر بگيرد. ادراكخاطرنشان ساخت كه حدود 9 میليون نفر دركشور در زير خط فقر زندگي مي‏نمايند و اگر به وضعيت آنان توجه صورت نگيرد، در سال آينده با مشكلات جدي مواجه خواهند شد.
ادراك كشورهاي پاكستان و قزاقستان را دو منبع وارداتی مواد غذايي براي افغانستان خواند و گفت كه اخيراً قزاقستان قراردادي را با جانب دولت ايران براي صادرات مواد غذايي خود عقد كرد و پاكستان نيز به خاطر سرازير شدن سيلاب‏هاي ويران‏گر، صدور مواد غذايي خود را به افغانستان قطع كرده است.
از سوي ديگر، مسئولین اداره ملی مبارزه با حوادث طبیعی می‏گویند، به خاطر رسیدگی به سیلاب‏زده‏هاي داخلي و بازسازی منازلی که در اثر این سیلاب‏ها از بین رفته، به کمک موسسات بین‏المللی نیاز است.
‏ ادراک در صحبت با خبرنگاران گفت، از بهار سال جاری تا اکنون در اثر سیلاب‏ها در افغانستان، بیشتر از 15 هزار منزل مسکونی از بین رفته است.
‏وي افزود، بی‏سرپناهی یکی از مشکلات عمده سیلاب‏زده‏ها است و دولت افغانستان به تنهایی قادر به ساختن خانه براي این سیلاب‏زده‏ها نیست.
‏در عين حال رئيس اداره ملي مبارزه با حوادث خاطرنشان ساخت كه به خاطر مبارزه موثر با حوادث طبیعی در كشور، روی یک پلان تازه کار می‏کنند.
ادراک در مورد بخش‏های این پلان توضيح داد: «‏در این پلان چهار موضوع اساسی گنجانیده شده است: اول ارزیابی عاجل، دوم كار در قسمت کاهش ضرر‏های ناشی از حوادث طبیعی، سوم كار در قسمت نحوه سیستم کمک‏رسانی و داشتن گدام‏ها و چهارم، تقسیم وظایف در قسمت بازسازی بعدی و جواب‏دهی از مسائل کاری.»
به اساس ارقام ارایه شده از جانب اداره ملی مبارزه با حوادث طبیعی، از بهار سال جاری تا اکنون در اثر سیلاب‏ها در افغانستان چهارصد تن هلاک شده و صدها تن دیگر نیز جراحت برداشته‏اند.
‏در اثر این سیلاب‏ها هم‏چنان هزاران جریب زمین زراعتی و باغ‏ها نیز از بین رفته است.
‏مقامات می‏گویند، تا اکنون تنها مواد غذایی و خیمه در اختیار سیلاب‏زده‏ها قرار گرفته است.
‏با این‏که مقامات از تلاش‏ها به هدف رسیدگی به مشکلات سیلاب‏زده‏ها سخن می‏زنند، اما متضررین این سیلاب‏ها می‏گویند، کمک‏هایي که صورت گرفته، بسیار اندک است و در برخی مناطق مردم به این کمک‏ها هیچ دست‏رسی ندارند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3078/
امریکا سه پایگاه هوایی در افغانستان می‏سازد


امریکا سه پایگاه هوایی در افغانستان می‏سازد
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


اعمار و توسعه سه پایگاه هوایی در شمال و جنوب افغانستان که صدها ميلیون دالر در آن مصرف خواهد شد، نمایان‏گر افزایش نیروهای امریکایی در افغانستان و پلان‏های آینده وزارت دفاع امریکا در کشور می‏باشد.
‏گزارش روزنامه واشنگتن پست حاكي است، با این‏که حمایت مردم امریکا از جنگ افغانستان کاهش یافته و رییس‏جمهور اوباما تعهد کرده که خروج نیروهای امریکا در جولای سال آینده از افغانستان آغاز خواهد شد، وزارت دفاع امریکا در افغانستان سه پایگاه هوایی می‏سازد که کار اعمار هیچ یک از آن‏ها قبل از جولای سال آینده تکمیل نخواهد شد.
‏این سه پروژه برای نیروهای افغان نبوده، برای قوای امریکایی می‏باشد.
در مجموع یک هزار و 300 ميلیون دالر برای اعمار این تاسیسات تقاضا شده که کنگره باید این مصارف را تصویب کند.
‏این مبلغ جدا از بودجه مالی سال 2011 امریکا می‏باشد.
‏کمیته تدارکات مجلس نمایندگان امریکا این مصارف را پذیرفته، اما از طرف اکثریت مجلس این مبلغ هنوز به تصویب نرسیده است.
‏برعلاوه تاسیس این پایگاها، وزارت دفاع امریکا می‏گوید، پنج هزار و 300 ميلیون دالر را برای تاسیسات اردو و پولیس ملی افغانستان تخصیص داده است که اکثر این تاسیسات در سه یا چهار سال آینده ساخته خواهد شد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3077/
فرمانده پوليس كابل: برنامه‏ها و تاکتیک‏های تازه امنیتی در کابل پیاده خواهد شد


فرمانده پوليس كابل: برنامه‏ها و تاکتیک‏های تازه امنیتی در کابل پیاده خواهد شد
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


نیروهای امنیتی پولیس در کابل در پاسخ به نگرانی‏های امنیتی در شهر و اطراف کابل و به هدف کاهش مشکلاتی که وجود دارد، برنامه‏ها و تاکتیک‏های تازه امنیتی را پیاده خواهند کرد.
‏جنرال عبدالرحمن رحمن، فرمانده پوليس کابل گفته است که برنامه جدیدي برای تامین امنیت، شامل ایجاد پوسته‏های امنیتی سیار، تقویت کمر‏بند‏های امنیتی و هم‏چنان ازدیاد تحرکات پولیس در جریان شب و روز خواهد بود. ‏وی هم‏چنان گفت که این برنامه در آینده نزدیک پیاده خواهد شد.آقای رحمن در ادامه افزود: «‏با در نظر داشت حال و اوضاع شهر، جا‏هایي که برای پوسته‏های ثابت لزومي ندارد، در آن‏جا‏ها پوسته‏های متحرک و گزمه‏ها از طرف روز و شب اجرا خواهد شد. این یک پلان تاکتیکی جدید است تا امنیت به صورت بهتر و خوب‏تر در شهر کابل تامین شود.»
‏از برنامه‏های تازه به هدف تامین امنیت بهتر مردم در کابل در حالی خبر داده می‏شود که در ماه‏های گذشته کابل چندین بار شاهد فعالیت‏های تروریستی بوده و در عین حال راه بندان و افزایش نفوس در کابل باعث ایجاد مشکلات جدی شده است. ‏نیروهای امنیتی پولیس در کابل در گذشته نیز تحرکات و پلان‏هایي داشته‏اند، اما این پلان‏ها کم‏تر نتایج عملي در پی داشته است.
‏کارشناسان امور نظامی می‏گویند که عدم موجودیت هماهنگی میان نیروهای امنیتی منجر به افزایش مشکلات می‏شود.
‏عبدالهادی خالد، معین اسبق وزارت داخله به این نظر است که باید بیشتر از هر چیز دیگر، هماهنگی میان نیرو‏های مستقر در کابل ایجاد شود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3076/
کلمه «لا‏اله‏الا‏الله» روی پوست یک خربزه در سمنگان


کلمه «لا‏اله‏الا‏الله» روی پوست یک خربزه در سمنگان
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


به روی پوست بیرونی یک خربزه کلمه شریف لا‏اله‏الا‏الله به خط خوانا و درشت به طور طبیعی نوشته شده است که در شهر ایبک مرکز ولایت سمنگان دیده شده است.
به گزارش تلویزیون ملی‏، محمد هاشم، یک تن از متنفذین شهر ایبک که خربزه متذکره را خریداری نموده است، می‏گوید این یکی از علایم و نشانه‏های قدرت الهی بوده که مطابق حکم آیه 53 سوره سجده که ترجمه‏اش چنین است‏: به زودی نشانه‏های خود را در اطرف جهان و در درون جان‏های‏شان به آن‏ها نشان می‏دهیم تا برای آنان آشکار گردد که ذات خداوند تبارک و تعالی حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگار بر همه چیز شاهد و گواه هست.
‏خداوند بزرگ و توانا هر جا که خواسته باشد، نوری از انوار الهی خویش را به بندگانش نشان می‏دهد که موجودیت کلمه توحید روی پوست خربزه متذکره، شاهد اين مدعا است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3075/
دو چالش عمده در برابر آموزش نيروهاي افغان؛


دو چالش عمده در برابر آموزش نيروهاي افغان؛
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


بی‏سوادی و فرار از وظیفه تنها بین 14 تا 18 درصد نیروهای امنیتی افغان از سواد بهره‏مند هستند
یکجنرال آمریکايی که مسئولیت آموزش نیروهای پولیس و اردوی افغانستان را بر عهده دارد، گفته است که آموزش این نیروها به دلیل بی‏سوادی سربازان و فرار از وظیفه با چالش‏های عمده رو به رو شده است، اما مقامات در وزارت دفاع ملی کشور این گفته‏های جنرال ویلیام کالدویل را بی‏اساس و غیرمسئولانه دانسته‏اند.
‏به گزارش راديو آزادي، جنرال ویلیام کالدویل که مسئولیت آموزش نیروهای امنیتی افغان را به عهده دارد، گفته است که با درنظرداشت شرایط آموزش، پیش از اکتوبر سال آینده میلادی پولیس و اردوی افغانستان تنها در مناطق محدود کشور می‏توانند مسئولیت امنیت را بر عهده بگیرند، آن هم با همکاری نیروهای خارجی.
‏این جنرال آمریکايی همچنان گفته است که روند ایجاد نیروهای امنیتی افغان با چالش‏ها و موانع جدی رو‏به‏روست. وی بی‏سوادی سربازان در اردو و پولیس ملي و فرار از وظیفه را از موانع عمده در برابر ایجاد نیروهای مسلکی افغان دانسته است.
جنرال ویلیام کالدویل هم‏چنان گفته است که تنها بین 14 تا 18 درصد سربازان و افراد نیروهای امنیتی افغان از سواد بهره‏مند هستند و میزان کسانی که ترک وظیفه می‏کنند، به 47 درصد می‏رسد که از این میان 23 درصد از صفوف اردو و 16 درصد از صفوف پولیس ملي ترک وظیفه می‏کنند.
‏با آن‏که سخنگوی وزرات امورداخله کشور، فرار سربازان از صفوف پولیس به دلیل مشکلات لوجستیکی و تخنیکی را می‏پذیرد، اما سخنگوی وزارت دفاع ملی گفته‏های این جنرال آمریکايی را بی‏اساس و غیرمسئولانه می‏داند.
‏جنرال ظاهر عظیمی در این راستا می‏گوید که سطح فرار اردوهای داوطلب در دنیا بین 6 تا 9 درصد است و ما تا کنون از این چارچوبی که در دنیا وجود دارد، خارج نشدیم.
‏وی برای اثبات سخنانش گفت‏؛ چند روز پیش جنرال پتريوس یک بیانیه داد که شما توانسته‏اید سه ماه قبل از موعد مقرر، 134 هزار نیرو را تکمیل کنید‏.
‏به گفته مقامات در وزارت داخله و وزارت دفاع ملی، هم اکنون 27 هزار سرباز اردو و پولیس مشمول برنامه سوادآموزی هستند و انتظار می‏رود که این رقم تا سال آینده به 50 هزار تن برسد.
در همين حال، بسم‌الله محمدی، وزیر داخله که از دو ماه به این سو در این سمت ایفای وظیفه می‌کند، مي‏گويد: بررسی‌های او در این مدت نشان می‌دهد که پولیس افغانستان با مشکلات جدی مواجه است.
‏‏پایین بودن سطح آموزش نیروهای پولیس از عمده‌ترین مشکلات پولیس شمرده می‌شود که وزیر داخله روی آن انگشت گذاشت.
‏بسم‌الله محمدی گفت، بزرگترین مشکلی که در پولیس افغانستان می‌بینم، متاسفانه پایین بودن تعلیم و تربیت است. امروز بیش از 50 درصد پولیس افغانستان متاسفانه و متاسفانه تعلیم و تربیت ندیده‌اند. حتی برای مدت دو روز...!
‏به گفته وی بیشتر سلاح‌های دست داشته پولیس کهنه و یا هم قابل استفاده نیستند و بر بنیاد تفاهمی که با وزارت دفاع افغانستان وجود دارد، این وزارت 20 هزار سلاح سبک را در اختیار پولیس قرار می‌دهد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3074/
افغانستان وهم گرايي منطقه اي


افغانستان وهم گرايي منطقه اي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


دومين نشست چهار جانبه ميان افغانستان ، روسيه ، پاكستان ،وتا جيكستان در شهر سوچي روسيه با حضور روءساي جمهورچهاركشور تدوير يافت. اين دومين نشست ميان چهاركشور بود که دراین شهر تدویر یافت اولين نشست اين گروه تابستان سال گذشته در شهر دوشنبه پاي تخت تاجيكستان بر گزار گرديده بود.
اولین دید گاهی که دراین زمینه مورد وجود دارد اینست که چه ضرورتی افغانستان را واردار ساخته است که به این گونه نشست ها بها دهد در حالی که بیش از سی کشور فرامنطقه ای در افغانستان حضور دارند ؟
دومین پرسش این گونه مطرح می شود که افغانستان دراین نشست ها چقدر می تواند ابتکار عمل داشته باشد ویا سخن دیگر کشور های فرا منطقه‌ي حاضر به افغانستان اجازه می دهند که افغانستان به عنوان یک بازیگر فعال منطقه ای نقش ایفا کند ؟
واقعیت آنست که افغانستان همیشه از همسایگان خویش ضربه خورده است این فرایند منفی در تاریخ افغانستان سایه افگنده است هر وقت کسانی که از حکومت های افغانستان در تنگنا قرار گرفته اند به همسایگان پناه برده اند وهمسایگان نیز از آن ها حمایت کرده است ودست ان هارا در اعمال خلاف دولت باز گذاشته است، همین اکنون نیز مخالفان دولت افغانستان در کشور های همسایه به سر می برند واز طریق کشور های همسایه تجهیز وتسلسح می شوند تابه افغانستان هجوم آورند این واقعیتی است که افغانستان ازآن دررنج وتعب است وهم جامعه ی جهانی حاضر در افانستان به این واقعیت پی برده اند که بدون کمک های موئثر همسایگان افغانستان از شر تروریزم خلاصی نخواهدیافت؛ اما مشکلی که وجوددارد بر خورد دو گانه ای همسایگان افغانستا ن است ؛ همسایگان معمولا روی میز مذاکرات از هیچ گونه وعده های چرب ونرم دریغ نمی ورزند از هم گرایی ، بازار مشترک تجارتی ، بازار های مشترک مرزی وگاهی از برداشتن روادید میان کشور ها سخن می زنند ؛ اما این گفته ها در سطح حرف باقی مانده است ونتایج عملی مهمی به بار نیاورده است .مواضع دولت ایران چندان شفاف نبوده است وپاکستان که عملا وعلنا از طالبان حمایت می کند ؛اما برخی کار شناسان بدین باورند که هر قدر زمان می گذرد همسایگان افغانستان به این واقعیت پی می برند که بدون افغانستان با ثبات وامن، کشور های همسایه در امنیت نخواهد بود. در گزارش ها آمده بودکه رئیس جمهور ایران به دلیل اهمیت افغانستان، نماینده ای ویژه ای ازسوی خود برای افغانستان گماشته است تا بتواند بیشتر با مسایل افغانستان آشنا شود وبر مشکلات این کشور اشراف داشته باشد ،وپاکستان نیز بیش از گذشته به اهمیت افغانستان پی می برد اما ازاین که قدرت واقعی پاکستان دردست ساز مان استخبارات آن کشور است کمی زمان لازم است تا زمام داران غیر نظامی آن کشور قدرت واقعی را ازاان خود کنند ودست نظامیان را از قدرت پاکستان کوتاه نمایند ؛ گرچه مقاله ای آقای اسپنتا مشاور امنيت آقاي كرزي د ر هفته ای گذشته نشان از نگرانی دولت افغانستان از جامعه ای جهانی داشت ودر آن مقاله تاکید رفته بود که که باید جامعه ای جهانی مواضع شفافي در قبال طالبان اتخاذ کند با مرز بندی شفاف میان دوست ودشمن عمل نماید اما به نظر می رسد آن مقاله یک کمی شتاب زده نوشته شده باشد البته برای ما افغان ها که هرروز با جنایت های طالبان دست وگریبان هستیم حق ما است ودر خواست ما از جامعه ای جهانی نیز به جا ومنطقی است ؛اما آنچه دراین میان نادیده گرفته می شود روند کند انتقال قدرت به غیر نظامیان است . گرچه مقام های پاکستان مدعی اند که که ساز مان استخبارات آن کشور از ازقدرت واقعی برخوردار نیست؛ اما واقعیت ها خلاف آن را نشان می دهد، زیرا طالبان در آن کشور هنوز فعال اند ،شورای کویته به صورت علنی کار می کند وهرروز که می گذرد تجهیزات بیشتر در اختیار طالبان قرار می گیرد.
برخی کار شناسان نیز بدین باورند که همین موضع دشمنانه ای پاکستان نیز ناشی از مشکلاتی است که در منطقه وجوددارد اگر ارتباط میان پاکستان وهندوستان در گفت وگو های منطقه اي حل شود واعتماد متقابل میان هر دو همسایه هند وپاکستان ایجاد گردد دلیلی وجود ندارد که پاکستان باز هم به اعمال تخریب کارانه دست بزند؛ لذا لازم است که هم گرایی منطقه ای تعریف فراتر وگسترده تری پیدا کند. روسیه نیز گرچه از همسایگان افغانستان شمرده نمی شود ؛ آما آن کشور می داند که نفوذ افراط گرايی در آسیای میانه آن کشوررا نییز متا ء ثر خواهد ساخت وپای آن کشور را در مناقشات ضد تروریزم باز خواهد کرد لذا این ضرورت را احساس کرده است که با کشور های منطقه هم کاری نزدیک داشته باشد.
در پاسخ به پرسش دوم نیز می توان این گونه گفت که کشور های غربی نیز بار ها اذعان واعتراف کرده اند که بدون توجه همسایگان افغانستان، امنیت در اين کشورها ايجادنخواهد شد گرچه با برخی همسایگان افغانستان خصومت دیرینه دارند ولیکن باز هم می کوشند امنیت افغانستان را با هم کاری کشور های همسایه ای افغانستان حل کنند.
به هر حال هم گرايي براي تمام منطقه يك ضرورت است، اما براي افغانستان از اهميت خاصي بر خوردار است ؛افغانستان هم به لحاظ سياسي وهم به لحاظ اقتصادي با كشور هاي منطقه رابطه اي ديرينه داشته است.
روسيه از زمان استقلال افغانستان تا كنون روابط تنگاتنگي داشته و بر خي از موسسه هاي تحصيلات عالي ونيمه عالي افغانستان همانند تخنيكم،پل تخنيك وبر خي از كار خانه هاي افغانستان ساخت روسيه است لوازم وتجهيزات روسي دران به كار رفته وحتا مواد خام آن بايد ازروسيه وارد افغانستان شود تا كار آن آدامه پيدا كند. بسياري از تجهيزات اردوي افغانستان روسي است –گرچه امروز چيزي زيادي ازآن باقي نمانده است-گذشته از همه ی اين ها كه بر شمرديم افغانستان براي اين كه بتواند به درياهاي ازاد راه پيدا كند، بايد از كشور هاي منطقه عبور كند .كشور هاي منطقه نيز وقتي می تواند از ظرفيت هاي بازار هاي يك ديگر استفاده ببرند که اموال تجارتي خويش را از راه افغانستان عبور دهند ؛ اما بررغم اين همه نياز مندي هايي كه افغانستان رابه هم گرايي منطقه اي وا مي دارد اين هم گرايي با اما هاي نيز روربرو است و دولت افغانستان با آن كه گرايش به سوي منطقه يافته است وليكن نبايد فراموش كند كه حضور پر رنگ وتاثير گذار كشور هاي فرا منطقه اي ، منافع جهاني افغانستان فداي گرايش هاي منطقه اي نه گردد لذا لازم است كه ميان اين دو گرايش توازن وتناسبي ايجاد كند كه روابط با كشور هاي غربي قرباني هم گرايي منطقه اي نشود.
همه كشور ها داراي فراز وفرود تاريخي مي باشد وليكن افغانستان در تاريخ پر فرود خويش وقتي مي تواند به عنوان يك عضو فعال وجود وحضور داشته باشد كه پيوند هاي بين المللي اش استوار وپا بر جا بماند نبايد روابط با روسيه سران افغانستان را به هيجان اورد كه شريك ودوست نزديك تر وبهتري بدست آورده است وبه هر بهانه اي رابطه با كشور هاي غربي را تحت الشعا ع قرار دهد در ميان همسايگان افغانستان، روسيه ، خاطره اي بدي را در اذهان افغان ها بر جاي گذاشته است اگر علت العلل مشكلات كنوني بررسي شود بي شك پاي روس ها درآن دخيل است ونمي توان ازان به اساني گذشت وان همه جنايت را نا ديده انگا شت ؛
امروزهم روابط بر اساس منافع صورت مي گيرد نبابراين نتيجه اي كه مي توان گرفت انست كه اول اين كه افغانستنان بايد تلاش كند به عنوان يك وزنه اي منطقه اي درايد وكشور هاي همسايه منفعت خودرا در ارتباط با افغانستان بدانند يعني رابطه با همسايگان دوطرفه وبا به رسميت شناختن منافع متقابل باشد در غير آن صورت ارتباط يك طرفه نتيجه اي جز پاي مال شدن منافع ا فغان ها نخواهد بود دوم اين كه افغانها بايد هم گرايي منطقه اي را بر ارتباط بين المللي تر جيح ندهند؛ هم مبناي ارتباط كشور هاي منطقه منافع آن كشور ها است وهم مبناي ارتباط كشور هاي غربي.
منتهي با يك تفاوت كه غربي ها خواستار افغانستان يك پارچه ومتحد مي باشند ومي خواهند منافع خويش را بدين گونه تامين كنند ؛اما كشور هاي همسايه منافع خويش را درتكه تكه كردن افغانستان جست وجو مي كنند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3073/
نگاهي به فواید روحی و جسمی روزه


نگاهي به فواید روحی و جسمی روزه
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


خداوند متعال در قرآن می‏فرماید: «ای كسانی كه ایمان آورده‏اید! بر شما روزه واجب گردیده همچنان كه بر پیشینیان واجب گردیده است، باشد كه پرهیزگار شوید.» خداوند در این آیه بعد از بیان وجوب روزه، فلسفه این فریضه الهی را تقوا و پرهیزگاری می‏داند. تقوا به معنای پرهیزگاری، ترسیدن از حق تعالی و دوری كه دل از گناه است.
انجام كامل روزه، خودداری از خوردن و آشامیدن و پرهیز از تمایلات جنسی و سایر مبطلات است. اگر روزه‏دار این پرهیز محدود را گردن نهد، امید است كه شخصی پرهیزگار و وارسته گردد، چرا كه اگر انسان پرهیز از تمایلات جسمانی و جنسی را در خود تقویت كند، زمینه نزدیكی به معنویات و قرب الی‏الله را افزایش می‏دهد. وقتی انسان این حالت را در خود افزایش دهد و به مقام قرب الهی رسیده و شخصی پرهیزگار و خداترس شود، به حقیقت روزه كه تقوا است، دست می‏یابد.
چون فلسفه وجوب روزه از دیدگاه قرآن تقوا و پرهیزكاری است، به برخی از ثمرات تقوا و پرهیزگاری از
دیدگاه قرآن اشاره می‏كنیم:
1ـ رعایت تقوا، عامل فلاح و رستگاری است.
2ـ تقوا پیشه كنید، تا شكرگزار نعمت‏های حق باشد و تشكر بدون تقوا بی‏معنا است.
3ـ خداوند دوست‏دار اهل تقوا است. كسی كه با روزه گرفتن تقوای الهی را در خود افزایش داد، محبوب خدا می‏شود.
4ـ تقوای الهی پیشه كنید (كه عدم تقوا باعث شدت عذاب است) و بدانید كه خداوند شدیدالعقاب است.
بیان این آیه و موضوع تقوا به عنوان هدف و فلسفه روزه به این معنا نیست كه هیچ هدف حكمت دیگری در روزه منظور نشده باشد و تمام فلسفه و حكمت آن همین باشد، بلكه ممكن است تقوا و خودسازی، مهم‏ترین هدف و حكمت آن بوده و اهداف و حكمت‏های دیگر نیز در آن است.
اما به غير از رسيدن به قرب الي‏الله، روزه داراي چه خصلت‏های نیک را در انسان تقویت و چه صفاتی را از وی دور می‏نماید؟
تاثیر روزه برای غلبه با نفس
‏حکومت غرايز و شهوات بر انسان خطرناکترين حکومت‏هاست و آدمي را اسير و بي‏اختيار مي‏سازد و به پستي و رزالت مي‏کشاند. مبارزه با سلطه شهوات نفس که در اسلام جهاد اکبر ناميده شده، به پايمردي و اراده‏اي استوار نياز دارد.
انسان با روزه‏داري که، امساک در خوردن و آشاميدن و خودداري از برخي چيزهاي ديگر است، در واقع با خواهش‏هاي خويش مي‏جنگد و در برابر غرايز خود مقاومت مي‏کند، تمرين اين عمل اراده و تصميم را در انسان نيرومند مي‏سازد و جان را از قيد حکومت و سلطه هوس‏ها و خواهش‏ها مي‏رهاند. پيشوايان اسلام فرموده‏اند: «افضل الناس من جاهد هئاه و اقوي الناس من غلب هواه» بهترين مردم کسي است که با هواي نفس مبارزه کند و نيرومند‏ترين آنان کسي است که بر آن پيروز شود. پس روزه‏داران بهترين مردمند، چرا که با خواسته‏هاي نفساني مبارزه مي‏کنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه خويش اين بهره را بگيرند که بر نفس خود مسلط شوند، از نيرومند‏ترين مردم نيز خواهند بود.
روزه و به ويژه روزه يک‏ماهه رمضان موجب مي‏شود که حکومت شهوات و اميال شيطاني جاي خود را به حکومت تقوي و پيروي از دستورات الهي بدهد و تيرگي و هوس‏ها و شهوات در جان آدمي به نورانيت و روشني باطن تبديل شود. در سايه همين صفا و پاکي حاصل از روزه است که روزه‏دار با خود‏آگاهي نه تنها دهان و شکم را از خوردن و آشاميدن که دست و پا و چشم و گوش و زبان و همه اعضاي خويش را از آن‏چه خدا حرام فرموده، نگاه مي‏دارد و مي‏تواند به آن درجه از تقوي نايل آيد که حتي از انديشه و فکر گناه نيز دوري گزيند و اين اوج نورانيت روزه است.
باري صفا و پاکي حاصل از روزه و خود‏داري و پرهيز‏کاري روزه‏دار هم‏چون سپري است که روزه‏دار را از اتش عذاب الهي که مولود گناهان است، مصون ميدارد. پيامبر عزيز اسلام‏(ص) فرمودند: «الصوم جنه من النار» روزه سپري است که روزه‏دار را از آتش جهنم حفظ مي‏کند. روزه و صبر
«صبر» از خصايلي است که در اخلاق اسلامي بر آن بسيار تأکيد شده است‏، انسان مسلمان در زندگي فردي و اجتماعی خويش در راه هدف‏هايي مبارزه مي‏کند و با مشکلاتي نيز روبرو است، بدون خصلت صبر، پيروزي بر مشکلات و رسيدن به هدف‏ها آسان نيست‏. صبر و مقاومت بر نيروي پايداري انسان مي‏افزايد و اراده را توانا مي‏سازد، هيچ جامعه‏اي اگر تحمل ناگواري‏ها را نداشته باشد، بر مشکلات خويش و بر دشمنان خويش نمي‏تواند پيروز گردد. با صبر و مقاومت است که مي‏توان به به پيکار ستمگران رفت و دست استعمار‏گران را کوتاه نمود و روزه به ويژه در روزهاي گرم و طولاني تابستان که فشار تشنگي طاقت‏فرسا مي‏شود، بطور چشمگيري به انسان صبر و مقاومت مي‏بخشد و تحمل رنج و سختي را بر آدمي آسان مي‏سازد.
قرآن کريم با توجه به همين اثر که از روزه به صبر تعبير کرده است‏، مي‏فرمايد: «و استعينوا بالصبر و الصلوه» از صبر (روزه ) و نماز کمک بگيريد.
پيشوايان ديني «صبر» را در اين آيه به روزه تفسیر کرده‏اند و پيامبر گرامي‏(ص) نيز ماه رمضان را ماه صبر ناميده‏اند: «شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنه» (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است)
روزه و قناعت
اسلام بر خلاف مکاتب مادي شرق و غرب، دنيا و نعمت‏هاي مادي آن‏را وسيله‏اي براي تکامل معنوي و رسيدن به سعادت جاويد مي‏داند و به همين دليل فرهنگ اسلام فرهنگ لذت‏جويي و مصرف نيست، بلکه فرهنگ قناعت و ايثار است. در روش‏هاي مادي تن آدمي و خور و خواب آن اصالت دارد و حرص و آز براي برخورداري بيشتر گريبان‏گير افراد است و در اسلام اصالت با معنويت انسان است و قناعت و ايثار و فداکاري از راه‏هاي وصول به مراتب بلند انسانيت محسوب مي‏شود.
روزه فريضه‏اي است که مسلمانان را از غرقه شدن در مادي‏گرايي و حرص و آز براي لذت‏هاي مادي و مسابقه براي مصرف و تن‏پروري مي‏رهاند و به او مي‏آموزد که به فکر ديگران باشد و بر خواهش‏هاي جسماني خويش مسلط گردد و به مصرف به مقدار نياز قناعت ورزد و از اصراف و تبذير بپرهيزد. روزه به مسلمانان مي‏آموزد که با کم هم مي‏توان زيست و حرص و تمع فقط غرق شدن در ماديات و انحراف از معنويات است و براي زيستن لازم نيست که با همه وجود تن و لذت‏هاي آن پرداخت.
هم‏دردي با فقيران
پيشوايان گرامي دين، در روايات و ادعيه اسلامي ماه رمضان را ماه مواسات ناميده‏اند. از نتايج بارز روزه برانگيختن حس هم‏دردي نسبت به مستمندان و هم‏نوعان تنگ‏دست است، آناني که زندگي آسوده‏اي دارند و رنج فقير و طعم گرسنگي را نچشيده‏اند، ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسيله‏اي است که آنان را از غفلت مي‏رهاند و رنج مستمندان را با ياد آنان مي‏اورد تا به دستگيري فقيران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.
از سويي به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارک رمضان بسيار سفارش شده است و از سويي ديگر گرسنگي و تشنگي روزه موجب درک رنج مستمند مي‏گردد و بدين ترتيب ثروتمند به فقير نزديک مي‏شود و احساس‏ها رقت می‏یابد و احسان و انفاق فزوني مي‏گيرد و جامعه کمک به هم‏نوع را مي‏آموزد. مواسات يعني سهيم ساختن برادران در رزق و روزي و رمضان به همين جهت ماه مواسات ناميده شده تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرين بر اين صفت ارزنده انساني، جامعه را از حقد و کينه برهانند و برادروار در کنار هم از نعمت‏هاي الهي بهره بگيرند و شايسته است که روزه‏داران به همه اين نکات انساني روزه توجه کنند و بکوشند واقعاً فريضه روزه را آن‏چنان که بايد به جا آورند و ماه مبارک رمضان را آن‏چنان که سزاوار اين ماه است، به سر آورند، تا همگان از برنامه‏هاي سازنده اسلامي بهره‏ور شوند.
از يك بزرگ دين پرسيدند: «چرا روزه واجب شده است؟» فرمود: « تا ثروتمند درد گرسنگي را در‏يابد و به فقير توجه کند.» «خداوند روزه را واجب کرد تا غني و فقير با هم مساوي باشند و بدان جهت که غني رنج گرسنگي را لمس نکرده تا به فقير رحم کند و هر وقت چيزي خواسته، قدرت به دست آوردن آن‏را داشته است، خدا خواسته است که ميان بندگانش يک‏نواختي به وجود آورد و خواسته است ثروتمند طعم گرسنگي را بچشد و اگر جز اين بود، ثروتمند بر مستمند و گرسنه ترحم نمي‏کرد. »
نظم و انضباط
وقت‏شناسي و نظم و انضباط در امور از مظاهر تمدن انساني و از عوامل مهم توفيق و پيشرفت است، شايد برخي گمان کنند که اين از ويژگي‏هاي زندگي غربيان و تمدن آن‏هاست، در حالي‏که نظم و انضباط و تنظيم اوقات از تعليمات اصيل اسلام است. اصولا فراي اسلامي شاهد توجه به اسلام و نظم و انضباط است، هر يک از نمازهاي پنج گانه را بايد در وقت مخصوص آن به جا آورد و حتي يک دقيقه نمي‏توان از حدود آن تجاوز کرد. مراسم حج بايد در وقت و مکان مخصوص به خود انجام شود و روزه نيز در ماه مبارک رمضان با ديدن هلال ماه شروع و با ديدن هلال ماه شوال خاتمه مي‏يابد و نيز هر روز از سپيده دم آغاز و به مغرب پايان مي‏پذيرد و با توجه به اين‏که ماه رمضان ماه قمري است، طبعاً در فصول چهار‏گانه سال جريان دارد و گاه در روزهاي بلند تابستان و گاه در روزهاي کوتاه زمستان قرار مي‏گيرد و در همه شرايط لازم است که لحظه و دقيقه را نيز در شروع سپيده دم و آغاز مغرب در نظر داشت و به هيچ وجه روزه‏دار نمي‏تواند از نظام آن سرپيچي کند و اين خود درسي است که مسلمانان نيز دقيق و منظم شوند و امور خويش را در زندگي تنظيم کنند.
روضه و بهداشت جسم
روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت ‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاك‏سازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق‏العاده‏اى دارد. مركز بيماري‏ها معده است. پيامبر خدا(ص) فرمود: «المعده بيت كل داء، و الحمئه راس كل دواء» معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هر داروى شفابخش است.
پيامبر عظيم‏الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مال‏دار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏گردد، در اين سه جمله پيامبر (صلى‏الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏گشايد.
از سوي ديگر،‏ درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سيری بيمارى زيادى به همراه مى‏آورد.
از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتها تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏خورند، سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.
آن‏چه بر شمرديم گوشه‏هايي از برخي نتايج و آثار فريضه الهي روزه است و ماه روزه اضافه بر اين‏ها سودمندي‏ها و برکات ديگري نيز دارد که در پرورش اسلامي فرد و جامعه بسيار موثر است: ماه مبارک رمضان ماه خدا، ماه آشنايي با قرآن، ماه عبادت، ماه دعا، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت از گناهان و اصلاح خود است.
در اين ماه به قرائت قرآن سفارش شده و مرسوم مسلمين است که در ماه رمضان بيشتر از ماه‏هاي ديگر قرآن بخوانند و اين خود وسيله‏اي است که جامعه اسلامي با قرآن و معارف آن آشنايي بيشتري پيدا کنند و براي پيشرفت در صراط خدا و اسلام از کلام خداي متعال آموزش بگيرند.
رمضان ماه عبادت و بندگي و راز و نياز با معبود جهان است، در روايات اسلامي تأکيد شده که در اين ماه با توجه به خضوع، بيشتر نمازها را به جا آورند و از نمازهاي مستحبي در شب و روز غفلت نورزند و بدين ترتيب با يک تمرين يک ماهه مومنين به عبادت خالص‏تري موفق مي‏شوند و جان‏ها به خدا نزديک‏تر مي‏گردد.
رمضان ماه آمرزش و توبه و بازگشت به سوي خداست، آناني که در زندگي خويش آلودگي‏هايي داشته‏اند، مي‏توانند با روزه جان خويش را شست‏وشو دهند و در خلوت سحر‏گاه با رو کردن به خداي متعال درون را صفا بخشند و از خداي خويش طلب آمرزش کنند و مي‏توانند با همين زمينه براي هميشه از کجي‏ها و گمراهي‏ها دست بردارند و به راه آيند.
از برکت‏هاي اين ماه انقلاب روحي و تحول دروني روزه‏داران و توفيقات عملي است که انسان آلوده را پاک مي‏سازد و از عذاب الهي که محصول گناهان است، نجات مي‏بخشد و روزه‏دار را از ظلمت‏ها به نور مي‏کشاند، به نور تقوي، به نور فضيلت‏هاي اخلاقي، به نور توبه و بازگشت به سوي خدا، به نور مهر و رحمت خداي متعال.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3072/
پاکستان ملا برادر را به خاطر جلوگیری از مذاکرات صلح، دستگیر کرده است


پاکستان ملا برادر را به خاطر جلوگیری از مذاکرات صلح، دستگیر کرده است
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


هنگامی که نیروهای امریکایی و پاکستانی سال گذشته ملابرادر، شخص دوم رهبری طالبان را در کراچی دستگیر کردند، مقامات هر دو کشور این رویداد را یک دست‏آورد بزرگ مبارزه علیه تروریزم خواندند.
‏کابل بلا‏فاصله از اسلام‏آباد خواست شد تا ملابرادر را به افغانستان بسپارد، اما این تقاضا برآورده نشد.
‏در افغانستان، دستگیری ملا برادر ضربه‏اي به تلاش‏های صلح حامد کرزی با طالبان تلقی شد و گفته شد که ملابرادر به خاطر ایجاد موانع در برابر مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان دستگیر شده است.
‏اکنون بعد از گذشت هفت ماه از این قضیه، مقامات پاکستانی اظهارات خیلی متفاوت دارند.
‏آن‏ها می‏گویند که ملا برادر را به اين خاطر دستگیر کردند که او پاکستان را در جریان مذاکرات خود با دولت افغانستان نگذاشته بود و آن‏ها در این مورد از استخبارات امریکا استفاده کردند.
‏مقامات پاکستانی به تعقیب دستگیری ملابرادر 23 تن دیگر از سران طالبان را که سال‏ها از حمایت اسلام‏آباد برخوردار بودند نیز دستگیر کردند.
‏مذاکرات میان دولت افغانستان و طالبان با دستگیری این اشخاص متوقف شد.
‏دستگیری ملابرادر توسط پاکستان، برای چندین ماه موضوع بحث‏های داغ در حلقات نظامی و استخباراتی بود که برخی از جوانب موضوع تا اکنون نیز مبهم می‏باشند.
‏اما اظهارات که به این ارتباط در پاکستان صورت می‏گیرد، پالیسی این کشور در قبال افغانستان را روشن می‏سازد.
‏اسلام‏آباد سعی دارد نفوذ خود را ‏میان طالبان برای مقابله با هند حفظ کند و بعد از ختم جنگ در تشکیل نظام سیاسی در افغانستان از آن استفاده کند.
‏‏یک مقام پاکستانی می‏گوید: ‏«ما ملابرادر و دیگران را به خاطر دستگیر کردیم که آنها می‏خواستند در غیاب ما به یک توافق با دولت افغانستان دست یابند.»
‏این مقام پاکستان مانند دیگر مقامات این کشور هنگام اظهار این مطلب به خاطر حساسیت‏های روابط واشنگتن و اسلام آباد نخواست که اسمش ذکر شود.
‏او و دیگر مقامات پاکستان گفتند که ما به اين خاطر ملابرادر را دستگیر کردیم که طالبان زیر حمایت ما هستند، با ما ارتباط دارند، ما نمی‏خواهیم که آن‏ها با کرزی یا هند آشتی کنند. ‏روزنامه نیویارک تایمز می‏نویسد که برخی از مقامات امریکایی هنوز هم به این باور‏اند که روابط میان واشنگتن و اسلام‏آباد رو به بهبودی نهاده است.
‏آن‏ها نقش اساسی پاکستان در دستگیر ملابرادر را رد کرده می‏گویند، امکان دارد اسلام‏آباد سعی داشته باشد موضوع را به شکلی جلوه دهد که گویا نفوذ زیاد میان طالبان دارد.
‏اما مقامات دیگر امریکایی با در نظرداشت اشتراک استخبارات امریکا در دستگیری ملابرادر به این باور‏اند که امکان دارد پاکستان به خاطر به تعویق انداختن مذاکرات صلح از سی،‏آی،‏ای استفاده کرده باشد.
‏در این میان یک مقام ارشد ناتو در کابل می‏گوید، امکان دارد پاکستان ملابرادر را به خاطر کسب وقت دستگیر کرده باشد تا ببیند که خط مشي رییس دولت اوباما در افغانستان موفق می‏شود یا خیر؟
‏اگر این خط مشي به سوی موفقیت برود، پس در این صورت امکان دارد پاکستان به طالبان اجازه دهد که صلح کنند، اما اگر به سوی ناکامی روی آورد و امریکایی‏ها برای خروج از افغانستان آمادگی گرفتند، در این صورت اسلام‏آباد طالبان را به حیث متحدان در کنار خود خواهد داشت.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3071/
زندگينامه سید جمال الدین افغانی


زندگينامه سید جمال الدین افغانی
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


بخش نخست
برگردان: مهران موحد
در تاریخ اندیشه اسلامی بارها اتفاق افتاده که تاریخ نگاران راجع به شخصیت های نامبردار تاریخ اسلامی گرفتار اختلاف شده اند و در خصوص مذهب و عقاید آن ها بحث و جدل های حادی راه انداخته اند. این اتفاق از آن جا رخ می دهد که گروه ها و مکاتب و نحله های فکری گوناگون اسلامی در پی آن بوده اند که این شخصیت های بارز اسلامی را از آن خود بدانند و بدین وسیله از این شخصیت ها به نفع گروه یا مدرسه فکری خود استفاده کنند و جایگاه خود را در نزد افکار عامه تثبیت کنند.
از باب مثال، در مورد ابی سعید حسن بن ابی حسن بصری (21-110 هجری، 642- 728 میلادی) گروه ها و نحله های گوناگونِ مسلمانان با هم گرفتار اختلاف شده اند. از یک سو، معتزلیان می گویند- همان گونه که از آثار و کتاب های طبقات معتزلیان به دست می آید- که حسن بصری یکی از پیشوایان آن هاست. از سوی دیگر، اشاعره با اصرار و ابرام فراوان در تلاش هستند که حسن بصری را یکی از پیش کسوتان فرقه خود بشمارند (اشاعره را حالا به نام "اهل سنت و جماعت" می نامند). از طرفی دیگر، متصوفه وی را یک تن از پیشوایان بارز خود می دانند آن هم به دلیل زبانزد بودن ایشان در پارسایی و زهد و صلاح و تقوا و طهارت اخلاق.
عین همین ماجرا در خصوص "ابی بلال مرداس بن أدیه" رخ داده است. فرقه خوارج مدعی هستند که وی یکی از امامان آن هاست. این در حالی است که معتزله پافشاری دارند بر این که وی یک معتزلیِ تمام عیار است.
همچنان گروه های مختلف کوشیده اند شماری از شخصیت های نامبردار اهل بیت رسول- علیه الصلاه و السلام- را از آن خود قلمداد کنند و به نفع خود مصادره نمایند. به طور مثال، حسن و حسین و محمدبن حنفیه از جمله شخصیت هایی در میان اهل بیت رسول هستند که هر یک از شیعه و معتزله در مورد آن ها ادعاهای خود را مطرح کرده اند و هر کدام از این دو گروه، آن ها را متعلق به خود می دانند و به همین دلیل هرکدام از این دو گروه این ها را در ردیف مشاهیرِ مربوط به مذهب یا فرقه خود ذکر می کنند.
مورخان هنگامی که به قضیه اختلاف و درگیری بین مدارس فکری گوناگون در خصوص "نسب نامه فکری" شخصیت های مشهور اسلامی نگاه می کنند آن را نشانه بزرگی وعظمت شخصیت این اشخاص شمرده اند که باعث شده هر نحله فکری و مذهب کلامی بخواهد این شخصیت ها را به خود منسوب کند و بدین وسیله پرستیژی برای خود کمایی کند.
منشا این منازعه و اختلاف در مورد شخصیت های مشهور اسلامی از آن جا منشا می گیرد که میراث به جا مانده از این افراد، قابل تاویل است و می تواند برای هر گروه و طیف فکری مستمسکی بسازد و هر گروه رد پایی از افکار خود را در میان سخنان این ها بیابند و به همین دلیل این افراد را به خود منتسب بشمارند.
به همین گونه بعضی اوقات بین شهرها و کشورها در این زمینه اختلاف رخ داده بدین گونه که هر شهر یا کشوری مدعی انتساب یکی از مشاهیر به خود شده است. به طور مثال، ابن عروس که یکی از شاعران فلکلوریک در ادبیات عرب است مورد اختلاف هر کدام از مصر و تونس است و تا هنوز که هنوز است پژوهشگران در عرصه ادبیات فلکلوریک نتوانسته اند اختلاف این دو کشور را در این زمینه حل کنند.
منتها باید به این امر توجه کرد که موقعی اختلاف و بگومگو در خصوص انتساب شخصیت ها ارزش و اعتبار می داشته باشد که خود این شخصیت های مورد منازعه در خصوص بیوگرافی خود چیزکی ننوشته باشند یا شرح حالی از خود به یادگار نگذاشته باشند و یا در خصوص زادگاه یا مذهب خود اظهار نظری نکرده باشند و راویان قابل اعتماد و ثقه این قضیه را نقل نکرده باشند. هر گاه این کار صورت گرفته باشد دیگر دلیلی وجود ندارد که اختلاف و نزاعی صورت گیرد و بحث و جدلی انجام شود.
من باب مثال، اگر یکی از مشاهیر به صراحت بگوید: من مصری و پیرو مذهب مالکی هستم و این را به قلم خودش بنویسد و دیگران هم همین مطلب را مورد تاکید قرار دهند و دوستان و ارادتمندان و شاگردانش هم این مطلب را تصدیق کرده باشند امری غیر مالوف و غیر قابل قبول خواهد بود که دیگران پس از وی پیدا شوند و خلاف آن چه را که به ثبوت رسیده مدعی شوند.
در مورد زادگاه سید جمال الدین افغانی – و نیز راجع به مذهب وی- چنین اتفاق ناخوشایند و نا مألوفی رخ داده است. معروف است که جمال الدین از افغانستان است و این امری است که نه تنها پس از وفات افغانی محرز و مسلم بوده بلکه در هنگام حیات ایشان هم چنین چیزی محرز بوده است.
یک بار هنگامی که گروهی از شاگردان و هوادارانش از وی خواستند که چیزی در مورد خود به عنوان شرح حال بگوید، آشکارا این حقیقت را مسجل گردانید که :"... چه سودی دارد این که مردم بدانند من در سال 1256 هجری پا به عرصه گیتی گذاشته ام و بیشتر از نیم سده در این جهان زندگی کرده ام و مجبور شده ام که و طن خود ( مناطق افغان) را ترک کنم در حالی که گرفتار نا آرامی و دستخوش اغراض و هوس های افرادی چند بود".
( خاطرات جمال الدین الافغانی الحسینی، ص 22. چاپ مطبعه علمی، بیروت، سال 1931 میلادی)- گفتنی است، گرد آورنده این خاطرات کسی است به اسم محمدباشا المخزومی که یکی از مریدان و پیروان سید بوده و به دستور شخص وی این خاطرات را تدوین کرده است).
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3070/
شعار شما بيانگر شخصيت شماست


شعار شما بيانگر شخصيت شماست
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


بخش چهارم
محراب و منبر نشان ما، هست عزيزتر از جان ما اين شعار يا شعر از ذهن يك نامزد وكيل مجلس نمايندگان سربرآورده است، اين نگارنده كه در چند بخش قبلي كوشيد تا تراوش كرده اشعار و شعور و بيان شعار و انتخابات،‌ تناسبي و تقاربي بيايد، هيچ نيافت؛ وقتي به اين شعار هم مي نگرم آدم هايي را به يادم آورم كه غذاي چرب و لذيذ زياد خورده باشد و از فرط پرخوري به حالت تهوع افتاده باشد، مطرح كننده اي اين شعار با آن كه پيشوند دكتر را دارد و ليكن از ايجاد نسبت ميان اين شعر پرطمطراق ونامزد شدن نتوانسته است نسبتي پيدا كند .
شعارهاي هر نامزد، لب و عصاره اي انديشه هاي يك نامزد است. اگر كسي همانند شعار بالا يا اين كه شعري را از حافظ نوشته باشد، چنانچه نامزدي نوشته است كه همتم بدرقه‌ي راه كن اي طاهر قدس – كه دراز است ره مقصد ومن نو سفرم؛ مردم چگونه داوري خواهد نمود؟
شايد محراب و منبر نشان باشد اما جناب نامزد وكيل اگر به مجلس راه يابد با اين محراب و منبر چه كار خواهد كرد؟! شايد هم ممكن است بر منبر فرازآيد و رو به محراب گرداند به تسبيح خداي بپردازد، در اين جا تكليف خلق الله چه خواهد شد؟
با دست پاك،‌قلب گرم، مغزسرد، در راه خدا، وطن، عدالت اجتماعي!!
شما خواننده اي اين كلمات، چه برداشت خواهي كرد و هم چنان شما كه احتمالاً راي خواهي داد، اين كلمات چه چاذبه اي براي شما ايجاد خواهد كرد و وشما را وادار خواهد ساخت تا به نامزدي راي دهيد؟ اگر خوب توجه كنيد، در پايان اين كلمات هيج فعلي ذكر نشده است، يعني با اين كلمات چه كار خواهيد كرد. اما بي شك نوشتن و بافتن اين گونه كلمات بيش از آن كه نمايانگر شعارهاي انتخاباتي باشد وسايل تحميق مردم نيست؟، حتا مطرح كننده اي اين شعار يك بار با خود نينديشده است كه ممكن است در اين شهر آدم با سوادي پيدا مي شود و اين شعار را خوب بخواند و بر او بخندد؟ لذا مطرح كردن اين گونه شعار ها بيانگر فهم اندك، يا انديشه بيماري است كه متأسفانه امروز به عنوان نامزد نمايندگي مردم آمده است و تلاش مي كند كه بدان سمت نيز دست يابد.
عدالت، انكشاف، قانون! نيز از همان شعارهاي بي حساب و كتابي است كه به روي عكس هاي برخي نامزدها ديده مي شود، معلوم نيست كه عدالت، انكشاف و قانون تعيين كننده اي آن است ؟ يا آن هيچ نسبتي را مدنظر نداشته است؟
قانون اگر عادلانه باشد و بر اساس آن انكشاف صورت گيرد، بي شك متوازن و عادلانه خواهد بود، اما اين شعار بيشتر به سخنان رمال ها و فال بينان شباهت دارد، تا شعارهاي انتخاباتي ؛شايد بسياري از اين نامزد هاهمانند سلاطين گذشته، اطرافيان خويش را جلب كرده باشند و براي طرح يك شعار آنان را واداشته باشند كه شعاري را مطرح كنند و برخي از آن ها نيز همانند دلقك هاي دربار و براي خود شريني شعار بي حساب و كتاب را مطرح كرده اند كه حال فقط به درد سرير سلطنت مي خورد و نه به كار وكالت نامزد وكيل نيز از خود نپرسيده است كه آيا آنچه مطرح شده است فراخور يك نماينده‌ي پارلمان كشور است يانه؟ يا براي آن كه عريضه خالي نباشد، اين شعار را مطرح كرده است ؟جالب تر و هم چنان مضحك تر آنست كه بسياري از اين گونه شعارها از سوي كساني مطرح شده است كه بار مسؤوليت نمايندگي مردم را در چند سال گذشته داشته است،‌همين شعار اخير از سوي نماينده مطرح شده اي كه يك سرو كله خود را بالاتر از بسياري مي داند.
اين شعارها ي دو پهلو وبي فعل البته وسايل اغفال مردم نيز هست، اگر در آينده كسي از آنان بپرسند كه چرا به شعار خويش عمل نمي كنند خواهند گفت كه آن شعار در قانون اساسي افغانستان نيامده است، پرسنده نيزدهن خواهند بست وجايي براي پرسش بيشتر باقي نخواهن گذاشت.
اقتدار اسلامي و ملي، مبارزه با فساد، از بين بردن فقر مادي و معنوي! اين يك شعار انتخاباتي است؛ اما مطرح كننده اي شعار نه گفته است كه اين همه كار را چگونه و با چه امكانات انجام خواهد داد، و اين شعار دقيقاً شبيه به آنست كه كسي بگويد كه من يك تن وزن را برشانه هاي خود مي گذارم ؛آيا كسي باور خواهد كرد؟ شكي نيست كه قبول نخواهد كرد و مدعي بيش از آن كه مردم را فريب دهد،‌حماقت خود را به نمايش گذاشته است.
اسلام، ملي گرايي وطن دوستي، نوع پروري،‌خدمت به مردم رنجديده افغانستان!!! اين هم شعار ديگر است كه متأسفانه آدمي آن را مطرح كرده است، بدون آن كه هر يك از آن كلمات را تحليل كرده باشد و به محتواي آن پي برده باشد.
اين شعار ها بيانگر وضعيت دشواري است كه مردم افغانستان با آن مواجه مي باشند، مردم اگر خواسته باشند، وضعيت شان رو به بهبود برود، نفاق و شقاق كم تر شود، مجلس نمايندگان از صورت برخورد قومي بيرون آيد، بايد در انتخاب خويش نهايت دقت را به خرچ دهند و بكوشند در انتخاب خويش اين شعارها رامدنظر قرار ندهند، زيرا اكثريت اين گونه شعار ها ربطي به انتخابات ندارد. .
كساني هم آن را مطرح كرده اند يا همانند فال بينان بوده اند كه هر چه به دهان مبارك آمده گفته است بدون اين كه انديشه كند ونسبت آنهارا با نمايندگي پيدا كند يا آن با كسي قرارداد بسته است كه در بدل پولي شعار بسازد واو نيز از كم سوادي از تشخيص اين نكته عاجز بوده كه بفهمد كه اين شعار به درد انتخابات مي خورد يانه؛ شعار هاي بي مناسبت همانند همان داستاني است كه حضرت مولانا در مثنوي شريف آورده است.
كسي شنيده بوده كه وقتي وضو مي گيري هر وقت به سوراخ بيني آب مي زني بايد بگويي خدا بوي بهشت را نصيب كند كسي كه ندانسته كه آن سورا خ بيني است يا جاي ديگر؛ وقتي طهارت مي كرده است هر ابي كه مي زده اين دعارا تكرار مي كرده است كه خدا بوي بهشت را نصيب كند! آدمي كه اين صحنه را ديده است به آن آدم گفته است كه آب زدن به سوراخ درست است اما سوراخ دعا جاي ديگر است حال هم بسياري از شعار ها درست است؛ اما شعار هاي انتخاباتي نيست.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3069/
روابط سیاسی ایران و افغانستان


روابط سیاسی ایران و افغانستان
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم
بخش پانزدهم
راه حل نظامی یا سیاسی؟
در شرایطی که ایران به رژیم داکتر نجیب الله در کابل نزدیک می شد، روابط این کشور باتنظیم های جهادی مستقر در پشاور دستخوش بی اعتمادی بود. رهبران جهادی هنوز هم تحرک ایران در قضیهء افغانستان را جدی نمی گرفتند و برای ایران در آیندهء افغانستان نفوذ چشمگیر وقابل توجهی را پیشبینی نمی کردند و به همین علت تلاشی برای گرم ساختن رابطه با ایران نداشتند.
ایران در مورد اکثریت تنظیم های جهادی مستقر در پشاور به خاطر داشتن روابط با امریکا، پاکستان وعربستان سعودی سوء ظن داشت ولی در عین حال از این حقیقت نیز نمیتوانست چشم پوشی نماید که این تنظیم ها دارای حضور نظامی قدرتمند در افغانستان اند که هرگونه راه حل نظامی به نفع آنان خواهد بود. به همین علت در خفا در صدد بود تا راه حل سیاسی را به عنوان یگانه راه حل ممکن به رهبران تنظیم های شان در صحنهء افغانستان که فاقد توان لازم نظامی بودند بقبولاند وهر حرکت که در آن احتمال رفتن به طرف حل نظامی ممکن بود و مورد تائید ایران نبود. البته مجاهدین نیز درگیر کشمکش های ذات البینی خود بودند که این خود به وجههء آنان در سطح بین المللی صدمه می زد و در نتیجه روز تا روز راه حل سیاسی برای قضیهء افغانستان از منطق قوی تر برخوردار می شد.
شارژدافیر داکتر نجیب الله به تاریخ 19/9/69 طی گزارشی از جریان ملاقات خود با میرمحمود موسوی چنین نوشت:
دربارهء توافقات اخیر گلبدین حکمتیار واحمدشاه مسعود وانتخاباتی که از طرف هفتگانه وپاکستانی ها اعلام شده تبادل نظر صورت گرفت. هر دو طرف در مورد ناپدیدار بودن هرنوع توافقی میان گلبدین واحمدشاه مسعود موافقت داشتیم. آقای موسوی گفت که در زمینهء انتخابات هفتگانه که از طرف پاکستان طراحی شده، مطابق نظر ما وحزب وحدت اسلامی نیست. دولت پاکستان می خواهد دولت مؤقت جدید را که در رأس آن طرفداران خودش قرار داشته باشد ایجاد نماید.
سید محمد موسوی خوینیها رئیس مرکز اطلاعات استراتژیک ومشاور خاص آیت الله خامنه ئی، در سفری به پاکستان در سال 1369 در مصاحبه با فرانتیر پوست گفت: ایران دولت مؤقت مجاهدین را به رسمیت نمی شناسد زیرا این دولت اعتماد اکثریت ملت افغانستان را همراه ندارد.
از جریانات اوضاع در آنزمان چنین بر می آمد که ایران خواستار وحدت تنظیم های جهادی در پاکستان نبود زیرا در چنین وحدتی تأمین منافع غرب، عربستان سعودی وپاکستان را مضمر می دانست ولی در مقابل تلاش فراوان داشت تا احزاب متعدد اهل تشیع در ایران تحت رهبری واحد گردهم آید تا در آینده در برابر تنظیم های مستقر در پشاور از موضع قدرتمند برخوردار باشند. وزارت امور خارجهء ایران در رابطه با رژیم نجیب الله از موضع حمایت از راه حل سیاسی برای بحران افغانستان سخن می گفت و درین رابطه صادقانه عمل می کرد. وزارت امور خارجهء پاکستان نیز عین موقف را ابراز می نمود وظاهراً راه حل این بحران را جستجوی راه حل مسالمت آمیز میدانست اما در عمل پشتیبان راه حل نظامی وسرنگونی رژیم نجیب از راه زور بود. این موضوع عامل مهمی در بی اعتمادی ایران وپاکستان نسبت به همدیگر در قضیهء افغانستان بود.
البته گاهگاهی بعضی از مقامات ایران از لزوم راه حل نظامی قضیهء افغانستان وحمایت از مجاهدین سخن می گفتند ولی بعداً به مقامات رژیم کابل اطمینان میدادند که چنین سخنانی، نشان از تغییر موضع جمهوری اسلامی ایران ندارد به عنوان مثال روزنامهء پشتو زبان(وحدت) در سوم سپتامبر 1991 از قول قونسل ایران در پشاور نوشت: که حکومت افغانستان غیر قانونی بوده وحق اشتراک در آیندهء افغانستان را ندارد، حکومت نجیب بی ثبات است وما به مجاهدین کمک می کنیم زیرا حکومت کابل غیر قانونی است.
وقتی درین مورد از شارژدافیر ایران در کابل سوال شد وی گفت: «نظر به هدایت وزیر امور خارجه هیچ کارمند وزارت خارجه حق ندارد به همچو اظهارات مبادرت ورزد. این سخنان غیر قابل باور است».
در اوایل سال 1370 هـ. ش رژیم داکتر نجیب الله در کابل به مشکلات کمبود مواد سوخت مواجه گردید. از آنجا که ماشین جنگی رژیم متکی به مواد سوختی بود که از طریق اتحاد شوروی بدست می آورد واتحاد شوروی خود به مشکلات بزرگ اقتصادی مواجه بود، باید منبع دیگری برای تأمین نیازهای سوختی تدارک می شد. نزدیکی روابط جمهوری اسلامی در حل این مشکل مؤثر افتاد چنانچه سفارت افغانستان در تهران به تاریخ 10/1/70 به وزارت امور خارجه تلگرامی به این شرح مخابره نمود:
«براساس گزارش های وکیل تجار افغانی درمشهد، ایرانی ها حاضر شده اند که به کشور ما از طریق بندرحیرتان به مقدار لازم مواد نفتی بفروشند ولی از سر وصدا درین زمینه ترس دارند.
مذاکرات درین زمینه بین وکالت تجاری افغانی در مشهد وافراد باصلاحیت ایران صورت گرفته است... نظرما اینست که ایران در شرایط کنونی تلاش دارد پلان های جدید درجهت روابط باکشور ما ایجاد کند. در زمینه طالب هدایت هستیم».
رژیم داکتر نجیب الله احساس می کرد که میتواند روی کمک های ایران حساب کند در عین حال که از اهداف ایران در افغانستان نیز مشکوک بود. چنانچه در ملاقات های مقامات رژیم کابل با مقامات عراقی این نگرانی ها به وضاحت انعکاس می یافت. اما نجیب الله میدانست روی خوش نشان دادن به ایران برای بقای رژیم وی بسیار مهم است و در عین حال ایران نیز در افغانستان اهدافی را دنبال می کند که در راستای منافع آنکشور قرار داد وباید با آن کنار آمد. امیدواری رژیم داکتر نجیب الله به ایران درجهت بدست آوردن کمک های اقتصادی از آن کشور را میتوان از یادداشت شماره747 مورخ 1370/4/27 وزارت امور خارجهء افغانستان به سفارت ایران در کابل یافت:
«وزارت امور خارجهء جمهوری اسلامی افغانستان با اظهار تعارفات خود به سفارت جمهوری اسلامی ایران درکابل احتراماً مراتب آتی را اشعار میدارد:
وزارت پلان جمهوری افغانستان با تفاهم وتبادل نظر که قبلاً بامحترم شارژدافیر جمهوری اسلامی ایران در کابل به عمل آورده است همکاری ها ومساعدت های کشور دوست وبرادر جمهوری اسلامی ایران را در عرصه های تأمین نیازمندی های اولیه از طریق مساعدت های بلاعوض واعطای قرضه های تجارتی واستهلاکی در حدود(50) ملیون دالر برای واگذاری و خریداری مواد نفتی، مواد غذائی وسایر کالا های مصرفی، ایجاد موسسات مشترک تجارتی، بانکی، ترانسپورتی، ساختمانی و تولیدی با سرمایه گذاری های مشترک دولتی وخصوصی جانب ایران و افغانستان، فراهم ساختن تسهیلات بندری وترانزیتی جهت انتقال کالا از طریق ایران، توسعهء هرچه بیشتر تجارت وتبادلهء کالاهای تجارتی بین دوکشور وجستجوی میکانیزم های جدید در زمینهء سرمایه گذاری در پروژه های انکشافی جدید وپروژه هائی که قبلاً به همکاری ایران رویدست گرفته شده بود وهمچنان سهم گیری جمهوری اسلامی ایران در احیاء واعمار مجدد افغانستان از طریق اعطای مساعدتها وقرضه های پروژوی مطالبه نموده است.
برای آغاز و از سرگیری همچو همکاری های اقتصادی وپروژوی ایجاب خواهد نمود تا مذاکراتی به سطح هیأت های با صلاحیت فنی وکارشناسان مؤسسات ذیربط جانبین صورت گیرد. هرگاه جانب جمهوری اسلامی ایران در زمینهء اعزام هیأت برای این منظور به افغانستان ابراز آمادگی نماید- وزارت پلان به همکاری وزارت های ذیربط جمهوری افغانستان تسهیلات لازم را برای بازدید، مذاکرات وعقد موافقت نامه ها وپروتوکول های لازم برای هیأت مذکور فراهم خواهد نمود.
موجب امتنان خواهد بود تا مطالبات فوق الذکر را به مراجع ذیربط کشور متبوع خویش اطلاع داده زمینهء همکاریها ومساعدت های شانرا در موارد ذکر شده به جمهوری افغانستان فراهم سازند».(26)
به صورت دقیق مشخص نیست که چند درصد از خواست های رژیم نجیب الله از جمهوری اسلامی ایران جامهء عمل پوشید ولی وجود چنین روابطی (هرچند به شکل ابتدائی) نشان از آن داشت که ایران رژیم داکتر نجیب الله را به رژیمی که در آن قدرت مسلط بدست تنظیم‌های مستقر در پشاور باشد ترجیح میداد وخواستار آن نبود که این رژیم از راه نظامی سرنگون گردد بلکه می خواست از راه تفاهم سیاسی میان همهء جوانب که در آن داکتر نجیب الله وطرفدارانش نیز دارای نقش باشند این معضله حل گردد.
سفر دوم موسوی به کابل
به تاریخ 16 ثور 1370 میرمحمود موسوی مدیر کل ادارهء دوم آسیای غربی در وزارت امور خارجهء ایران به صورت مخفیانه وارد کابل شد. وزارت خارجهء ایران تقاضا نموده بود که این سفر سری وغیر علنی باشد وخبر آن در رسانه های گروهی منعکس نگردد.
او درین سفر باجمعی از افراد بلند رتبهء رژیم کابل از جمله صدراعظم فضل الحق خالقیار ملاقات نمود. خالقیار درین دیدار موسوی را درجریان آخرین تحولات در افغانستان گذاشت از جمله اینکه 71 در صد از اعضای کابینه را غیر حزبی ها تشکیل میدهد، از مطبوعات آزاد حمایت می شود و دولت به تقویت سکتور خصوصی توجه دارد. او همچنان از جانب ایرانی خواست تا در اعمار بعضی از پروژه ها با افغانستان همکاری نماید و در عین حال از کمک های ایران به افغانستان تشکر کرد.
مسئلهء خرید مواد نفتی از ایران درین ملاقات به شکل برجسته که نشان از اهمیت آن برای دولت کابل داشت مطرح گردید. خالقیار گفت که ما میخواهیم سالانه حدود 50 الی 70 هزار تن نفت از ایران وارد کنیم.
درجواب موسوی اطمینان داد که درجهت همکاری دربخش سکتور خصوصی هیچ نوع مشکل سیاسی وجود ندارد و در قسمت ورود اموال تجار افغانی از بنادر ایران به شکل ترانزیت هیچ مانعی موجود نیست. اما در مورد صادرات نفت به افغانستان مشکلاتی وجود دارد. وقتی این خواست شما را با مقامات مسئول مطرح کردیم آنها گفتند که ایران صادر کنندهء نفت خام است در حالیکه وارد کنندهء نفت تصفیه شده می باشد. از آنجا که ما خود نفتت را وارد می کنیم در صدور آن محدودیت موجود است. اما اخیراً درین مورد با رئیس جمهور ایران صحبت شد موصوف موافقت کردند که درحد توانائی که داریم آنرا به دسترس تجار خصوصی بگذاریم.
در زمینه های سیاسی تماس های محرمانه وغیرعلنی ادامه خواهد یافت وبرای حفظ این روند لازم است تا از تبلیغات اجتناب شود وبه تدریج به گروپ های دیگر تفهیم کنیم که هدف از تماس ما با کابل چیست؟ هدف ما منافع مردم افغانستان است وادامهء مشکل افغانستان به نفع مردم افغانستان نیست ...
در ملاقات با (فرید مزدک) موسوی ضمن اشاره به اختلاف عمیق میان ایران وامریکا خاطر نشان ساخت که زمانیکه نیروهای شوروی در افغانستان بود ما از مجاهدین حمایت می کردیم اما اکنون می خواهیم تا مسئلهء افغانستان از مجرای سیاسی حل شود. گرچه یک تعداد گروپهای افغانی به منافع گروپی وشخصی خویش می اندیشند اما هستند یک تعداد دیگری که دل شان به حال مردم افغانستان می سوزد وحاضرند درین مورد ایثار نمایند. موضعگیری اخیر عبارت از حل سیاسی مسئلهء افغانستان است ... رهبری جمهوری اسلامی ایران به من هدایت دادند تا به افغانستان مسافرت کنم تا از آخرین موضعگیری شما باخبر شوم.
وی در مورد موضع ایران در قبال این مسئله توضیح داد که ایران می خواهد تا موانع در راه حل سیاسی قضیهء افغانستان از میان برود وراه حل منطقی قابل قبول برای همه جستجو شود، افغانستان یک کشور مستقل وغیر متعهد باشد. ایران درجهت تأمین این هدف بدون اینکه طمع داشته باشد حاضر به همکاری است.
(مزدک) در جواب ضمن توضیح موفقیت های مصالحهء ملی وشکایت از دخالت های پاکستان گفت: آنچه که ما را رنج میدهد اینست که پاکستانی ها چرا با پا فشاری عقب گلبدین قرار گرفته اند؟ اگر می خواهند مشکل خط دیورند را حل کنند باید برای شان گفت که دیورند را نه ما، نه پاکستان، نه امریکا ونه شوروی هیچکدام حل کرده نمی توانند. (موضوع) دیورند را کسانی حل کرده می توانند که خط مذکور بر سینه های شان گذشته است اما باید گفت که آنهم را حل دیموکراتیک دارد.
در آن روزها که مجاهدین حملات بزرگی را بر خوست آغاز کرده بودند واین ولایت در آستانهء سقوط قرار داشت مزدک ضمن ابراز نگرانی از وضع گفت که: «فکر می کنم برادران ایرانی ریزرف هائی در اختیار دارند تا بر پاکستان فشار وارد کنند. ما حاضر هستیم تا کارهای مشترک را انجام دهیم وتلاش به خاطر سقوط خوست وتشدید عملیات جنگی(توسط مجاهدین) صرف به خاطر میز مذاکره است...) موسوی گزارش مختصری از دیدار های خود با مجددی وگیلانی ونظریات آنان ارائه نمود وبعداً نگرانی ایران در مورد جریانات افغانستان را چنین تشریح نمود:
(... قرار اطلاع تماس هائی بین شما، پاکستانی ها ونمایندهء گلبدین در(ژینو) صورت گرفت است. نشود که جریانی بوجود آید که در ائتلاف باگلبدین وپاکستان، سایر گروپها که طی 12 سال جنگ قربانی های زیاد را متحمل شده اند از پروسهء مشکل افغانستان دور باقی بمانند. در حال حاضر نگرانی هائی در گروپهائی غیر پشتون ایجاد گردیده و آن عبارت از حاکمیت پشتون هاست که در افغانستان وجود دارد.
ما طی 12 سال جنگ شاهد تحولات زیاد در افغانستان هستیم. افغانها اکنون همان افغانهای 12 سال قبل نیستند. درک سیاسی آنها بلند رفته است.
شاید در آن زمان حاکمیت قشری، طبقه ئی یا ملیتی را قبول می کردند ولی حالا قبول چنان شرایط برای شان بسیار مشکل است. فکر نمی کنم که مردم افغانستان به همان شکل سابق فکر کنند.
جمهوری اسلامی ایران طرفدار حل دایمی مسئلهء افغانستان است نه اینکه به طور مؤقت چند روز جنگ باشد وچند روز صلح. جنگ به خاطر اینکه تو در حاکمیت سهم بیشتر داری ومن کمتر. وبه خاطر حل دایمی لازم است که حقوق تمام افراد ملیت ها واقوام مختلف رعایت شود و در غیر آن کشمکش ادامه پیدا می کند وبر امنیت کشور ما که همسایهء شما هستیم تأثیر می اندازد... هر قوم وملیت باید در تأمین حاکمیت ملی مشارکت داشته باشند...)
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3068/
جلوه‏های رمضان در آئینه شعر و ادب فارسی


جلوه‏های رمضان در آئینه شعر و ادب فارسی
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


در ادبیات فارسی همواره ماه رمضان مورد توجه سخنوران چیره‏دست، خصوصا شاعران قرار داشته است. ‏از آن‏جا که در گستره ادب پارسی از ماه مبارک رمضان سخن بسیار گفته شده است، پس به اجمال از هر شاعری به بیتی در این مضمون اکتفا خواهیم کرد و به استقبال رمضان خواهیم شتافت و این‏که این ماه در ذهن شاعران خیال‏پرداز و مومن چگونه نقش بسته است:
‏شاه نعمت‏الله ولی:
‏رمضان آمد و روان بگذشت
‏بود ماهی به یک زمان بگذشت
‏شب قدری به عارفان بنمود
‏این معانی از آن بیان بگذشت
حکیم خاقانی شروانی:
جاهش ز دهر چون مه عید از صف بخوم
‏ذاتش زخلق چون شب قدر از مه صیام
‏سوزنی سمر قندی:
‏گر در مه صیام شود خوانده این مدیح
‏بر تو بخیر باد مدیح و مه صیام
‏نزاری قهستانی:
‏خجسته باد و مبارک قدوم ماه صیام
‏بر اولیا و احبای شهریار انام
‏عباس خوش عمل:
‏رمضانا تو بهترین ماهی
‏چون که ماه ضیافت‏اللهی
‏خوش عمل هر که بود در رمضان
‏ترک منکر نمود در رمضان
‏شیخ اجل سعدی شیرازی:
‏کسان که در رمضان چنگ می‏شکستندی
‏نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند
‏شاطر عباس صبوحی:
‏روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
‏آری افطار رطب در رمضان مستحب است
روزه
‏روزه در قرآن کریم «صوم» نامیده می‏شود. این لغت در معنی به مفهوم امساک و خودداری از هر فعلی است و در اصطلاح فقهی به مجموع امساک‏های خاصی اطلاق می‏گردد که در زمان معینی واقع شود.
‏روزه ماه مبارک رمضان بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. در خصوص مزایای روزه از لحاظ طبي‏، روان‏شناسي و... سخن بسیار گفته شده است و فواید بی‏شماری در این مورد ذکر نموده‏اند، لیک این مفهوم در ادب پارسی مضامین بسیار نغز و دل‏نشینی را آفریده است که به گل‏چینی از این داستان بسنده می‏کنیم:
‏حکیم ابولقاسم فردوسی طوسی:
‏همان بر دل هر کسی بوده دوست
‏نماز شب و روزه آیین اوست
‏حکیم ناصر خسرو قبادیانی:
‏چون‌روزه‌ندانی‌که‌چه چیزاست چه‌سود است
‏بیهوده همه روز تو را بودن ناهار
‏خاقانی شروانی:
‏چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه
‏که مریم عور بود و روح تنها
‏سعدی شیرازی:
‏که سلطان از این روزه آیا چه خواست
‏که افطار او عید طفلان ماست‏!
‏خواجه حافظ شیرازی:
‏ثواب روزه و حج قبول، آن کس برد
‏که خاک میکده عشق را زیارت کرد
‏فرخی سیستانی:
‏به فال نیک تو را ماه روزه روی نمود
‏تو دور باش و چنین روزه صد هزار گذار
‏مسعود سعد سلمان:
‏نزد خداوند عرش بادا مقبول
‏طاعت خیر تو و صیام و قیامت
‏مولانا جلال الدین محمد بلخي:
‏نی تو را هر شب مناجات و قیام
‏نی تو را در روزه پرهیز و صیام
‏حکیم اوحدی مراغه‏ای:
‏روزه دار و به دیگران بخوران
‏نه مخور روز و شب شکم بدران
‏امیر خسرو دهلوی:
‏نی کار مرد روزه همت شکستن است
‏گر خضر آبش آرد عیش جوان کشد
شب قدر
در «ترجمان القرآن جرجانی» شب قدر، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است. صاحب «کشاف اصطلاحات الفنون» گوید: شب قدر، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد. ‏در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر از هزار ماه «لیله القدر خیر من الف شهر» و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شب‏های نوزدهم، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.
‏سخن در باب لیله القدر (شب قدر) بسیار است و در کتب تفاسیر درباره کیفیت و نزول رحمت و برکت در این شب استثنایی احادیث و روایات بسیار قابل تأملی ذکر شده است و اما در نگاه شاعران سخن‏سنج مسلمان که میراث‏داران و پاسداران حریم فرهنگ و معارف عالیه اسلامی هستند، حکایت شب قدر حکایتی بس شگفت و تفکر برانگیزی است. ‏حکایتی که با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار‏آمیز رهنمون می‏کند. این اشعار که بر اساس آیات، احادیث و روایات سروده شده است، هم‏چون بارقه‏های آسمانی بر دل و جان شیفتگان می‏تابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن می‏سازد.
‏حکیم رودکی سمرقندی:
‏شب عاشقت لیله القدر است
‏چون تو بیرون کنی رخ از جلبیت
‏منوچهری دامغانی:
‏با رنگ و نگار جنت العدنی
‏با نور و ضیاء لیله القدری
‏شیخ اجل سعدی شیرازی:
‏تورا قدر اگر کس نداند چه غم
‏شب قدر را می ندانند هم
‏خواجه حافظ شیرازی:
‏شب قدر است و طی شد نامه هجر
‏سلام فیه حتی مطلع الفجر
‏عارفان درباره شب قدر گفته‏اند که این شب، شبی است که سالکان را به تجلی خاص مشرف گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتدای وصول سالک باشد، یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت:
‏در شب قدر قدر خود را دان
‏روز در معرفت سخن میران
‏افطار
افطار در لغت به معنای روزه گشودن است و زمان روزه گشودن، هنگامی است که شرع مقرر نموده است. زمان و سفره افطار دارای معنویت خاصی است و از روحانیت و صفای مخصوصی برخوردار است و به راستی گرد آمدن به سر سفره افطار دارای حال و هوای دل‏پذیری است که حکایت از رحمت بی‏منتهای پروردگار رحمان دارد.
‏یکی از سفارش‏های مهم اسلامی، دستگیری از مستمندان و محرومان است و دیگر سفارش مهم این دین آسمانی صله رحم و برقراری روابط صمیمانه با اقوام و نزدیکان است که بسیار مستحب شمرده شده است، بدین ترتیب افطاری دادن در ماه مبارک رمضان آیت دیگری بر رحمت بی‏پایان خداوند رحیم است که موجب نزدیکی دل‏ها و استواری پیوندها می‏گردد.
‏این سنت حسنه همچنین در ابعاد اجتماعی نمایان‏گر روح هم‏نوایی با مستضعفان و مددکاری از محرومان می‏باشد. لحظه شیرین افطار کردن که همراه با آداب و ذکر و مناجات است، در کلام سخنوران ادب پارسی نیز از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است تا بدان‏جا که در برخی سروده‏ها از آن در قالب تغزل یاد شده است. شاعر در توصیف زیباترین لحظات زندگی از این مفهوم استفاده نموده است:
‏کلیم کاشانی:
‏خمار باده در چشمم سیه کرده عالم را
‏بیا ساقی که وقت شام باید روزه واکردن
خاقانی شروانی:
‏اشک چشمم در دهان افتدگه افطار از آنک
جزکه آب گرم پستی نگذرد از نای من
‏ملا طغرا:
‏غم روزه برمن بسی بارکرد
‏چو ساغر به می باید افطار کرد
‏شیخ اجل سعدی شیرازی:
‏بگفت ای فلان ترک آزار کن
‏یک امشب به نزد من افطار کن
‏سحر
در معنای سحر آورده‏اند که وقت آخر شب و زمان پیش از صبح و برخی شراح نوشته‏اند که سحر سپیدی است که بالای سیاهی باشد و یا سپیدی است که بر سیاهی برآید.
‏سحرگاهان ماه مبارک رمضان از آن‏جا که نقطه آغازی است برای شروع روزی همراه با ستیز با هواهای نفسانی و خودسازی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
‏نشستن بر سر سفره سحری که همراه با آداب و تشریفات خاصی است، بسیار دل‏انگیز و روح‏نواز است.خصوصا این لحظات برای کودکان و نوجوانان بسیار زیبا و خاطره‏انگیز است و رایحه دل‏پذیر رحمت بی‏انتها ایزد منان در چنین فضایی ملکوتی غیر‏قابل انکار است.
اذان صبح هنگامه امساک است و سپس نماز و نیایش به درگاه معبود. در روایات آمده است که این لحظات بهترین اوقات برای مستجاب شدن دعاهای خیر است و درهای آسمان در این اوقات بر روی بندگان صالح و مومن باز می‏شود و باران رحمت الهی بر زمین نازل می‏گردد.
‏در شعر سخنوران ادبیات فارسی همواره هنگامه پر رمز و راز سحرگاهان از جلوه جذاب و دل‏نشینی بهره گرفته است. فرصتی که فاصله زمین از آسمان به حداقل ممکن می‏رسد و ملائک برای دیدار صالحان به زمین می‏شتابند:
‏خواجه حافظ شیرازی:
‏من آن مرغم که هر شام و سحرگاه
‏زبام عرش می‏آید صفیرم
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3067/
سعادت و خوشبختي


سعادت و خوشبختي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


 اگر هر وقت كه مطلب لازم و مفيدي داريم حرف بزنيم و به بيان مطلب قناعت كنيم به عقل و متانت معروف خواهيم شد.
 به ظاهر لطف و محبت، خرسند باشيم و كنجكاوي نكنيم.
 تا فردايي است بايد اميدوار بود.
 پند و نصيحت دارويي است كه اگر به موقع بكار برده نشود اثر معكوس مي‌بخشد.
 وقتي دنيا را گشتيم و همه را امتحان كرديم، مي‌بينيم كه رفيق و همدم و ناصح و غم خوار خود باشيم.
 خاموشي حصاري است كه ما را از هزاران تير بلا حفظ مي‌كند.
 اگر كسي خواست سر خود را به شما بسپارد فرار كنيد، مي‌خواهد بار سنگيني را كه خود نمي‌تواند ببرد بدوش شما بگذارد.
 هرچه پرهيزگار تر باشيم كار پنهان و راز نهفته كمتر داريم.
 پند و نصيحت وقتي مفيد است كه اجراي آن مطابق فطرت شنونده در اختيار او باشد.
 همچنان كه لباس خود را از گرد و غبار مي‌تكانيم خاطر را نيز بايد هر روز از كدورت‌ها و رنجش‌ها پاك و مصفا كرد.
 عشق اگر به ذلت و بيچاره‌گي آلوده باشد گدايي است.
 اگر به حال زار مستمندي گريه مي‌كنيد اگر از شنيدن شرح نيكي و فداكاري اشك مي‌ريزيد خجالت نكشيد و بگيريد اما به حال خود تان پنهان گريه كنيد.
 نا اميدي و نيك بختي همچو شب و روز باهم جمع مي‌شوند.
 از هر گره كه به ابرو مي‌زنيم صد گره بكار مان مي‌خورد.
 اگر صفات خوب دشمن را هم ببينيم شايد با او كنار بياييم.
 اگر نتوان شب تيره را روشن كرد مي‌توان چراغ خانه را افروخت، اگر دنيا يكسره خرم نيست مي‌توان مسكن خود را گلزار ساخت، اگر بدرد همه نتوانيم رسيد، دلي را مي‌توان بدست آورد.
 خرده گيري از ديگران دشمن مي‌سازد، خورده گيري از خود مان آدم كامل ببار مي‌آورد.
 طبيعت ما براي درك ناخوشي است نه خوشي چنانچه رنج بيماري را حس مي‌كنيم اما لذت تندرستي را در نمي‌يابيم.
 از نصيحت دادن چه حاصل اگر قوه بكار بستن آن را بما ندهند.
 پند حكيم همچو قطره آب كه برجاي سوخته بيفتد، لااقل يك لحظه آرامش مي‌بخشد.
 گوهر اشك را بايد نثار كسي كرد كه قدر آن را بشناسد يا در بيابان ريخت كه پايمال ناكسان نشود.
 اگر مي‌خواهيد بدانيد غصه شما تا چه حد درست است از نظر ديگري نگاه كنيد.
 بسياري حقايق را در زندگي بايد ناديده گرفت.
 صرفه جويي اولين فداكاري در راه سرفرازي و بي‌نيازي است.
 از يك حرف گذشتن گاهي به همان اندازه فداكاري است كه سينه پيش گلوله سپر كردن.
 فداكاري انسان را از حيوان ممتاز مي‌كند.
 در تعارفات معمولي، هرچه مبالغه كنيد ضرر ندارد، زيرا جملاتي است كه معني خود را از دست داده و براي اظهار محبت و ادب بكار مي‌رود نه براي تملق و فريب.
 نصيحتي كه مكرر شد معني و قدرت خود را از دست مي‌دهد.
 هرآنچه را فردي مي‌تواند تصور كند، فرد ديگري مي‌تواند به واقعيت تبديل كند. پس چگونه انجام كاري را ناممكن مي‌دانيم.
 فرصت به سرعت از دست مي‌رود و به كندي باز مي‌گردد.
 شهامت به معناي به پا خاستن و صحبت كردن و نيز به معناي نشستن و گوش كردن است.
 آن دسته‌اي كه نسبت به زير دستان ترسو بوده و بدعنق مي‌باشند، كساني هستند كه نسبت به مافوق‌هاي خويش متملق و چاپلوس هستند.
 ذهن متعصب همچون مردمك چشم است هرچه نور بيشتري برآن بتابد جمع تر مي‌شود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3066/
چالش‌هاي انتخابات


چالش‌هاي انتخابات
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


انتخابات سراسري در افغانستان با اميدواري‌هاي فراوان؛ اما در عمل با كاستي‌هاي زياد به منصه‌ي اجرا قرار گرفت، متأسفانه كه دور دوم انتخابات پارلماني با چالش‌هاي به مراتب كلان‌تر از گذشته روبرو است.
برگزاري انتخابات عمومي با امنيت سراسري پيوند ناگسستني دارد، وقتي در بيشتر ولايات جنوب و جنوبغرب كشور ناامني سايه افگنده، بالتبع برگزاري انتخابات را نيز زير سوال برده است. عدم برگزاري انتخابات در دست كم بالاتر از 900 مركز رأيدهي باعث خواهد گرديد، تا شمار زيادي از نامزدهاي مستحق از ورود به پارلمان محروم گردند و حق شان ضايع شود. حضور اشخاص غير مستحق به پارلمان آينده، از پهلوهاي مختلف مجلس را تضعيف مي‌دارد.
دومين چالش برسر راه انتخابات فقدان يك دولت ملي و دموكراتيك است، در حالي كه دولت كنوني انتخابات را به منظور افزايش هواداران خويش راه اندازي مي‌نمايد و براي پيروزي افراد مورد نظر خويش برنامه ريزي كرده است، نه براي آنكه مردم از حق شان بهره مند گردند و نمايندگان دلخواه شان را به پارلمان آينده بفرستند. جابجايي‌هايي كه از پيش در كميسيون انتخابات صورت پذيرفته، همه و همه به همين مقصد مي‌باشد. تغييراتي كه در رأس كميسيون انتخابات صورت گرفت، تا اصلاحات كامل فاصله‌ي زيادي دارد. به سخن ديگر اصلاحات وارد آمده تا هنوز نتوانسته اذهان مردم را قانع سازد و از يك انتخابات شفاف مژده دهد.
نظام انتخاباتي –رأي واحد غير قابل انتقال- به گونه‌يي است كه تعلق نامزدهاي انتخاباتي را به قوم و زبان، منطقه و مذهب بيشتر مي‌سازد و از ضرورت اصلي كه تحكيم مناسبات ميان آحاد ملت است، باز نگه مي‌دارد.
طراحان نظام انتخاباتي كنوني دقيقاً به خاطر آن كه از شكل گيري پارلمان نيرومند پيشگيري نمايند و اعضاي آن در دسته‌هاي كوچك تقسيم شوند، تا مانعي بر سر راه تصميم گيري‌هاي حكومت نباشد، به چنين اقدامي دست يازيده اند. براي مهندسان اين نظام انتخاباتي مهمترين مسأله تقويت حاكميت گروه معين بوده است، نه تحكيم همبستگي ملي و نه ايجاد دولت مقتدر با اركان ثلاثه‌ي مستقل.
در غياب برنامه هاي شفاف انتخاباتي، پول و قدرت به عنوان دو عنصر كارساز در ميدان انتخابات قد علم مي‌دارند، آن گونه كه در حال حاضر نقش ايفا مي‌دارند. تاخت و تاز پول و قدرت در غياب قانون، سرنوشت انتخابات را چنان رقم خواهد زد كه در مواردي مي‌تواند، بدتر از حكومت‌هاي استبدادي ثمر دهد. مي‌بايد حدود مصارف هر نامزد انتخاباتي معين مي‌گرديد، تا مانعي بر سر راه پول‌هاي مشكوك بوجود مي‌آمد. وقتي نامزد يا نامزدهايي تنها به نيروي پول خويش وارد پارلمان آينده گردند، تصميم گيري ايشان در مسايل ملي و بين‌المللي تا چه اندازه در چارچوب منافع و مصالح ملي شكل خواهد گرفت؟ بايد از اين مسأله در هراس بود و از آن نبايد چشم پوشي نمود.
يكي از ابزارهاي موثر و سخت سازنده در هر انتخاباتي، رسانه‌ها اند؛ زيرا رسانه‌ها اند كه به مردم آگاهي مي‌بخشند،‌ نامزدها را به نقد مي‌كشند، پيشينه‌ي هر يكي را هويدا مي‌سازند و در واقع ميدان زر و زور را به سود فكر و برنامه كوچك مي‌سازند، بدبختانه كه در انتخابات كنوني، رسانه‌ها تحرك كمتري از خود نشان مي‌دهند و گويا ميدان را رها ساخته اند، كه اين خود جاي نگراني دارد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3065/
تبديل طرح‏هايم به گفتمان غالب، مرا تشويق به نامزدي در انتخابات كرد


تبديل طرح‏هايم به گفتمان غالب، مرا تشويق به نامزدي در انتخابات كرد
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 698)


حفيظ منصور، نامزد پيشتاز انتخابات:
تبديل طرح‏هايم به گفتمان غالب، مرا تشويق به نامزدي در انتخابات كرد
براي تقويت پارلمان بايد پيوندهاي قومي و زباني را تضعيف نمود
با گذشت هر روز به روزهاي آخر مبارزات انتخاباتي در كشور نزديك مي‏شويم و مردم، نامزدان انتخاباتي، مسئولين انتخاباتي و ساير نهادهاي حكومتي از جمله ارگان‏هاي امنيتي، براي برگزاري انتخابات و تأمين امنيت آن، آماده مي‏شوند. در چنين شرايطي، مردم بايد هرچه سريع‏تر در مورد نامزد اصلح خود تصميم بگيرند. عبدالحفيظ منصور، از سنگرداران جهاد و مقاومت، آگاه مسائل كشور و مدير مسئول هفته‏نامه پيام مجاهد از جمله نامزان برجسته و پيشتاز انتخاباتي است كه به نظر مي‏رسد از ديدگاه بسياري، يك نامزد اصلح در انتخابات باشد. براي آشنايي بيشتر با روحيات و اهداف ايشان، گفت‏وگويي با آقاي منصور داريم:
پيام مجاهد: چه دلايلي براي نامزد شدن در دور جديد انتخابات پارلماني داريد؟
منصور: طرح‏هايي كه چند سال پيش ارائه داشتم و با گذشت ايام مورد قبول افتاد، مرا تشويق به نامزدي ‏در انتخابات پارلماني نموده است. امروز كمتر كسي است كه خواستار نظام پارلماني به جاي نظام رياستي نباشد. آن‏هايي كه از نظريه‏ي انتخابي شدن والي‏ها حمايت مي‏دارند، بسيار وسيع و گسترده‏اند و مسأله‏ي قانون‏مندشدن حضور نيروهاي خارجي در افغانستان حتي از سوي آقاي كرزي پذيرفته شده است.
جناح حاكميت كه ‏شهامت اظهار حقيقت را ندارد، به درستي پي برده است كه عقد قراردادهاي استراتژيك، خطاي استراتژيك بوده‏اند و از همين بابت است كه در سال‏هاي پسين براي بهبود مناسبات با كشورهاي منطقه در تلاش افتاده‏اند.
ديدگاه ما در مورد حل معضله‏ي ديورند، از سوي مجامع سياسي و روشنفكري مورد تأييد قرار گرفته است و اكنون مخالفان اين نظريه به شدت كاهش يافته‏اند و در يك كلام مسايلي كه 9 سال قبل به عنوان شعار مطرح بود، حالا به گفتمان غالب تبديل شده‏اند؛ بدين ترتيب چه چيزي عمده‏تر از اين براي تشويق يك فرد بوده مي‏تواند؟
پيام مجاهد: شما در بروشوري كه بيرون داده‏ايد، كاستي‏هاي مجلس نمايندگان را برشمرده‏ايد، آيا در آينده اين ظرفيت ايجاد خواهد شد كه آن كاستي‏ها رفع شود؟
منصور: در دنيايي كه ما زندگي مي‏كنيم، هيچ مشكلي بدون راه حل نيست جز مرگ، به قول بوعلي سينا «هر بند گشاده شد، مگر بند اجل». سرنوشت پارلمان آينده به مسايل فراواني بستگي دارد، كه در آن ميان مديريت پارلمان و رابطه‏ي نمايندگان با مردم از همه مهم‏تر است؛ به سخن ديگر اگر چهره‏هاي تواناتري در رأس پارلمان آينده قرار گيرند و برخود اعتماد نمايند، عزت نمايندگان را به معامله نگيرند و در چارچوب قانون، استقلاليت قوه مقننه را پاس دارند، بدون ترديد وضع آينده بهتر از گذشته خواهد بود.
همچنان نمايندگان مردم در مواردي كه لازم بود، هيچ‏گاه از پشتوانه‏ي مردمي خويش كار نگرفتند و تأسف بارتر اين كه شماري هم از اعضاي مجلس دروازه‏هاي خويش را به رروي مردم بستند و با دوستان و هم‏پيمانان خويش وداع گفتند.
پيام مجاهد: شعارهاي مطرح شده از سوي بسياري از كانديداها هيچ تناسب وظيفوي تعريف شده در قانون اساسي كشور ندارد، در صورت پيروزي اين طيف آدم‏ها پارلمان آينده را چگونه ارزيابي مي‏كنيد؟
منصور: از نظر من قضيه‏ي شعار نامزدهاي پارلماني دو سويه است؛ يك جانب عدم آگاهي و شناخت بسياري از نامزدهاي محترم را به نمايش مي‏گذارد و از سوي ديگر، كوتاهي رسانه‏ها در اين ميان ظاهر مي‏شود كه در اين باب خوب كار نكرده‏اند و مسأله را نشكافته‏اند.
ناآگاهي از وظايف و صلاحيت هاي پارلمان براي هر نامزدي عيب كلاني است؛ ولي نقص جدي تر آن است، كه كساني با آگاهي از چون و چند مسأله هوشيارانه دست به كار خلاف مي زنند، آبروي خود و پارلمان را مي ريزند.
پيام مجاهد: با توجه به وضعيت حكومت در گذشته و قانون ناپذيري آن، چه تمهيداتي را در صورت پيروزي در نظر خواهيد گرفت تا بر اعمال دولت نظارت داشته باشيد؟
منصور: براي تقويت پارلمان بايد پيوندهاي قومي و زباني را تضعيف نمود. تقويت پارلمان،‌ از طريق تقويت پيوندهاي فكري و بالا بردن جايگاه احزاب سياسي ميسر است؛ چيزي كه پارلمان گذشته بشدت روي آن غفلت نمود.حفظ و تحكيم روابط نمايندگان با مردم يكي ديگر از راه هايي است، كه مي تواند حكومت را به قانون پذيري ترغيب نمايد.
پيام مجاهد: پارلمان در هر كشوري پديده اي مدرن است كه در آن جا بايد از حقوق شهروندي سخن رود، اما پارلمان افغانستان، نماد و نمونه جامعه قبيلوي افغانستان بود. شما در صورت پيروزي طرح و پلاني داريد كه پارلمان به سوي حق مداري حركت كند؟
منصور: جوامع مدرن يكشبه زاده نشده اند؛ بل هر مردمي مراحلي را پشت سر گذاشته تا به حقوق شهروندي دست يافته اند. دولت ها موثرترين وسيله براي پيشرفت و توسعه يك كشور شناخته شده اند.
در كشوري كه وزارت اقوام و قبايل وجود دارد، و تشكيل اتحاديه هاي قومي تشويق مي شود. كساني سخن از قوم اكثريت و قوم اقليت مي زنند، و بر ضرورت دولت قبيلوي تئوري مي بافند، بدون اين كه مورد بازخواست قرار گيرند، چه انتظار غير از اين مي توان داشت؟
در پنج سال گذشته پارلمان مي توانست، قدرت حكومت را غير متمركز سازد و زمينه ي مشاركت بيشتر مردم را در تعيين سرنوشت شان بيشتر سازد. پارلمان مي توانست گام هايي در راستاي تقويت احزاب سياسي در كشور بردارد. پارلمان مي توانست، به نفع جبهه بندي هاي سياسي و فكري بجاي دسته هاي قومي، عمل بدارد،... هر يكي از اين اقدام ها جامعه را به پيش مي راند و زمينه ي ايجاد يك جامعه ي مدرن را فراهم مي سازد.
اگر امروز كار سرشماري نفوس بدلايل امنيتي دشوار شده است، پنج سال پيش مشكل تا اين سرحد نبود، سرشماري لازمه ي يك جامعه ي مدرن است. قانون اساسي براي اسكان كوچي هاي افغانستان دستور داده است؛ ولي اين پارلمان بود كه در پهلوي حكومت به خواب خرگوشي فرو رفت و به هيچ يك از اين مسايل توجه ننمود. آنچه گفته آمد، كارهاي فوق طاقت بشري نيستند، بل در حد توان انسان اند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3064/
رئيس كميسيون انتخابات: بيش از 930 مركز رأي‏دهي در روز انتخابات مسدود خواهند ماند


رئيس كميسيون انتخابات: بيش از 930 مركز رأي‏دهي در روز انتخابات مسدود خواهند ماند
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


ارگان‏های امنیتی نتوانستند پلان وسیع امنیتی را براي همه مراکز فراهم کنند
در حالی‏که کمتر از یک ماه دیگر به برگزاری انتخابات مجلس نمايندگان باقی مانده است، کميسیون مستقل انتخابات می‏گوید که ارگان‏های امنیتی نتوانستند، پلان وسیع امنیتی را براي همه مراکز و محلات رای‏دهی که مشخص شده است، فراهم کنند.
‏فضل احمد معنوی، رییس کميسیون مستقل انتخابات روز چهارشنبه در کابل به خبرنگاران گفت که پس از تلاش‏های چهار ماهه، ارگان‏های امنیتی کشور پلان نهایی پوشش امنیتی انتخابات را به این کميسیون تسلیم داده‏اند که بر اساس آن، بیش از 930 مرکز رای‏دهی شامل نزدیک به 2500 محل رای‏دهی در روز انتخابات مسدود خواهند ماند.
‏به گفته رییس کميسیون مستقل انتخابات، در بخش‏هایي از 28 ولایت، مراکز رای‏دهی باز نخواهند شد.
‏اما وی در این میان از ولایت غزنی نام گرفت که به علت نا‏امنی‏ها در آن حدود دوصد مرکز رای‏دهی مسدود می‏ماند.
‏رییس کميسیون مستقل انتخابات ضمن این‏که تمدید دوره ثبت نام رای‏دهندگان و توزیع کارت‏های رای دهی را رد کرد، گفت که ظرف دو ماه گذشته بیش از سه صد هزار نفر کارت رای‏دهی گرفته‏اند و مجموع کسانی که از سال‏های گذشته کارت رای‏دهی دارند، به 17.5 ميلیون نفر می‏رسد.
‏اما وی گفت که مراکز توزیع کارت‏های رای‏دهی به طور استثنایی در ولسوالی مارجه هلمند که شاهد عملیات نظامی و بی‏جا شدن مردم بود، تا اخیر روز بیست و هشت اسد ادامه می‏یابد.
به باور مقامات كميسيون انتخابات، تمدید پروسه ثبت‏نام رأي‏دهندگان ضروری فرصتی خواهد بود برای افراد فرصت‏طلب که می‏خواهند برای بار دوم کارت اخذ نمایند.
در عين حال کمیسیون مستقل انتخابات تاکنون بیش از 42 هزار ناظر ملی و بین‏المللی را به هدف نظارت از روند انتخابات ثبت نام کرده است. تابش فروغ‏، معاون کمیسیون مستقل انتخابات با بیان این مطلب گفت که این پروسه همچنان ادامه دارد و به گفته وی، اين آمار تا پایانی‏ترین روزهای این پروسه در تغییر خواهد بود.
‏‏قرار است انتخابات مجلس نمايندگان به تاریخ بیست و هفتم سنبله راه‏اندازی شود، اما نگرانی‏های زیادی در مورد امنیت انتخابات و سوءاستفاده‏ها و تقلب‏های انتخاباتی وجود دارد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3063/
نشست چهار ‏جانبه افغانستان، روسيه، پاكستان و تاجيكستان در روسيه


نشست چهار ‏جانبه افغانستان، روسيه، پاكستان و تاجيكستان در روسيه
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


حامد کرزی، رئيس دولت برای شرکت در دومین نشست سران کشورهای روسیه، پاکستان، تاجيکستان و افغانستان روز سه‏شنبه عازم روسیه شد.
وزارت امورخارجه می‏گوید، هدف از برگزاری این نشست، تقویت روابط میان کشورهای منطقه و مبارزه موثر با مواد مخدر و تروریسم است. ‏این نشست به دعوت رئيس دولت روسیه، روز چهارشنبه و پنج‏شنبه در شهر سوچی روسیه برگزار شد.
در حاشیه نشست چهارجانبه با حضور روسای جمهور روسیه، افغانستان، پاكستان و تاجیكستان در سوچی، حامد كرزي و مدويدوف با یك‏دیگر ملاقات كردند.
حامد كرزي در دیدار با همتای روسی خود از وی برای سفر به كشور و تقویت روابط اقتصادی و فرهنگی بین دو كشور دعوت به عمل آورد. وي در ملاقات با مدویدیف در سوچی اظهار داشت، امیدوارم این امر در اسرع وقت، تا جایی كه برنامه‌های پر مشغله اجازه دهند، رخ دهد.
بر اساس اظهارات كرزی، در افغانستان امیدوارند كه سفر رئيس‏جمهور روسیه روابط اقتصادی و فرهنگی بین دو كشور را تقویت كند. رئيس‏جمهور روسیه در گفت‏وگو با همتای افغان خود نيز اظهار داشت، روسیه بدون قید و شرط از تلاش‌های افغانستان در خصوص بازسازی صلح مدنی در كشور حمایت می‌كند. ما از مبارزه دولت افغانستان با تروریسم حمایت می‌كنیم و آماده ارائه هرگونه كمک در این جهت هستیم.
‏در عين حال، آقای کرزی در حاشیه شرکت در این نشست، با روسای جمهور پاکستان و تاجيکستان نيز به شکل جداگانه دیدار و گفت‏وگو کرد.
‏و اما در دومين نشست ميان اين چهار كشور در روسيه، یکی از مسایل اصلی در مذاکرات بحث مبارزه با مواد مخدر بود. روسیه از روند و نتیجه کنونی مبارزه با مواد مخدر در افغانستان راضی نیست و بارها خواستار اقدامات جدی‏تر جامعه جهانی و دولت افغانستان در این زمینه شده است.
‏سازمان ملل متحد می‏گوید، تجارت مواد مخدر از افغانستان به روسیه، هزاران نفر را در این کشور معتاد کرده است.
‏بخش عمده مواد مخدر افغانستان از طریق کشور‏های همسایه به روسیه و بعدا به اروپا قاچاق می‏شود.
‏هفتاد در‏صد قاچاق مواد مخدر از افغانستان به روسیه، از طریق تاجیکستان صورت می‏گیرد.
‏در کنار این، روابط تجاری میان چهار کشور شرکت‏کننده در این نشست نیز از مسائل مهم مورد بحث بود. ‏افغانستان امیدوار است تا روابط تجاری خود را به ویژه با روسیه تقویت کند. ‏افغانستان همچنین در جستجوی سرمایه‏گذاران خارجی در عرصه استخراج معادن کشور است، روسیه یکی از کشور‏هایی است که در مورد معادن افغانستان و ارزش و اهمیت آن اطلاعات کافی و دست اول دارد. تحقیقاتی که اخیرا منتشر شده و ارزش معادن افغانستان را بین هزار تا سه هزار ميلیارد دالر نشان می‏دهد، مبتنی بر تحقیقاتی است که در سال‏های گذشته توسط محققان شوروی سابق انجام شده بود.
‏اتاق‏های تجارت افغانستان می‏گوید، هم اکنون بیشترین مواد ساختمانی، گندم و آرد مورد نیاز افغانستان از روسیه وارد می‏شود.
‏براساس آمار این اداره، حدود چهل درصد کل تجارت افغانستان با روسیه است، اما هنوز امیدواری وجود دارد که روابط تجاری بین روسیه و افغانستان تقویت شود.
‏کارشناسان مسایل اقتصادی می گویند، روسیه نیز در پی نفوذ بیشتر در بازارهای منطقه از جمله پاکستان است.
‏اخیرا هند که رقیب جدی پاکستان در منطقه است، بیش از هر زمان دیگری به غرب نزدیک شده و روابط اقتصادی‏اش با غرب را نیز بیشتر کرده است.
بخش مهم از بازار هند که قبلا در اختیار روسیه بود، حالا حد‏اقل بدون رقیب نیست.
‏انتقال انرژی از تاجیکستان به پاکستان از مسیر افغانستان نیز از عرصه‏های دیگری است که از سال‏های گذشته تاکنون بارها در مورد آن سخن گفته شده است.
‏مسائل قابل توجه ديگر در اين نشست نيز مبارزه با تروريسم در افغانستان و پاكستان بود كه از سوي رهبران هر 4 كشور مورد بررسي قرار گرفت.
به نظر می‏رسد وضعیت کنونی این کشورها، به گونه‏ای است که زمینه را برای همکاری‏های بیشتر سیاسی و اقتصادی میان‏شان بیشتر و بیشتر کرده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3062/
گفت‏وگوي بي بي سي با سفير روسيه در كابل


گفت‏وگوي بي بي سي با سفير روسيه در كابل
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


خروج زود هنگام نیروها از افغانستان فاجعه‏ساز است
اندری اویتیسیان، سفیر روسیه در افغانستان، هشدار داده که خروج زود هنگام نیرو‏های خارجی از افغانستان منجر به یک فاجعه خواهد شد.
او می‏گوید هنوز زود است که از عادی شدن وضعیت و برقراری صلح در این کشور صحبت کرد. این دیپلومات ارشد روسی همچنین توانایی نیرو‏های امنیتی افغان را برای گرفتن مسئولیت‏های امنیتی زیر سوال برد.
‏بي.بي.سي در گفت‏وگويي با سفير روسيه، در ابتدا از وي پرسیده که کشور او چه نقشی می‏تواند در برقراری صلح در افغانستان بازی کند؟
‏سفير روسيه: ما خواهان یک افغانستان باثبات و صلح‏آمیز هستیم. برقراری صلح و ثبات تنها از طریق نظامی و جنگ امکان پذیر نیست. ما فکر می‏کنیم توسعه اقتصادی و آموزش و پرورش بسیار مهم است و این زمینه‏هایي است که ما با افغانستان همکاری می‏کنیم.
روسیه در افغانستان حضور نظامی ندارد. ما از پیش تصمیم گرفته‏ایم که هرگز نیروی نظامی به این کشور نفرستیم. اما ما آماده همکاری در دیگر زمینه‏ها با افغانستان هستیم.
بي.بي.سي: ‏وقتی شما گفتید که نمی‏خواهید درگیر مسایل نظامی در افغانستان باشید، چرا؟ آیا این به دلیل حضور نیرو های آمریکایی در افغانستان است؟
‏سفير روسيه: خیر. این تصمیم از مدت‏ها پیش و قبل از حضور نیرو‏های خارجی در افغانستان گرفته شده. چون ما ترجیح می‏دهیم از اشتباهات و تجربه‏های گذشته‏مان درس بگیریم. اگر نگاهی به تجربه اتحاد شوروی در افغانستان بیاندازیم، ما نمی‏خواهیم به این کشور دیگر نیرو بفرستیم. تحت هیچ شرایطی.
‏بي.بي.سي: آیا فکر می‏کنید نیرو‏های خارجی و به خصوص نیرو‏های آمریکایی با سرنوشت نیرو‏های شوروی روبرو خواهند شد؟
‏سفير روسيه: خب وضعیت و زمان فرق می‏کند. اما در عین حال شباهت‏های زیادی با آن زمان وجود دارد.
وقتی من حدود یک سال پیش به عنوان سفیر به افغانستان آمدم، من از دیدن شباهت‏ها با زمان حضور نیرو‏های شوروی متعجب شدم.
مشکلات در دروان حضور نیرو‏های شوروی این بود که آن‏ها تنها مراکز ولایات، شهر‏های بزرگ و مراکز را در کنترول داشتند، نه مناطق روستایی را. ما می‏بینیم که این وضعیت دوباره به وجود آمده است.
‏بي.بي.سي: باتوجه به تجربه شوروی در افغانستان فکر می‏کنید اعلام آغاز خروج نیرو‏های آمریکایی از افغانستان چقدر عاقلانه است؟
سفير روسيه: من مخالف زمان‏بندی‏های غیرواقعی هستم. چون حضور جامعه جهانی از جمله آمریکا در افغانستان برای هدف مشخصی است که از حمایت شورای امنیت سازمان ملل متحد برخوردار است و آن مبارزه با تروریسم و برقراری صلح در افغانستان است. موضع روسیه این است که جامعه جهانی باید اول به این هدف برسد و بعد در‏باره خروج صحبت کند. هنوز بسیار زود است که بگوییم وضعیت عادی شده و صلح به افغانستان برمی‏گردد و تمام مسائل در این کشور حل شده است.
‏بي.بي.سي: فرض کنیم که اگر نیرو‏های خارجی افغانستان را ترک کنند، آینده این کشور را چگونه می‏بینید؟
سفير روسيه: اگر نیرو‏های خارجی حالا افغانستان را ترک کنند، با تاسف باید بگویم که این امر منجر به یک فاجعه در این کشور خواهد شد.
نیرو‏های امنیتی افغان هنوز آماده گرفتن مسئولیت‏های امنیتی نیستند. توانایی‏های این نیرو‏ها بهتر و بهتر می‏شود. رقم نیرو‏ها بزرگ است، اما نیرو‏های پلیس و اردو هنوز آماده نیستند.
یکی از وظایف اصلی جامعه جهانی در افغانستان تجهیز و آموزش این نیرو‏ها خواهد بود. هر زمانی که نیرو‏های افغان و رئیس‏جمهور افغانستان احساس کردند که آماده گرفتن مسئولیت‏های امنیتی هستند، در آن صورت نیرو‏های خارجی می‏توانند این کشور را ترک کنند، ولی قبل از آن این اقدام وضعیت را بدتر خواهد کرد.
‏بي.بي.سي: در 9 سال گذشته ما شاهد بودیم که ناامنی‏ها حتی به مناطق نسبتا آرام شمال افغانستان که هم مرز با کشور‏های آسیای میانه است، گسترش پیدا کرده، شما چقدر نگران این موضوع هستید؟
‏سفير روسيه: روسیه از این بابت بسیار نگران است. چون این منطقه به ما نزدیک‏تر است. ما دیگر مرز مشترک با افغانستان نداریم، ولی ما هنوز خود را کشور همسایه می‏دانیم.
اگر نا‏امنی‏ها به شمال افغانستان گسترش بیابد و از آن‏جا به جمهوری‏های آسیای میانه، می‏شود گفت که این نا‏امنی به روسیه هم رسیده است. چون مرز‏های ما با جمهوری‏های آسیای میانه باز است. چیزی که بیشتر از این ما را نگران می‏کند، قاچاق مواد مخدر است. وقتی وضعیت در شمال افغانستان بی‏ثبات بود، مواد مخدر به کشورهای آسیای میانه قاچاق می‏شود و از آنجا به روسیه می‏رسد. ما امیدواریم که نیروهای افغان و خارجی بتوانند وضعیت را در آن‏جا کنترول کنند.
‏بي.بي.سي: پیشنهاد روسیه برای حل منازعات در افغانستان چیست؟
‏سفير روسيه: روسیه از یک دولت قوی در افغانستان حمایت می‏کند. پیش از همه دولت و نیروهای امنیتی باید تقویت شوند. این بخشی از مسئله است. اما راه‏حل نهایی را باید خود افغان‏ها پیدا کنند و در مورد آینده کشورشان تصمیم بگیرند.
به همین دلیل است که ما از برنامه آشتی ملی رئیس‏جمهور کرزی حمایت می‏کنیم. تنها راه کنار گذاشتن اختلافات افغان‏ها مذاکره است. به طور کل ما از افغانیزه شدن روند در افغانستان حمایت می‏کنیم. هیج کس دیگری نمی‏تواند این کار را برای آن‏ها انجام بدهد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3061/
ضرب‏الاجل چهارماهه رئيس دولت براي انحلال شركت‏هاي خصوصي امنيتي


ضرب‏الاجل چهارماهه رئيس دولت براي انحلال شركت‏هاي خصوصي امنيتي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


آمريكا: هنوز هم ادامه فعالیت شرکت‏های امنیتی خصوصی در افغانستان ضرورت است
پس از اعلام اين‏كه حامد کرزی، رئيس دولت در تلاش براي تعيين يك ضرب‏الاجل براي انحلال شركت‏هاي خصوصي امنيتي است، وي با صدور فرمانی از همه شرکت‏های امنیتی خصوصی در کشور خواسته تا ظرف چهار ماه فعالیت‏شان را در افغانستان متوقف کنند.
‏این فرمان هشت ماده‏ای تنها در مورد شرکت‏های داخلی نیست، بلکه شرکت‏های امنیتی خارجی را هم در بر می‏گیرد.
‏وحید عمر، سخنگوی ریاست دولت می‏گوید که رئيس دولت کرزی به این باور است که ده‏ها هزار قراردادی امنیتی خصوصی در افغانستان نقش اردو و پولیس کشور را کم اهمیت می‏سازد، از این‏رو تصمیم گرفته تا همه آن‏ها لغو شوند.
‏رئيس دولت سال گذشته در سخنرانی مراسم تحلیفش در کابل وعده داده بود که شرکت‏های امنیتی خصوصی داخلی و خارجی را تا ماه نوامبر سال 2011 میلادی لغو خواهد کرد.
ده‏ها شرکت امنیتی قراردادی فعلا در افغانستان فعالیت دارند که عمدتا امنیت سفارت‏خانه‏ها، کاروان‏های تدارکاتی ناتو، موسسه‏های غیر‏حکومتی، دیپلومات‏ها و سرمایه‏گذاران را در نقاط مختلف كشور تامین می‏کنند.
در ماده اول فرمان رئيس دولت در مورد انحلال شركت‏هاي خصوصي امنيتي آمده است: با تأسی از حکم فقره‏های 3 و 4 ماده 64 و صراحت بند اول ماده 66 قانون اساسی افغانستان و به منظور مبارزه علیه فساد، تامین مطمئن امنیت جان، مال و نوامیس شهروندان و جلوگیری از بی‏نظمی‏های امنیتی و سوءاستفاده از اسلحه، لباس و تجهیزات نظامی توسط موسسات امنیتی خصوصی که سبب حوادث دل‏خراش و غم‏انگیز گردیده‏اند، بعد از ارزیابی‏های لازم و قانونی انحلال کامل موسسات امنیتی خصوصی اعم از داخلی و خارجی را در خلال مدت چهار ماه طی مراتب آتی منظور می‏نمایم.
‏ماده دوم: افراد داوطلب عضو شرکت‏های امنیتی در صورتي که واجد شرایط باشند، می‏توانند با سلاح، مهمات و سایط وسایر تجهیزات دست داشته و یا بدون داشتن سلاح، بعد از راجستر به قطعات پولیس مدغم و وزارت امور داخله مکلف است در خلال مدت تعیین شده ادغام موسسات متذکره را تکمیل و طی مراحل نماید.
ماده سوم: سلاح، مهمات، وسایط و تجهیزات موسسات امنیتی خصوصی خارجی که قبلاً در وزارت امور داخله راجستر گردیده باشند، در صورت انتقال سلاح‏شان در پرتوکول عقد شده اولی به دولت متعلق نگردد، بعد از موافقت کمپنی‏های مذکور از جانب وزارت امور داخله، ریاست عمومی امنیت ملی و وزارت دفاع ملی خریداری و ویزه اقامت پرسونل خارجی‏شان در کشور فسخ گردد.
ماده چهارم: هرگاه کمپنی‏های مذکور به فروش تجهیزات خویش عدم موافقت خود را ابراز نمایند، ویزه اقامت‏شان در کشور فسخ و می‏توانند سلاح، و‏سایط و سایر ملکیت‏های منقول خود را حین خروج از کشور با خود حمل نمایند.
ماده پنجم‏: موسسات امنیتی خصوصی داخلی و خارجی که در وزارت امور داخله راجستر نگردیده و خود‏سرانه ایجاد شده باشند، به حیث موسسات امنیتی غیر‏قانونی لغو، سلاح، مهمات و سایر وسائل و تجهیزات نظامی‏شان قانوناً مصادره گردد.
ماده ششم: سفارت‏خانه‏های دول متحابه در کابل و قونسل‏گری‏های خارجی در ولایات و همچنان موسسات بین‏المللی، نهاد‏های غیر‏دولتی و موسسات اقتصادی که در کابل و سایر شهر‏های کشور فعالیت دارند، می‏توانند در تامین امنیت خویش از افراد امنیتی خصوصی متعلق به خود‏شان در داخل محوطه مربوط، طوری‏که در تماس و معروض به بیرون از احاطه قرار نداشته و اجازه گشت و گذار را در خارج محلات مربوط نداشته باشند، به اندازه ضرورت که از جانب وزارت امور داخله تعیین و راجستر می‏گردد، استفاده نمایند.
ماده هفتم: وزارت امور داخله مکلف است امنیت بیرونی سفارت‏خانه‏ها و کلیه موسسات بین‏المللی و نهاد‏های غیر‏دولتی مقیم در کابل و سایر شهرهای کشور را به صورت مطمئن تامین نموده، تسهیلات لازم را در ثبت، راجستر و اجرای جواز سلاح و تجهیزات مورد نیاز برای افراد امنیت خصوصی موسسات مندرج ماده پنجم این فرمان فراهم و امنیت کلیه نقل و انتقالات لوژستیکی و تأمیناتی قوای بین‏المللی را از مرکز به ولایات و از ولایات به ولسوالی‏ها به همکاری وزارت دفاع و ریاست عمومی امنیت ملی تأمین نماید.
ماده هشتم: این فرمان از تاریخ منظوری نافذ و تطبیق آن به عهده وزارت امور داخله جمهوری اسلامی افغانستان می‏باشد.
رئيس دولت کرزی در سخرانی اخیرش در این ماه از ایالات متحده امریکا و ناتو خواسته بود تا از حمایت از این شرکت‏های امنیتی دست بکشند. وي گفته بود که شرکت‏های امنیتی خصوصی دستگاه جداگانه‏ امنیتی را در افغانستان به میان آورده‏اند. به گفته رئيس دولت، برخی از این شرکت‏ها در اختطاف‏ها، سرقت‏های مسلحانه و جرایم سازمان یافته دست دارند. اما محمد شیرزی دلدار، صاحب یک شرکت امنیتی خصوصی به رادیو آزادی گفت که این اتهامات رئيس دولت باید در محکمه حل و فصل شود، نه توسط فرمان رئيس دولت. ‏دلدار هم‏چنان گفت که حکومت کرزی مسئول بیکار شدن حداقل سی هزار افغان خواهد بود. ‏انتظار می‏رود این فرمان رئيس دولت مبنی بر لغو شرکت‏های امنیتی خصوصی با مقاومت مقامات ناتو، موسسه‏های حکومتی و غیرحکومتی خارجی هم مواجه شود که وسیعا به این شرکت‏ها متکی‏اند. ‏آیان کمپ، تحلیل‏گر مستقل مسایل امنیتی مي‏گويد: «مشکل این است که شمار قابل ملاحظه‏اي از شرکت‏های امنیتی خصوصی که در افغانستان فعالیت می‏کنند، توسط کشورهای خارجی استخدام شده‏اند. به همین طور، موسسه‏های غیرحکومتی و کمپنی‏های مختلفي که در افغانستان سرمایه‏گذاری می‏کنند، این‏ها را استخدام کرده‏اند. حالا رئيس دولت کرزی باید بسیار تلاش کند تا سازمان‏های مختلف را متقاعد بسازد که به نیروهای امنیتی افغان اعتماد کنند؛ نیروهایي که فعلا به خاطر توسعه وظایف‏شان، مخصوصا در بخش همکاری با نیروهای ائتلاف در عملیات‏های محاربوی، سخت زیر فشار قرار دارند.» ‏کمپ هم‏چنان گفت که با توجه به وظایف گسترده شرکت‏های امنیتی خصوصی در افغانستان، تطبیق این فرمان رئيس دولت مشکل خواهد بود. ‏در واشنگتن، مقامات وزارت دفاع امریکا این سوال را مطرح کرده‏اند که آیا ضرب‏الاجل چهار ماهه در مورد لغو همه شرکت‏های امنیتی خصوصی در افغانستان واقع‏بینانه خواهد بود يا خير؟
‏بریان ویتمن، سخنگوی پنتاگون می‏گوید که اردوی امریکا می‏خواهدکه سرانجام فعالیت شرکت‏های امنیتی خصوصی در افغانستان متوقف شود، اما وقتی چنین شود که دیگر به آن‏ها ضرورتي نباشد.
پی جی کرولی، ‏سخنگوی وزارت امورخارجه امریکا، هم می‏گوید که واشنگتن فکر می‏کند نیروهای حکومت افغانستان فعلا آمادهء گرفتن مسئولیت‏های امنیتی نیستند. او گفت: «باور ما این است که هنوز هم به ادامه فعالیت شرکت‏های امنیتی خصوصی در افغانستان ضرورت است. مطمئناً ما موافقیم که به مرور زمان، این مسئولیت باید به حکومت افغانستان واگذار شود. فکر می‏کنم هدف ما در مورد بهبود نظارت و مدیریت در افغانستان مشترک است. ما به کار با حکومت افغانستان ادامه خواهیم داد تا زمینه برای انتقال این مسئولیت به حکومت افغانستان فراهم شود.»
جنرال مارگارت بور، یک مقام بلند پایه اردوی ایالات متحده امریکا نيز مي‏گويد كه نیروهای اردو و پولیس افغان فعلا نمی‏توانند همه ضروریات امنیتی را انجام دهند و شرکت‏های امنیتی خصوصی صرفا وقتی می‏توانند لغو شوند که وضعیت امنیتی در افغانستان بهبود یابد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3060/
گزيد‏ه‏اي از شعارهاي انتخاباتي


گزيد‏ه‏اي از شعارهاي انتخاباتي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


ـ همه با هم، خانه به خانه و شانه به شانه
ـ حضور امروز، تغيير فردا
ـ شعاري نمي‏دهم كه فدا سر‏افگنده‏ي شما باشم
ـ بياييد كابل را نجات دهيم!
ـ‌آن‏هايي كه خريد مي‏توانند، فروخته هم مي‏توانند
ـ افتخار ما، تاريخ كشور ماست
ـ كار در عمل، نه در گفتار
ـ تحكيم وحدت ملي
ـ آرمان اسلامي، اصلاحات در قوانين وصفي، رشد اقتصاد خانواده
ـ تأمين مطمئن حقوق زنان
ـ دانش، فيصله، پيشرفت
ـ چرا وزارت‏خانه‏ها قومي شده‏اند؟
ـ تحصيلات، تخصص و ظرفيت اقتصادي
ـ رأي به ... نوري، رأي به تسخير فناوري نوري


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3059/
امير امان‏الله خان، آبروي تاريخ افغانستان


امير امان‏الله خان، آبروي تاريخ افغانستان
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


28 اسد: در يك گفت‏وگوي تلويزيوني، عبدالحفيظ منصور، مدير مسئول هفته‏نامه پيام مجاهد، امان‏الله خان را موسس افغانستان خواند.
در اين گفت‏وگو كه در تلويزيون باختر به مناسبت نود و يكمين سال‏روز استرداد استقلال افغانستان صورت پذيرفت، آقاي عبدالحفيظ منصور گفت: اگر استقلال را از مولفه‏هاي كشور ـ ملت بپذيريم، در آن صورت موسس افغانستان امير امان‏الله خان مي‏باشد.
منصور گفت: مهم نيست كه چه انگيزه‏اي باعث شد كه امان‏الله خان نداي استقلا‏ل‏طلبي را بلند نمايد، مهم اين است كه استقلال افغانستان به وسيله ايشان كمايي گرديد و نام استقلال افغانستان با نام امير امان‏الله خان، پيوندي گسست‏ناپذير دارد.
به گفته وي، در عرصه‏ي مناسبات خارجي،‌ امان‏الله خان نه تنها در ميان زمامداران از اعتبار و حيثيت بلندي برخوردار بود، بل در ميان ملت‏ها نيز از جايگاه ويژه‏اي برخوردار است و دانشمندان شبه قاره به زبان شعر و نثر از او تمجيد به عمل آوردند. هم‏چنين مناسبات كنوني افغانستان از جمله با تركيه، تا هنوز بر پايه‏ي روابطي استوار است كه در عهد امان‏الله رقم خورده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3058/
مولوي محمد حنيف بلخي، دار فاني را وداع گفت


مولوي محمد حنيف بلخي، دار فاني را وداع گفت
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


اناالله و انا اليه راجعون
مولوي محمد حنيف بلخي، فرزند ملا محمد يوسف در سال 1305 در شهر مزار‏شريف زاده شد. خط و سواد نخستين را نزد ملا عاشور محمد كه از بستگانش بود و مولانا خال محمد خسته، فرا گرفت. در سال 1331شامل مدرسه اسديه شد. علوم ديني و دانش‏هاي روز را فرا گرفت و با اخذ شهادتنامه بكلوريا از آن‏جا فارغ گرديد. بعد از آن روزگار، در كنار وظايف دولتي، مطالعه و آموزش، تحقيق و آفرينش علمي و ادبي و تاريخي را ادامه داد، تا به دانشمند متبحر دين و ادب تبديل شد.
وظايف رسمي
با ختم آموزش اسديه، در همان‏جا به حيث استاد قبول شد، كه سه سال اين وظيفه استادي را ادامه داد. مدتي در ادارة اتاق‏هاي تجارت و مطبوعات ولايت بلخ وظيفه اجرا نمود.
به قضا روي آورد و مدتي عضو تفتيش قضايي ستره محكمه بود. بعد از آن مدير عمومي نشرات و براي زماني هم، مدير مسئول مجلة اوقاف گرديد. پس از اين مرحله، مدير عمومي اوقاف بلخ مقرر شد و به تعقيب آن عضو ديوان جزاء رياست تميز مقرر گرديد. در همين آوان بود كه كودتاي كمونستي در كشور پياده شد و مولوي حنيف كه روحية سازگاري با رژيم كمونيستي نداشت، قصداً از وظيفه كنار رفت. تقاعد خود را گرفت و ديگر كار نكرد.
حنيف در هجرت
اختناق و استبداد كمونيستي، مولوي محمد حنيف بلخي را مجبور به ترك وطن كرد. در سال 1361 روانة پاكستان شد، اما در گوشه‏اي نخزيد و نجات خود و خانوادة خويش را انديشه نكرد. در ميان آوارگان ميهن در پيشاور مقيم شد تا با انديشه و قلم، قدمي در راستاي زدايش رنج‏هاي ملت و نجات دين و ميهن برداشته باشد.
مدرسه‏يي را به نام «مكه مكرمه»، جهت حفظ قرآن كريم، به كمك دوستان ايجاد نمود و مدت هشت سال به فرزندان مهاجر قرآن شريف را تدريس نمود و آموزش داد. در همين مدت تحقيق و نگارش را نيز در جهت تقويت باورهاي ديني، احياي فرهنگ، و حس آزادي‏خواهي و غرور ملي ادامه داد. ثمرة آن، آفرينش شماري مقالات و تاليفات مستقل است كه در بازنمايي آثار حنيف بلخي به شناسايي خواهد آمد.
جهاد به پيروزي رسيد، اما مداخلات اجنبي و راكت‏باران كابل مجال زندگي را از اين عالم حليم و انديشمند ايجادگر، گرفت. ناگزير به اميد آرامش اوضاع، به مكه مكرمه رفت و آن‏جا مقيم شد.
حضور در كنار بيت‏الله الحرام، ميمنت ديگري نيز داشت و آن، اين بود كه مولوي حنيف، در آن محيط امن الهي، نه تنها به ايجاد و تأليف و سرايش ادامه داد، كه ترجمه‏هاي گران ارجي را، از زبان عربي به فارسي دري، آغاز كرد. كتاب‏هاي مثمري را در فقه و عقايد، علوم قرآني، قصص قرآن، حديث، اسرار شريعت، تفسير و غيره ترجمه كرد كه هر يك منبع فيض و بركات است.
مولوي حنيف و دنياي شعر و شاعري
مولوي حنيف شاعر نيز بود؛ شاعري كه در آفريده‏هايش درد دين و درد ميهن را گريست. اديبي كه تذكرة جامع روز‏گار را نوشت. محدثي كه «لولو و مرجان» را ارمغان كرد و مفسري كه «شعر و شرع»، «حكمت‏هاي شريعت»، و «علوم قرآني» را هديه كرد. سرايش‏گري كه بعد از مولانا عبدالرحمن جامي، چون او عالم و اديب و پژوهنده‏اي را كمتر مي‏شناسيم. شخصيتي چند بعدي و جامعه الاطرافي كه بيش از 70 اثر چاپي نشان‏گر اين مدعا است.
سرانجام مولوي محمد حنيف بلخي در شام‏گاه دوشنبه 25 اسد سال 1389 دار فاني را وداع گفت و به ابديت پيوست.
روحش شاد و يادش گرامي باد!


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3057/
صلح با طالبان، تباني با جنايت كاران جنگي!


صلح با طالبان، تباني با جنايت كاران جنگي!
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


هفته‌ي گذشته بيش از بيست تن از زندانيان طالب از زندان پل چرخي كابل آزاد شدند تا دولت افغانستان حسن نيت خود را به طالبان نشان دهند كه خواستار صلح با آن گروه مي باشد، اين در حالي است كه چندي قبل ليست سياه طالبان نيز كوتاه تر شد تا به دراي عمر آن گروه افزوده شود.
دولت افغانستان درخواست حذف برخي اسماي طالبان را از ليست سياه سازمان ملل متحد كرده بود كه از سوي آن سازمان نيز پذيرفته شد و هر روز كه مي گذرد اين ليست ترتيب يافته كوتاه تر مي شود تا چهره ي طالبان مشروع تر و موجه تر جلوه كند و سياهي و ننگ كشتار مردم بي گناه از دامن آلوده به ننگ و نفرت آن گروه وحشي پاك گردد، اين تباني و توافق دولت افغانستان و نهادهاي بين المللي باعث گشته است كه طالبان درنده تر وخون آشام تر از پيش نمود يابند و هر جا رسيدند لكه ننگ ديگري بر دامن سياه خويش بيفزايند و به نام شريعت و دين، تنفر، انزجار مردم افغانستان و جهان را بيش از پيش ايجاد كردند. حوادثي كه در هفته هاي گذشته رخداد يك بار ديگر قلب هر انساني را آزرد و احساس هر آدمي را جريحه دار كرد و هر آدمي با غيرتي گريست و به حال و روز اين مردم بي پناه خون جگر خورد.
زني در بادغيس به اتهام روابط نا مشروع سنگ سار شد و زن و مردي ديگر در ولسوالي ارچي ولايت قندز در زير سنگ هاي تعصب و تحجر شريعت طالباني جان باخت. فقط به اتهام روابط نامشروع. اين ها حوادث و رخدادهاي پيرامون ماست كه هر روز و هر ساعت به گوش دولت مردان، نهادهاي حقوق بشر، و نيروهاي بين المللي حاضر در افغانستان طنين مي افگند، تنها عكس العملي كه ديده مي شود، فقط محكوميت است و يا سكوت مرگبار و در عين حال معنادار. دولت افغانستان كه خواستار صلح با اين گروه وحشي است و تمام همت خويش را به كار بسته است تا با امتيازدهي بيش از حد صلح موهوم را بدست آورد تا هنوز هيچ توفيقي در اين راه نداشته است، حتا كساني كه با پا درمياني دولت افغانستان از ليست سياه حذف شده و بسياري شان متحد دولت شمرده مي شوند تا هنوز واكنش نشان نداده اند و عمل كرد رفيقان خويش را محكوم نكرده اند. مجامع بين المللي و نهادهاي حقوق بشر كه برخي در راستاي مبارزه با جيانات جنگي عمل مي كنند، هيچ گاه اصرار بردستگيري سران جنايت كار طالبان نكرده اند،‌و كساني كه بايد در دادگاه بين المللي جنايات جنگي (لاهه) به جرم جنايت عليه بشريت محكوم مي شدند، آزادانه راه مي روند، اظهار نظر سياسي مي كنند حتا از جنايت هايي كه مرتكب شده اند عذر خواهي هم نمي كنند.
نيروهاي بين المللي كه هر جا بيشتر حضور مي يابند- حضور جنايت كاران طالب نيز بيشتر مي شود- در برابر جنايات طالبان نيز بي تفاوتي اختيار كرده اند، جنايت ها را مي نگرند؛اما چشم فرو مي بندند، حادثه اي كه در كندز رخ داد تحليل ها و تبصره هاي گوناگون روي آن صورت گرفت و ليكن اكثراً بدين امر اشاره داشتند كه نيروهاي امريكايي و آلماني به صورت پررنگ و برجسته در كندز حضور دارند، پرسش اين جاست كه آن نيروها در كندز چه كار مي كنند، مگر براي مبارزه با تروريستان حضور ندراند؟ مگر براي دفاع از مردم بي پناه آنجا نيستند؟ اگر هستند و حضور دارند چگونه است كه طالبان ابتدا،‌ افراد متهم را دستگير، زنداني و آنگاه سنگ سار مي كنند؛ اما نيروهاي بين المللي هيچ واكنشي نشان نمي دهند، مگر اين همه امكانات و تجهيزات، اين گفت وگو هاي گزاف براي چيست؟ اين همه بي عملي ها بي دردي ها و بي تفاوتي ها نشانگر آن نيست كه آن نيروها خود در اين پروژه دست در دست طالبان دارند؟ اين ها مبني بر تئوري توطيه نيست كه واقعيت هاي تلخ و دردناكيست كه برما مي گذرد، اصلاً ربطي به تيوري پردازي ندارد،‌وقتي مدعيان دفاع از مردم مي نگرد كه مردم به آساني كشته مي شوند، به بدترين و شنيع ترين حالت،‌صرف به اتهامي سنگ بار ان مي گردند و جان خود را از دست مي دهند، اين ها تماشاچي ايستاده و براي دفاع دستي از آستين نمي گشايند چه توجيهي مي تواند داشته باشد؟ عملي ننگين بي تفاوتي هم رنگ و هم سنگ عمل آن جنايت كار طالباب نيست؟
ااگر نيست پس چيست؟
يا آنست كه آن نيروها منتظر اند كه اندك دلبستگي كه مردم اين كشور به دين و اسلام دارند و با آن آرامش قلبي مي يابند بر اثر خشونت طالباني چنان ازدين وحتا نام آن متنفر شوند كه به صورت آشكار از دين داري برائت جويند و منتسب و متصف بودن به دين داري را ننگ بدانند؟ اگرچه سازماندهندگان و پردازندگان طالبان در دهه ي نود قرن گذشته به يكي از اهداف بلند خويش دست يافتند، و كاري كه طالبان در زدودن انديشه و تفكر ديني كردند و تنفري كه آن قوم نسبت به دين ايجاد كردند، و خدمتي كه آن گروه به گروه هاي ملحد ضد دين نمودند صدها مرد جنگي نيز نمي توانست انجام دهد، امروز نيز گويا سياست مداران غربي به اين نتيجه رسيده اند كه بررغم تلاش آن ها؛ هنوز دين در اين سرزمين زنده است، و قدرتي دارد و مبلغاني؛ كه بدون اجر و مزد در راه خدا و ارزش برين آن گام مي نهند و مي خواهند دين داري بزرگترين و ارزنده ترين ركن فرهنگ و باورهاي مردم باشد، ازاين دولت كه دست طالبان را در جنايت هاي شان باز مي گذارند تا آنان با قساوت و خون آشامي و به نام دين و شريعت، چهره ي دين را بار ديگر مخدوش وملوث كنند. تا نيروهاي بين المللي همه در يك راستا گام مي نهد.
بدون شك حركت هفته هاي اخير از سوي طالبان بدون مبنا و پشتوانه نيست، هم زمان در چند جاي كشور دست به اين كار زده است اگر تنها در كندز اين قساوت صورت گرفته بود، قابل توجيه بود و اين تصور را ايجاد مي كرد كه طالبان براي آن كه حضور خويش را اعلام كنند دست به چنان جنايتي آلوده اند تا افكار عمومي را متوجه خود سازند؛ اما وقتي در غرب و شمال همزمان اين قساوت انجام مي گيرد به معناي ايجاد فرايند جديدي است كه طالبان در پيش گرفته اند.
به هر حال اگر براي آن جنايت هيچ فلسفه اي در نظر گفته نشود و بر ويژگي هاي ددمنشي و حيوان صفتي آن گروه حمل شود باز هم، نه سكوت نيروهاي بين المللي قابل توجيه است و نه بي عملي نيروهاي دولتي و نه هم بي تحركي سازمان هاي حقوق بشري.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3056/
مسؤوليت هاي اجتماعي فراقومي و قبيله اي


مسؤوليت هاي اجتماعي فراقومي و قبيله اي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


(اين بار مجلس نمايندگان در آزمون بزرگ سرنوشت ساز ديگر)
با توجه به انحرافات دولت از خطوط مديريت سالم اداري و سيستم قانونمند دولتي (خودكامگي و اقتدار گرايي، پشت پازدن به آراي نمايندگان مردم، افزايش فساد اداري ،رشوه ستاني هاي گسترده، دستب ردها و غارت گريهاي دارايي هاي عامه ،حق تلفي ها، زور گوييها، برتر انگاري ها، فرهنگ زدايي ها، ذليل پنداري اقوام ديگر بنابرخصلت و سرشت قبيله سالاري و...يكي از وجيبه هاي انساني و اسلامي و ميهني است كه به مجلس نمايندگان شخصيت هاي متخصص، كارآگاه، ، با تقوا و با كاركردهاي فرهنگي، سياسي، غير وابسته و وطن پرست، راه يابند. تا باشد كه بي قانوني ها، عهد شكني ها، قلدري ها، تهديدها، خشونت ها، معامله هاي نهاني با ساخت و بافت هاي مخالف منافع و مصالح مردم و نيز با همه ناروايي ها زدوده شود و رنج و ذلت از سيماي يتيمان وفاميل هاي شهيدان گلگون كفن لغو گردد .
مشكل اساسي قابل توجه در دور اول مجلس نمايندگان كه نتوانست مردم را به تساوي حقوق بر حق شان برساند. اين بود كه مجلس نمايندگان ما جايگاه و ساحت و صلاحيت خود را آنچه مي بايست نمي دانستند و هم تركيب نمايندگان را اربابان و قلدراني تشكيل مي دادند كه به فلسفه مجلس و مواد مندرجه قانون اساسي و فروعات آن، حتا به روند رشد نظام اجتماعي آگاهي نداشتند؛ راه و روش ساختار قرون وسطايي را راهكارهاي پسنديده ي خود قرار داده بودند و يا تنها هر روز براي هيچ در مجلس حضور مي يافتند،بدون اين كه مسؤوليت اساسي خود را به حيث نماينده ي مردم درك كرده باشند ، راحت مي خوابيدند، هر گاه از شورو بحث هاي داغ نمايندگان با دانش وكلاي مجلس بيدار م مي شدند، بي اختيار دست به بوتل ها برده به فرق وكلاي مورد نظر شان احاله مي كردند، تمامي فضاي تالار را خشونت فرا مي گرفت.
اكنون بايد به دقت توجه نمود كه ملت بزرگ و مردم آگاه و رسالتمندمان در آزمون مهم و سرنوشت ساز ديگري قرار دارند؛ تا فرداي تاريخ خويش را با تفاوت هاي جدي از گذشته ها رقم بزنند.
اميد مي رود كه مردم مان اين بار آگاهانه با تنفر و انزجار به خريد و فروش آرا و پيش كشي هاي سرمايه و شعارهاي كاذبانه ي تشنگان فرومايه ي قدرت و ثروت بنگرند و زورگويي ها و تهديدهاي عناصر مفسد را به هيچ انگارند و بايد نمايندگان راستين، خدمتگذار، با دانش و وطنپرست شان را كه سابقه مبارزه عليه اين همه ناروايي هاي مسلط بر سرنونشت خود داشتند، پيدا و انتخاب كنند
من با انتخاب آگاهانه به خاطري تأكيد مي ورزم كه حل بحران موجود در كشور،‌تعيين سرنوشت بيش از 75 فيصد مردم زير خط فقر، گروه هاي يتيمان و فاميل هاي شهيدان گلگون كفن، محو فساد بي حد و حصر در حكومت، عدم وابستگي ذلت بار حكومت به كشورهاي دور و نزديك فقط و فقط به مديريت سالم، با تدبير و تصميم قاطع مجلس نمايندگان نياز دارد؛ ما با داشتن نمايندگان صادق و با تدبير خود چارچوب سياست هاي كشور را مي توانيم تدوين كنيم و راهبردهاي ملي و منطقه اي را ازشكل ذلت بار كه تا كنون وجود داشت، عزتمندانه ايجاد نماييم، و نيز با آگاهي از تاريخ بي سرنوشتي خويش و منابع سرشار طبيعي (زير زميني و رو زميني) كه قطعاً نظيري در جهان ندارد، توجه خاصي داشته باشيم،‌ نه از روزنه ي تنگ قبيله اي و قومي كه مسؤولانه بايد در نظر گرفته شود. تا باشد مجلس نمايندگان با تفاوت از گذشته ها به حيث مجلس تصميم گيرنده و مستقل توجه خاص به موضوع اساسي كه جامعه ي مارا از تمامي آفات و آلام -چه در گذشته هاي دور و چه در جريان صد سال پسين كه فرايندش 40 سال روزگاران ما را دربر داشته و هنوز ادامه دارد-به كلي رهايي و نجات بخشيم.
1- نگذاشتن حاكميت مطلقه و محوري :در دست عناصر برتري جو، امتياز طلب متعصب و وابسته كه قطعاً مردم ما بي اعتنايي آن ها را در برابر جامعه، خشونت هاي رنج آور و مرگبار اين دولت ها را به تلخ كامي به تجربه گرفته اند، كه اكنون فساد، آفات و آلام تاريخي امروز بازتاب دهنده اين واقعيت است.
2- اخلاقاً بايد بطور حتم مردم را نسبت رسمي بودن تاريخي خط مرزي ديورند بين افغانستان و پاكستان، در جريان قرار داد و نگذاشت اين مرز به حيث دهليز مرگبار در آينده ها امنيت و آرامش را از جامعه مان بربايد و در آفات حريق اين دهليز ذلت آور دست و پا زنند.
3- بهره برداري از منابع سرشار طبيعي: الف- منابع روي زميني (دشت هاو بيابان هاي پهناور،‌خشك و درياها؛ ب- منابع سرشار زيرزميني ( معادن بي نظير و كم نظير فلزات و غير فلزات)
الف- منابع روي زميني (درياهاي خروشان،‌دشت و بيابان و كوهپايه هاي پهناور،‌خشك و لامزروع)- براي بهره برداري از اين دو نهاد حيات بخش (درياها و دشت ها) در آغاز لازم است معضله ي دريا از طريق سازمان ملل و همسايگان حل شود و بعداً دشت ها، بيابان ها و كوه پايه هاي خشك و سوزان كه بيست فيصد از سرزمين مارا تشكيل داده است توسط درياهاي خروشان كه در كناره ها و ميانه هاي آنها جريان دارند؛ زير پوشش آب قرار داده و به مليونها هم وطن بي زمين و كم زمين با نظر داشت ساحات مربوط شان توزيع گردد. اينست انكشاف زراعت و توسعه فارم هاي زراعتي، متخصصين محترم وزارت زراعت بايد بعد از اين عقب نام توزيع تخم هاي اصلاح شده و كود كيميايي نه روند و زير عنوان انكشاف زراعت دولت ها و مردم را فريب ندهند.
در صورت توزيع دشت و بيابان هاي پهناور و كوهپايه هاي گسترده مي تواند 15 مليون هم وطن ما به اين دشت بيابان و كوه پايه ها به اين نهادها كه تحت پوشش آب قرار گرفته اند انتقال يابند و آزادانه و شادمانه مصروف كشت و كار خويش شوند.
ب- منابع زير زميني (معادن فلزات و غير فلزات)- بهره برداري از منابع معدني يعني مواد خام معدني در شرايط موجود تنها از طريق ايجاد همان بخش از فابريكه ذوب فلزات (ميتالورژي سيا و رنگه) در كشور كه بتواند ابزار آلات سرسام آور بي كيفيت كه در كشور مان وارد مي شوند؛ با كمال افتخار و عزت مندانه در فابريكه خودمان توليد نماييم و توأم با كارگاه ها،‌كارخانه ها و دستگاه هاي توليدي و ترميمي اش كه گسترش صنعت را بطور طبيعي بر وفق خواست زمان و نياز مردم ما در برهه هاي مختلف تاريخ در كشورمان سبب ميشود و از ورود ابزار آلات فلزي بي كيفيت در كشور جلوگيري نموده و جامعه معلول مان را فعال و مصرف مارا با افتخار توليد نموده و زمينه اشتغال براي مليون ها انسان بيكار، اهل فن، كاسب و متخصص مهيا سازيم.
بي ترديد كه با تعميل و اجراي اين دو نهاد (بهره برداري مواد خام معدني از طريق فابريكه مذبور؛ درياي خروشان – دشت ها و بيابانهاي پهناور) زندگي ساز و غرور آفرين اشتغال زا توليدي- اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي (صنعت و زراعت)، نسلهاي امروز و فرداي مانرا با تفاوت از گذشته ها، از ذلت خيروخيرات، قرض و صدقات و وابستگي هاي ذلتبار كه تا هم اكنون گلوي مردم مارا مي فشارد با سرافرازي و سرخرويي، با وقار و پرافتخار نه تنها نجات خواهيم داد، بلكه خود كفا و مرفه خواهيم ساخت. و افزون بران روياي ماتم خيز كوهسارانش به صفاي مسرتب ار و آواي درد انگيز دشت و دامانش به نغمه هاي دل انگيز و روح افزا مبدل خواهد گرديد.
4- نفوس شماري دقيق و شفاف ولايات، قرا و قصبات كشور با هيأت مدبر،صادق، جسور، با ثبات وطن دوست آزموده شده متشكل از اقوام قبايل و اقشار گوناگون جامعه.
اين همه كارها به سطح ملي و سرنوشت ساز را به مجلس نمايندگان و دولت ها با ساختار فدرالي و در شرايط موجود با ساختار صدارتي غير وابسته عاري از قوم وقبيله گرايي ها با اداره و مديريت سالم ملي مي تواند انجام دهد. تا باشد نفوس هر شهر و ده و قريه بطور طبيعي در نظر گرفته شود تا از خانه بي درو ديوار ملانصرالدين بيگانگان وارد نشوند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3055/
دولت در تأمين حقوق شهروندانش ناكام است


دولت در تأمين حقوق شهروندانش ناكام است
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


روز جمعه تاريخ 22 اسد غرب كابل شاهد برخورد فزيكي و مسلحانه بين شهروندان هزاره و كوچي ها بود، كه منجر به قتل سه تن و زخمي شده حدود 50 تن گرديد.
چرا برخورد؟ و چرا جنگ؟
به روز جمعه يك تعداد از شهروندان هزاره در دامنه هاي كوه قروغ در نزديكي هاي دشت برچي غرض اخذ نمره رهايشي منطقه ياد شده را به اصطلاح «خط اندازي» نمودند، كه با مخالفت كوچي هايي كه در همان منطقه خيمه زده بودند مواجه گرديدند.
به اساس اظهارات شاهدان عيني زمانيكه از سوي كوچي ها عليه مردم هزاره ممانعت صورت گرفت، آنها با وسايل دست داشته خويش، بيل، گلنگ، چوب و ... به حمله متقابل پرداختند. حمله متقابل و يا دفاع و يا هم يورش در هر صورت صورت برخورد بين كوچي ها و هزاره ها به صورت گسترده صورت گرفت و فيرهاي ماشيندار سبك هم شنيده شد كه نه تنها از سوي طرفين به كار گرفته شد، بل پوليس هم به گفته خودشان به خاطر پراكنده ساختن مردم و جلوگيري از وقوع حوادث بعدي متوصل به سلاح نيز گرديدند.
مردم محل ادعا دارند، كه اين محل از سوي دولت وقف «گورستان» گرديده است، اما به ادعاي مردم كوچي ملكيت شخصي آنهاست، كه بعد از برگشت سي ساله ميخواهند آنرا صاحب شده و به اعمار خانه به پردازند. از جانب ديگر مردم محل هم از يك سو محل مورد منازعه را «گورستان» ميخوانند و از سوي ديگر آنرا تصاحب نموده و تلاش بر اعمار محل مسكوني در ساحه دارند. گفته ميشود اين منازعه از يك ماه و نيم بدينسو در جريان بوده كه به روز جمعه 22 اسد به اوج خود رسيد، كه درگيري و جنگ گرم را بخود گرفت، تا كنون آنچه كه شاهدان عيني و مقامات شفاخانه مي گويند دها زخمي و سه كشته نتيجه اين درگيري گرم بوده است.
آمار اخيري كه از سوي رسانه ها بنابر اظهارات شاهدان عيني منشتر گرديده تعداد كشته شدگان را سه تن و مجروحين را بالاتر از پنجا تن مي دانند برعلاوه خيمه ها (غژدي) كوچي ها به آتش كشيده شد و در تظاهرات در پيوند به اين قضيه كه غرب كابل را فرا گرفت علاوه از اينكه خساراتي به دكانداران و دست فروشان وارد گرديد شكل شورش را بخود گرفت. كه حضور سنگين نيروهاي امنيتي از گسترش آن جلوگيري نمود.
سخنگوي دولت با اعلان تعيين نماينده ها مبني بر مذاكره و حل معضل اعلان نمود كه عاملين و محركين اين قضيه شناسايي شده است و به زودي عليه آنها اقدام خواهد شد. مردم محل مي گويند در عقب اين قضيه دست نامزدهاي پارلماني كه خود شان را برنده نمي دانند موجود است.
اين براي بار اول و اولين محل نيست كه بين مردم محل و كوچي ها برخورد فزيكي و گرم صورت ميگيرد، بل قبلاً هم در دايكندي بهسود ميدان وردگ و باميان تنش هايي صورت گرفته است كه پايان خونين همراه با ويراني خانه ها و آتش سوزي ها با تلفات و خسارات هنگفت داشته است و ختم غايله هم در شرايط اين چنيني دور از تصور است.
گرچه دولت فرماني صادر كرده است كه كوچيان اسكان داده شوند و كميسيون هاي متعددي در رابطه حل منازعه مردم محل و كوچي ها بنابر فرمان رئيس دولت عرض وجود كرده است، اما تا كنون هيچگونه گام عملي در اين راستا برداشته نشده است،‌ تابستان ها هنكه كوچي ها به مناطق سرد مي روند، خواهي نخواهي با مردم محل در تقابل و تنش قرار مي گيرند و اين كار همه ساله به تكرار گرفته ميشود، طوريكه سال روان در دايكندي درگيري شديد بين كوچي ها و مردم محل كه عمدتاً برادران هزاره ميباشند صورت پذيرفت كه چندين كشته برجاي گذاشت و خانه ها و حاصلات مردم از سوي كوچي ها به آتش كشيده شد.
در پيوند به اين قضيه و رفع اين مشكل كريم خليلي معاون دوم رياست جمهوري عازم دايكندي گرديد و براي مردم وعده سپرد، تا راه حل معقول به اين معضل دريافت نگردد و تا حق مردم هزاره براي شان داده نشود محل را ترك نخواهد گفت.
قضيه ظاهراً با وعده دولت مبني بر جبران خساره به هزاره ها و حل دايمي معضل پايان پذيرفت و كريم خليلي فاتحانه به كابل برگشت، اما اين بار كوچي ها در قلب افغانستان در شهر كابل با قوم هزاره درگير شدند، علت درگيري بازهم زمين است.
آنچه كه تا كنون ديده شده، كوتاهي در امر رسيدگي به مشكلات مردم كوچي و هزاره ها، خود دولت بوده است كه نتوانسته است راه حل بنيادين را دريابد و با تطبيق رهكاري كه حقوق هر دو طرف اعاده گردد. زمينه زندگي مسالمت آميز را بين اقوام مختلف ساكن افغانستان واحد مهيا سازد نه تنها در دريافت راه حل ناكام بوده بلكه بنابر برداشت مردم محل و كارشناسان در بسا موارد دولت خود در تنش افزايي نقش داشته است.
تا حال آنچه كه فرمان هاي مبني بر حل منازعه كوچي ها و ساير اقوام افغانستان از سوي رياست دولت صادر گرديده است، يكي هم صورت اجرايي برخود نگرفته است و دولت هم از عدم تطبيق فرمانش مانند ساير امور اغماض نموده و در واقعيت زمينه ساز اين همه تنش بوده است.
درگيري اخير در كابل بين شهروندان محل و كوچي ها در واقع كم كاري دولت را نشاندهي مي كند، كه در اعاده حقوق هر دو طرف كوتاه آمده است. گرچه حضور سنگين نيروهاي امنيتي، از تنش بيشتر جلوگيري بعمل آورد و مانع تظاهرات مردم هزاره گرديد، اما راه حل بنيادي و اساسي را پيشكش نكرده است، تا به اساس آن فضاي مسالمت آميز مهيا و مساعد گردد و تمام اقوام ساكن در كشور با اعاده حقوق شان خود را مصئون بدانند، هيچ جاي ترديد وجود ندارد، كه اينطور واقعات باز هم تكرار نگردد.
راه حل اساسي اسكان دادن كوچي هاست، همانطوريكه دولت طبق قانون خود را ملزم به اسكان دادن كوچي ها مي داند،‌ همانطور ملزم است تا حقوق ديگران را در تأمين امنيت و مصئون سازي شان از هر گونه تعصب و تبعيض در نظر گرفته و بدان عمل كند.
در عصر تكنالوژي و رفتن به سوي پسا مدرنيته، كوچيگري پديده اي ناجور به روال عادي زمان است. ضرورت اساسي براي كوچي ها نه تنها از قوم پشتون، بل كوچي هايي كه در صفحات شمال از اقوام ديگر عمدتاً تركمن ها و ازبك ها در تردد اند، اسكان آنها است با تمام امكانات معيشتي طرف احتياج آنها و اين كار دشواري نيست، اگر دولت برنامه در اين راستا داشته باشد و رهكارهاي رسيدن به اين مطلوب را پي ريزي و به آن عمل پيرا گردد، در غير با عمل مقطعي نه تنها مشكل حل نميگردد بل قدم بعدي اوج تنش فراگير خواهد بود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3054/
شگفتي هاي مبارزات انتخاباتي


شگفتي هاي مبارزات انتخاباتي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


روزهاي مبارزات انتخابات مجلس نمايندگان افغانستان است- آنچه كه نسبت به هر چيز ديگر در درو ديوار شهر خودنمايي مي كند- تصويرها و شعاره هاي نامزدان انتخابات است و آنچه كه ديده نمي شود، توجه مردم به اين تصويرها، و دقت به اين شعارها مي باشد.
راستي چرا چنين وضعيتي پيش آمده و مردم كم توجه شده اند، به برنامه ها و شعارهاي نامزدان؟ و چرا دفاتر نامزدان مملو است از مراجعين از هر طيف و طبقه –علما-استادان- جوانان-زنان-مردم عادي؟ اگر اين مردم علاقه مند نامزداني اند كه به دفاتر شان رفت و آمد مي كنند، پس چرا حوصلة خواندن شعار آنها را ندارند، و لااقل پيرامون شعار هر يكي دقيقه اي وقت خود را صرف نمي نمايند؟ شايد پي امد دموكراسي ، چنين شگفتي هايي را داشته باشد كه ما با آن بلديت نداريم و شايد ملت هاي ديگر هم كه امروز به مراتب نسبت به مردم ما از وضعيت خوبي بهره مند اند، از همين مسير عبور نموده باشند! ولي آنچه كه مي توان گفت نكاتي اند كه از وضعيت موجود به دست مي آيد-
يك؛ شعارها گاهي به حدي مبهم و كلي اندكه :حتي نمي توان آن را شعار دانست- نيازهاي مبرم تقنيني مردم افغانستان كه در دورة قبل مورد توجه قرار نگرفته است مي توانست به حيث شعار براي نامزد هاي دوره ي كنوني باشد، به طور مثال نظارت جدي برقوة اجرائيه. ولي ساختن يك بند آب مشخص نمي تواند شعار باشد. طوري كه كلمه اي احترام بحقوق مردم به لحاظ مبهم بودن و عام بودن يك شعار واقعي نيست. ابهام گويي در شعار ها گاهي چنين مي نماياند كه نامزد محترم چند شخص ديگر را مؤظف نموده تا براي او شعار آماده نمايد، بدون اينكه خود در تهيه او نقش داشته باشد و تا آنجا كه ممكن نامزد متذكره مفهوم شعار خويش را خود خوب نمي فهمد. از بعضي ميزگردهاي نامزدان به روشني بر مي آيد كه تعداد از آن ها حتي معني شعار انتخاباتي خود را نيز نمي داند و در حالت بي خبري بسر مي برد.
دو؛ شعارها نزديك بهم اند. شايد يك مشكل را چندين شخص درك نمايد ولي ممكن نيست مشكل تقنيني يك كشور تنها يك مشكل باشد. اما آنچه به نظر مي آيد اهميت داشتن شعار است تا اهميت طرح حل يك مشكل در قالب يك شعار. به اين معني كه نامزدان خود را مؤظف دانسته اند شعار داشته باشند حتي اگر شبيه شعار ديگران باشد و يا عين شعار ديگر نامزدان. از جانب ديگر يك گونه بودن شعار ها نشان از بازاري بودن نامزدي مي دهد تا يك گونه بودن مشكل كشور ما. بازاري به اين معني كه هر فردي تلاش نموده تا خود را مناسب پست نمايندگي نشان دهد و حتي از شعار ديگران استفاده نمايد و شبيه سازي كند.
سه؛كمتر كسي شعارش مبين اهميت و نقش مجلس نمايندگان است. حتي در گفت وگوي برخي از نامزدان نقش تقنيني اصلاً به بحث گرفته نمي شود. به جاي آن بيشتر از وسوسه هاي نمايندگي و رأي دادن، حرف زده مي شود. تا زماني كه مردم ما نقش و مفهوم قوة مقننه را تفسير نتوانند و پي نبرند، هيچ گاهي نمي توانند يك انتخابا ت مناسب داشته باشند- تا آنجا كه ديده شده هنوز مردم يك جنرال شايسته را يك نمايندة شايستة مجلس مي پندارند، و كار در مجلس را شبيه كار در ارگان هاي امنيتي فكر مي كنند.
چهار؛ برخي بطور مسقتيم خود را خطاب نموده نامزد شما- يعني نامزد هر بيننده. پرداختن به نقش مردم بشكل وسواس انگيز آن گمراه نمودن مردم خواهد بود- نقش مردم آن خواهد بود كه نامزد چه طرحي براي حل بحران هاي تقنيني افغانستان دارد نه اينكه به تكرار از مردم و در هر جاوزمان، نام برده شود- و حتي برخي از مردم فكر كنند كه رأي خود را مي توانيم پس بگريم- اين طور نخواهد بود- اگر تعدادي از رأي دهندگان اعلام نمايند كه رأي داده شدة خويش را پس گرفته اند، نمايندة مجلس از كرسي نمايندگي به زير نخواهد افتيد لذا تا نقش مردم براي مردم روشن و توضيح نگردد، طرح بي روية آن بي راهه كشانيدن مردم خواهد بود تا ذهنيت بخشيدن براي مردم.
پنج؛ در مبارزات همة نامزدان از خوبي هاي خود ياد مي كنند تا آنجا كه برخي از نامزدان كه معلومات ديني نيز دارند جملة يوسف پيامبر را كه در قرآن آمده، مثال ميزنند- حضرت يوسف فرمود «من نگهبان و دانا ام» ولي توجه بايد داشت كه فرق است ميان شايستگي خود را گفتن- و شايستگي را براي خود گفتن. يوسف پيامبر آنچه را شايستگي داشت گفت نه آنچه را كه به نظرش شايستگي جلوه نمود، بدون توجه به اينكه در او وجود دارد،‌گفته باشد.
شش؛ گاهي مي شود كه القاب و افتخارات گذشته به عنوان يك پرده عمل نمايد و هر گونه كاستي را بتوان در پشت آنها پنهان نمود. امروز كلي بودن شعارها نيز عين سرنوشت را دارد و مي توان بي خبري و كم دانشي نامزد را در پشت آن پنهان كرد بطور مثال وحدت ملي- جملة زيباست ولي آن قدر كلي است كه هر لايق و نالايق مي تواند در عقب آن بخزد و پنهان شود.
هفت؛ نمايندگان آينده براي حل مشكلات پيش روي به مجلس خواهند رفت نه اعادة چند سال گذشته اي مجلس. لذا بايد راه حل ارائه كرد و بحران هاي پيش رو ي را نشان دهي نمود نه يكسره از نمايندگان دورة اول انتقاد كرد. به عبارت ديگر از مجلس اول انتقاد بايد نمود تا مجلس دوم اصلاح گردد نه اينكه نمايندگان دورة اول را طعنه داد و صرف بغض خويش را خالي نمود.
هشت؛مردم بايد براي اينكه يك نامزد قدرت و درايت پيش برد امر تقنين را دارد، به آن رأي بدهد نه اينكه نامزد قامت زيبا دارد يا صداي دلنشين. گاهي ديده شده است كه چنان در استفاده از لوازم آرايشي در تصاوير نامزدان زن، افراط به خرچ داده شده است،‌كه نمي توان از يك طرف تشخيص داد كه تابلوي متذكره واقعاً تصوير يك نامزد است يا نقاشي از يك زن خيالي، و از طرف ديگر مجلس يك محل تبادل افكار و ارائه اي طرح هاي تقينيي است يا مسابقه اي زيبايي شناختي. شايد بتوان گفت دست زدن به چنين ا ا مري توهين قوة مقننه و دهن كجي است به عظمت يك ملت.
نُه؛ اين درست است كه در مجلس نمايندگان هر رشته بهتر است حضور داشته باشند ولي اين درست نيست كه بايد مجري هر حرفه و رشتة در مجلس حضور يابد- كسي كه پيرامون ترانسپورت و حمل و نقل تخصص داشته باشد خوب است كه عضو مجلس گردد اما حتمي نيست كه متخصص متذكره راننده باشد يا پيلوت. و متخصص ورزش كسي است در مجلس- پهلوان،‌فوتباليست، تمثيل گر و عكاس كساني ديگر خواهند بود. مگر مجلس بايد مسابقه اي فوتبال و يا پارچه هاي تمثيلي، به راه اندازد؟ جواب منفي خواهد بود. لذا اشخاص متذكره به صرف حرفه هاي شان شايسته اي مجلس نخواهند بود تا اينكه از دانش قانون گذاري بهره مند نباشند.
ده؛برخي از نامزدان به اندازة خيال گونه شعار داده داند كه گويا در يك كشور مرفه و پيشرفته قرار دارند و تمام كاستي هاي نشات گرفته از يك كشور جنگ زده را نمي توانند درك نمايند- يعني اينكه تمام كوتاهي ها را بدوش نمايندگان قبلي مي اندازند و خود خيال يك مدينه اي فاضله را بسر مي پروراند در حاليكه برخي از نارسايي ها را بايد پيامد جنگ و نا امني و ... دانست و دانسته و ندانسته نمي شود همه را برسر افراد و اشخاص معيني كوبيد.
يازده؛ تعدادي از نامزدان ثروت مند مي خواهند به جاي اينكه شايسته گي خود را نشان دهند، در همين چند روز خود را شايسته مي گردانند. به اين معني كه در ايام مبارزات،مساجد را فرش مي نمايند و به فقرأ كمك مي كنند- و به تأسيسات ديگر عام المنفعه همكاري مي نمايند تا اينكه در ظرف چند روز محدود تبديل شوند به يك شخص شايسته و دلسوز. در حاليكه شايسته سالاري مهم است نه شايسته گرداني و شايسته نمايي. آنچه گفته شد نكاتي بود بدست آمده از شعارها و شيوه هاي مبارزات انتخاباتي برخي از نامزدان.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3053/
روزه ازنظر قرآن


روزه ازنظر قرآن
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


بخش دوم / قسمت اول
«فمن كان منكم مریضا او على سفر فعدة من ایام اخر»
حرف «فا» در ابتداي آیه مى‏فهماند كه مطلب آیه نتیجه و فرع آیه قبل است، كه مى‏فرمود: (كتب علیكم)، و نیز (ایاما معدودات)، و معناى مجموع آن چنین مى‏شود: روزه بر شما واجب شده، و نیز عدد معینى در آن رعایت‏شده، و همان‏طور كه از اصل روزه رفع ید نمى‏شود، از عدد آن نیز صرف‏نظر نمى‏شود، پس اگر در ایام رمضان عارضه‏اى چون مرض و سفر پیش آید كه حكم وجوب روزه را در آن ایام معدوده یعنى ایام رمضان بردارد، از این ایام معدوده صرف‏نظر نمى‏شود و باید به همان عدد در سایر روزها روزه گرفت، و این همان حقیقتى است كه آیه سوم (و لتكملوا العدة) متعرض است، پس جمله: (ایاما معدودات) همان‏طور كه به بیان گذشته معناى تحقیر و ناچیز بودن ایام را افاده مى‏كند، این معنا را هم افاده مى‏كند كه همین عدد ناچیز ركنى است كه در غرض و حكم روزه مأخوذ شده است.
كلمه (مرض) به معناى خلاف صحت و سلامتى است و كلمه (سفر) از ماده (س ـ ف ـ ر) گرفته شده، كه به معناى كشف است و گویا سفر را از این جهت ‏سفر مى‏خوانند كه مسافر براى بیرون شدن از وطن از خانه‏اش منكشف و ظاهر مى‏شود، و گویا این‏كه فرمود: (او على سفر) و مانند كلمه (مریضا) نفرمود (مسافرا)، براى اشاره به این معنا بوده كه آن مسافرى روزه‏اش شكسته مى‏شود كه در حال حاضر مسافر باشد، نه در گذشته، (مثل كسى كه در سفر ده روز در محلى اقامت كرده است، كه چنین كسى قبلا مسافر بوده، و فعلا مقیم است، و روزه‏اش صحیح است) و نه در آینده (مثل كسى كه مى‏خواهد بعد از ظهر حركت كند كه چنین كسى روزه آن روزش صحیح است).
«و على الذین یطیقونه فدیة طعام مسكین»
كلمه(یطیقون) از مصدر اطاقه است، و اطاقه همان‏طور كه بعضى گفته‏اند به معناى به كار بستن تمامى قدرت در عمل است كه لازمه آن این است كه عمل نام‏برده آن‏قدر دشوار باشد، كه همه نیروى انسان در انجامش مصرف شود، در نتیجه معناى جمله «و على الذین یطیقونه» این است كه هر كس روزه برایش مشقت داشته باشد، و كلمه (فدیه) به معناى بدل و عوض است و در این‏جا به معناى عوض مالى است، كه همان طعام مسكین یعنى سیر كردن یك مسكین گرسنه از غذائى است كه خود انسان مى‏خورد، البته نه آن غذاى ساده‏اى كه گاهى مى‏خورد، و نه آن غذاى لذیذى كه باز گاه گاه مى‏خورد، بلكه از غذاى متوسطى كه غالبا استفاده مى‏كند، و حكم این فدیه نیز مانند حكم قضاى روزه مریض و مسافر واجب است، چون تعبیر (و على الذین) تعبیرى است كه وجوب تعیینى را مى‏رساند، نه تخییرى و نه رخصت را.
«فمن تطوع خیرا فهو خیر له»
كلمه تطوع از ماده (ط ـ و ـ ع) است و معناى طوع مقابل معناى كراهت است، و یا بگو به این معنا است كه انسان كارى را به رضا و رغبت ‏خود انجام دهد، آن‏گاه همین طوع وقتى به باب تفعل مى‏رود و به صورت تطوع در مى‏آید، معناى داوطلب بودن هم بر آن اضافه مى‏شود، پس تطوع به معناى این است كه انسان خودش داوطلبانه كارى را انجام دهد كه اطاعت ‏خدا هم هست، بدون این‏كه در انجام آن كراهتى داشته باشد، و اظهار ناراحتى و گران‏بارى كند، حال چه این‏كه آن عمل الزامى و واجب باشد و چه غیر‏الزامى و مستحب.
این معناى اصلى كلمه تطوع بوده، پس اگر مى‏بینیم كه فعلا در خصوص افعال مستحب استعمال مى‏شود، یك اصطلاحى است جدید، كه بعد از نزول قرآن در بین مسلمانان رايج گشته، و منشأش هم این بوده كه معمولا عمل نیكى كه یك مسلمان داوطلبانه انجام مى‏دهد، عمل مستحب است، و اما عمل واجب هر‏چه هم كه به طوع و رغبت انجام شود، باز بويى از اكراه و اجبار در آن هست.
و سخن كوتاه آن‏كه كلمه (تطوع) همان‏طور كه دیگران هم گفته‏اند، دلالتى بر خصوص استحباب ندارد، نه ماده‏اش( ط ـ و ـ ع) و نه هیأتش (تفعل)، در نتیجه مى‏توان گفت‏حرف (فا) كه در آغاز جمله آمده، جمله را فرع و نتیجه معنايى مى‏كند كه از كلام سابق استفاده مى‏شد، و معناى مجموع كلام ـ و خدا داناتر است ـ این مى‏شود: روزه بر شما واجب شده است، و در آن خیر و صلاح شما رعایت‏شده، علاوه بر این‏كه با داشتن این فریضه، شما هم جزء امت‏هايى مى‏شوید كه قبل از شما بودند، با این تفاوت كه در این فریضه تخفیف و تسهیلى براى شما منظور شده است، پس آن را به طوع و رغبت ‏بیاورید، نه با كراهت، چون هر كس عمل خیر را به طوع بیاورد، بهتر است تا همان عمل را به كره بیاورد.
از این‏جا روشن مى‏شود كه جمله: (فمن تطوع خیرا) از قبیل به كار بردن سبب در جاى مسبب است، ساده‏تر بگویم در این جمله سخن از خصوص روزه نشده، بلكه سخن از مطلق تطوع خیر شده، كه سبب تطوع در روزه است، نظیر آیه: «قد نعلم انه لیحزنك الذى یقولون فانهم لا یكذبونك و لكن الظالمین بایات الله یجحدون»‏(1) یعنى غم مخور و صبر كن كه علت تكذیب ایشان انكار آیات خدا است، چون در این آیه نیز سبب تكذیب در جاى تكذیب نشسته است.
«و ان تصوموا خیر لكم ان كنتم تعلمون»
این جمله متمم جمله قبلى است، و معنایش به حسب تقدیر ـ به آن بیانى كه گذشت ـ این مى‏شود با روزه‏اى كه بر شما واجب شده تطوع كنید، و آن را داوطلبانه بیاورید، كه تطوع به كار خیر بهتر است، و روزه هم كه خیر شما است، پس تطوع به روزه هم خیرى علاوه بر خیر دیگر است.
«شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى»
ماه رمضان نهمین ماه از ماه‏هاى سال قمرى و عربى است، كه بین ماه شعبان و شوال واقع است، و در قرآن كریم از ماه‏هاى دوازده‏گانه غیر از ماه رمضان نام هیچ ماه دیگرى نیامده است. و كلمه نزول به معناى پائین آمدن و وارد شدن از نقطه بلند است، و فرق میان انزال و تنزیل این است كه انزال به معناى نازل كردن دفعى و یك پارچه است، و تنزیل به معناى نازل كردن تدریجى است، و كلمه (قرآن) اسم كتابى است كه خداى تعالى آن‏را بر پیامبر گرامیش محمد(ص) نازل كرده، و به این جهت آن را قرآن نامیده كه (قبلا از جنس خواندنی‏ها نبود، و به منظور این‏كه درخور فهم بشر شود، نازلش كرد و در نتیجه كتابى)خواندنى شد، چنان‏كه فرمود: «انا جعلناه قرآنا عربیا لعلكم تعقلون» (2) و این كلمه هم بر مجموع قرآن اطلاق مى‏شود و هم بر اجزاى آن.
این آیه شریفه دلالت دارد بر این‏كه قرآن یك پارچه در ماه رمضان نازل شده، از سوى دیگر ظاهر آیه شریفه: «و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث، و نزلناه تنزیلا» (3) دلالت دارد بر این‏كه قرآن كریم به تدریج و در مجموع مدت دعوت رسول خدا(ص) یعنى در مدت تقریبا بیست و سه سال نازل شده، تاریخ هم مؤید این معنا است، و از همین جهت ‏بعضى گمان كرده‏اند كه آیه مورد بحث ‏با این آیه منافات دارد.
و بعضى دیگر در پاسخ گفته‏اند: قرآن كریم دو بار نازل شده، یك بار در ماه رمضان به طور یك پارچه به آسمان دنیا نازل شد و بار دیگر از آسمان دنیا به تدریج ‏بر زمین نازل شده، و این پاسخى است كه مفسرین نامبرده آن‏را از روایات گرفته‏اند.
ولى بعضى دیگر به این مفسرین اشكال كرده‏اند، كه در آیه مورد بحث كه تعبیر به انزال ـ یعنى نازل شدن یك پارچه ـ فرموده، دنبالش فرموده: «هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان» به این منظور نازل شده كه باید هدایت‏گر مردم و فارق میان حق و باطل باشد، و دلائلى روشن از هدایت ارائه دهد، و این معنا با نازل شدن به آسمان دنیا نمى‏سازد، چون بنا بر این تفسیر قرآن كریم سال‏ها در آسمان دنیا بود، در حالى كه هدایت‏گر براى مردم نبود.
بعضى دیگر از این ایراد پاسخ داده‏اند به این‏كه هدایت‏بودن قرآن البته به این معنا كه مى‏تواند هادى مردم باشد و مردم را از ضلالت نجات دهد و فارق میان حق و باطل باشد، معنايى است كه منافات ندارد با این‏كه چند سالى در آسمان دنیا بدون هدایت فعلى و خلاصه راكد مانده باشد، تا وقتى زمان به كار افتادنش رسید، از آسمان به زمین نازل گردد، و نظائر آن بسیار است، مانند قوانینى كه از مجلس قانون‏گذارى گذشته تا هر وقت زمان به كار بردن فلان ماده‏اش رسید، آن‏را به كار ببرند، و از قوه به فعلیت در‏آورند.
این بود پرسش و پاسخ‏هايى كه پیرامون آیه كرده‏اند، و لیكن حق مطلب این است كه حكم قوانین و دستورات با حكم خطاباتى كه متوجه اشخاص مى‏شود فرق دارد، در خطابات باید قبل از صدور خطاب مخاطبى باشد، هر چند به مدتى اندك آن‏گاه به او خطاب كنند، و معنا ندارد خطاب از مقام تخاطب جلوتر باشد، و در قرآن كریم از این خطاب‏ها بسیار است. علاوه بر این‏كه در قرآن كریم ناسخ و منسوخ هست و معنا ندارد كه ناسخ و منسوخ هر دو در یك زمان نازل شوند.
بعضى از مفسرین پاسخ داده‏اند كه مراد از نزول قرآن در ماه رمضان نزول آن قسمتى از قرآن است كه در رمضان نازل شده، ولى این جواب هم درست نیست، براى این‏كه مشهور در نزد مفسرین این است كه رسول‏خدا(ص) كه مبعوث به قرآن بوده، در روز بیست و هفتم از ماه رجب مبعوث شده، و بین رجب تا رمضان بیش از یك ماه فاصله است، آن وقت چگونه ممكن است در این مدت بعثت آن جناب از نزول قرآن خالى باشد.
آنچه از تدبر در آیات كتاب بر مى‏آید، مطلبى دیگر غیر از همه این مطالب است، چون در آیاتى كه مى‏گوید قرآن در ماه رمضان و یا در شبى از شبهاى آن نازل شد تعبیر به انزال آمده، كه دلالت ‏بر نازل كردن یك‏پارچه قرآن دارد، و در هیچ یك از آن‏ها تعبیر به تنزیل نیامده، مثلا یك‏جا فرموده: «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن» (4) جاى دیگر فرموده: «حم و الكتاب المبین انا انزلناه فى لیلة مباركة» (5) و در جاى دیگر فرموده: «انا انزلناه فى لیلة القدر» (6) .
و این تعبیر و نازل شدن یك‏پارچه به دو اعتبار مى‏تواند باشد، یكى به اعتبار این‏كه مجموع و روى هم رفته قرآن و یا بعضى از آن یك‏پارچه و یك دفعه نازل شده، هر چند كه تك تك آیاتش به تدریج نازل شده باشد، هم‏چنان كه در مورد باران با این‏كه قطره قطره نازل مى‏شود، ولى به اعتبار اینكه مجموع باران‏ها و قطرات مفید فائده بوده، تعبیر مى‏كند به این‏كه «كماء انزلناه من السماء» (7) و نیز بع همین اعتبار فرموده: «كتاب انزلناه الیك مبارك لیدبروا آیاته» (8) .
دوم به اعتبار این‏كه كتاب ماوراى آن‏چه ما با فهم عادى خود از آن مى‏فهمیم، كه معلوم است فهم عادى ما مستلزم آن است كه آیاتش را جدا جدا تدبر كنیم، و خود هم جدا جدا و به تدریج نازل شود، حقیقت دیگرى دارد كه به لحاظ آن حقیقت امرى واحد و غیر‏تدریجى است، و نزولش به انزال ـ یك دفعه ـ است، نه تنزیل (نزول بتدریج).
سخن كوتاه آن‏كه: اگر كسى در آیات قرآنى تدبر و دقت كند، هیچ چاره‏اى جز این ندارد كه اعتراف كند به این‏كه آیات قرآنى دلالت دارد بر این‏كه این قرآنى كه تدریجا بر رسول خدا(ص) نازل شده، متكى بر حقیقتى است متعالى و بس بلند كه عقول عامه بشر قاصر از درك آن، و دست افكار ملوث به لوث هوس‏ها و قذارت‏هاى ماده‏شان از رسیدن به آن حقیقت كوتاه است، و این‏كه نخست این حقیقت ‏بر رسول خدا(ص) نازل شده بود و به وى تعلیم داده بود كه منظورش از كتاب (كه بعدا تدریجا نازل مى‏شود) چیست.
«هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان»
كلمه ناس كه عبارت است از طبقه پائین افراد جامعه كه سطح فكرشان نازل‏ترین سطح است، بیشتر در همین طبقه اطلاق مى‏شود چنان‏كه آیه: «و لكن اكثر الناس لا‏یعلمون» (9) و آیه: «و تلك الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون» (10) اطلاق گردیده، معلوم مى‏شود ناس معنائى اعم از علما و غیر علما دارد.
و این اكثریت همان‏هایي اند كه اساس زندگی‏شان بر تقلید است و خود نیروى تشخیص و تمیز در امور معنوى به وسیله دلیل و برهان را ندارند، و نمى‏توانند از راه دلیل میان حق و باطل را تشخیص دهند، مگر آن‏كه كسى دیگر ایشان را هدایت نموده، حق را بر ایشان روشن سازد، و قرآن كریم همان روشن‏گرى است كه مى‏تواند براى این طبقه حق را از باطل جدا كند، و بهترین هدایت است.
اما خواصى از مردم كه در ناحیه علم و عمل تكامل یافته‏اند، و استعداد اقتباس از انوار هدایت الهیه و اعتماد به فرقان میان حق و باطل را دارند، قرآن كریم براى آنان بینات و شواهدى از هدایت است، و نیز براى آنان جنبه فرقان را دارد، چون این طبقه را به سوى حق هدایت نموده، حق را برایشان مشخص مى‏كند، و روشن مى‏كند كه چگونه باید میان حق و باطل فرق گذاشت، همچنان‏كه فرمود: «یهدى به الله من اتبع رضوانه سبل السلام، و یخرجهم من الظلمات الى النور باذنه و یهدیهم الى صراط مستقیم». (11)
از این‏جا علت این‏كه چرا میان «هدى» و میان «بینات من الهدى» مقابله انداخت؟ روشن مى‏گردد، چون مقابله میان آن دو، مقابله میان عام و خاص است، قرآن براى بعضى افراد هدایت، و براى بعضى دیگر بیناتى از هدایت است.
«فمن شهد منكم الشهر فلیصمه»
كلمه «شهادت» به معناى حاضر بودن در جریان، و اطلاع یافتن از آن است، (وقتى مى‏گوئیم من در وقوع فلان امر شاهد بودم، یعنى حاضر بودم، و در نتیجه حضورم از جریان اطلاع یافتم)، و شاهد ماه رمضان بودن، به این معنا است كه انسان هم‏چنان زنده و هوشیار بماند، تا ماه رمضان فرا رسد، و آدمى از فرا رسیدنش آگاه شود، و این شهادت هم نسبت ‏به تمامى ماه صادق است، و هم نسبت ‏به بعضى از آن، (مانند این‏كه آدمى در اوائل ماه مسافر باشد و در اواخر آن حاضر شود) و اما این‏كه مراد از شهود شهر این باشد كه انسان شاهد رؤیت هلال رمضان باشد، در حالى كه مسافر هم نباشد، صحیح نیست، چون دلیلى در لفظ آیه بر آن نیست، بله از راه ملازمه آن هم در بعضى از اوقات و به كمك قرائن مى‏توان چنین معنائى را بر آیه تحمیل كرد، و لیكن در آیه هیچ قرینه‏اى بر این معنا وجود ندارد.
«و من كان منكم مریضا او على سفر فعدة من ایام اخر»
وارد ساختن این جمله در آیه مورد بحث از قبیل تكرار به منظور تاكید و غیره نیست، چون قبلا هم گفتیم دو آیه قبلى در مقام بیان حكم نبودند، و تنها در مقام زمینه‏چینى بودند، و فقط آیه سوم حكم را بیان مى‏كند، پس آیه سوم مشتمل بر جمله تكرارى نیست.
«یرید الله بكم الیسر، و لا یرید بكم العسر، و لتكملوا العدة»
كانه این جمله مى‏خواهد مجموع مطالب آیه را تعلیل كند، هم استثنا شدن مریض و مسافر و افطار كردن آن دو در ماه رمضان را، و هم روزه گرفتن در ایام دیگر سال را، چیزى كه هست این‏كه جمله اول مطلب اول را تعلیل مى‏كند و مى‏فرماید چون خدا سهولت را برای‏تان خواسته، و جمله آخر یعنى «و لتكملوا العدة»مطلب بعد را و مى‏فرماید این‏كه گفتیم به همان عدد از روزهاى دیگر سال را روزه بگیرید، براى این بود كه تكمیل سى روز امرى واجب است.
و حرف «لام» در جمله «و لتكملوا العدة»ا لام غایت است، و جمله عطف است ‏بر جمله: «یرید»، چون آن جمله نیز مشتمل بر معناى غایت ‏بود، و تقدیر كلام این است كه:
اگر ما شما را دستور دادیم كه در سفر و مرض روزه را بخورید، براى این بود كه بار تكلیف شما را سبك كنیم، و هم براى این‏كه عدد سى روزه را تكمیل كرده باشیم، و بعید نیست كه ایراد جمله: «و لتكملوا العدة» باعث‏شده كه دیگر مانند آیه قبلى حكم آن صورت را كه روزه طاقت‏فرسا باشد بیان نكند، چون هم بیان آیه قبلى براى این‏جا نیز كافى بود و هم كلمه (سختى بر شما نخواسته) دلالت ‏بر آن مى‏كرد.
ادامه دارد
________________________
پي‏نوشت:
1ـ ما خبر داریم از این‏كه سخن آنان تو را اندوهناك كرده، ولى آن‏ها تو را تكذیب نمى‏كنند، بلكه ستمكاران آیات خدا را انكار مى‏كنند. سوره انعام، آیه 33
2ـ ما آن را (قرآن را) كتابى خواندنى و عربى كردیم، باشد كه شما دركش كنید. سوره زخرف، آیه 3
3ـ ‏و قرآنى كه آن را قسمت قسمت كردیم تا كم كم بر مردمش، بخوانى و به تدریج نازلش كردیم. سوره اسراء، آیه 106
4ـ سوره بقره، آیه 185
5ـ سوره دخان، آیه 3
6ـ سوره قدر، آیه 1
7ـ مثل آبى كه ما آن را از بالا نازل كرده‏ایم. سوره یونس، آیه 24
8ـ كتابى كه ما نازلش كردیم بر تو، كتابى پر بركت تا در آیاتش تدبر كنند. سوره ص، آیه 29
9ـ ولى بیشتر مردم نمى‏دانند. سوره روم، آیه 30
10ـ و این مثل‏ها را براى مردم مى‏زنیم و لیكن به جز دانایان آن را نمى‏فهمند. سوره عنكبوت، آیه 43
11ـ خداوند به وسیله قرآن كسانى را كه پیرو خوشنودى اویند، به سوى راه‏هاى سلامت هدایت نموده و از ظلمت‏ها به سوى نور بیرون مى‏كند با اذن خودش و به سوى صراط مستقیم‏شان راه مى‏نمایاند. سوره مائده، آیه 16


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3052/
شعار شما بيانگر شخصيت شماست


شعار شما بيانگر شخصيت شماست
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


بخش سوم
در قسمت هاي گذشته ي اين نوشته به برخي شعارهاي عوام فريبانه، گول زننده اشارت رفت، و ديده شد كه بسياري از شعارهاي مطرح شده هيچ نسبتي به كانديد شدن به مجلس نمايندگان ندارند، صرف، توهم اين كه رايي كمايي كنند مطرح شده است، گاه چنين استنباط مي شود كه مطرح كنندگان آن شعارها، هيچ درك و دريافت و انگيزه اي در مطرح كردن آن شعار ها نداشته است،‌هوايي،آ فاقي، بي تامل و تدبر شعاري را مطرح كرده است بدون آن كه بداند و بفهمد كه چه مي گويد، براي چه مطرح كرده است، غرض و مراد آن چيست؟
اما برخي ازين نامزدها آگاهانه خواسته است در زير لحاف شعارها، گذشته اي خود پنهان دارند و چهره اي جديدي از خود به نمايش گذارند، اين ها بيشتر كساني اند، كه گذشته اي درخشاني در ذهنيت مردم ندارند يا آن كه قدرتي داشته اند؛ اما كاري انجام نداده اند، اينك كه در عرصه مبارزات انتخاباتي حضور يافته اند، خواسته اند، گذشته ي شان را پنهان كرده باشند شعارهايي را مطرح كرده اند؛ گرچه مطلع اين مقال آنست كه شعارها بيانگر شخصيت ها است در اين جا بايد استثنا كرد، هيچ گاه شعار اين گونه آدم ها نمي تواند شخصيت آنها را تبارز دهد و آن ها را به مردم بشناساند لذا وقتي مردم به داوري مي نشينند، بايد گذشته اي افراد را در نظر داشته باشد، فريب شعارها را نخورند، زيرا عمل ها پيوند عميق و ناگسستني با افكار و انديشه هاي آدميان دارد، عمل هر آدمي بدون شبهه عمق و ژرفاي انديشه اي او را به نمايش مي گذارد، به طور مثال كسي كه سالهاياز طريق، دروغ پردازي و يا رياكاريزندگي گذرانده اند و اينك صاحب مقام و جاي و جايگاهي شده است، اگر شعار، صداقت، ديانت و غيره سر مي دهد، نبايد پند اشت كه واقعاً آن آدم ديگر گون شده است.
انديشه دير شكل مي گيرند؛ اما وقتي شكل گرفتند به آساني ها نيز تغيير پيدا نمي كنند،‌بايد زمان هاي زيادي سپري شود فرايند بسياري بگذرد تا آب ديگري در جويبار انديشه ها جريان يابد، انگيزه ها بايد تغيير كند يا انديشه ها دگرگوني پذيرد، لذا در داوري افراد بايد گذشته ي شان مد نظر قرار گيرد و هيچ آينده اي بدون گذشته نمي تواند وجود داشته باشد.
اما آدم هايي هستند كه شعار شان با شخصيت شان تناسب ندارد، متأسفانه در دور كنوني بسياري از كساني كه داراي سوي سابقه بوده اند، و يا به شغل رقاصگي شهرت يافته اند به اصطلاح هرمند ناميده مي شود، آن ها هر چه از عدالت، ديانت و صداقت سخن گويند، باز هم قابل باور نيست،‌زيرا آنها با همان شغل و حرفه و هنر خود مشهور گشته اند تاروپود ذهنيت آنان را همان هايي تشكيل مي دهن كهد با آن پيوند داشته و دارد بنابر آن با ديدن شخصيت آن به شعار هاي آن ها بايد نگريست در اين جا شخصيت مقدم برشعار است، اگر شهرت به كار زشتي داشت؛ اما خود را در زير لفافه شعار ها پنهان كرد بايد به حرفه و شغل آنها نگريست.
در مجلس شوراي ولايتي متأسفانه برخي آدم هاي لاآبالي، بي بند و بار از مردم راي گرفت و به شورا راه پيداكرد، اين از توان، قدرت آنها نبود بلكه از ضعف و كج بيني و نادرستي و گوهر ناشناسي وسفله ‌پروري مردم كابل بود كه سرنوشت خويش را به دست آن چنان آدم ها سپردند.
وقتي مردمي در صدد دگر گون كردن وضعيت خويش نباشند و به آدم هاي منفي، بدنام بد سابقه، راي دهند، بي شك آينده اي شان تغيير نخواهد كرد و روزگار شان بهتر نخواهد شد، وقتي گفته مي شود كه سرنوشت هركس در دست خود اوست به معناي آنست كه بايد شهروندان در انتخاب خويش دقت داشته باشند.
معيار تنها داشتن تخصص و دانش نيست – گرچه شرط بسيار عمده اي است- ا اما علاوه بر اين ها بايد سابقه نيكو داشته باشند ،مردم اگر بدانند كه چه نياز دارند و چگونه سرنوشت شان را تغيير خواهند داد بي شك در انتخاب خود اشتباه نخواهند كرد، وليكن دشواري اين جاست كه مردم نمي دانند كه چه مي خواهند، هنوز بر نياز مندي هاي خود وقوف نيافته اند،‌ هنوز اولويت هاي خويش را درك نكرده اند، و نه به سرنوشت خود احترام مي گذارند و نه به آينده اولاد خويش ارج مي نهند و نه هم آينده اي كشور براي شان مهم است؛ اگر اين ها را مدنظر داشتند دست رد به سينه اي آدميان بي دانش و تخصص مي زدند و با نه گفتن آوازخوان،‌رقاصه ها،‌در صدد دست يابي به يك مجلس نيك مي شدند.
اين گروه آدم ها نه تنها افتخاري براي كشور نيست، مصدر خدمتي نمي توانند شوند بلكه باعث سرافگندگي و شرمساري اين كشور و سرزمن نيز مي گردند.
اگر فردي عادي اين كشور دست به اعمال خلافي مي زند، باكي نيست در هر حال اين امر معمول و متداول است؛ اما اگرزير نام وكيل دست به اعمال خلاف زده مي شود بدي و زشتي عمل او گريبان همه را خواهد گرفت.
لذا انتخاب درست ودقيق معيارهاي بلند انساني را مي طلبد، مردمي كه باور به ارزش هاي ديني و اخلاقي دارند ناممكن است كه آن ارزش ها را در انتخاب خويش دخالت ندهند، و انسان هاي فاقد اخلاق را انتخاب كنند كه فردا باعث سرافگندگي و بدنامي آن ها شود.
به هرحال،‌انتخابات علاوه برآن كه مشق دموكراسي است، تبلور پاي بندي مردم به اخلاق نيز است، انتخاب نماينده هاي با فضيلت، آگاه، متخصص، و متعهد به اصول و ارزش هاي انساني و اخلاقي نمودار پاي بندي مردم به آن ارزش ها نيز مي باشد.
اميد آن كه مردم كشور ما در انتخاب خويش دقت كنند، افرادي را انتخاب كنند كه سرنوشت شان را محترم بدارند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3051/
روابط سیاسی ایران و افغانستان


روابط سیاسی ایران و افغانستان
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم
بخش چهاردهم
بعداً آقای جنتی چنین گفت: از صحبت محبت آمیز وصراحت کلام شما تشکر میکنیم. خوب فکر میکنم به هرحال آنچه در گذشته اتفاق افتاده تاحدودی باعث جدایی شده بود. ما که یک فرهنگ کاملاً مشترک و ارتباطات قدیمی وجغرافیائی درهمسایگی همدیگر داریم نمیتوانیم برای همیشه از هم جدا باشیم. در شرایطی که قدرتهای بزرگ، امریکا به دنبال منافع خود در منطقهء ما هستند، ایجاب میکند که ما نزدیکتر باشیم. آنچه جای خوشبختی است درمدتیکه جنابعالی مسئولیت کشور افغانستان را به عهده دارید در سایهء هدایتهای شما وضعیت رو به بهودی میرود و شرایط برای گسترش روابط آماد تر میگردد. ابتکاری را که با مسافرت تان به ژنیو در ارتباط بانیروهای مخالف انجام دادید، ابتکار خوبی بود که در کاهش تشنجات موثر است. من به عنوان نمایندهء ج.ا. ایران در خراسان عرض میکنم که قطعاً دولت جمهوری اسلامی علاقمند به گسترش روابط بوده وباحساسیت مسائل کشور شما را دنبال میکند. تا آنجائیکه به ما از نظر پیدا میکند چون مرز عمده بین دوکشور درخراسان است به ما تأکید شده که در جهت بهبود روابط قدم برداریم. مایل بودیم درهمین سفر استقبال رسمی از جنابعالی صورت بگیرد. ولی شما بهتر از هرکسی میدانید که اقتضا میکرد که استقبال غیر رسمی باشد. امیدواریم که طرح صلحی که مطرح گردید گروهها هم در همین سمت حرکت کنند. دو هفته قبل آقای مجددی به مشهد مسافرتی داشت من احساس کردم که خیلی تفاوت کردند. وزارت خارجه و دولت درجهت ترغیب آنان در جهت برگزاری انتخابات که به هرحال سرنوشت عادلانه ای را برای مردم به میان می آورد تلاش زیادی به خرج می دادند. ما طرفدار بهروزی وسعادت ملت شما هستیم. آرزو می کنم روزی را که دو ملت مسلمان و دو دولت درکنار همدیگر روابط خود را گسترش دهند. ما زمینه های خوبی داریم که از آنها استفاده نمیشود. زمینهء بسیار گستردهء منافع هر دو کشور ایجاب میکند که از این ظرفیتها استفاده صورت بگیرد. در سفر معاون وزارت تجارت شما این بحث به صورت مفصل صورت گرفت و از نظر ارتباطات فرهنگی با سابقه ای که هر دو ملت دارند باید این روابط بر قرار گردد. من از طرف دولت خودم این آمادگی را اعلام میدارم. وزارت خارجه هم اعلام کرده که آماده ایم در جهت گسترش روابط قدم برداریم. باید قدمهائی را که میگذاریم به تدریج ومطمئن بوده، استحکام و دوام داشته باشد. به هر حال از حضور جنابعالی تشکر میکنم. برای بنده هم کمال خوشبختی بوده که از جنابعالی استقبال کنم. بعداً محترم نجیب الله چنین گفت: در ژینو در کنفرانس مطبوعاتی که داشتم یکی از ژورنالیستها دربارهء ایران پرسید، من به صراحت مطالبی را که حالا در حضور شما گفتم در آنجا مطرح ساختم. در هر تربیون بین المللی سیاست ما همین است. گفتم که سیاست ایران در قبال افغانستان واقع بینانه بوده وطرفدار حل قضایا میباشد و در ارتباط با مهاجرین هم هیچ ممانعتی نیست با وجودیکه شما در موافقات ژینو حضور نداشتید وپاکستان آنرا امضاء کرد ولی حالا ایران به آن عمل میکند.
بعداً آقای جنتی چنین گفتند: بله ما سیاستهای جنابعالی ودولت شما را میدانیم.
محترم نجیب الله علاوه کردند: دربارهء مهاجرین باید گفت که عده زیادی از سرحدات غرب افغانستان آمده اند این گامهای حسن نیت است عرصه های دیگر همکاری باهم باید جستجو گردد. شما طوری باید روی ما محاسبه کنید که بالای خود محاسبه میکنید. ما به وهابیت رفته نمیتوانیم(1400) سال از عمر اسلام میگذرد و افغانها هم از(1300) سال قبل اینسو به اسلام روی آورده اند. مردم ما نمیتوانند وهابیت را قبول کنند. موضع گیری وموقفی را که امریکا به حیث سردمدار جهانی برای خود قائل شده است و از زور کار میگیرد. برخلاف همهء ادعاهای آن در مورد دموکراسی و آزادی ملتها وغیره میباشد. همه چیز را زیر پا میگذارند این نه تنها با منشور ملل متحد ونه بامیثاقهای بین المللی جور میآید. تاجائیکه مربوط به گذشته های تاریخی است بین کشور های ما وشما هیچگونه مشکلی وجود ندارد که باعث تشویش ما گردد. اگر عقل سلیم وجود داشته باشد وخبیرانه عمل گردد راه دیگری وجود ندارد. در غیر آن دیوانگی یا بیخبری یا کجروی است ویا پایان خوب ندارد.
آقای جنتی گفت: جنابعالی هم سیاستهای جمهوری اسلامی را تعقیب میکنید ومی بینید که سیاستهای جمهوری اسلامی همه ناشی از موضعگیری های اصولی بوده است اگر مسئولین کشور فرصت طلب بودند، شاید که بعد از چند سال جنگ با عراق، امروز که همهء جهانیان علیه عراقند در کنار امریکا وارد عمل میشدند. در این سیاست ما از اصول تخطی نشده، ما عراق را دشمن میدانستیم و امروز هم کشوری است که میخواهیم با آن همجواری داشته باشیم، ما سرکردگی امریکا را علیه عراق نمیخواهیم.
بعداً محترم نجیب الله گفتند: سیاست افغانستان تبارز استقلالیت خود را در این مورد برجسته ساخته است. شما موضعگیری ما را میدانید. موضعگیری ما مستقلانه است. ما در هیچیک از اعلامیه و موضعگیریها حتی عراق را متجاوز نخوانده ایم وگفته ایم که به طور عادلانه باید مسئله حل شود. اگر سؤال تجاوز عراق مطرح شود، تجاوزات دیگری هم است که باید مطرح گردد. چرا مسئلهء سرزمینهای اشغالی کتمان میشود؟ اگر در برابر عراق این سؤال مطرح میشود که کویت را ترک کند، برای اسرائیل هم باید گفته شود که سرزمینهای اشغالی را ترک کند. شما گفته اید که عراق از کویت خارج شود، ونیروی بیگانه هم منطقه را ترک کنند، ما نگفته ایم که عراق از کویت خارج شود. وقتی امریکا از منطقه خارج شود، ما مسئلهء کویت را مطرح میکنیم. درچنین شرایطی موضعگیری ما باعث تحریک عربستان میشود، ولی چه باید کرد، اساس را باید طوری گذاشت که فردا بی پرنسیپیها باعث شرم ما نشود. سیاست ما روشن، صریح ومستقل است. من برای شما میگویم که علی الرغم هشت سال جنگ که باعراق داشتیم فردا نوبت شما است. آنان(امریکائیها) منافع نفتی دارند، دیروز هم بوش بیانیه میداد از سه مسئله یاد کرد: از آزادی، دفاع از بیگناهان و دفاع از آیندهء منافع خود. اصل قضیه بر سر همین منافع آینده است. جهان تغییرات اساسی ونظامی را پشت سر میگذارد. اروپا استقلال خود را میگیرد. امریکا بدون اروپا چه خواهد شد؟ جاپان و آلمان به خصوص که آلمان متحد شده، در برابر امریکا قرار میگیرند. فقط یک راه برای امریکا باقیمانده و آن تسلط بر نفت است تا آلمان وجاپان هم از این طریق وابسته به امریکا باشند. اینهم حلقاتی از زنجیر اصول است که حکم میکند که موضع گیری واحد داشته باشیم. اگر فردا این اقدار هم نباشد، این سیاست را تعقیب خواهیم کرد. فردا تاریخ ملامت میکند، از ما یک توشه ای باید باقی بماند. هدف سیاست مصالحهء ما اینست که افغانستان را از چنگ نیروهای خارجی وبیگانه سالم بکشیم.
آقای جنتی گفت: جمهوری اسلامی هم توجه دارد که بعضی گروهها وابستگی شان به امریکا وسعودی مبرز است وهرگز نمیتواند با آنان کنار بیاید. ما مخالف اعمال نفوذ از جانب امریکا هستیم. در این سفری که با آقای هاشمی به مسکو داشتیم (در آنزمان مسئول دفتر ایشان بودم) یکی از بحثهایی که ایشان تأکید داشتند این بود که ما به هیچوجه گروپهایی را که وابسته به امریکا هستند، اجازه نمیدهیم نفوذ پیدا کنند. موضعگیریهای جمهوری اسلامی این را نشان میدهد، ولی در بین آنان افرادی هستند که به ملت شان فکر میکنند. حل سیاسی میتواند راه را بگشاید. کشور افغانستان بیش از این تحمل جنگ را ندارد. این وضع برای ما مایهء تأسف بوده، ما خود را در غم وشادی شما شریک میدانیم و این براساس همان دیدگاههای اسلامی است وجزو آرمانهای اسلامی ما است که در این راه تلاش کنیم. از نظر استان خراسان، استانی که هم مرز باکشور شما است، ما شدیداً علاقمندیم که اقلاً در عرصهء اقتصادی روابط توسعه پیدا کند. در این صحبتهای اخیر که با معاون وزارت تجارت شما داشتیم، بحث بازارچه های مشترک به میان آمد. ما موضوع را پیگیری میکنیم. این یکی از مسائلی است که میتواند به مرز نشینها بسیار کمک کند. علاوتاً از گذشته هم مرز تایباد گمرکی بوده که کالاهای زیادی از آن ترانزیت میشد. میخواستم مجدداً عرض بکنم که از طریق وزارت خارجه در مورد مواد سوختی واحداث جاده ها جهت کمک به مردم افغانستان اعلام آمادگی شده است. در رابطه با بازگشت مهاجرین خود ما طرفدار بازگشت هستیم. عده ای از آنان هستند که زندگانی وکار کسب مناسبی دارند، ولی اکثراً چنین نیستند. اگر آنان به کشور شان برگردند در آنجا میتوانند کشاورزی کنند، کارهای که در خورشأن شان است بکنند.
بعداً محترم نجیب الله گفتند: عرصه های همکاری زیاد است، میتوانیم لیست مفصلی در اینمورد تهیه بکنیم، ظرفیتها برای کوتاه مدت و دراز مدت است. فکر میکنم در اینمورد صحبت شده که در هرات وکابل سؤال تولید سمنت مطرح است. قبلاً چکسلواکی اینکار را میکرد. فعلاً ایران میتواند در این عرصه به ما کمک کند. مسئلهء نساجی، اعمار سرکها وغیره مطرح است. از دیدگاه همکاریهای دراز مدت میتوان مسئلهء معدن حاجی گک را مطرح ساخت. اگر امکانات بهره برداری دوجانبه وجود نداشته باشد، در غیر آن میتوانیم با جانب ایرانی در اینمورد معامله ای انجام دهیم. این معدن در مناطق هزاره جات قرار دارد. بالوسیله ایران میتواند از طریق خط آهن، به مناطق مرکزی راه پیدا کند. در آنجا نیروی انسانی به کار گرفته شده و از جانب دیگر علایق مذهبی با اطمینان حفظ گردد. عاید ومنفعت آن برای ملت ما هم بسیار اهمیت است. عرصه های دیگری مانند صحت عامه، مسائل فرهنگی وغیره مطرح بحث بوده، میتواند. یعنی افغانستان میتواند در این همکاریها موقف متقابلاً مفید داشته باشد. تا همه چیز یکجانبه نباشد، مانند دست شکسته ای که بر گردن شما بیفتد. ما میوهء خشک، پشم، قره قل، قالین وپوست وغیره جهت صدور داریم مهمتر از همه سنگهای قیمتی معدنی است. در همهء این عرصه ها میشود پروژه گذاری نمود. شما میتوانید آرزومندی ما را به رهبران تان در جهت ایجاد کمیسیون مشترک اقتصادی، تجارتی وتخنیکی افغان- ایران- ابراز دارید. همهء عرصه ها را باید مطالعه کنیم و در پلان گذاری ها سیاستهای کوتاه و دراز مدت را در نظر بگیریم.
آقای جنتی از محترم نجیب الله پرسید که آیا از سفرتان به ژینو راضی هستید؟
محترم نجیب الله در جواب گفتند: بله راضی هستم، میخواستم موضوع مخفی بماند ولی در این دموکراسی های غربی ژورنالیستان کنجکاو بسیار سؤال میکنند، آنها نتوانستند تا آخر از من حرف بکشند. ولی حدس میزنند که با چه کسانی دیدم. می دانند که باگلبدین نمی بینم. با معتدلین است که دیدار داشتم که آنان با ایران هم روابط خوب دارند. کسانیکه با شما روابط خوب نداشته باشد، ما از آنها حمایت نمیکنیم. این عرصهء دیگر اشتراک عمل ما است. توجه ما به هزاره جات زیاد است، در آنجا جنگ وجود ندارد، ولی هر دو طرف میدانیم که اطراف آن توسط گلبدین احاطه شده است. منفعت هر دوجانب اقتضاء میکند که تفاهم داشته باشیم.
بعداً صحبت های تعارفی صورت گرفت.
با احترام
اسدالله کشتمند
شارژدافیر
اولین سوالی که در رابطه با این سفر در ذهن شکل می گیرد اینست که درحالیکه زمامداران جمهوری اسلامی ایران همیشه خود را حامی آرمانهای ملت های به پا خاسته ونهضت های آزادیبخش در سراسر جهان می دانستند چگونه با رژیمی که خود آنرا بارها دست نشانده، وباز مانده از دوران اشغال افغانستان وضد مردمی وسرکوبگر خوانده بودند چنین رابطهء نزدیک برقرار کردند؟ آیا واقعاً ایران به بقای رژیم داکتر نجیب الله اطمینان داشت؟
درست یازده ماه قبل از سفر داکتر نجیب به ایران، رهبران جمهوری اسلامی مهماندار (نیکولای چاوشسکو) رئیس جمهور رومانیا ومنفور ترین دیکتاتور در اروپای شرقی بودند. چاو شسکو وهمراهش زمانی به تهران آمدند که کشور رومانیا صحنهء یک قیام بزرگ مردمی علیه آنان بود. در همان روزها(صادق خلخالی) نمایندهء قم در مجلس شورای اسلامی در مورد این سفر گفت: اکنون به ایران آمده است ومردم علیه شان قیام کرده اند. انشاء الله اوضاع سر وسامان پیدا کند وجناب آقای چاوشسکو اگر صلاح میداند استعفا بدهد... ما باید خیلی مواظب باشیم که درین رفت وآمدها سرمان کلاه نرود.
رئیس جمهور رومانیا بعد از بازگشت از سفر به کشورش طی یک قیام ملی دستگیر و اعدام شد که این کارمایهء سرافگندگی ایران را فراهم آورد و در نتیجه 84 نمایندهء مجلس شورای اسلامی از وزیر امور خارجهء ایران پرسیدند که علت سفر چاوشسکو رئیس جمهور رومانی به جمهوری اسلامی ایران در فاصله زمانی 27/9/68 چه بوده است؟ جواب این بود که عدم ادامهء تحلیل درست قضایای تحولات کشور رومانی(توسط سفارت ایران در رومانیا) منجر به سفر رئیس جمهور آن کشور به ایران شد.
دیپلوماسی رژیم نجیب الله در رابطه با ایران را میتوان تلاشی از منتهای مجبوریت توصیف نمود. دیپلوماسی ئی که برای جلب نظر ایران حاضر است امتیازات بزرگ به آن کشور بدهد وبرای بازکردن این مسیر به نقاط نظر مشترک بین دو طرف در سطح افغانستان ومنطقه تأکید دارد وچنین به نظر می رسد که قدم های مخفیانه ئی که ایران درین مسیر برداشته است این توفیق را داشته تا در جهت اعتماد داکتر نجیب تأثیر مثبت از خود برجا بگذارد. اینکه نجیب می گوید «پاکستان قرا داد ژینو را امضاء کرده ولی ایران به آن عمل می کند». به خوبی روشنگر این اعتماد است.
داکتر نجیب درین مذاکرات دقیقاً انگشت روی حساسیت های ایران در رابطه با افغانستان می گذارد، مخالفت با امریکا وگروههائی که گویا مورد حمایت امریکاست و استاندار خراسان نیز از همآهنگ بودن این موقف ایران با روسها سخن می گوید حساسیت ایران در رابطه با آنچه که وهابیت خوانده می شود (که درحقیقت چیزی جز نفوذ رژیم عربستان سعودی در کشور های اسلامی نیست).
آنچه که بیش از همه درین مذاکرات جلب توجه می کند دادن امتیاز دسترسی به مناطق شیعه نشین مرکز افغانستان به ایران در پوشش کمک های فنی وتخنیکی(استخراج از معدن آهن حاجی گک) است. نجیب با این پیشنهاد به ایرانی ها نشان میدهد که برای ماندن بر اریکهء قدرت در هر سطحی حاضر به معامله است.
ایران علاقمند دسترسی به مرکز افغانستان از طریق تحکیم قدرت اهل تشیع در غرب افغانستان بود تا از این طریق یک دالان ارتباطی بامرکز افغانستان بگشاید. (طرحی که کشتمند آنرا تا مرحلهء امضای پروتوکول با مهاجرین پیش برده بود) ولی نجیب از پیامد های داخلی این عمل که میتوانست نارضایتی های وسیعی را حتی در صف مدافعین رژیم کابل به دنبال داشته باشد نگران بود.
او با زرنگی پیشنهادی را مطرح کرد که میتوانست هم تائید خواست ایران بوده وهم علت طویل المدت بودن امکان تطبیق آن، در داخل مشکل برانگیز نباشد. نجیب میدانست که ایران هنوز از آن ظرفیت برخوردار نیست تا بخاطر رسیدن به اهداف استراتژیک از کمک های ظاهراً اقتصادی وفنی استفاده نماید.
خبر سفر نجیب الله به مشهد و دیدار وی بامقامات ایرانی در سطح وسیعی در رسانه های گروهی بین المللی منعکس گردید. نجیب بعد از بازگشت به کابل در یک کنفرانس مطبوعاتی از پذیرائی گرم وصمیمانه ئی که از وی در مشهد صورت گرفت سخن گفت: این مسئله در ایران حساسیت هائی را موجب گردید.
شارژدافیر سفارت افغانستان به وزارت امور خارجه احضار واعتراض وزارت خارجهء ایران به خاطر این مصاحبه به وی ابراز گردید وحتی به وی گفته شد که این مصاحبه حاوی مطالب(دروغ) بوده است.
طاهریان شارژدافیر جمهوری اسلامی ایران درکابل با معین وزارت امور خارجهء رژیم داکتر نجیب الله ملاقات نمود. معین وزارت خارجه به وی گفت که: محترم نجیب الله باید می گفتند: از ما در مشهد استقبال گرم به عمل آمد برخورد برادران ما با ما دوستانه بود. ما گفته نمی توانستیم که استقبال سردی از ما صورت گرفت وبرخورد برادران ما در ایران با ما خصمانه بود.
شارژدافیر ایران در جواب گفت: «... ما در رابطه با تماس های علنی به مسئلهء افغانستان معذرت داریم و اینکه اگر شتاب زده عمل کنیم برخی از مقامات اند که آنرا به جای دیگری می کشانند وبه نفع مردم افغانستان نمی باشد. این مطالب را همیشه گفتیم که روابط باید در لفافه باشد. همین مسئله یکی از مشکلات ما نیز بوده است. من به مثابهء کارشناس به این عقیده ام که این مسئله نباید به جائی کشانیده شود که روند قبلی را کند سازد...»
سردرگمی ای که از همان آغاز کار در سیاست ایران در قبال افغانستان مشخص بود، در اینجا باردیگر مشکل ایجاد می کند. در اینجا کار برد ضرب المثل پشتو که نجیب الله در مذاکره با جنتی بیان کرد(هم دلش میخواهد وهم خنکی اش می گیرد) صدق می کند.
به تاریخ 29/12/69 شارژدافیر رژیم نجیب در تهران برداشت خود از دیپلوماسی ایران در قبال قضیهء افغانستان را به کابل چنین گزارش داد:
(... بعد از دعوت قطعات نظامی شوروی از افغانستان، دورهء تاحدودی تحرک دیپلوماتیک سیاست های ایران در قبال افغانستان آغاز گردید. مشخصهء اساسی این سیاست را جستجوی راه حل سیاسی تشکیل میدهد. این جریانات تقریباً مصادف با زمان تصفیهء مقامات مهم رهبری ایران از وجود تندروهای حاکمیت بوده ورهبران ایران در سطح جهانی نوعی از آغاز پختگی سیاسی و واقع بینی را ارائه نمودند. بر پایهء همین درجه از پختگی سیاسی و واقع بینی است که بالاخره مسئولین ایرانی به این نتیجه رسیده اند که در قضیهء افغانستان دارند زمان را از دست میدهند و به این نتیجه رسیده اند که در افغانستان استقرار یک حکومت ناب اسلامی ناممکن است وبه ایجاد یک حکومت ملی نیمه مذهبی قناعت می کنند واین چیزی است که سیاست های دولت ما نیز در جهت آن سیر می کند...)
ادامه دارد...


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3050/
سعادت و خوشبختي


سعادت و خوشبختي
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


 به هنگام به خاك سپردنم بگوييد اين كه زير خاك مي‌كنيم تن سقراط است، نه خود او!
« از آخرين وصاياي سقراط»
 حافظه خوب، حافظه‌اي است كه بداند چگونه امور بي‌اهميت را فراموش كند.
«كليفتون فديمن»
 تنهايي و احساس خواسته نشدن و حشتناكترين فقر است.
«مادر ترزا»
 مي‌توان به يك نفر هميشه دروغ گفت. مي‌توان يكبار بر همه دروغ گفت ولي نمي‌توان براي هميشه به همه دروغ گفت.
«برتولت برشت»
 وقتي مشت خود را گره مي‌كنيد، نه كسي مي‌تواند چيزي را در كفتان بگذارد و نه شما مي‌توانيد چيزي را از جا بلند كنيد.
«الكس هيلي»
 اگر شما به عنوان يك مسؤول شركت، مقررات را پي‌گيري نماييد چرا بايد توقع داشت يك نفر ديگر اين كار را بكند؟
اگر پيگيري مقررات براي شما به عنوان رئيس شركت واجب نيست، چرا بايد توقع داشته باشي ديگري آن را پيگيري نمايد؟
اگر شما قوانين را رعايت نمي‌كنيد و به آن احترام نمي‌گذاريد، چگونه مي‌توانيد توقع داشته باشيد ديكري اين كار را جدي بگيرد؟
«مايكل اي گربر»
 همان گونه كه نيلوفر در لجن زار مي‌دمد، در آب مي‌رويد، بر آب مي‌آيد، ولي به گل و لاي آبدان آلوده نمي‌شود، من نيز همين گونه در جهان برخاسته ام، از آن گذشته ام و به آن آلوده نشده ام.
«بودا»
 از اينكه زندگي شما تمام شود نترسيد، از آن بترسيد كه هرگز آغاز نشود.
«گريس هانش»
 شما صددرصد، تيرهايي را كه هرگز رها نمي‌كنيد از دست مي‌دهيد.
«وين گرتسكي»
 خوشبين نوري را كه وجود ندارد مي‌بيند پس چگونه است كه بد بين بايستي هميشه دنبال خاموش كردن آن نور باشد.
«ميشل دوسن پير»
 بسياري از مردم لاية نقره را در انتظار طلا از دست مي‌دهند.
«موريس ولبستر»
 با دشمن نيز بايد مشورت كرد تا پاية دشمني او معلوم گردد.
«سقراط»
 مرد فاقد حالت سرخوشي، مثل واگن بدون فنر مي‌باشد. او نيز مثل واگن بدون فنر در اثر هر دست انداز كوچكي دل و روده‌اش به هم مي‌ريزد.
«هنري وارد بيچر»
 هميشه بيشتر بخواه. اما آنچه را كه عرضه مي‌شود، بپذير.
«ضرب المثل روسي»
 ما به كساني نيازمنديم كه در غير ممكن‌ها تخصص دارند.
«تئودور روتكي»
 اكتشاف يعني همانند ديگران به يك مسأله نگريستن و برداشتي متفاوت داشتن.
«آلبرت زنت گيوركي»
 عادت به سان طنابي است كه هر روز رشته‌اي از آن را مي‌تابانيم و در نهايت توان پاره كردن آن را از دست مي‌دهيم.
«هوراس مان»
 هرآنچه را فردي مي‌تواند تصور كند، فرد ديگري مي‌تواند به واقعيت تبديل كند. پس چگونه انجام كاري را ناممكن مي‌دانيم.
«ژول ورن»


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3049/
در حاشيه ي فتواي علماي ديني تطبيق حدود شرعي، نظام اسلامي مي طلبد


در حاشيه ي فتواي علماي ديني تطبيق حدود شرعي، نظام اسلامي مي طلبد
تاریخ : 2010/08/28
مربوط بخش : (شماره مسلسل 697)


در روزهاي پسين جمعي از علماي ديني از دولت افغانستان درخواست نمودند؛ تا «حدود شرعي» را آن گونه كه در عربستان سعودي اعمال مي شود، بمنصه ي اجرا قرار دهد.
به گزارش رسانه ها، اين درخواست يك پيشكش به منظور جلب نظر گروه طالبان محاسبه شده كه زمينه ي تأمين صلح و امنيت را در كشور فراهم مي نمايد.
هفته نامه ي پيام مجاهد در تهيه ي اين گزارش از نظر علماي ديني كاستي ها و نواقصي را مي بيند كه درخور اصلاح اند، ورنه يك سوء فهم را در ميان مردم افغانستان و مردم جهان ايجاد مي دارد كه جبران آن در آينده دشوار خواهد بود.
علماي ديني نيك مي دانند كه تطبيق حدود شرعي مشروط به يك نظام شرعي و ديني است؛ در كشوري كه نظام سياسي- اداري آن تقليدي از غرب است. در بخش فرهنگي و تبليغاتي، ملحوظات شرعي زير پا گذاشته مي شود و نظام اقتصادي آن برپايه ي اقتصاد بازار استوار مي باشد؛ از يكسو تطبيق حدود شرعي نمي تواند جواز داشته باشد و از سوي ديگر موثر و مفيد بوده نمي تواند.
برعكس در نظام سياسي-اداري كنوني افغانستان تطبيق حدود شرعي موجب خواهد شد، تا چهره ي پر عطوفت اسلام كريه نشان داده شود و باعث تبليغات منفي زيادي در سطح بين المللي گردد و آن روح دين كه حمايت ديگران است، خدشه دار گردد.
شايد علماي ديني تطبيق احكام اسلامي را در همه ي ساحات زندگي فردي و اجتماعي خواسته باشند و آن درست همان چيزي است كه قانون اساسي افغانستان حكم مي نمايد؛ اما رسانه ها از اين سفارش علماي ديني تنها به قطع دست، سنگسار و تازيانه چسپيدند و روي آن تأكيد ورزيدند،‌كه به باور نويسنده يك خطاي فاحش است.
بدون ترديد، علماي ديني مان در سطح بلندي از آگاهي سياسي قرار دارند و نيك مي دانند كه تنها با تطبيق حدود شرعي نمي توانند، اسباب قناعت گروه طالبان را فراهم آورند و صلح را در كشور حاكم گردانند؛ زيرا فرمان طالبان به دست كساني است، كه برنامه ي دوام جنگ و تخريب هر چه بيشتر افغانستان را دارند و با هيچ پيشنهادي حاضر به قطع جنگ نيستند. ادارات استخباراتي منطقه، كمپني هاي بزرگ نفتي، شركت هاي تسليحاتي از هيزم آوران آتش جنگ افغانستان مي باشند و طالبان گروهي اند كه خود نمي دانند، چرا ساخته شده اند و به چه مقصدي بحركت آورده شده اند؟ بدين ترتيب تطبيق حدود شرعي به هيچ وجه نمي‌تواند، مفكوره‌ي صلح حويي را در ذهن و ضمير گردانندگان پشت پرده‌ي‌ جنگ افغانستان جاسازي نمايد، برعكس اعتبار علماي ديني ديني و احكام شرعي را در ميان مردم به شدت پايين مي‌آورد.
نويسنده بدين باور است، كساني كه مسأله احكام شرعي را روي ميل خويش مي آرايند؛ جايي را حذف و جايي را بزرگ مي سازند، اهداف شوم كلاني در نهان دارند كه بايد از سوي شوراي علماي ديني دنبال و اصلاح گردد، در غير آن گام برداشته شده، كه بجاي اصلاح و بهبود، فساد و تخريب را در جامعه بار خواهد آورد كه هرگز چنين مباد!


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3048/
گزيد‏ه‏اي از شعارهاي انتخاباتي


گزيد‏ه‏اي از شعارهاي انتخاباتي
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


ـ راي شما، كشت شما
ـ رأي به علي، ر‌أي به مصطفي است
ـ خدا، وطن، ولس
ـ رأي شما، وجدان شماست
ـ آيا بر من اعتماد داريد؟
ـ‌ مي‌خواهم از شما نمايندگي كنم
ـ رأي به قانوني، رأي به فرهنگ تحمل و هم‏ديگر‏پذيري
ـ كانديد شما
ـ برادر مجاهد شما
ـ اگر رأي بدهيد، مسئوليت است، اگر ندهيد، فراغت است
ـ به فرزندان دانشمند و سخنور‏تان رأي بدهيد
ـ عدالت، صداقت، وجدانيت
ـ معياري نمودن دروس تحصيلات عالي
ـ سرنوشت را از سر بايد نوشت
ـ خدمت به مردم، ميراث فرهنگي ماست
ـ پيوند با مردم، پيوند با قانون
ـ‌ اين ناك تنها نيست، اين ناك جزئي از يك باغ است
ـ هموطن! يك قطره تو، يك قطره من، بيا كه دريا شويم
ـ حجاب، دريچه قدرت
ـ‌ تقوا، صداقت، ايمان‏داري
ـ اسلام ـ وطن
ـ مطمئن باشيد كه از رأي و اعتماد‏تان هرگز سوءاستفاده نخواهم كرد
ـ سوله
ـ امانت، عدالت، حراست
ـ نماينده ملت براي ملت در خانه ملت
ـ اسلام، عدالت، وحدت و خدمت به مردم
ـ خدا، وطن، عدالت
ـ شه انتخاب شه راتلونكي



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3047/
ایران در تلاش براي برگزاري يك نشست منطقه‏اي برای بررسی اوضاع افغانستان


ایران در تلاش براي برگزاري يك نشست منطقه‏اي برای بررسی اوضاع افغانستان
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


ایران در نظر دارد به منظور بررسی راه‏های حل مشكلات افغانستان، یک نشست منطقه‏ای را برگزار کند.
روز سه‏شنبه 19 اسد، رامین مهمان‏پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفت که این کشور در نظر دارد برای بررسی مسائل افغانستان نشستی را با حضور کشورهای منطقه و همسایگان افغانستان در تهران برگزار کند.
‏مهمانپرست که در یک نشست خبری سخن می‏گفت، افزود که ایران در نظر دارد از هفت کشور منطقه برای حضور در این اجلاس دعوت به عمل آورد، اما در مورد دعوت از کشورهای دیگر یا سازمان‏های بین‏المللی برای شرکت در این کنفرانس اظهار نظری نکرد.
سخنگوی وزارت امورخارجه ایران در مورد زمان برگزاری این اجلاس هم توضیحی نداد، اما گفت که برگزاری آن بخشی از ادامه تلاش‏های ایران برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و افراط‏گرایی و یافتن راه حل برای مشکلات افغانستان است.
در مورد نقش جامعه بین‏المللی در استقرار ثبات در افغانستان، مهمان‏پرست گفت که اگر کشورهای دیگر مایل به کمک به این فرآیند هستند، باید از تلاش‏های منطقه‏ای برای حل و فصل بحران کنونی حمایت کنند.
مقامات جمهوری اسلامی همواره بر نقش مهم ایران در حل و فصل مشکلات افغانستان تاکید نهاده‏ و با حضور نظامی غرب در کشور مخالفت ورزیده‏اند، هر‏چند راه‏حل مشخصی را نیز برای جلوگیری از تسلط مجدد گروه‏های افراطی در کشور ارائه نداده‏اند. اما به نظر مي‏رسد حکومت ایران هم مانند ایالات متحده مایل نیست که طالبان، که از سال 1996 تا زمان سرنگونی به دست ائتلاف بین‏المللی در سال 2001 زمام امور افغانستان را در دست داشتند، بار دیگر بر کشور مسلط شوند.
اقدام ايران براي برگزاري يك نشست منطقه‏اي در مورد افغانستان در حالي بيان مي‏شود كه طي هفته جاري، نشست سه‏جانبه‏اي ميان كشورهاي فارسي‏زبان افغانستان، ايران و تاجيكستان با حضور روساي جمهور هر سه كشور در تهران برگزار شد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3045/
رئيس كميسيون مستقل حقوق بشر: کاندیدان باید بدانند که وظیفه آن‏ها چیست!


رئيس كميسيون مستقل حقوق بشر: کاندیدان باید بدانند که وظیفه آن‏ها چیست!
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


در حالی که روند کمپاین‏های انتخاباتی در كشور همچنان با شدت جریان دارد، شعار‏هایي را که کاندیدان در کمپاین‏های انتخاباتی‏شان استفاده می‏کنند، با موضوعات رنگارنگی توجه را به خود جلب می‏کند. ‏بیشتر این شعار‏ها نشان می‏دهد که کاندیدان از صلاحیت‏ها و وظایف مجلس نمايندگان یا یک عضو مجلس اطلاعی ندارند.
‏داکتر سیما سمر، رییس کميسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ضمن انتقاد از شعار‏هایي که کاندیدان استفاده می‏کنند، گفت: «کاندیدان باید بدانند که وظیفه آن‏ها چیست و مردم افغانستان نیز به افراد با فهم رای بدهند.»
هرچند در مقایسه به پنج سال قبل در انتخابات کنونی مبارزات انتخاباتی کمرنگ‏تر به نظر می‏رسد، ولی در شعار‏هایي که به هدف کمپاین نصب شده، کاندیدان خلاف صلاحیت‏های کاری یک نماینده مردم عمل کرده و شعار‏هایي از قبیل این‏که ما برای شما خانه می‏دهیم، زمین و برق می‏دهيم و امثال آن، باعث تعجب مردم گردیده است. در این میان کميسیون مستقل انتخابات می‏گوید، در زمینه ترتیب متن شعار‏های کمپاین‏های انتخاباتی کدام طرزالعمل مشخصي موجود نیست و هر کاندیدا می‏تواند برای جلب نظر مردم از شعار‏ها و عناوین مختلف استفاده کند.‏نور محمد نور، سخنگوی کميسیون مستقل انتخابات در اين مورد گفت: «کاندیدان به خاطر جلب توجه مردم به خود از شعار‏های مختلفي استفاده می‏کنند، در این‏باره خود نامزد این مسئولیت را دارد و رای‏دهنده این قضاوت را بکند که به کدام کاندیدا رای بدهد.»
‏همزمان با آغاز مبارزات انتخاباتی هزاران قطعه عکس و پوستر‏های بزرگ در نقاط مختلف شهرها و قریه‏ها نصب شده است.
‏انتظار عمومی این است که کاندیدان انتخابات باید از شعار‏هاي تبلیغاتی استفاده کنند که نمایان‏گر فهم آنان از وظایف یک عضو ولسی‏جرگه باشد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3046/
دستگيري مشاور حامد کرزی به اتهام اخذ رشوه توسط امريكا در كابل


دستگيري مشاور حامد کرزی به اتهام اخذ رشوه توسط امريكا در كابل
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


به تعقیب بازداشت یکی از مشاورین امنیت ملی رئيس دولت توسط اداره مبارزه با جنایات سنگین كه يك بخش مستقل ضد فساد از سوي امريكاست، رئيس دولت خواهان بررسی فعالیت این اداره شده است.
به گزارش راديو آزادي، به گفته وحید عمر، سخنگوی ریاست دولت، یکی از مشاورین امنیت ملی به نام محمد ضیا صالح، به اتهام این‏که گویا رشوت گرفته است، در نیمه شب توسط افراد این اداره بازداشت شد.
‏یک مقام امریکایی اجرا‏کننده قانون می‏گوید، آقای صالح به اساس اسنادی دستگیر شده که با استفاده از جا به جا کردن مايکروفون‏های سری و تجهیزات ضبط صوت، به دست آمده‏اند.
‏به گفته او، صالح از یک شرکت مالی به نام انصاری نو که در تبادل ميلیون‏ها دالر پول اشخاصی که در حلقه‏های بالای سیاسی کشور قرار دارند، رشوت گرفته است. وحید عمر گفته است که تنها موضوع آقای صالح سبب آغاز تحقیق در مورد این گروه نیست، بلکه این موسسه در فعالیت‏هایي دست دارد که خارج از حدود قانون اساسی افغانستان می‏باشد و با اصول و مقررات کشور هم مطابق نیست.
فاضل احمد فقیریار، معاون اول لوي سارنوالي نيز در گفت‏وگو با رسانه‏ها در اين مورد اظهار داشت كه محمدضیا صالح متهم به پذیرش یک موتر در ازای كمک به اعمال فشار بر مقامات افغان جهت چشم‌ پوشیدن از یک پرونده اقتصاد مالی شده است. ‏وی افزود، گفت‏وگوهای صالح در این خصوص مورد استراق سمع قرار گرفته است. اما دفتر حامد كرزی با صدور بیانیه‌ای اعلام كرد كه اقدامات بخش‌های ضد فساد مستقل در امریكا باید طبق قوانین افغانستان و با توجه به حاكمیت ملی افغانستان انجام شود.
‏این گونه سخنان از سوی سخنگوی ریاست دولت در تلاش برای از بین بردن رشوت، یک نوع کش‏مکش را بین اداره رئيس دولت اوباما و حکومت رئيس دولت کرزی نشان می‏دهد.
‏از ماه اکتوبر سال 2009 که اداره مبارزه با جنایات سنگین شروع به كار کرد، این موسسه با وسایل و تجهیزات پیشرفته که از ایالات متحده به دست آورده، جمع‏آوری اسناد را علیه مقامات فاسد در حکومت افغانستان آغاز کرده است.
‏به نوشته روزنامه واشنگتن‏پست، اگر آقای کرزی از شدت بیشتري علیه این اداره کار بگیرد، مقامات امریکایی را در یک حالت حساس قرار می‏دهد که آیا مبارزه با فساد را دوام بدهند و یا به خاطر این‏که روابط‏شان با آقای کرزی خراب نشود، از این کار مهم دست بکشند.
هفته گذشته آقای کرزی یک اجلاس مقامات عدلی را برگزار کرد تا فعالیت اداره مبارزه با جنایات سنگین را بررسی کند.
‏وحید عمر می‏گوید، هدف از تحقیقات این است که اداره مبارزه با جنایات در چهارچوب حکومت افغانستان فعالیت کند و کارهای آن از جمله تحقیقات، بازداشت‏ها، محاکمه‏ها و توقیف‏ها به اساس قوانین انجام شوند.
‏قضیه صالح، اولین حرکت اداره مبارزه با جنایات نیست، بلکه بلند‏رتبه‏ترین مقام حکومت که قبلا با تحقیقات این اداره رو‏به‏رو شده بود، سابق وزیر حج و اوقاف، صدیق چکری بود. در حالی‏که تحقیقات در مورد وی ادامه داشت، به او اجازه داده شد که افغانستان را ترک کند.
‏ چند نفر دیگر از جمله برید جنرال پوهنیار، قوماندان پولیس ولایت هرات به اتهام همکاری با قاچاقبران مواد مخدر توسط این اداره دستگیر شد که بعدا محکمه او را به ده سال حبس محکوم کرد. در قندهار و پکتیا هم چند نفر از مقامات و حتی جنرالان پولیس در سال جاری بر اساس اين‏‏گونه اتهامات توسط اداره مبارزه با جنایات سنگین دستگیر شده‏اند که طبق بیانات مقامات، در انتظار محاکمه می‏باشند.



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3044/
با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، مردم از بلند رفتن قیمت‏ها شکایت دارند


با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، مردم از بلند رفتن قیمت‏ها شکایت دارند
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


شماری از باشندگان کابل که برای خرید مواد مورد نیاز به مارکیت‏های شهر کابل آمده بودند، می‏گویند، مثل سال‏های گذشته در اولین روز ماه مبارک رمضان که تقاضا برای خرید مواد خوراکه افزایش یافته، نرخ مواد نیز به صورت سرسام‏آوری صعود کرده است.
‏به گزارش راديو آزادي، دو تن از باشندگان شهر کابل در این مورد می‏گویند: «چندی قبل یک بوری آرد 850 افغانی بود، حالا به 1000 افغانی رسیده است. امروز روز اول روزه است، فکر کنم مسئولین هنوز خبر ندارند یا ای‏نکه همین طور قیمت‏ها بلند خواهد رفت.»
«نام من فضل‏الدین است، من بامیه خریده‏ام یک کیلو آن قبلاً 30 افغانی بود، حالا 40 شده است. همین طور در جنس مواد خوراکی قیمت‏ها افزایش یافته است. فروشنده‏ها از بهانه رمضان سوءاستفاده می‏کنند و قیمت‏ها را بلند می‏برند.»
در این حالي است كه نقیب‏الله یک فروشنده شهر کابل می‏گوید، کمبود مواد، بندش راه‏ها و بلند رفتن تقاضا برای خرید مواد، از عواملی است که باعث بلند رفتن قیمت‏ها شده است. عدم کنترول و نظارت از طرف دولت از عوامل دیگری است که به گفته فروشندگان و مردم، باعث بلند رفتن قیمت اجناس به خصوص مواد غذایی در ماه مبارک رمضان شده است.
‏نقیب‏الله در این مورد می‏گوید: «در این روز‏ها تقاضا برای خرید مواد زیاد است، سیلاب‏ها و بندش راه‏ها نیز بالای نرخ‏ها تاثیر دارد. دولت بازار آزاد را رایج ساخته، یعنی خود نمی‏تواند بالای آن کنترول داشته باشد، چند تن تجار بسیار سرمایه‏دار است که انحصار بازار را در دست دارند.»
‏در ماه مبارک رمضان خانواده‏ها تلاش می‏کنند برای افطاری و سحری، دسترخوان رنگین داشته باشند و از همین‏رو تقاضا برای خرید انواع مواد غذایی در این ماه افزایش می‏يابد. ‏با بلند رفتن تقاضای مردم برای خرید مواد، عرضه‏کنندگان نیز قیمت‏ها را بلند برده و تلاش می‏کنند منفعت بیشتری به دست بیاورند.
‏این در حالی است که مسئولین اتاق تجارت و صنایع اعلام کردند که برای جلوگیری از صعود قیمت‏ها کميسیونی را ایجاد کرده‏اند و از تاجران افغان نیز خواسته‏اند تا در پایین نگهداشتن نرخ مواد اولیه همکاری کنند.
‏قربان حق‏جو، رییس عامل اتاق تجارت و صنایع روز دوشنبه در این مورد به خبرنگاران گفت: «در ماه مبارک رمضان ولو این‏که دلایل راه بندان، کمبود مواد و غیره باشد، باز هم ما اين دلایل را نمی‏پذیریم و کوشش می‏کنیم که قیمت ها بلند نرود و نظارت از آن صورت گیرد.»
‏در سال‏های گذشته نیز با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و افزایش تقاضای مردم برای خرید مواد غذایی، قیمت‏ها تا دو چند افزایش می‏يافت، اما مردم در سال جاری باورمند بوند که دولت و سکتور خصوصی در این زمینه اقداماتی خواهد کرد.
‏اما به گفته مردم، بلند رفتن قیمت‏ها در نخستین روز ماه مبارک رمضان نشان می‏دهد که هم مسئولین حکومتی و هم مسئولین اتاق تجارت و صنایع برای کنترول قیمت مواد در مارکیت‏های افغانستان اقدمات لازمي نکرده‏اند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3043/
سعادت و خوشبختي


سعادت و خوشبختي
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


 كساني كه آهسته مي‌روند اگر همواره در راه راست قدم زنند از آنان كه نمي‌شتابند و بيراهه مي‌روند بسي بيشتر خواهند رفت.
«رنه. دكارت»
 در اين دنيا هركس چيز را درو مي‌كند كه قبلاً تخم آن را كاشته است.
«اسمايلز»
 بشريت آنقدر كه از فكر حوادث ناراحت مي‌شود از خود آن حوادث زحمت نمي‌بيند.
«مونتني»
 اگر دو نفر در تجارت هميشه توافق نظر داشته باشند يكي از آنها غير ضروري هستند.
مدير امريكايي «ويليام ريگكي»
 اشخاص كم اطلاع مطيع ترين انسانها هستند
«جرج ناكوهار»
 دروغ مثل برف است كه هرچه آنرا بغلطانند بزرگتر مي شود.
«لوتر»
هيچ چيز نابرابرتر از برخوردي برابر با نابرابرها نيست.
«دكتر كنت بلانكارد»
 آن كه شمارا خشمگين مي كند بر شما غالب مي شود.
«توني موديسون»
 اگر از اسب بيفتي ممكن است نجات يابي. اگر از چشم مردم بيفتي از دست رفته اي.
«پند هندي»
 براي دشمنانت كوره آنقدر داغ مكن كه حرارتش خودت را هم بسوزاند.
«ويليام شكسپير»
 احتياط بيش از اندازه،‌به همان اندازة احتياط نكردن بد است.
«ناپلئون هيل»
 مانند سايه اي در صبح، دوستي آدم فرومايه در آغاز بزرگ است. سپس بتدريج كوچك تر شده و ناپديد مي شود و مانند سايه اي در بعد از ظهر، دوستي آدم شريف در آغاز كوچك است. سپس بتدريج بزرگ تر مي شود.
«پند هندي»
 هيچ بالشي به نرمي وجدان آسوده نيست.
«دكتركنت بلانكارد»
 گريه مي كردم كه كفش ندارم، مردي را ديدم كه پا نداشت.
«گلستان سعدي»
 كسي كه از دود مي ترسد، نمي تواند از لذت حرارت آتشي برخوردار شود.
«ضرب المثل اسلواكي»
 هيچ چيز خسته كننده تر از چسبيدن ابدي به يك كار نيمه تمام نيست.
«ويليام جيمز»
 به خاطر داشته باشيد كه دنيا هرگز مديون شمانيست زيرا قبل از شما نيز وجود داشته است.
«جان استيل»
 تمام چيزهايي كه از آنها مي ترسيدم و يا مرا مي ترساندند هيچگونه جنبه هاي خوب يا بد دربر نداشتند جز آن كه ذهن مرا زير نفوذ خود مي گرفتند.
فيلسوف هندي «اسپينوزا»
 كارهايي را بكنيد كه از انجام دادنش ترس داريد و به آن كار ادامه دهيد. اين سريعترين و مطمئن ترين راهي است كه براي غلبه بر ترس كسب شده است.
«ديل كارنگي»
 به اغلب ما از دوران كودكي آموخته اند كه به علايم داده شده از جانب ديگران بيشتر توجه كنيم تا علايمي كه از درون خودمان است. ما را تشويق كرده اند كه نيازها و خواستهاي خود را ناديده بگيريم و زندگيمان را بر اساس توقعات ديگران بناكنيم.
«ناتا نيل براندون»


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3042/
گزارش تازه سازمان ملل در مورد كشتار غيرنظاميان


گزارش تازه سازمان ملل در مورد كشتار غيرنظاميان
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


تلفات غيرنظاميان 31 درصد افزايش يافته است
یک گزارش تازه سازمان ملل متحد می‏گوید، تعداد غیرنظامیانی که در اثر خشونت‏های افغانستان کشته و یا زخمی شده‏اند، تا 31 درصد افزايش يافته است. این افزایش در حالی است که براساس گزارش سازمان ملل متحد، تلفات غیرنظامیان ناشی از عملیات‏های ناتو رو به کاهش بوده است.
‏گزارش سازمان ملل متحد که شش ماه اخیر را بررسی کرده، نشان می‏دهد که در شش ماه اول سال 2010، بیش از یک هزار و 200 غیرنظامی کشته و یک هزار و 997 تن دیگر زخمی شده‏اند.
‏بر اساس این گزارش، گروه طالبان و سایر مخالفان مسلح دولت، مسئول 76 درصد این تلفات هستند که در مقایسه با سال گذشته، 53 درصد افزایش را نشان می‏دهد.
‏انتشار این گزارش در حالی صورت می‏گیرد که نگرانی‏ها در مورد امنیت افغانستان ظرف ماه‏های اخیر رو به افزایش بوده است.
‏دامنه نا‏امنی‏ها به مناطقی که قبلا از امنیت بهتری برخوردار بوده‏اند، کشیده شده است و ظرف یک ماه اخیر، نخستین حمله به کاروان نظامی ناتو در ولایت بامیان صورت گرفت و پس از آن نیز مردان مسلح، گروهی از داكتران خارجی را در ولایت بدخشان از پا درآوردند.
آماری که سازمان ملل متحد ارایه می‏دهد، افزایش قابل ملاحظه‏ای را در تلفات کودکان افغان نشان داده است.
بر اساس این گزارش، در شش ماه اول سال 2010، تعداد کودکانی که در اثر خشونت‏ها در كشور کشته و یا زخمی شدند، در مقایسه با شش ماه اول سال گذشته، 55 درصد بلند رفته است که از این جمله، 176 کودک کشته و 389 کودک دیگر زخمی شده‏اند.
‏گزارش سازمان ملل متحد می‏گوید که بیشتر این تلفات، ناشی از حملات شورشیان مسلح و یا انفجار بمب‏های کنار جاده‏ای بوده است.
‏اين گزارش هم‏چنین گفته است که نیروهای افغان و ناتو، مسئول 12 درصد تلفات غیرنظامیان بوده‏اند.
اين در حالي است كه در هفته جاري، كميسيون مستقل حقوق بشر نيز گزارش خود را در مورد تلفات غيرنظاميان در 7 ماه نخست سال جاري ميلادي اعلام كرد. در تازه‏ترین گزارش کميسیون مستقل حقوق بشر نيز گفته شده که تلفات افراد ملکی طی هفت ماه اول سال جاری در مقایسه به هفت ماه اول سال گذشته، افزایش چشم‏گیري داشته است.
نادر نادری، سخنگوی این کمسیون كه روز یک‏شنبه گزارش تازه‏اي را در این خصوص به خبرنگاران ارایه می‏کرد، گفت که 1325 تن از غیر‏نظامیان در اثر فعالیت‏های تروریستی مخالفین دولت و عملیات نظامی نیروهای بین‏المللی کشته شده‏اند.
به اساس این گزارش، افزایش میزان تلفات اطفال طی هفت ماه گذشته مایه نگرانی است.
وی در مورد کشته شدن اطفال و زنان در اثر درگیری‏های نظامی ابراز نگرانی کرد و گفت، اطفال و زنان هنوز هم قربانیان اصلی جنگ هستند.
‏سخنگوی کميسیون مستقل حقوق بشر می‏گوید که عوامل اصلی دلایل افزایش تلفات ملکی، افزایش نا‏آرامی‏ها، فعالیت‏های تروریستی و تغییر تاکتیک‏های جنگی است. نادری در حالی‏که کشتار افراد ملکی را در اثر درگیری‏های هفت ماه گذشته نگران‏کننده خواند، از طرف‏های درگیر خواست تا در عمل‏کرد‏شان به زندگی غیر‏نظامیان توجه داشته باشند.
سخنگوی کميسیون حقوق بشر می‏گوید که بخش اعظم افراد ملکی در جنوب کشور کشته شده‏اند، ولی در شرق و شمال نیز بیشتر از 300 تن از افراد ملکی به قتل رسیده‏اند.
اما به دنبال ارائه گزارش سازمان ملل و كميسيون مستقل حقوق بشر، سام ظریفی مسئول آسیا و اقیانوسیه در سازمان عفو بین‏الملل می‏گوید: «دولت افغانستان قرار‏داد رم را امضا کرده است و چون این قرار‏داد را امضا کرده، باید کسانی را که متهم به جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت هستند، بازداشت و محاکمه کند».
‏به گفته ظریفی، بر اساس قرار‏داد رم، دولت‏هایی که خود از اجرایی چنین کاری عاجزند، می‏توانند از (لاهه) یا دادگاه جزایی بین‏المللی کمک بخواهد.
‏مسئول آسیا و اقیانوسیه در سازمان عفو بین‏الملل می‏گوید، از آنجایی که نظام قضایی افغانستان توانایی به دادگاه کشانیدن رهبران طالبان را ندارد، دولت این کشور می‏تواند از (لاهه) تقاضای کمک کند.
‏ظریفی می‏گوید حمله انتحاری در مناطق مزدهم و بمب‏گذاری در جاده‏‏های عمومی نشان می‏دهد که طالبان عمدا و آشکارا به جنایات جنگی دست می‏زنند.
این مسئول سازمان عفو بین‏الملل با اشاره به بریدن گوش و بینی یک دختر نوجوان به دستور دادگاه طالبان، کشتن امداد‏گران خارجی در بدخشان و شلاق زدن و اعدام یک زن بیوه در باد‏غیس گفت، این‏ها نقض آشکار حقوق بشر است و جنایت جنگی محسوب می‏شوند.
‏این درخواست سازمان عفو بین‏الملل در حالی مطرح می‏شود که دولت افغانستان سعی دارد، موانع مذاکره با گروه طالبان را بردارد و آن‏ها را به میز مذاکره بکشاند.




منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3041/
روزه از نظر قرآن


روزه از نظر قرآن
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


ترجمه آیات سوره بقره، آیات 185-183: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید روزه بر شما واجب شده، همان‏طور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود، شاید با تقوا شوید(183).
و این روزهائى چند است، پس هر كس از شما مریض و یا مسافر باشد، باید ایامى دیگر به جاى آن بگیرید و اما كسانى كه به هیچ وجه نمى‏توانند روزه بگیرند، عوض روزه براى هر روز یك مسكین طعام دهند و اگر كسى عمل خیرى را داوطلبانه انجام دهد، برایش بهتر است و این‏كه روزه بگیرید برای‏تان خیر است اگر بناى عمل كردن دارید(184). و آن ایام كوتاه ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده تا هدایت مردم و بیاناتى از هدایت و جدا‏سازنده حق از باطل باشد، پس هر كس این ماه را درك كرد، باید روزه‏اش را بگیرد و هر كس مریض و یا مسافر باشد، به جاى آن چند روزى از ماه‏هاى دیگر بگیرد. خدا براى شما آسانى و سهولت را خواسته و دشوارى نخواسته و منظور این است كه عده سى روزه ماه را تكمیل كرده باشید و خدا را در برابر این‏كه هدایت‏تان كرد، تكبیر گفته و شاید شكرگزارى كرده باشید(185).
ویژگى‏هاى بیانى آیات تشریع روزه
سیاق این سه آیه دلالت دارد بر این‏كه: اولا هر سه با هم نازل شده‏اند، براى این‏كه ظرف (ایام) در ابتداى آیه دوم متعلق به كلمه (صیام) در آیه اول است و جمله (شهر رمضان) در آیه سوم یا خبر است ‏براى مبتدائى حذف شده كه عبارت است از ضمیرى كه به كلمه (ایاما) بر مى‏گردد، و تقدیر جمله (هى شهر رمضان) است و یا مبتدائى است ‏براى خبرى كه حذف شده و تقدیرش «شهر رمضان هو الذى كتب علیكم صیامه»است و یا بدل از كلمه صیام در جمله (كتب علیكم الصیام) در آیه اول است، و به هر تقدیر جمله (شهر رمضان) بیان و توضیحى است ‏براى روشن كردن جمله (ایاما معدودات) ایام معدوده‏اى كه روزه در آن‏ها واجب شده است.
پس به دلیلى كه ذكر شد، آیات سه‏گانه مورد بحث ‏به هم متصل و نظیر كلام واحدى است كه یك غرض را در بر دارد، و آن غرض عبارت است از بیان وجوب روزه ماه رمضان.
و ثانیا دلالت دارد بر این‏كه قسمتى از گفتار این سه آیه به منزله توطئه و زمینه‏چینى براى قسمت دیگر آن است، یعنى دو آیه اول به منزله مقدمه است ‏براى آیه سوم، چون در آیه سوم تكلیفى واجب مى‏شود كه صاحب كلام، اطمینان ندارد از این‏كه شنونده از اطاعت آن سرپیچى نكند، براى این‏كه تكلیف نامبرده، تكلیفى است كه بالطبع براى مخاطب، شاق و سنگین است، و به این منظور، دو آیه اول از جملاتى تركیب شده كه هیچ یك از آن‏ها از هدایت ذهن مخاطب به تشریع روزه رمضان خالى نیست، بلكه در همه آن‏ها به تدریج ذهن شنونده را به سوى آن توجه مى‏دهد، و به این وسیله استیحاش و اضطراب ذهن او را از بین مى‏برد، و در نتیجه علاقمند به روزه مى‏كند، تا با اشاره به تخفیف و تسهیلى كه در تشریع این حكم رعایت‏شده، و نیز با ذكر فوائد و خیر دنیوى و اخروى كه در آن است، حدت و شدت دل‏خواهى و استكبار او را بشكند.
و به همین جهت ‏بعد از آن‏كه در جمله: «یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام»، مساله وجوب روزه بر مسلمانان را خاطرنشان كرد، بلافاصله فرمود: «كما كتب على الذین من قبلكم» و فهمانید كه شما مسلمانان نباید از تشریع روزه وحشت كنید، و آن را گران بشمارید، چون این حكم منحصر به شما نبوده، بلكه حكمى است كه در امت‏هاى سابق نیز تشریع شده بود، «لعلكم تتقون»، یعنى علاوه بر این‏كه عمل به این دستور، همان فائده‏اى را دارد كه شما به امید رسیدن به آن ایمان آوردید، و آن عبارت است از تقوا، و علاوه بر این، این عمل كه گفتیم در آن، امید تقوا براى شما هست، هم‏چنان كه براى امت‏هاى قبل از شما بود، عملى نیست كه تمامى اوقات شما را و حتى بیشتر اوقات‏تان را بگیرد، بلكه عملى است كه در ایامى قلیل و معدود انجام مى‏شود، «ایاما معدودات»
آرى نكره (و بدون الف و لام) آمدن كلمه (ایاما) دلالت ‏بر ناچیزى ایام دارد، و در این‏كه ایام را به وصف معدود توصیف كرد، خود اشعارى است ‏به اهمیت نداشتن آن، هم‏چنان كه همین توصیف در آیه: «و شروه بثمن بخس دراهم معدودة» (1) مى‏فهماند كه یوسف(ع) را به چند درهم ناچیز فروختند. علاوه بر اینكه ما در تشریع این حكم رعایت اشخاصى را هم كه این تكلیف برای‏شان طاقت‏فرسا است كرده‏ایم، و این‏گونه افراد باید به جاى روزه فدیه بدهند، آن هم فدیه مختصرى كه همه بتوانند بدهند، و آن عبارت است از طعام یك مسكین.
«فمن كان منكم مریضا او على سفر ـ تا جمله ـ فدیة طعام مسكین»و وقتى این عمل هم خیر شما را دربردارد، و هم تا جايى كه ممكن بوده، رعایت آسانى آن شده است. خیر شما در این است كه به طوع و غبت ‏خود روزه را بیاورید، و بدون كراهت و سنگینى و بى‏پروا انجامش دهید، «فمن تطوع خیرا فهو خیر له» براى این‏كه عمل نیك را به طوع و رغبت انجام دادن بهتر است، از این‏كه به كراهت انجام دهند. بنابر آنچه گفته شد، زمینه گفتار در دو آیه اول مقدمه است ‏براى آیه سوم كه مى‏فرماید: «فمن شهد منكم الشهر فلیصمه»، و بنا‏بر این پس جمله: «كتب علیكم الصیام»در آیه اول جمله‏اى است ‏خبرى كه مى‏خواهد از تحقق چنین تكلیفى خبر دهد، نه اینكه در همین جمله تكلیف كرده باشد، آن‏طور كه در آیه شریفه: «یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم القصاص فى القتلى»‏(2) و آیه «كتب علیكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خیرا الوصیة للوالدین و الاقربین»‏‏(3) تكلیف كرده، چون هر‏چند در هر سه آیه تعبیر به (كتب علیكم) آمده، لیكن بین قصاص در مورد كشتگان ـ در آیه دوم ـ و وصیت ‏به والدین و اقرباء ـ در آیه سوم، و بین مساله صیام ـ در آیه مورد بحث فرق است، و آن این است كه قصاص در قتلى امرى است ‏سازگار با حس انتقام‏جويى، امرى است كه دل‏هاى صاحبان خون تشنه آن است، صاحبان خون به حكم غریزه و طبیعت نمى‏توانند قاتل عزیز و پاره تن خود را زنده و سالم ببینند، و نمى‏توانند این معنا را تحمل كنند كه نسبت ‏به جنایتى كه به ایشان شده، بى‏اعتنايى شود، و همچنین وصیت و سفارش والدین و خویشان كه مطابق با حس ترحم و شفقت و رأفت ‏به ارحام است، آن‏هم در هنگامى كه مى‏خواهد به وسیله مرگ براى همیشه از آنان جدا شود.
پس قصاص و وصیت دو حكم مقبول به طبع، و موافق با مقتضاى طبیعت آدمى است، و انشاء آن احتیاج به مقدمه و زمینه‏چینى ندارد، به خلاف حكم روزه كه عبارت است از محرومیت نفوس از بزرگترین مشتهیات و مهم‏ترین تمایلاتش، یعنى خوردن و نوشیدن و جماع، كه چون محرومیت از آن‏ها ثقیل بر طبع و مصیبتى براى نفس آدمى است.
در توجیه حكمش ناگزیر از این است كه قبلا براى شنوندگان ـ با در نظر گرفتن این‏كه عموم مردمند و بیشتر مردم عوام و پیرو مشتهیات نفسند ـ مقدمه‏اى بچیند، و دل‏هاشان را علاقه‏مند بدان سازد، تا تشنه پذیرش آن شوند، بدین جهت است كه گفتیم آیه: «كتب علیكم القصاص» و آیه: «كتب علیكم اذا حضر احدكم الموت»‏، انشاء حكم است، و حاجتى به زمینه‏چینى ندارد، به خلاف آیه: «كتب علیكم الصیام» تا آخر دو آیه كه مشتمل بر هفت فقره است و خبر مى‏دهد از این‏كه بعدها چنین حكمى انشاء مى‏شود.
«یا ایها الذین آمنوا...»
این‏گونه خطاب (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید) به منظور توجه دادن مردم به صفت ایمان‏شان است، و‏گرنه مى‏فرمود: (اى مردم) لیكن خواست‏ بفهماند با توجه به این‏كه داراى ایمانید، باید هر حكمى را كه از ناحیه پروردگارتان مى‏آید بپذیرید، هر‏چند كه بر خلاف مشتهیات و ناسازگار با عادات شما باشد.
در این‏جا ممكن است ‏بپرسى: علت این تعبیر در آیه مورد بحث روشن شد، لیكن این معنا روشن نشد كه چرا همین تعبیر در ابتداى آیه قصاص آمده، ولى در آیه وصیت نیامده؟ در پاسخ مى‏گوئیم: علتش این است كه حكم قصاص هر چند مطابق میل و طبیعت آدمى است، لیكن در عصر نزول آیه، مسیحیان با آن مخالف بودند و آن‏ها عفو را بر قصاص ترجیح مى‏دادند، و لذا لازم بود در توجیه حكم قصاص در میان ملت اسلام، ایمان ملت ‏خاطرنشان گردد و گفته شود ایمان شما، شما را محكوم مى‏كند به این‏كه احكام الهى را بپذیرید، هر چند كه دیگران مخالف آن باشند، و در آیه وصیت چون چنین مخالفتى در كار نبود، آن آیه به خطاب (یا ایها الذین آمنوا) آغاز نشد.
«كتب علیكم الصیام كما كتب على‏الذین من قبلكم» كلمه كتابت معنایش معروف است، لیكن گاهى كنایه مى‏شود از واجب شدن عملى، و یا تصمیم بر عملى و یا قضاى حتمى كه بر چیزى رانده شده، كه در آیه: «كتب الله لا غلبن انا و رسلى»(4) كنایه از قضاء حتمى، و در آیه: «و نكتب ما قدموا و آثارهم»(5) كنایه از عزیمت و قضاء حتمى است و در آیه «و كتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس»(6) كنایه از وجوب و وضع قانون و جعل حكم قطعى است. و كلمه (صیام) و كلمه (صوم) در لغت مصدر، و به معناى خوددارى از عمل است، مثلا صوم از خوردن، و صوم از نوشیدن، و از جماع و از سخن گفتن و راه رفتن و امثال آن به معناى خوددارى از آن‏ها است، و چه بسا در معناى آن این قید را اضافه كرده باشند، كه به معناى خوددارى از خصوص كارهايى است كه دل آدمى مشتاق آن باشد، و اشتهاى آن را داشته باشد.
صاحب این گفتار گفته: معناى صوم در اصل لغت ‏خوددارى از خصوص چنین كارهايى بوده، و لیكن بعدها در شرع در خصوص خوددارى از كارهاى معینى استعمال شده، و آن هم خوددارى از طلوع فجر تا مغرب و توام با نیت است و منظور از «الذین من قبلكم» امتهاى گذشته و قبل از ظهور اسلام است، امتهاى انبیاء قبل، چون امت موسى و عیسى و غیر ایشان است. چون هر جا كه در قرآن كریم این كلمه به چشم مى‏خورد، معهود همین معنا است، البته این به آن معنا نیست كه جمله «كما كتب على الذین من قبلكم» در مقام اطلاق از حیث اشخاص است و مى‏خواهد بفرماید: تمامى تك تك امت‏ها روزه داشته‏اند و نیز به آن معنا نیست كه بفهماند روزه اسلام شبیه روزه امت‏هاى پیشین است، پس آیه شریفه نه دلالت‏ بر این دارد كه تمامى امت‏ها بدون استثناء روزه داشته‏اند، و نه دلالت دارد بر این‏كه روزه همه امت‏ها مانند روزه ما مسلمانان در خصوص رمضان و از ساعت فلان تا ساعت فلان و داراى همه خصوصیات روزه ما بوده، بلكه تنها در این مقام است كه اصل روزه و خوددارى را در امت‏هاى پیشین اثبات كند، و بفرماید: امت‏هاى پیشین هم روزه داشته‏اند.
و مراد از جمله: (الذین من قبلكم)، امت‏هاى گذشته داراى ملت و دین است، البته همان‏طور كه گفتیم نه همه آن‏ها، و قرآن كریم معین نكرده كه این امت‏ها كدامند، چیزى كه هست از ظاهر جمله: (كما كتب) بر‏مى‏آید كه امت‏هاى نامبرده اهل ملت و دین بوده‏اند كه روزه داشته‏اند، و از تورات و انجیل موجود در دست ‏یهود و نصارا هیچ دلیلى كه دلالت كند بر وجوب روزه بر این دو ملت دیده نمى‏شود، تنها در این دو كتاب فرازهايى است كه روزه را مدح مى‏كند، و آن را عظیم مى‏شمارد.
و اما خود یهود و نصارا را مى‏بینیم كه تا عصر حاضر در سال چند روز به اشكالى مختلف روزه مى‏گیرند، یا از خوردن گوشت و یا از شیر و یا از مطلق خوردن و نوشیدن خوددارى مى‏كنند.
و نیز در قرآن كریم داستان روزه زكریا و قصه روزه مریم از سخن گفتن آمده است.
و در غیر قرآن مساله روزه از اقوام بى دین نیز نقل شده، هم‏چنان كه از مصریان قدیم و یونانیان و رومیان قدیم و حتى وثنى‏هاى هندى تا به امروز نقل شده، كه هر یك براى خود روزه‏اى داشته و دارند، بلكه مى‏توان گفت عبادت و وسیله تقرب بودن روزه از امورى است كه فطرت آدمى به آن حكم مى‏كند، كه بحثش خواهد آمد ان شاء‏الله.
و بعضى گفته‏اند كه مراد از جمله (الذین من قبلكم) یهود و نصارا و یا انبیاى سابق است، كه بر طبق هر یك از این دو قول روایاتى هم آمده، ولى روایاتى است كه خالى از ضعف نیست.
«لعلكم تتقون»
وثنى‏ها (همانطور كه اشاره شد) به منظور تقرب و ارضاى آلهه خود و در هنگامى كه جرمى مرتكب مى‏شدند، به منظور خاموش كردن فوران خشم خدایان روزه مى‏گرفتند، و همچنین وقتى حاجتى داشتند، به منظور برآمدنش دست ‏به این عبادت مى‏زدند و این قسم روزه در حقیقت معامله و مبادله بوده، عابد با روزه گرفتن احتیاج معبود را بر مى‏آورده تا معبود هم حاجت عابد را برآورد، و یا او رضایت این را به دست مى‏آورده، تا این هم رضایت او را حاصل كند.
ولى در اسلام روزه معامله و مبادله نیست، براى این‏كه خداى عزوجل بزرگ‏تر از آن است كه در حقش فقر و احتیاج و یا تاثر و اذیت تصور شود، و سخن كوتاه آن‏كه خداى سبحان برى از هر نقص است، پس هر اثر خوبى كه عبادت‏ها داشته باشد، حال هر عبادتى كه باشد تنها عاید خود عبد مى‏شود، نه خداى تعالى و تقدس، هم‏چنان كه اثر سوء گناهان نیز هر چه باشد به خود بندگان برمى‏گردد.
«ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها»(7) این معنايى است كه قرآن كریم در تعلیماتش بدان اشاره مى‏كند، و آثار اطاعت‏ها و نافرمانى‏ها را به انسان بر مى‏گرداند، انسانى كه جز فقر و احتیاج چیزى ندارد، و باز قرآن در‏باره‏اش مى‏فرماید: «یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى»(8) .
و در خصوص روزه، همین برگشتن آثار اطاعت ‏به انسان را در جمله: (لعلكم تتقون) بیان كرده، مى‏فرماید: فائده روزه تقوا است، و آن خود سودى است كه عاید خود شما مى‏شود، و فائده داشتن تقوا مطلبى است كه احدى در آن شك ندارد، چون هر انسانى به فطرت خود این معنا را درك مى‏كند، كه اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود، و به مقام بلند كمال و روحانیت ارتقاء یابد، اولین چیزى كه لازم است ‏بدان ملتزم شود، این است كه از افسار گسیختگى خود جلوگیرى كند، و بدون هیچ قید و شرطى سرگرم لذت‏هاى جسمى و شهوات بدنى نباشد، و خود را بزرگ‏تر از آن بداند كه زندگى مادى را هدف بپندارد، و سخن كوتاه آن‏كه از هر چیزى كه او را از پروردگار تبارك و تعالى مشغول سازد بپرهیزد.
و این تقوا تنها از راه روزه و خوددارى از شهوات به دست مى‏آید، و نزدیك‏ترین راه و مؤثرترین رژیم معنوى و عمومى‏ترین آن به طوری‏كه همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره‏مند شوند، و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد، و هم شكم‏بارگان اهل دنیا، عبارت است از خوددارى از شهوتى كه همه مردم در همه اعصار مبتلاى بدانند، و آن عبارت است از شهوت شكم از خوردن و آشامیدن، و شهوت جنسى كه اگر مدتى از این سه چیز پرهیز كنند، و این ورزش را تمرین نمایند، به تدریج نیروى خویشتن‏دارى از گناهان در آنان قوت مى‏گیرد و نیز به تدریج‏بر اراده خود مسلط مى‏شوند، آن وقت در برابر هر گناهى عنان اختیار از كف نمى‏دهند، و نیز در تقرب به خداى سبحان دچار سستى نمى‏گردند، چون پر واضح است كسى كه خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسى كه امرى مباح است اجابت مى‏كند، قهرا در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانى‏ها شنواتر، و مطیع‏تر خواهد بود، این است معناى آن‏كه فرمود: (لعلكم تتقون).
«ایاما معدودات»
منصوب آمدن كلمه (ایام) بنابر ظرفیت و به تقدیر كلمه (فى) است، و این ظرف (در ایامى معدود) متعلق است ‏به كلمه (صیام)، و ما در سابق هم گفتیم كه نكره آمدن ایام و اتصاف آن به صفت (معدودات) براى این است كه بفهماند تكلیف نامبرده ناچیز و بدون مشقت است، تا به این وسیله مكلف را در انجام آن دل و جرأت دهد، و از آن‏جا كه ما در سابق گفتیم آیه «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن» بیان ایام است، قهرا مراد از ایام معدودات همان ماه رمضان خواهد بود.
بعضى از مفسرین گفته‏اند: كه مراد از ایام معدودات روزه مستحبى سه روز در هر ماه و روز عاشورا است، و بعضى دیگر گفته‏اند: ایام البیض یعنى سیزده و چهارده و پانزدهم هر ماه، و نیز روزه عاشوراء است، كه مسلمانان و رسول خدا(ص) در این ایام روزه مى‏گرفتند، آن‏گاه آیه شریفه «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن» نازل شد، و روزه‏هاى چند روز نام‏برده نسخ گردید، و براى همیشه روزه رمضان واجب گشت.
صاحبان این دو قول هر كدام به یك دسته روایات وارده از طرق اهل سنت و جماعت تمسك كرده‏اند، روایاتى كه صرف نظر از سند، در بین خود تعارض دارند، و به همین جهت قابل اعتماد نیستند.
دلیل عمده‏اى كه ضعف این قول را روشن مى‏كند دو چیز است.
اول این‏كه: روزه همان‏طور كه دیگران هم گفته‏اند یك عبادت عمومى و همگانى است، و اگر منظور از آیه شریفه مورد بحث آن بوده باشد كه اینان گفتند، قطعا تاریخ آن را ضبط مى‏كرد، و دیگر اختلافى در ثبوتش پدید نمى‏آمد و به همین دلیل نسخ آن نیز ثابت مى‏شد و كسى در آن اختلاف نمى‏كرد و مى‏بینیم كه این‏طور نیست، و در هر دو قسمت اختلاف شدید هست.
دلیل دوم: بر ضعف این قول این است كه آیه سوم از آیات مورد بحث ‏یعنى آیه: (شهر رمضان) سیاقى دارد كه با نازل شدنش جداى از دو آیه دیگر نمى‏سازد، تا ناسخ آیه‏هاى قبل باشد: چون ظاهر سیاق این است كه جمله (شهر رمضان) خبر باشد براى مبتدايى كه حذف شده، و یا مبتدايى باشد براى خبرى كه حذف شده، كه توضیحش گذشت در نتیجه بیانى خواهد بود براى جمله: (ایاما معدودات) و با در نظر گرفتن این معنا هر سه آیه كلام واحدى خواهد بود، كه غرض واحدى را دنبال مى‏كند، و آن عبارت است از واجب بودن روزه ماه رمضان.
و اما این‏كه كلمه (شهر رمضان) مبتداء و جمله: «الذى انزل فیه القرآن»خبر آن باشد، هر چند نظریه‏اى است كه آیه شریفه را مستقل از ما قبل مى‏كند، و بنابر آن، آیه شریفه صلاحیت آن را دارد كه به تنهايى نازل شده باشد، لیكن صلاحیت آن را ندارد كه ناسخ آیه قبلش باشد، براى این‏كه میان ناسخ و منسوخ باید منافاتى باشد، و میان این آیه و آیه قبلش هیچ منافاتى نیست، تا این ناسخ آن باشد بـــا این‏كه گفتیم در نسخ باید منافات و تباینى در بین باشد.
ضعیف‏تر از این قول، گفتار جمعى دیگر است، كه از كلماتشان بر مى‏آید كه خواسته‏اند بگویند آیه دوم یعنى آیه: (ایاما معدودات) ناسخ آیه اول، یعنى آیه: (كتب علیكم الصیام) است، به این بیان كه قبل از اسلام روزه بر نصارا نیز واجب بود، ولى نصارا در آن كم و زیاد كردند، تا بالاخره بر عدد پنجاه روز قرار گرفت، آن‏گاه خداى تعالى براى مسلمین روزه رمضان را تشریع كرد، پس رسول‏خدا(ص) و مسلمانان در صدر اسلام و قبل از تشریع روزه رمضان همان روزه پنجاه روز مسیحیان را مى‏گرفتند، و آیه اول هم همین را تشریع كرده، مى‏فرماید شما مسلمانان نیز همان روزه مسیحیان را بگیرید، ولى آیه دوم وقتى نازل شد حكم آیه اول را نسخ كرد، چون فرمود روزه در چند روز معینى واجب است.
و وجه ضعیف‏تر بودن این قول از قول قبلى این است كه همه ایرادهايى كه به وجه قبلى وارد بود بر آن وارد است، علاوه بر این‏كه متمم بودن آیه دومى براى اولى روشن‏تر از متمم بودن سومى براى دومى است، و نیز روایاتى كه این قائل قول خود را مستند به آن‏ها كرده جعلى بودن و مخالفتش با قرآن و با سیاق آیه روشن‏تر از مخالفت روایات قول اول با آیه است.
ادامه دارد
پى‏نوشت‏ها:
1ـ و او را (یوسف را) به بهاى ناچیزى، درهمى چند فروختند. سوره یوسف، آیه 20.
2ـ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید براى شما در‏باره كشتگان قصاص مقرر شد. سوره بقره، آیه 178.
3ـ بر شما مقرر شد هنگامى كه مرگ یكى از شما فرا رسد، اگر مالى به جاى گذارد، براى پدر و مادر و خویشاوندان وصیت كند. سوره بقره، آیه 180.
4ـ خدا قضاء رانده كه من و رسولانم غلبه خواهیم كرد. سوره مجادله، آیه 21.
5ـ مى‏نویسیم آن‏چه از پیش فرستادند، و آن‏چه اثر كه از دنبال دارند.سوره یس، آیه 12.
6 ـ و بر ایشان (بنى اسرائیل) نوشتیم كه شخص در مقابل شخص است (یعنى اگر كسى دیگرى را كشت، اولیاء مقتول حق دارند قاتل را بكشند و جان او برابر مقتول است.) سوره مائده، آیه 45.
7ـ اگر نیكى كنید به خود نیكى كرده‏اید، و اگر بدى كنید نیز به خود كرده‏اید. سوره اسراء، آیه 7.
8ـ هان اى مردم شما همان محتاجان به خدائید، و خدا همانا بى‏نیاز است. سوره فاطر، آیه 15.



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3040/
روابط سیاسی ایران و افغانستان از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش سیزدهم


روابط سیاسی ایران و افغانستان از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش سیزدهم
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


سفر موسوی به کابل
در اواخر ماه عقرب سال 1369 هیأتی تحت ریاست میرمحمد موسوی برادر میر حسین موسوی صدر اعظم سابق ایران مسافرت مخفیانه به کابل داشت. وی از سال63 الی68 به حیث سفیر کبیر ایران در پاکستان ایفای وظیفه نموده وبعداً به حیث مدیرکل ادارهء دوم آسیای غربی مقرر گردیده بود و در مورد افغانستان معلومات کافی داشت.
موسوی در سال 1990 درچهل وپنجمین اجلاس اسامبلهء عمومی سازمان ملل متحد با عبدالوکیل وزیر خارجهء رژیم کابل ملاقات نموده وبرای سفر به افغانستان ابراز تمایل نموده بود.
وی در کابل بامقامات بلند رتبهء دولت کابل ملاقات نمود در ملاقات باعبدالوکیل گفت: این سفر قدم اولی است وامیدوارم که رفت وآمد ها بین دولتین آغاز یابد... نیروهای خارجی از افغانستان بیرون رفته اند وعامل اصلی در مورد از میان برداشته شده است حالا باید گفتگوها بین مان آغاز یابد تا سایر موانع نیز از میان برداشته شود...
وی عامل اصلی تداوم مشکل افغانستان را مداخلهء خارجی خواند وگفت: اگر مردم افغانستان را به حال خود می گذاشتند تاکنون قضایای خود را حل می کردند اما مداخلهء کشورهای خارجی ادامه دارد و ادامهء این مداخله حل مسئله را به تعویق می اندازد، ما در مورد، سیاست خودمان را داریم. با پاکستان در تماس بودیم وفعلاً هم در تماس هستیم. ما با شوروی تماس داریم وبا کلیه احزاب وگروهها چه در پشاور وچه در ایران بطور دایمی در تماس هستیم.
می خواهم درین میان به شما اذعان بدارم که تفاوت کیفی بین گروهها موجود می باشد. برخی از این گروهها باحکومت پاکستان، سعودی وامریکا در تماس اند و تحت تأثیر آنان قرار گرفته اند ومجری سیاست های دیگران اند که مورد تائید ما نیستند. افغانها باید برای کشور خود شان کار کنند نه برای دیگران. بهرحال اطلاع داشتن از نظریات کلیه اطراف ها، امکان آنرا به ما مساعد می سازد که یک تصویر واقعی تری از افغانستان داشته باشیم.
برخی از گروههای افغانی به این نتیجه رسیده اند که جنگ باید خاتمه یابد، برخی دیگر به آن علاقمندی ندارند ونظرشان نسبت به صلح در کشور چندان مساعد نمی باشد... مشکل ما در مورد گروهائی است که در پشاور مقیم اند. آنان به یک منوال دیگر زندگی کرده وطور دیگری جنگیده اند، حالا خارج ساختن آنان از این روش زندگی شان کار آسانی نیست. باید در زمینه تلاش صورت گیرد و آنان تشویق کردند تا به راه تلاش های سیاسی معتقد گردند.
طوریکه شما جلالتمآب اطلاع دارید چندی قبل در تهران سیمیناری داشتیم. درین سیمینار هرکدام از گروهها واحزاب افغانی در مورد فعالیت های خویش صحبت ها وبیانات داشتند. هدف مان از تدویر این گونه سیمینار ها این است که تاگروهها حل سیاسی را خودشان پیدا کنند وتدویر این سیمینار یک قدم اساسی است برای پیدا کردن راه برای فعالیت های سیاسی جهت حل مسئلهء افغانستان.
... هستند کسانیکه به حل سیاسی هیچ اعتقاد ندارند وبرحل نظامی تکیه می کنند. به این ترتیب می خواهند مشکلی را در منطقه بوجود آورند و زمینه حضور اجانب را در منطقه مساعد سازند. این امر مورد تائید ما نمی باشد.
عبدالوکیل از موسوی پرسید:
درین اواخر صبغت الله مجددی، پیر سیداحمد گیلانی، رفیع الله موذن، نصر الله منصور، آقای مرتضوی سخنگوی حزب وحدت اسلامی وقاضی وقاد به تهران نموده بودند. نتایج سفر شان وموضع حضرت پیر سیداحمد گیلانی وآقای مجددی چگونه بود؟
آقای موسوی در جواب گفت: من موضع پیر سیداحمد گیلانی وحضرت مجددی را مثبت یافتم ونتایج سفرشان را باخود آورده ام اما ربانی تاهنوز به حل نظامی فکر می کند. من با مجددی وگیلانی صحبت های خصوصی نیز داشتم اما به علت مصروفیت هائی که داشتم نتوانستم با ربانی ملاقات نمایم. پاکستانی ها درین اواخر و به خصوص در یکی دوماه اخیر سلاحهای بیشتر را بدسترس گلبدین وربانی قرار داده اند...
... در اینجا لازم میدانم جنبهء سیاسی قضیه را نیز مطرح نمایم. در حال حاضر هستند گروهها واحزاب که یکطرف مسئلهء افغانستان را تشکیل میدهند بعضی از این گروهها در پاکستان برخی دیگر آنان در داخل ایران اند که ما باید با این گروهها نزدیک باشیم. اگر ما در حرکت خود واقع بین ودقیق نباشیم همهء این قوا به طرف پاکستان وگلبدین میروند و درین صورت خلای سیاسی بوجود می آید...
... ما همه تلاش خویش را به خرج میدهیم تا این افراد از ما فرار نکنند وبه طرف پاکستان وحل نظامی نروند...
... ما به مثابهء یک کشوری که در آن شیعه ها اکثریت دارند در مورد سرنوشت سایر شیعه های جهان بی تفاوت نمی باشیم. طوریکه شما مطلع هستید بعد از انقلاب اسلامی در ایران، وضع شیعه های جهان تغییر یافت. اگر بالای آنان زور وارد آید دست به اسلحه می برند چنانچه میتوان لبنان وافزایش فعالیت آنان در افغانستان را مثال آورد. اطلاعات ما نشان میدهد که کار با شیعه ها تحرک بیشتر یافته است. ما به هیچوجه دنبال آن نیستیم که شیعه ها حقوق اهل تسنن را زیر پا بگذارند. باید حقوق آنان درحد عدل حفظ شود نه چیزی بیشتر ونه چیزی کمتر.
من این مسئله را تائید می کنم که در سال های اخیر در افغانستان فرصت های خوبی برای پیش کشیدن ودادن نقش به شیعه ها بعمل آمده است. ما بر این باوریم که ادای مراسم مذهبی اهل تشیع لطمه بر نظام مارکسیستی، بورژوازی وغیره نمی زند. اما تدابیر فعلی دولت را ما در عرصهء اهل تشیع نمیتوان بصورت قطع به زمان ظاهر شاه مقایسه کرد. هرچه قدم برای پیشتر در زمینه برداشته شود برای پیشرفت مردم افغانستان مفید خواهد بود.
من طوریکه در ملاقات خود در نیویارک به شما گفتم... یک خطر جدید افغانستان را تهدید می کند و آن عبارت از تمایلات جدید به اختلافات قومی ولسانی است که اگر به آن توجه نشود وبه رفع کدورت ها توجه اساسی بعمل نیاید... من مطمئن هستم که افغانستان به مشکل دیگری مواجه خواهد شد وجمهوری اسلامی ایران نیز از آن متأثر خواهد گردید... من این مسئله را در ملاقات با رئیس جمهورتان نیز خواهم گفت.
من از شما معذرت می خواهم که در مسایل داخلی شما مداخله کردم ولی از اینکه مدت ده سال است که قضایای متعلق به افغانستان را دنبال می نمایم من همه نیمه افغان هستم و در بارهء کشور خود صحبت کردم.
موسوی درین سفر با مقامات دیگر در کابل از جمله شخص نجیب الله نیز ملاقات داشت که مطالب مطرح شده این ملاقات ها تقریباً باهم مشابه بود. در ملاقات با عبدالبشیر رویگر وزیر اطلاعات وکلتور رژیم کابل وی اظهار داشت:
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان انقلاب ما در ساحهء فرهنگی نیز به یک سلسله فعالیت ها دست زدند. به این ترتیب که قبل از انقلاب اسلامی وهابیت در سطح نازل خود قرار داشت اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت های وسیع به خاطر گسترش طریقهء وهابیت در منطقه دست زده شد. چنانچه عربستان سعودی روابط خویش را با پاکستان وخاصتاً ضیاءالحق نزدیک تر ساخت ودرین راه کمک های وسیع را در اختیار پاکستان قرار داد وبه خاطر تحقق هدف مذکور از مردم کشورهای دیگر و از جمله مجاهدین افغانی در پشاور نیز استفاده نموده وبه خاطر پخش وسیع وهابیت وجوه زیادی را به دسترس شان قرار داد و از این طریقه ها در سایر کشورهای منطقه وکشورهای افریقائی نیز استفاده کرده اند.
هدف فعالیت های فوق اینست که ما را از همکاری های فرهنگی با مردمان کشور ها دور سازند زیرا اگر مردم با ما تماس فرهنگی داشته باشند دیگر جای برای امریکا تنگ خواهد شد...
... ما خود وهابیت را کاملاً باگوشت وپوست خود احساس می کنم. در افغانستان گروپ های وهابی بسیار فعال است که مهترین آنها گروپ سیاف می باشد.
سفر میرمحمود موسوی در سال 1369 به کابل قدم بسیار مهم در راه نزدیک شدن روابط میان دولت کابل وجمهوری اسلامی ایران بود موسوی به مقامات بلند پایهء ایران درجهت کمک وهمکاری با رژیم داکتر نجیب الله نظر مثبت داد و زمینه های وسیع برای همکاری را مشخص نمود. این سفر زمینه را برای فرود طیارهء داکتر نجیب الله به مشهد پس از سفر به سویس هموار ساخت.
سفر داکتر نجیب به ایران
در اواخر ماه عقرب سال 1369 داکتر نجیب الله سفری به سویس داشت. او درین سفر با نمایندگانی از تنظیم های جهادی مستقر در پشاور دیدار نمود. باتوجه به گرمی روابط میان جمهوری اسلامی (هرچند به صورت مخفی) ورژیم کابل، ضرور بود تا نجیب الله با نمایندگان گروههای جهادی مستقر در ایران نیز دیدار نماید. متن کامل گزارش از دیدار داکتر نجیب با آقای جنتی استاندار استان خراسان که به وزارت امور خارجه در کابل ارسال گردید ذیلاً نقل می شود.
جریان ملاقات محترم نجیب الله رئیس جمهور افغانستان در مشهد با استاندار خراسان ونمایندهء وزارت خارجهء جمهوری اسلامی ایران
طیارهء حامل محترم نجیب الله در برگشت از ژینو به ساعت 16:15 بعد از ظهر روز جمعه 2/9/1369 وارد میدان هوائی مشهد گردید. درمیدان هوائی آقای جنتی استاندار خراسان (والی) به نمایندگی از آقای رفسنجانی، آقای مطهری مشاور استاندار ومدیر کل امور اجتماعی، آقای ایزدی معاون سیاسی استانداری، آقای روحی صفت معاون آقای نجفی (به نمایندگی از وزارت امور خارجهء جمهوری اسلامی ایران) و اقای عسکری مدیر سیاسی استانداری و از جانب افغانی شارژدافیر سفارت افغانستان در تهران، رحیم الله سکرتر اول سفارت، محی الدین مسئول قونسلگری افغانستان در مشهد وعبدالبشیر پیوستون سکرتر اول قونسلگری افغانی در مشهد برای استقبال هیأت حضور داشتند. بعد از استقبال آقای جنتی گفت: امیدواریم روزی از آقای دکتر به صورت رسمی در تهران استقبال بکنیم.
انصافاً دو کشور ما در جهان یگانه کشورهائی هستند که تا این حد مشترکات فراوان ملی ومذهبی و مرزی دارند.
بعداً محترم نجیب الله چنین گفت: اشتراک دینی، زبانی وفرهنگی وهمچنین همسایگی بین دو کشور حکم می‌کند که برای حل مسائل مشترکاً اقدام کنیم، باید همکاریها در عرصه های مختلف در سطح بالاتری قرار گیرد. در این شکی نیست که در دههء اول بنا بر بعضی اشتباهات وسیاستهای نادرست بین دو کشور فاصله ایجاد شد ولی اکنون بعد از بیرون شدن قوای شوروی از افغانستان، سیاست جدید افغانستان وخط مشی اسلامی وملی در پیش گرفته شده وما کدام مانع ومشکلی نمی بینیم که مناسبات در تمام استقامت ها رشد نکند. اخیراً اقدام هایی صورت گرفته مانند آمدن هیئتها به ایران، طی مقدمات پرواز آریانا وغیره که آغاز خوبی است.
هم ایران وهم افغانستان ظرفیت وامکان بیشتری برای رشد مناسبات دارند. جهان هم در سمتی حرکت میکند که همه چیز به سوی همکاریها سوق داده میشود. چیز دیگری که ما را مکلف به نزدیکی در منطقه میسازد اینست که بعضی قدرتهایی که موضعگیری نامساعد هم در برابر ایران وهم در برابر افغانستان دارند. در برابر ما قرار گرفته اند. شما دیدید که در خلیج چه حوادثی رخ داد، موضع ما تا حدود زیادی مشابه موضع ایران است. ما مخالف حضور نیروهای خارجی به خصوص امریکائیها هستیم. شما میدانید که عربستان در ارتباط با اوضاع افغانستان بعد از امریکا تمویل کنندهء مصارف جنگی مخالفین ما هستند. در مسئلهء خلیج فارس حتی پاکستان به نحوی از انحاء وبا اعزام پرسونل جنگی به نفع امریکا موضعگیری کرد. از جانب دیگر خطر مشترکی هم ایران وهم ما را تهدید میکند واین بلیه ای است که از لحاظ سیاسی و عقیدتی در برابر ما قرار دارد وعبارتست از وهابیت. درمبارزه برضد وهابیت باید در تفاهم باهم گام بگذاریم. حکم زمان ومنافع ملی کشورهای ما، همکاری و نزدیکی ما وشما را می طلبد تاجائیکه مربوط به دولت افغانستان میگردد، ما هم واقع بینی وهم رئالیسم وهم منافع ایران را درک میکنیم و در تمام مسائل باتفاهم با ایران گام میگذاریم. در مورد توضیح وضع سیاسی ونظامی من فکر میکنم سفارت ما وظیفهء خود را انجام داده باشد ومن در اینمورد زیاد تأکید نمیکنم. ما پروگرامهائی برای صلح داریم. از دیروز تا امروز چندین بار مسئلهء مشهد وبندرعباس برای نشست طیارهء ما مطرح شد. (درین مقطع محترم نجیب الله با خنده گفت که نجیب نمیتواند در ایران بگنجد؟) هنوز هم شما ملحوظات را در نظر میگیرید ما مخالف نیستیم که ملحوظات در نظر گرفته نشود ولی گرایش ها باید معلوم باشد.
در این منطقهء ما که امروز عراق مورد تهاجم امریکا قرار گرفته است ممکن است فردا نوبت ایران وشاید کشورهای دیگر باشد. ما در زبان پشتو اصطلاحی داریم که معنی اش اینست:«هم دلش میخواهد هم خنکی اش میگیرد»(25). امیدواریم در مورد روابط با جرأت بیشتر حرکت کنیم. به هرحال خواهشمندیم سپاسگزاری مرا به رهبری خویش تقدیم کنید.
ما سیاست جداگانه نداریم، چون این شرایط منافع ما را مشترک ساخته است. مسلماً اشتباهاتی در گذشته رخ داده وفاصله ایجاد کرده است. امیدواریم که با گذشت زمان، خلاها پر شود. در ارتباط با ایجاد مناسبات نزدیکتر بین ما وبرادران اهل تشیع شما میتوانید نقش واقعی میانجی را ایفا بکنید. شما باید در آشتی دادن افغانها نقش تاریخی تان را ایفا بکنید. افغانها مشکور خواهند بود برای حل مسئلهء افغانستان شاید این تشویش برای رهبران وجود داشته باشد که ما در غیاب آنها اقدام میکنیم.
من از ژنیو برگشتم با مخالفین، با سوئیسی ها وبانمایندگان ملل متحد دیدارهائی داشتم. ما طرحهای خود را مطرح ساختیم. در این طرحها نه تنها نقش ایران مشخص، بلکه برجسته بوده است. ما ایران را باخود محاسبه میکنیم ما فکر نمیکنیم که در کنار امریکا وبا عربستان قرار بگیرد. شما مطمئن باشید که هم منافع تان وهم علاقمندی تان در مورد نظر ما است. راهی را که میرویم ترکستان نیست، راه ما اصولی است.
ادامه دارد



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3039/
رمضان مبارك!


رمضان مبارك!
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


زمين و آسمان دگرگون شده است و همه چيز رنگ ديگر بخود گرفته است. گوي كه اين روزها و اين ماه متفاوت تر از روزها و ماه هاي ديگر سال است واقعاً كه برتريت دارد.
آري! عجب ماهي مملو از بركت، صبر، ماه عبوديت و بندگي كه در اين ماه يك نيكي ده برابر پاداش دارد و مدتي است كه آنچه در 11 ماه ديگر گذشته است انسان در اين وقت خود را تزكيه نمايد و فرصتي است كه انسان سعي نمايد خود را در زمره كساني برساند كه گناهان آن مورد عفو و آمرزش قرار گرفته است.
زمانيكه شعبان به 29 ميرسد و ختم ميگردد فرداي آن به دستور الهي مليون ها انسان مسلمان در سراسر جهان به اين امر لبيك گفته از خورد و نوش و از همه نعمات فراوان ابا ورزيده و منتظر نداي شامگاهي اند.
اين يكي از عظمت و بزرگي ماه رمضان است كه وحدت و اطاعت امت مسلمه را در كره زمين نشان مي دهد كه همه تحت يك فرمان و اطاعت حركت مي كند و از احوال يكديگر باخبر اند اگر عرب است و يا عجم و اگر سياه است و يا سفيد و يا غني است يا فقير همه در يك حالت مساوي قرار دارند.
مسلمان! رمضان مبارك، مبارك اين ماه مقدس كه نبي مقدس در اين ماه به بعثت گماشته شد و كتاب مقدس در اين ماه فرستاده شد، كه هادي و رهنما براي بشريت است و شب مقدس در اين ماه وجود دارد كه از هزار ماه بهتر است «ليلته القدر خيرمن الف شهر» «شب قدر بهتر است از هزارماه» دروازه هاي مقدس درين ماه باز مي باشد. «درهاي جنت باز و درهاي دوزخ بسته مي شود» و شياطين به غول و زنجير ها بسته مي شوند.
آيا از اين بهتر كدام ماهي مقدس وجود دارد؟
پس اي مسلمان! فرصت خوبي است كه استفاده اعظمي كني كه فرصت اندك است. زيرا وقتي است درمان براي مريضان از اين جهت كه فكر كنيم موتري در 11 ماه تمام در حركت است و كار ميكند وحتي يك بار هم پاك كاري نشده است پس چنين موتري نياز به پاك نمودن دارد يا خير؟ در حقيقت اگر پاك نشود موتر دگر از كار افتاده است انسان نيز پس از 11 ماه تمام نياز به تزكيه و پاك و صاف نمودن دارد.
ماه غبار روبي ظاهري و باطني كه همه وجود را از گناهان شستشو نموده گويا وجود جديد را به فعاليت روزمره خود آغاز نموده است.ويژگي ديگر رمضان اينست كه قوت اراده و عزم مسلمان را تقويت بخشيده زيرا از سحري الي شام با اراده قوي از همه خورد و نوش دهان را بسته و مصمم است كه نفس را سرزنش نموده و بندگي خود را به خالق خويش نشان بدهد كه از امر آن ذرة هم سركشي نمي كند.
به درستي عجب رابطة ميان خالق و مخلوقش كه فرمانش را بدون كمي و كاستي بجا مي كند و در مقابل پاداشي را نصيب مي شود كه در روايتي خود مي فرمايد: روزه براي من است و خودم اجر آن را ميدهم و در حديث ديگري پيغمبر(ص) مهرباني مي كند كه براي روزه دار دو خوشي است 1- خوشي در وقت افطار 2- خوشي هنگام ملاقات پروردگارش و نيز مهرباني مي كند كه بوي دهن روزه دار از بوي مشك كرده بهتر است. چه زيبا است الهي بوي دهن روز دار ما را نيز از چنين بوي بگرداني.
مباركت باد اي روزه دار! چقدر خوش نصيبي و چه منزلتي بزرگي داري. در اين ماه هشداري است براي اغنيا كه از احوال فقيران، خبرشده و به آنان كمك و همكاري نمايند.
اين همه اجر و پاداش براي اين نيست كه تنها دهانت را ببندي و خود را در زمره روزه داران بداني بلكه چشم و زبان گوش و قلب خلاصه همه اعضايت را روزه دار بسازي تا اينكه مستغرق درياي رحمت الهي گردي تا اينكه عطش شديد بندگي آن از اين دريا سيراب گردد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3038/
شعار شما بيانگر شخصيت شماست!، بخش دوم


شعار شما بيانگر شخصيت شماست!، بخش دوم
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


در هفته گذشته برخي شعارهاي نامزدهاي انتخاباتي را مورد توجه قرار داديم و نقدهايي كه برآن ها وارد بود گوش زد نموديم، و يادآور شديم كه شعارهاي انتخاباتي بيانگر شخصيت مطرح كنندگان آنست، اگر كسي نمي داند يا در تذبذب ودودلي به سر ببرد كه به چه كسي راي دهد و به دنبال آدمي باشد كه بتواند اهداف و آرمان هاي او را برآورده سازد بايد به شعارهاي نامزدهاي انتخاباتي نگاهي بيندازدآنگاه بنگرد كه آن شعار بيانگر چه ديدگاهي است، و آنگاه فرد مورد نظر خويش برگزيند.
دراين قسمت مي افزاييم كه شعارهاي انتخاباتي تنها بيانگر شخصيت افراد است؛ بلكه علاوه بر شخصيت افراد نشانگر عمق فكر و انديشه ي گوينده اي آن شعارها نيز مي باشد، وقتي نامزدي داراي انديشه باشد، شعارهاي آن نيز انديشه ي شعار دهنده را در خود انعكاس مي دهد، اگر شعار خدا، وطن، مردم كه برخي نماينگان مطرح كرده اند توجه صورت گيرد بيانگر آنست كه اين گونه شعار ،جز مردم فريبي و خاك درچشم مردم ريختن چيزي ديگر نيست. خدا،‌وطن و مردم هر كدام داراي ارزش و اعتبار فوق العاده ي است. اما چه ربط پيدا مي كند به انتخابات سال روان، مگر نه آنست كه گوينده اي آن به احساسات مذهبي مردم دست گذاشته است واين شعار را بر گزيده است ؟ يا بطور مثال قانون گزاري براساس احكام اسلام چه ربطي مي تواند به انتخابات داشته باشد آيا در سال هاي گذشته چند قانون بر اساس احكام اسلام گذاشته شد كه اينك باردوم مردم بدان اعتماد نمايند وبه مطرح كنندگان آن راي دهند اين گونه شعار ها بازي با افكار مردم است بسياري از مطرح كنند گان خود مي دانند ك سخني گزافي برزبان مي رانند؟لذا مردم براي آن كه بتوانند اينده اي نيكي داشته باشند بايد از هيچ يك شعارها به آساني نگذرند وآن را با دقت وريز بيني بنگرندوببينند كه مطرح كنند گان داراي چه شخصيت مي باشند وعمق ديد شان چيست ؟.
مورد ديگري كه معيار داوري براي مردم است؛ كه باز هم مي توانند عمق وژرفاي انديشه هاي نامزدان را مورد توجه قرار دهند؛درك و دريافت نامزد هاي انتخاباتي اززمان وشرايط حاكم بر كشور است برادر مجاهد استاد... ايا واقعا مطرح كننده اي اين شعار هنوز ندانسته است كه زمان جهاد گذشته ونبايد از نام جهاد براي خود محملي بسازد وازآن نام سودببرد واگر افتخاري در گذشته داشته است ان را براي ابروي خويش استفاده كند؟هر كه جهاد كرده است اگر انگيزه اي خدايي داشته است بايد اجر ومزد آن را از خدا بخواهدوهيچ گاه نبايد آن را نردبان قدرت قرار دهد واگر براي خود تلاش كرده است پاداش هنگفت‌ان را نصيب برده است ونبايد بيش اراين با اذهان مردم بازي كند مطرح كردن اين گونه شعار ها زمان نشناسي وسوي استفاده از موقعيت گذشته براي تثيبت وضع كنوني خود است ؛امااگر نماينده اي زمان خويش را نشناسد و به چالش هاي آن پي نبرد و راهكارهايي ارائه ندهد، بايد توجه داشت كه آن نماينده به درد مردم نيز نخواهد خورد، گفتن از حق، خدا، مسؤوليت، هم گفته هاي به حق است اما يك نامزد نمايندگي چگونه مي تواند از آن ها استفاده كند؟ وقتي نماينده اي از حق سخن مي گويد، حق را مدنظر دارد اگر حقوق اجتماعي است آن نامزد با استفاده از چهارچوب هاي قانوني چگونه مي تواند به آن دست يابند؟
اما از ميان اين همه شعارهايي كه مطرح شده است، برخي نيز به طنز شبيه تر است تا به يك شعار راي گيري ."به فرزندان سخن ور و دانشمندان تان راي دهيد" اين شعار آدم را به ياد سخنان همان صوفي مي اندازد از صوفي پر سيدند كه صوفي كيست؛ گفت صوفي ان باشد كه نباشد ،
حال اگر كسي دانشمند باشد او به حدي از توانايي ودانش رسيده است كه مي داند كه تا ناداني اش بسي افزون تر از دانش اوست، ازين رو هيچ گاه پاي از گليم خويش فراتر نمي گشايد و خود را در صف دانشمندان قرار نمي دهد و از مردم نيز نمي خواهد كه به او راي دهند،توصيه سقراط حكيم به مردم اين بود بياموزيد تا از ميزان ناداني تان كاسته شود نه اين كه شما برديگران فحر بفرشيد ودانايي به خرج دهيد هر كه بيشتر مي داند ناداني او نيز افزون تر است ؛ بنابر اين اين شعار مي رساند كه مطرح كننده اي اين شعار از درك و شعور و دانش -كه ادعايي آن را داردچندان برخورد ينست، لذا مردم بايد حساب كار خود را نمايند اين گونه شعارها را مورد توجه قرار دهند، راي به... راي به حق و عدالت نيز از همان شعارهاي بي محتوا و فاقد كار برد عملي است و اين گونه شعارها از كسي صادر مي شودكه نه فكري براي كار دارند و نه انديشه اي براي جامعه و اين نامزدان براي آن كه شعاري داشته باشند و به اصطلاح عريضه خالي نباشد اين گونه شعار ها را مطرح كرده اند.
به هر حال توجه به شعارهاي نامزدهاي انتخاباتي دو احساس متفاوت را در آدم زنده مي كند، احساس گريه و خنده.گريه به حال اين مردم كه چه كسي يا كساني پاي در مسند انتخابات گذاشته اند واينك مي خواهند نمايندگي اين مردم را بدوش گيرند؛ خنده به حال كساني كه هنوز خودرا نشناخته اندوخودرا نيافته اند ومدعي اند كه درراه مردم كار كنند وحقوق مردم را به آنان باز گردانند؟ ايا از كسي كه خودرا نيافته است وحتا اين درك را نداشته است كه بي هويت وشخصيت وبي خويش است؛ مي توان اعتبار كرد كه بتواند براي من ،تو وهر كسي ديگري مصدر خدمت شود؛ من كه باور ندارم؛ شما خود فكر كنيد .



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3037/
آوارگی مضاعف مهاجرين افغان در اثر سیلاب‏های پاکستان


آوارگی مضاعف مهاجرين افغان در اثر سیلاب‏های پاکستان
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


در پی سیلاب‏های ویران‏گر اخیر در پاکستان که موجب مرگ صدها نفر و آوارگی میلیون‏ها نفر دیگر شد، شماری زیادی از اردوگاه‏های بزرگ و کوچک مهاجرين افغان در این کشور نیز زیر آب شده است.
‏به گزارش بي.بي.سي، عبدالحمید احمد‏زی، رئیس دفتر نمایندگی وزارت امورمهاجرین افغانستان مقیم پیشاور که خود از دو اردوگاه «زیندی» و «پندو» دیدن کرده، گفت، سیلاب‏های ویرانگر اخیر در پاکستان شماری زیادی از اردوگاه‏های بزرگ و کوچک مهاجرين را زیر آب کرده است.
‏او افزود، در اردوگاه‏های زیندی و پندو که در مسیر شاهراه پیشاور ـ اسلام‏آباد قرار دارند، حدود دو هزار خانواده زندگی می‏کردند که اکثر آن‏ها سرپناه خود را از دست داده و شش نفر در اثر فرو ریختن سقف خانه‏ها کشته شده‏اند.
‏یکي از مهاجرين كشورمان در اردوگاه خزانه در چهار سده که خود را زرین شاه معرفی کرد، گفت، یک‏بار در محاصره سیل قرار گرفتیم و فرصت آن را نیافتیم تا اموال خود را انتقال دهیم، فقط توانستیم کودکان را نجات دهیم. حال که برگشته‏ایم نشانی از آن‏چه داشتیم، نمی‏بینیم.
‏او گفت: «این زندگی سی ساله‏‏ی ما بود و ما حدود سی سال می‏شد که در این‏جا زندگی می‏کردیم. چه کسی برای ما کمک خواهد کرد؟ و اگر کمک کنند، چیزی در حد یک خیمه خواهد بود، نه بیشتر. زمین سخت و آسمان دور، نه به افغانستان می‏توانیم برگردیم و نه توان‏مندی دوباره آبادی اردوگاه را داریم.»
احمد زی گفت، ما توانستیم بعد از تلاش زیاد، مسئولان کمیشنري سازمان ملل در امورد پناهندگان را قانع سازیم تا برای این خانواده‏های آسیب رسیده ناشی از سیلاب، کمک کنند. به گفته احمد‏زی، تنها کسانی می‏توانند کمک‏های كميشنري سازمان ملل در امور پناهندگان را دریافت کنند که از سوی این دفتر ثبت شده‏اند، در حالی‏که شماری از آن‏ها یا ثبت اين كميشنري نیستند و یا هم اگر بوده‏اند، همه اسناد و مدارک خود را از دست داده و نمی‏توانند ثابت کنند که ثبت دفتر این سازمان بوده‏اند.
‏به هرحال آن‏گونه که آقای احمدزی می‏گوید، تاکنون سازمان ملل متحد تنها توانسته به اردگاه زنیدی و مندو کمک‏های فوری را برساند.
در همين حال، صالح محمد شیرازی، سر‏پرست قونسل‏گری افغانستان در پیشاور می‏گوید، شماری کمپل و پتو از پیشاور خریداری شده تا به مهاجرين افغان در اردوگاه‏ها توزیع شود.
‏این مقام در پاکستان گفت که با مقام‏های دولتی در افغانستان در تماس است و سعی می‏کند کمک‏های بیشتری را از طریق دولت افغانستان برای مهاجرين کشور در پاکستان فراهم کند.
‏صالح محمد شیرازی می‏گوید، از وزارت امورمهاجرين خواسته است تا در تماس با تاجران افغان، برای آسیب‏ديدگان افغان در پاکستان، کمک جمع کند.
‏از اظهارات آقای شیرازی بر‏می‏آید که دولت ظاهرا برنامه مشخصی برای کمک به این آسیب دیدگان ندارد و پناهجویان افغان به این زودی‏ها خبری خوشی از همکاری دولت خود نخواهند شنید.
اين درحالي است كه حكومت افغانستان يك تيم 35 نفري صحي را همراه با 4 هلي‏كوپتر براي كمك به سيلاب‏زدگان پاكستاني عازم اين كشور كرده است.
از سوي ديگر، حامدكرزي، رئيس‏جمهور در فرماني، اعطاي يك ميليون دالر مساعدت به سيلاب‏زدگان پاكستان را امضا كرد. قرار است اين مساعدت به زودي در اختيار مقامات پاكستان گذاشته شود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3035/
همكاري منطقه اي با چه ظرفيتي؟


همكاري منطقه اي با چه ظرفيتي؟
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


هفته اي گذشته چهارمين نشست سه كشور فارسي زبان با شركت روساي جمهور افغانستان، ايران و تاجكستان تدوير يافت، در اين نشست مسايل سه جانبه سه كشورو جهان مورد توجه و تحليل قرار گرفت ودر ضمن هر يك از روساي جمهور سه كشور خواستار گسترش روابط، در سطوح مختلف سياسي، اقتصادي شدند، رئيس جمهور كرزي از افزايش مبادلات تجارتي با تاجيكستان ابراز خورسندي كرد و اميدواري نمود كه اين روابط هرچه بيشتر گسترش يابد.
رئيس جمهور تاجيكستان نيز خواستار افزايش روابط ميان سه كشور و كمك هر سه كشور براي ايجاد امنيت و ثبات در افغانستان شد،‌رئيس جمهور ايران نيز طبق معمول شاه بيت غزل هميشگي خويش را خواند و خواستار خروج نيروهاي خارجي از افغانستان گرديد، در اخير نيز بيانيه اي صادر گرديد كه تاكيد بر ايجاد تلويزيون مشترك ميان سه كشور يكي از مواد بيانيه بود و آقاي كرزي نيز خواستار دور پنجم نشست در كابل شد كه مورد قبول همسايگان نيز قرار گرفت.
اگر اين گونه نشست ها را نمود همكاري منطقه اي بتوان به حساب آورد، افغانستان چگونه مي تواند از اين گونه نشست هاسود جويد و براي تأمين منافع ملي خويش تلاش ورزد و دشواري هاي فرا روي را بتواند حل كند؟
گرچه بسياري از نهادهاي سياسي داخلي بر همكاري هاي منطقه اي تأكيد مي نهند و از راه هاي گوناگون بر حكومت فشار وارد مي آورند كه اين گونه همكاري ها را قوت بخشد،بعد ايجاد تنش درروابط ميان افغانستان وكشور هاي غربي بر اين تلاش ها افزوده است؛ ما باز هم آن گونه كه شايسته است در اين راستا كار مثبتي صورت نگرفته است.
اگر نقاط قوت و ضعف افغانستان درهم كاري منطقه اي برشمرده شود بي ترديد نقاط منفي آن قوي تر و قدرت مند تراست كه افغانستان را از حركت در اين راستا باز مي دارد. اولين برگ برنده درروابط منطقه ي وجود جغرافياي كشوراست كه متا سفانه به دليل وجود برخي پارامتر هاي منفي نتوانسته است ازاين وجه مثبت سود ببرد.افغانستان عملاً ميان آسياي ميانه و جنوب شرق آسيا قرار داردو مي تواند راه ارتباطي بسيار مؤثر و مفيد ي براي تبادله تجارت ميان اين كشور ها باشد، لذا حفظ اين موقعيت و تقويت آن نيازمند لوازم و ابزاري است كه دولت افغانستان تا هنوز نتوانسته آن را بدست آورد.
و آن لوازم عبارت اند:
1- امنيت سراسري: بدون شك تبادل تجارتي، نيازمند راه هاي امن و قابل اطمينان است، و افغانستان در طول حيات خويش در دوران حكومت هاي گذشته تلاش هاي جدي اي را در اين راستا صورت نداده است، و موقعيت افغانستان به عنوان يك كشور مطمئن هيچ گاه تثبيت نشده است،‌در دوران ده ساله حكومت آقاي كرزي نيز بررغم تلاش هايي كه در راستاي تأمين امنيت صورت گرفته بازهم نبود امنيت عمده ترين چالش هاي فراروي ارتباط افغانستان و كشورهاي منطقه است،‌قسمي كه كشورهاي همسايه افغانستان آن اعتماد و اطمينان خاطر را از راه هاي افغانستان ندارند تا اموال و امتعه ي خويش را از طريق افغانستان بتوانند صادر كنند.
2- حاكميت ضعيف: امنيت راه هاي مواصلاتي كشور از جانب دونيرو تهديد مي گردد،‌مخالفان دولت افغانستان و نيروهاي امنيتي وابسته به دولت.
گزارش ها حاكي است كه نيروهاي امنيتي كشور خود يكي از چالش عمده در آمده است، اين نيرو ها يا اموال تجارتي را به انواع بهانه مي ربايند يا آن كه چنان پول بي حساب و كتاب دريافت مي دارند كه قيمت طي شده اجناس به چند برابر قيمت اصلي خود مي رسد كه در آن صورت بازاري نخواهند داشت، چندي قبل گزارشي از صادرات خربوزه منتشر شده بودكه بسيار جالب بود، تاجر خربوزه شكايت داشت كه از شمال كشور تا داخل خاك پاكستان بيش از صدوپنجاه خربوزه توسط نيروهاي امنيتي كشور غارت شده، اگر از هر موتر صدو پنجاه خربوزه بدون هيچ حساب و كتابي گرفته شود ايا تاجري جرات خواهد كرد كه بازهم مبادرت به صدور ميوه نمايند. اين نشانگر ضعف حكومت در كنترول نيروهاي وابسته به خود است.در صورتي كه طالبان خود ازبزرگترين چالش براي افغانستان وتاجران محلي ومنطقه اي مي باشد،از آن جايي كه طالبان وابسته به پاكستان هستند؛ آن كشور ثابت كرده است كه خواهان افغانستان مقتدر ووسر بلند وازاد نيستند وازهرراهي تلاش خواهد كرد تا مانع رشد اقتصاد افغانستان شوند.
3- وجود فشارهاي داخلي: علاوه بر عدم كنترول دولت بر نيروهاي امنيتي كشور، برخي عناصري در دستگاه هاي دولت وجود دارد كه روابط را با همسايگان كشوررا بر نمي تابند، عناصري كه صرف ارتباط با ايران را مي پسندند و مي كوشند از ارتباط با پاكستان جلوگيري كنند و يا برعكس؛ و هم چنان بسياري هستند كه نمي خواهند افغانستان با همسايگان خويش ارتباط داشته باشد، بلكه خواهان گسترش روابط با كشورهاي فرامنطقه اي مي باشند، اين گروه آدم ها با دو انگيزه خواهان اين گونه روابط نيستند يا اين كه گذشته هاي نا خوش ايند ارتباط با همسايگان را مد نظر دارند وياهم به دلايل وابستگي سياسي به غرب ،در جهت منافع كشورهاي غربي تلاش مي ورزند و براي آنها منافع غرب و ايالات متحده امريكا از درجه ي اول برتر برخوردار است،‌لذا كارشكني هاي صورت مي گيرد تا ميان كشورهاي منطقه هميشه تنش وجود داشته باشد.
البته آنچه تا هنوز مشخص شده است آنست كه پاكستاني ها به دليل دشمني ديرينه با هندوستان افغانستان را حيات خلوت يا به سخني، عمق استراتيژيك خود مي داند و مي كوشد، افغانستان در انزواي منطقه اي به سر برد، از اين لحاظ براي پاكستاني ها خوش آيند نيست كه حكومت افغانستان با ابتكار دست به ايجاد رابطه با ايران و آسياي ميانه بزند و منافع خويش را از اين راه تأمين و تضمين كند، از آنجايي كه پاكستان خواستار يك موقعيت ضعيف و دست نگر براي افغانستان است لذا بدون شك،موانعي را در روابط با تهران و دوشنبه ايجاد خواهد كرد و كوشش خواهد نمود كه اين روابط هم چنان محدود باقي بماند.
ايران نيز بررغم سخنان پرطمطراق و خوش آيند، عملاً در جهت تقويت و ثبات افغانستان نبوده است، به گفته ي آقاي كرزي صادرات ايران به افغانستان بيش از يك و نيم مليارد دالر است، و ليكن ايراني ها مي كوشند صادرات را فزايش دهند بدون اين كه ا مكان ورود كالاهاي افغانستان را فراهم آورند.طبق برخي گزارش ها در سال گذشته چندين تن انار افغانستان در مرز ميان افغانستان وايران اجازه ي ورود به خاك آن كشور نيافت وسر انجام گنديده شد لذا اين كه گفته مي شود كه بايد هم كاري هاي منطقه اي ايجاد شود فقط در سخن خوش ايند است؛اما در عمل متا سفانه هيچ يك تلاش صادقانه نكرده اند.
به هر حال توجه به منطقه و جست و جوي حل مشكلات كشور از راه تعامل منطقه اي يكي از مؤثر ترين و بهترين راهكارهاي مي باشد، اما اين امر در صورتي ممكن است كه كشور هاي منطقه در آن چه مي گويند صداقت داشته باشند وهم افغانستان داراي توان مندي هايي باشد، در غير آن صورت بيش كه از آن به نفع كشور باشد و ما را از برخي دشواري ها رهايي بخشد، به وابستگي ما مي افزايد و افغانستان را به يكي از كشورهاي مصرفي كالاهاي همسايگان تبديل مي كند، اگر تصور شود كه همسايگان افغانستان مجال مساويانه افغانستان قايل مي شوند و منفعت افغانستان را مي خواهند به نظر مي رسد خيال باطلي بيش نيست،‌ و بايد خود افغان ها تلاش ورزند، و خود را تثبيت نمايند و فرصت مساوي را بدست آورند تا در معادلات منطقه اي سخني براي گفتن داشته باشند در غير آن صورت شعار همگرايي منطقه اي باددرهاون كوبيدن خواهد بود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3036/
بيشتر طالبان شاگردان ما يا پسران ملاها هستند


بيشتر طالبان شاگردان ما يا پسران ملاها هستند
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


وزارت ارشاد، حج و اوقاف، طي هفته گذشته، يك كنفرانس سه روزه را در مورد صلح و اسلام با حضور روحانيوني از سراسر كشور برگزار كرد تا با بررسي جايگاه صلح در اسلام، با چهره‏هاي بانفوذ مذهبي كشور در مورد چگونگی تأمين صلح و مذاکره با طالبان مشورت کند.
‏به گزارش شبكه اطلاع‏رساني افغانستان، حکومت پس از برگزاري جرگه مشورتي صلح، حدود سیصد نفر از روحانيون را به کابل خوانده و به این باور است که این افراد قادر خواهند بود با تبلیغ در مساجد، بخشی از گروه طالبان را که از جنگ خسته شده‏اند، به مذاکره و مصالحه با دولت تشویق کنند.
‏شماری از روحانيوني که به کابل آمده‏اند، ارتباط خود را با طالبان رد نمی‏کنند و تاکید دارند که موجودیت این ارتباط، به آن‏ها در راستای تامین صلح کمک خواهد کرد.
‏مولوی مختار احمد حقانی، از شرکت‏کنندگان در این اجلاس که از ولایت هلمند به کابل آمده، می‏گوید: «بیشتر طالبان شاگردان ما یا پسران ملاها هستند. اما یک بخش دیگر آن‏ها مقامات سابق رژیم طالبان هستند که در پاکستان به سر می‏برند و با القاعده ارتباط دارند. بخش سومی، طالبانی هستند که به دلایل مختلف از حکومت ناراضی شده‏اند.»
‏او می‏افزاید: «حالا امکان دارد که ملاها با این دو طبقه از طالبان گفت‏وگو کنند. اما آن‏ها خواهان تضمین هستند و می‏گویند که اگر سلاح خود را بگذاریم، به زندان خواهیم رفت. باید یک مرجع با اعتبار، مثل شورای امنیت به آن‏ها تضمین بدهد.»
‏اما شماری از شرکت‏کنندگان این اجلاس تاکید کردند که برای تامین صلح در افغانستان، نیاز است تا اصلاحاتی در دولت افغانستان نیز ایجاد شود.
‏برخی از این روحانيون، به گسترش فساد اداری در دولت به عنوان یکی از عوامل نا‏امنی اشاره کردند و برخی دیگر تاکید داشتند که موجودیت فساد اخلاقی و گسترش سایر اعمال خلاف شریعت باعث نارضایتی طالبان شده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3034/
خشم كرزي از عملكرد شركت‏هاي خصوصي امنيتي


خشم كرزي از عملكرد شركت‏هاي خصوصي امنيتي
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


تلاش براي تعيين يك ضرب‏الاجل به منظور انحلال شرکت‏های خصوصي امنیتی
حامد کرزی، رئيس دولت در تلاش است ضرب‏الاجلي را به منظور منحل ساختن شرکت‏های امنیتی خصوصی تعیین کند. به گفته وحید عمر، سخنگوی رئيس دولت، پلان مسدود ساختن شرکت‏های امنیتی به طور جدی تعقیب شده و به هر قیمت ممکن، تطبیق خواهد شد.
حامد کرزی روز يك‏شنبه در مراسم گشایش ساختمان یک مرکز آموزشی در کابل گفت که شرکت‏هاي خصوصي امنيتي خلاف منافع ملی افغانستان فعالیت دارند و مردم از حضور آن‏ها به ستوه آمده‏اند.
‏آقای کرزی گفت که اکنون پولیس و اردوي افغانستان می‏توانند مسئولیت تامین امنیت کشور را به دوش بگیرند.
‏رئیس‏ دولت شرکت‏های خصوصی امنیتی داخلی را ملغی اعلام کرد و گفت که کارمندان این شرکت‏ها باید به نیروهای امنیتی کشور بپیوندند.
کرزی گفت: «ما با جدیت از خارجی‏ها می‏خواهیم که به زودترین فرصت دست این شرکت‏های خصوصی امنیتی خارجی را بگیرند. افغانستان دیگر تحمل این نیروهای موازی نظامی را ندارد که هم ارتش ما باشد، هم پولیس ما و هم بیست، سی یا چهل هزار نفر از طریق شرکت‏های امنیتی خصوصی مسلح باشند و هر کاری که دلش‏شان خواست بکنند.»
با اين وجود، به گفته وحيد عمر، از روز شنبه گذشته بدین‏سو، کرزی با قوماندان نیرو‏های آیساف و سایر بخش‏های مرتبط در اين مورد ملاقات کرده است.
وي افزود، حامد کرزی به زودی ضرب‏الاجلي را تعیین خواهد کرد تا این شرکت‏ها منحل گردند. عمر خاطرنشان ساخت، پلان دیگري نیز روی دست است تا نیرو‏های امنیتی افغان، کاری را که این شرکت‏ها انجام می‏دهند، به عهده بگیرند، ولی تا حال معلوم نیست که این ضرب‏الاجل چه زمانی تعیین خواهد شد.
‏کمپنی‏های امنیتی خصوصی که بیشتر برای شرکت‏های خارجی کار می‏کنند، به حکومت افغانستان حسابده نیستند. به گزارش رویترز، بعد از یک سلسله رسوایی‏ها، از دیر زمان بدین‏سو، شرکت‏های امنیتی در افغانستان مورد خشم افغان‏ها و نیرو‏های امریکایی و ناتو قرار گرفته‏اند.
رئيس دولت و سایر مقامات حکومتي به این باور‏اند که موجودیت کمپنی‏های خصوصی امنیتی باعث بی‏ثباتی بیشتر در افغانستان شده است.
در حال حاضر ده‏ها کمپنی خصوصی امنیتی در افغانستان فعالیت دارند که امنیت موسسات خارجی و سفارت‏خانه‏ها را تامین می‏کنند. مقامات حکومتي می‏گویند، آنان تلاش می‏کنند تا مسئولیت تامین امنیت این موسسات به نیروهای امنیتی افغان سپرده شود.
‏اما نيروهاي خارجي از پروسه انحلال كامل شركت‏هاي خصوصي امنيتي حمايت نمي‏كنند.
دیوید لپن، یک سخنگوی وزارت دفاع امریکا گفته است که نیاز به شرکت‏های امنیتی وجود دارد و روی همین دلیل به خاطر رفع نگرانی حکومت افغانستان، با آن‏ها در اين مورد گفت‏و‏گو می‏کند. به گفته لپن، به نظر وی، حکومت افغانستان تا حال تصمیم نگرفته تا تمام شرکت‏های امنیتی بسته شوند، ولی وی اعتراف کرد که به مرور زمان، نیاز به چنین کاري است.
روز یک‏شنبه یک سخنگوی آیساف نيز گفت که نگرانی در مورد شرکت‏های خصوصی امنيتي وجود دارد و گفته است که این شرکت‏ها باید به طور منظم ثبت شوند و قوانین الزامی داشته باشند.
ولي واشنگتن گفته است نمی‏داند که چه تعداد از شرکت‏های امنیتی را در افغانستان استخدام کرده است.
‏به گفته یک مقام امنیتی، سال گذشته حکومت افغانستان تلاش کرد تا این شرکت‏ها را ثبت کند، ولی ناکام ماند، زیرا حکومت نتوانست معلومات لازم را در مورد مقدار سلاح‏هایي که این شرکت‏ها دارند و بالاخره ارزش پولی این شرکت‏ها به دست آورد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3033/
عفو بین الملل، خواهان محاکمه طالبان شد


عفو بین الملل، خواهان محاکمه طالبان شد
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


سازمان عفو بین الملل خواستار پیگرد و محاکمه گروه طالبان به دلیل ارتکاب جرایم جنگی در افغانستان شده است.
این در خواست در پی انتشار گزارش سازمان ملل متحد در مورد تلفات غیر نظامیان مطرح می شود. دراین گزارش آمده است که شورشیان عامل بیشترین تلفات غیر نظامیان در افغانستان هستند.
سام ظریفی مسئول آسیا و اقیانوسیه در سازمان عفو بین الملل می گوید: "دولت افغانستان قرار داد رم را امضا کرده است و چون این قرار داد را امضا کرده باید کسانی را که متهم به جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت هستند بازداشت و محاکمه کند".
به گفته آقای ظریفی بر اساس قرار داد رم دولت هایی که خود از اجرایی چنین کاری عاجزند می توانند از (لاهه) یا دادگاه جزایی بین المللی کمک بخواهد.
مسئول آسیا و اقیانوسیه در سازمان عفو بین الملل می گوید، از آنجایی که نظام قضایی افغانستان توانایی به دادگاه کشانیدن رهبران طالبان را ندارد، دولت این کشور می تواند از (لاهه) تقاضای کمک کند.
گزارش اخیر سازمان ملل متحد نشان می دهد که عامل شصت و هفت در صد از تلفات غیر نظامیان در نیمه اول سال جاری میلادی حملات انتحاری، بمب گذاری های کنار جاده و انفجارهایی بوده است که طالبان رسما مسئولیت آن ها را به عهده گرفته اند.
مسئولان سازمان عفو بین الملل می گویند دولت افغانستان قرار داد رم را امضا کرده اند و بنا بر این باید کسانی را که متهم به جرایم جنگی هستند بازداشت و محاکمه کند
این گزارش همچنین نشان می دهد که تلفات کودکان در شش ماه اول سال جاری میلادی در مقایسه با زمان مشابه در سال گذشه یک و نیم برابر افزایش یافته است.
حالا سازمان عفو بین الملل که یکی از نهاد های مدافع حقوق بشر است گفته که گروه طالبان باید بخاطر ارتکاب جرایم جنگی در افغانستان مجازات شوند. این سازمان می گوید دولت افغانستان باید از دادگاه بین المللی رسیدگی به جرایم جنایی بخواهد تا درمورد جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت که احتمالا از سوی طرفهای درگیر درجنگ این کشورصورت گرفته، تحقیق کند.
سام ظریفی در پاسخ به این سوال که آیا طرح چنین درخواستی به گزارش اخیر سازمان ملل متحد ربطی داشته است یا خیر گفت در حالی که گزارش سازمان ملل متحد نشان می دهد که طالبان مسئول بیشترین موارد کشتار غیر نظامیان هستند، دولت افغانستان و کشور های دخیل در افغانستان هیچ واکنشی نسبت به این مساله نشان ندادند و این امر به گفته آقای ظریفی نگران کننده است.
آقای ظریفی می گوید حمله انتحاری در مناطق مزدهم، و بمب گذاری در جاده های عمومی نشان می دهد که طالبان عمدا و آشکارا به جنایات جنگی دست می زنند.
این مسئول سازمان عفو بین الملل با اشاره به بریدن گوش و بینی یک دختر نوجوان به دستور دادگاه طالبان، کشتن امداد گران خارجی در بدخشان و شلاق زدن و اعدام یک زن بیوه در باد غیس گفت، اینها نقض آشکار حقوق بشر است و جنایت جنگی محسوب می شوند.
این درخواست سازمان عفو بین الملل در حالی مطرح می شود که دولت افغانستان سعی دارد، موانع مذاکره با گروه طالبان را بردارد و آنها را به میز مذاکره بکشاند.
در همین راستا دولت افغانستان اخیرا از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست تا اسامی افراد وابسته به گروه طالبان را از فهرست تحریم های این سازمان حذف کند.
دولت افغانستان همچنین، اخیرا شماری از زندانیانی را که به اتهام همکاری با گروه های شورشی از جمله طالبان زندانی شده بودند، آزاد کرد و اعلام کرد که مدرکی برای همکاری آنها با گروه های شورشی وجود نداشته و آنها بی گناه زندانی شده اند.
سازمان عفو بین الملل در مورد مذاکره دولت افغانستان با طالبان نیز نگران است، سام ظریفی در مورد نگرانی های این سازمان گفت:" ما به مذاکره دولت افغانستان و طالبان کاری نداریم اما نگران این هستیم که در این مذاکره حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق اقلیت ها در افغانستان قربانی شود، دولت افغانستان باید روشن کند که برسر چه چیزی حاضر به مذاکره هست و در چه مواردی مذاکره نمی کند؛ روند مذاکره باید شفاف باشد.
گروه طالبان پیش از این نیز از سوی سازمانهای مدافع حقوق بشر مورد انتقاد بودند، اما این نخستین باری است که یک سازمان بین المللی مدافع حقوق بشر، خواهان پیگرد و محاکمه آنها در یک دادگاه بین المللی شده است.
کارشناسان مسایل سیاسی در افغانستان معتقدند که تحقق چنین خواسته ای در شرایط کنونی در افغانستان بسیار دشوار است.
منبع : بي بي سي



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3032/
زرداری بزرگنمایی می‌کند


زرداری بزرگنمایی می‌کند
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


دوران قدرت ای اس ای دیگر به پایان رسیده است ٔ حالا بصورت کل آی اس آی در کنترول من است و تمام اعضای آن جوابده میباشند. گفته بالا از آقای آصف علی زرداری رییس جمهور پاکستان است ٰٔ که در مصاحبه با روزنامه ی دیلی تیلگراف چاپ لندن بیان داشته است .
آقای زرداری دیدار پنج روزه از لندن داشت ٰ این سفر در زمانی صورت گرفت ٰکه لندن و اسلام آباد در یک تنش سیاسی قرار داشتند ٰو این تنش بعد از آن بروز کرد دیود كه کامرون صدر اعظم بریتانیا در دیدار اخیرش از هند حرف های مبنی بر سیاست دو بعدی و دو پهلوی پاکستان مبنی بر حمایت از تروریزم بیان داشت.دیود کامرون در جمعی از خبرنگاران گفت: «هنگامی که مسءله مقابله با تروریزم به میان می آید در پاکستان عواملی در برابر مقابله با افراطیون و تروریزم سیاست دو پهلو و دوگانه اختیار می کنند و به صدور تروریزم کمک می رسانند. دیویدٰبا تاءکید گفت: «پاکستان باید ارتباط خود را با{صادر کننده گان تروریزم}قطع کند.»
انتقاد تند و شدید صدر اعظم انگلیس از پاکستان و دستگاه استخبارات ارتش آن کشور ٰ پس از آن صورت می گیردٰکه اسناد مداخله آی اس آی در امور افغانستان افشاء و این مداخله آفتابی گردید .تا کنون این مداخله در لفافه های استخباراتی و سیاسی مکتوم مانده بود و هر چند گاهی از سوی مطبوعات به آن اشاره میشد ٰ که بلا فاصله حلقات معینی در داخل پاکستان به رد آن می پرداخت اما این بار با افشای بیش از نود هزار اسناد ارتش امریکا از سوی نهاد غیر دولتی ( ويكي ليكس)دیگر توجیهات و افکار پاکستان را مضحک جلوه میدهد.
همه مداخلات در امور افغانستان و حمایت از تروریزم القاعده و طالبان بر میگردد به آی اس آی –دستگاه استخبارات ارتش پاکستان ٰکه یک نهاد قدرت مند در پاکستان است به گفته کارشناسان منطقه آی اس آی در واقعیت امر سمت و سو دهند سیاست داخلی و خارجی پاکستان می باشد که از زمان ریاست جمهوری جنرال ضیاءالحق تاکنون دست بالا را در پاکستان داشته است و از سی سال بدینسو آی اس آی رابطه بسیار نزدیک با گروه های افراطی دارد.
آقای زرداری – حال کوشش دارد تا طوری وانمود سازد که دیگر اختیارات در دست حکومت است و دست بالا در سیاست داخلی و خارجی پاکستان در اختیار ایشان است .
به گفته و گزارشات رسانه های غربی امریکا و انگلیس به صورت تکرار به این نکته اشاره کرده اند که حکومت پاکستان بر فعالیت های افراط گرایان اغماض کرده است . اما با وجود این هم فشار لازم را تاکنون بر پاکستان وارد نکرده اند و حتی بر توجیهات پاکستان اقناع شده و این کشور را همکار در مقابله با تروریزم می دانند.
با این سابقه بعید نیست که به این گفته زرداری که دیگر دست بالا را در کشور ش دارد باور کنند و این بدین معنی است که با وجود همه شواهد و مدارک مبنی بر حمایت پاکستان از افراطیون که وابسطه گی بسیار ژرف با القاعده اسامه و ايمن الظواهری دارند بار دیگر اغفال شده و دست آنها را در مداخله بر افغانستان و صدور تروریزم باز می گزارند. گر چه روابط پاکستان و انگلیس بسیار عمیق است و بر میگردد به تاسیس پاکستان که بنابر شواهد تاریخی اصلا پاکستان به حمایت و اشاره انگلیس عرض و جود کرد.نمی شود با حرف صدر اعظم بریتانیا خدشه دار شود که از گفته زرداری این گفته به خوبی استنباط میگردد.
زرداری بعد از ملاقات با دیود کامرون از ایجاد دوستی با او صحبت کرد و گفت که این مذاکرات با ایجاد دوستی ژرف انجامید.
در همان لحظات اولی که مصاحبه دیود کامرون پخش گردید عکس العمل پاکستان در مورد گفته های صدر اعظم انگلیس که آنهم در کشور رقیب پاکستان یعنی هند گفته شد خیلی ها شدید بود و یکسره ادعا موصوف را رد نموده و پاكستان را صادر کننده افراط گرایی نه بلکه قربانی آن خواندند.
محمود قریشی وزیر امور خارجه پاکستان سفیر انگليس را به مقر وزارت خارجه خواسته و در باره صحبت های صد اعظم کشور مطبوعش توضیحات خواست.
این واکنش نتنها از سوی حکومت پاکستان بلکه از سوی احزاب سیاسی و ارتش پاکستان نیز شدید بود بطوریکه سفر رءیس آی اس آی که قرار بود در راءس یک تیم عازم بریتانیا گردد لغو گرديد و از زرداري خواسته شد تا از سفر به انگلیس خود داری کند اما زرداری نه پذیرفت و این سفر را مهم و ارزش مند خواند.
زرداری با بازی سیاسی سفرش را آغاز کرد و در فرانسه از ناکامی جامعه بین المللی در افغانستان صحبت نموده و به روزنامه لوموند چاپ فرانسه گفت:"جامعه بین المللی در حال شکست خوردن در جنگ با طالبان است و تلاش نیروهای آنها برای نفوذ در ذهن مردم افغانستان ناکام بوده است"
زرداری به این گفته بسنده نکرده و تقویه نیروهای نظامی افغانستان تنها بخش کوچکی در راه مقابله با تروریزم دانسته است.
گرچه صدر اعظم انگلیس از گفته هایش دفاع نموده اما طوریکه به نظر میرسد آنچنان فشار لازم را که توقوع می رفت به پاکستان وارد نه نموده است. تا ارتباط پاکستان با گروه های افرااطی قطع گردد.
اظهارات آصف علی زرداری ریس جمهور پاکستا ن مبنی بر کنترول بر دستگاه استخبارات(ISI) آنکشور در حالی صورت میگیرد که ناظرین اوضاع و کارشناسان امور پاکستان اذعان میدارند که حکومت اسلام آباد بصورت تدریجی کنترول خود بر اوضاع امنیتی و اقتصادی را از دست میدهد و به گفته همین کارشناسان که نظریات شان بازتاب وسیع در رسانه های منطقه به ویژه رسانه های پاکستان داشته است؛ پاکستان عملا در حالت ورشکستگی قرار دارد و حکومت اسللام آبا د توانمندی انجام تعهدات خود را نداشته و نمی تواند وظایف جاری خود را تداوم بخشد.
با این هم اسلام آباد تلاش می ورزد تا طوری وانمود کند که دیگر تعلقات خود با افراطیون را گسستانده و در راه مبارزه با تروریزم احتیاج کمک مالی و تخنیکی غرب است.
رسانه های امریکا و غرب از نگرانی عمیق امریکا و انگلیس در هفته پسین خبر دادند که ارتش پاکستان حمایت های عملیاتی از نیروهای طالبان می کند و آنها اظهار داشته اند که ارتش پاکستان اردوگاهای تعلیمی طالبان را در جنوب افغانستان و شمال پاکستان به پیش می برند. با دریافت این حقیقت هم اگر بازهم مانند سابق برای پاکستان کمک های را جهت مقابله با تروریزم و افراطیون طالبان گسیل داشته و از نحوه مصارف آن کمک ها نظارت دقیق و جواب گیری نداشته باشند در واقعیت امر تروریزم و طالبان را خود تقویه نموده اند و این جنگ افغانستان را به تداوم فرا می خواند و پیروزی قوای بین المللی را زیر سوال خواهد برد و این در حالی است که کارشناسان مسایل نظامی می کویند طالبان آنقدر قوی نیستند که چالشی بر قوای بین المللی باشند بلکه آنها بزرگ نشان داده میشوند.
و موجودیت آنها به این پیمانه از ضعف دولت افغانستان –تبلیغات و سیع پاکستان و اغفال جامعه جهانی است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3031/
نبرد سنگین ارتش با طالبان در شرق افغانستان


نبرد سنگین ارتش با طالبان در شرق افغانستان
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


وزارت دفاع افغانستان اعلام کرده که ارتش این کشور شماری از شورشیان طالبان را کشته و شماری دیگر را در ولایت شرقی لغمان محاصره کرده است.
ژنرال ظاهر عظیمی، سخنگوی این وزارت در یک نشست خبری گفت که ارتش افغانستان در نبردی با طالبان در منطقه ای موسوم به "بادپخ" در ولایت لغمان ۱۳ شورشی، از جمله یک فرمانده ارشد آنان را کشته است.
سخنگوی وزارت دفاع افغانستان گفت که پنج تن از افراد کشته شده در این نبرد "خارجی" بوده اند.
آقای عظیمی گفت که بقیه افراد وابسته به گروه طالبان، که او شمار دقیق آنها را مشخص نکرد، به محاصره نیروهای ارتش درآمده اند.
در مقابل طالبان اما ادعا کرده اند که آنها تلفات سنگینی را به نیروهای ارتش وارد کرده اند و شماری از وسائط آنها را به آتش کشیده اند.
آقای عظیمی کشته شدن هفت سرباز و زخمی شدن ۱۴ سرباز دیگر را تایید کرد و گفت که شورشیان هفت موتر (خودرو) ارتش را به آتش کشیده اند.
او همچنین تائید کرد که شماری از سربازان ارتش اسیر شورشیان شده اند، اما او جزئیات بیشتری در این مورد ارائه نکرد.
سخنگوی وزارت دفاع همچنین گفت که عملیات برای بیرون راندن شورشیان در چندین ولایت ناآرام دیگر افغانستان هم ادامه دارد و در اثر این عملیات دست کم ۲۰ شورشی کشته و نزدیک به ۸۰ تن دیگر بازداشت شده اند.
آقای عظیمی افزود که از ۱۵ روز پیش عملیات علیه شورشیان در ولایت های قندهار، هلمند، زابل و غزنی در جنوب و خوست، لوگر، پکتیا و ننگرهار در جنوب شرق و فراه در غرب افغانستان آغاز شده و ادامه دارد.
او که ریاست اداره امور پارلمانی وزارت دفاع را هم به عهده دارد، گفت که این عملیات بر بهبود امنیت این مناطق و به ویژه تامین امنیت در زمان برگزاری انتخابات پارلمانی افغانستان تاثیر مثبتی خواهد داشت.
آقای عظیمی گفت: "ما در وضعیت بهتری قرار داریم و ظرفیت های ما از لحاظ کمیت و کیفیت تا دو برابر افزایش یافته است. بنا بر این ما وضعیت خود را بهتر می دانیم و مطمئنیم که می توانیم امنیت بهتری برای برگزاری انتخابات پارلمان افغانستان تامین کنیم."
انتخابات پارلمانی برای انتخاب ۲۴۹ عضو مجلس نمایندگان افغانستان در روز ۲۷ سنبله (شهریور) برگزار خواهد شد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3030/
در حاشيه‌ي كنفرانس علماي ديني: راهي كه تو ميروي به تركستان است


در حاشيه‌ي كنفرانس علماي ديني: راهي كه تو ميروي به تركستان است
تاریخ : 2010/08/20
مربوط بخش : (شماره مسلسل 696)


به ادامه‌ي جرگه‌ي مشورتي صلح، دولت افغانستان كنفرانس سه روزه‌اي را به اشتراك علماي ديني به منظور جلب شماري از افراد طالبان در كابل برگزار نمود، ناظرين اين كنفرانس را بسان جرگه‌ي مشورتي صلح بي‌ثمر و از ابعادي به سود گسترش ناامني و جنگ مي‌دانند.
در باب ضرورت تأمين صلح و امنيت در افغانستان اشكالي وجود ندارد، حتي طالبان و القاعده نيز در نهايت تأمين آرامش را در افغانستان و منطقه عنوان مي دارند؛ ليكن اختلاف در تعريف صلح و راه هاي رسيدن به صلح و امنيت است. در اين ميان دولت افغانستان فكر مي كند با افزودن پيشوند «برادر» به كلمه ي طالبان مي تواند، رضايت قبلي آن ها را جلب بدارد، حذف نام شماري از سران طالبان از فهرست سياه شوراي امنيت سازمان ملل متحد از اقدامات ديگري است كه دولت افغانستان بدان متوسل شده است.
دولت مي پنداشت كه با برگزاري جرگه مشورتي صلح مي تواند، بخشي از طالبان و منسوبين حزب اسلامي – حكمتيار را به سوي خود جلب بدارد؛ اما مصوبات اين جرگه بشدت از سوي طالبان و آقاي حكمتيار رد گرديد و آن اميدواري هاي دولت، ميان تهي ثابت گرديد.
معمولاً در نشست هاي زير عنوان صلح آيات و احاديث صلح و آشتي دست چين مي شود و حكم نهايي اسلام در مورد جنگو صلح خوانده مي شود، برعكس در مجالس جنگي، آيات و احاديثي به تكرار گرفته مي شود كه در فضايل قتال، غزا، غازي و شهيد آمده است؛ لذا با اندك تأمل به سي سال پسين برگزاري اين گونه مجالس، تنها با مجلس ديگر مي تواند خنثي شود.
تداوبيري از اين دست به قصد تأمين امنيت و ثبات در كشور از اين رهگذر ناقص است كه دولت آماده نيست تابهاي لازم را در اين راه بپردازد، به سخن ديگر سخت خوشباوري است كه فكر شود با رنگ كردن مساجد، نصب بلندگو در آن ها، پرداخت معاش ماهوار به ملاامامان و سرانجام گردهمايي شماري از علماي ديني مي توان جبهه ي طالبان را متلاشي نمود. بي ترديد اين برنامه ها سخن از نقص شناخت نسبت به طالبان مي گويد و مشكلي بزرگي را در واقع ساده كردن است.
پيام مجاهد بدين عقيده است كه طالبان محصول مداخلات پاكستان و نارسايي هاي دولت كنوني مي باشد. تلاش براي قطع دست درازي هاي پاكستان كار همه جانبه ي مي طلبد، كه خود سخن درازي است و اصلاح برنامه هاي دولت افغانستان شامل عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اداري، اقتصادي و اجتماعي مي شود.
دولت افغانستان در نه سال عمر خويش نشان داده است كه يا حرف منتقدين را نمي شنود و يا بسيار ديگر مي شنود، ولي ما همچنان به پيشنهادات خويش ادامه مي دهيم و هشدار مي دهيم و همي گوييم كه «راهي كه تو ميروي به تركستان است...


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3029/
نفوذ بحران در عمق دستگاه دولت


نفوذ بحران در عمق دستگاه دولت
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


آقاي حامد كرزي نسبت به امنيت فزيكي خويش دچار نگراني شديد شده است.
پس از آن‏كه گزارشاتي مبني بر طرح حمله به جان حامد كرزي از سوي رسانه‏هاي بين‏المللي به نشر رسيد، رياست امنيت ملي افغانستان در يك اقدام عاجل دست به جابه‏جاسازي جديدي زده است. در اين جابه‏جايي‏ها، گفته مي‏شود سعي شده است تا هواداران شخصي حامد كرزي در پست‏هاي حساس امنيتي قرار داده شوند، در حالي‏كه پيش از آن، ارگان امنيت ملي افغانستان، خود را به حفظ منافع عمومي كشور متعهد مي‏دانست و در رقابت‏هاي دروني حصه نمي‏گرفت.
از ديد كارشناسان، اين جابه‏جايي‏ها از دو رهگذر درخور ملاحظه است؛ نخست اين‏كه نشان از نفوذ بحران به عمق دستگاه دولت دارد و دوم، اين‏كه رئيس عمومي امنيت ملي تا هنوز از شوراي ملي كسب صلاحيت ننموده، لذا دست به اقدام خارج از قانون زده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3028/
مجاهدي عالم و صوفي‏مشرب


مجاهدي عالم و صوفي‏مشرب
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


از علماي با علم و مخلص، يكي مولوي صاحب‏الدين است. او چهره‏يي است آشنا و قابل احترام. در عنفوان جواني به زندان رفت و رنج و شكنجه زندان را تجربه كرد. همين كه از پلچرخي رهايي يافت، در صف جهادگران قرار گرفت.
وجود يك عالم ديني در بين جوانان مجاهد، يك هديه‏ي الهي است، زيرا جوانان را به احكام شرعي آشنا مي‏سازد، مجالس‏شان را با درس و ذكر آراسته مي‏نمايد و جوانان نورسيده را به احكام جهاد و فضايل غزا و شهادت واقف مي‏گرداند. اين حداقل كاري است كه يك عالم ديني انجام داده مي‏تواند، در حالي‏كه جايگاه مولوي صاحب‏الدين ازاين بالاتر است. ايشان خود كمر بستند و فرماندهي دسته‏يي از مجاهدان را عهده‏دار شدند. زرق و برق دنيا به ذهن و ضمير او رخنه نكرد، بسان يك صوفي، زندگي ساده‏اي را دنبال نمود، مشكلات جهاد و مقاومت به اراده‏ي ايشان خللي وارد ننمود و بسان صخره‏هاي ناشكن تا پايان كار باقي ماند.
وقتي تحسين انسان نسبت به ايشان بيشتر مي‏شود كه زندگي ساده و صحبت عاري از غرور و رياي ايشان را شاهد بوده باشد. در سال‏هاي دشوار مقاومت، مولوي صاحب‏الدين در دسته‏ي فدائيان جا گرفت؛ به سخن ديگر، بار ديگر از زندگي دست شست و خويشتن را آماده‏ي شهادت نمود.
در ميان مردم‏مان از اين‏گونه مردان فرهيخته زياد داريم كه اكنون در گمنامي به سر مي‏برند؛ اما جايگاه‏شان در سينه‏هاي مردم مومن افغانستان هم‏چنان باقي است. بي‏هيچ ترديدي، وجود چنين شخصيت‏هايي سخن از آن مي‏راند كه هنوز جامعه از مبارزان پاك و بي‏طمع تهي نشده است و هميشه چنين باد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3027/
رئیس‏جمهور آمریکا: هیچ کس به فكر تأمين يك دموكراسي نمونه در افغانستان نيست


رئیس‏جمهور آمریکا: هیچ کس به فكر تأمين يك دموكراسي نمونه در افغانستان نيست
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


باراک اوباما، رییس‏جمهور امریکا در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: هیچ کس به این تصور و فکر نیست که در افغانستان یک دموکراسی نمونه تامین شود.
‏رییس‏جمهور اوباما كه با تلويزيون سي.بي.اس گفت‏وگو مي‏كرد، خاطرنشان ساخت: آن‏چه که ما در افغانستان می‏خواهیم، کار دشوار و پرمشقتي است، اما نا‏ممکن نیست و آن این‏که به تروریستان اجازه داده نشود که در این مناطق فعالیت کنند.
وي اضافه نمود که به تروریستان نباید اجازه داده شود که در آن‏جا (افغانستان) مراکز برای آموزش ایجاد کنند، حملاتی بر امریکا را تنظیم و سازماندهی نمایند و بعداً آن‏ها بدون هراس آزادانه گشت و گذار کنند.
‏رییس‏جمهور امریکا این اظهارت را زمانی بیان می‏کند که تلفات نیروهای امریکایی در جنگ افغانستان نسبت به هر زمان دیگر افزایش یافته است. در اين حال، ‏باراک اوباما ماه جولای سال 2011 میلادی را تاریخ شروع خروج نیروهای امریکا از افغانستان تعیین کرده است.



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3026/
جان كري: دولت افغانستان باعث تقویت طالبان شده، نه آمریکا!


جان كري: دولت افغانستان باعث تقویت طالبان شده، نه آمریکا!
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


سناتور جان کری، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنای امریکا با کمرنگ جلوه دادن حضور نظامیان این کشور در افغانستان، ناکارآمدی دولت کابل را عامل تقویت گروه طالبان دانست.
‏سناتور جان کری در برنامه جی‏پی‏اس شبکه تلویزیونی سی‏ان‏ان اعلام کرد که بزرگترین عامل تقویت گروه طالبان در افغانستان، حضور نیروهای امریکایی در افغانستان نیست، بلکه عدم نظارت کافی دولت افغانستان و ناکارآمدی آن باعث این موضوع شده است.
‏سناتور کری در همین خصوص تصریح کرد، البته نه این‏که حضور نیروهای امریکایی در این خصوص تاثیری نداشته باشد، بلکه این موضوع نیز در جای خود تاثیرگذار است، ولی آن‏چه مسلم است، این‏که خشم مردم افغانستان از ناکارآمدی دولت اين کشور است که مردم را به سوی دیگری سوق می‏دهد که در اکثر مواقع این جهت به سوی گروه طالبان ختم می‏شود.
‏وی در ادامه سخنان خود و در پاسخ به این سوال که آیا شما تلاش می‏کنید تحول سریعی را در جهت مدرنیزه کردن ساختارهای افغانستان انجام دهید، گفت، خیر، چنین چیزی درست نیست و این چیزی نیست که ما به دنبال آن باشیم، چرا که اساسا دنبال کردن چنین هدفی یک اشتباه بزرگ است.
‏سناتور اهل ماساچوست امریکا در ادامه با صحه گذاشتن بر عمل‏کرد دولت امریکا در افغانستان هم از نظر استراتژیکی و هم از نظر تاکتیکی، تصریح کرد که دولت امریکا در این خصوص بسیار هدفمند و با برنامه عمل می‏کند.
‏رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنای امریکا در ادامه تاکید کرد که استفاده از نیروهای نظامی راه‏حل مشکلات افغانستان نیست، بلکه راه‏حل مشکلات اين کشور یافتن یک راه‏حل سیاسی است که در آن کشورهای دیگری چون هند، پاکستان و روسیه و حتی ایران، شرکت داشته باشند.




منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3025/
ليست سیاه اعضای طالبان کوتاه‏تر مي‏شود


ليست سیاه اعضای طالبان کوتاه‏تر مي‏شود
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


نام ده عضو طالبان و چهارده فرد مرتبط با گروه القاعده از فهرست تحریم‏های سازمان ملل متحد يا ليست سياه خط خورده است.
به گزارش بي.بي.سي، سازمان ملل متحد همچنین نام ۲۱ سازمان مرتبط با القاعده را از این فهرست خارج کرده است، ولی اسامی این سازمان‏ها هنوز اعلام نشده است.
ظاهر طنین، سفیر افغانستان در سازمان ملل متحد گفت، نام اعضای طالبان پیش‏تر از فهرست تحریم‏ها خارج شده بود و شامل افرادی مانند عبدالحکیم مجاهد، نماینده سابق طالبان در سازمان ملل متحد، عبدالسلام ضعیف، سفیر سابق طالبان در اسلام‏آباد و وکیل احمد متوکل، وزیر امورخارجه سابق طالبان است.
حامد کرزی، رئیس دولت مدتی است در پی کاستن از تعداد اعضای تحریم شده طالبان است تا به این وسیله راه را برای گفت‏وگوهای مصالحه با شورشیان هموار کند.
‏بازبینی فهرست تحریم‏شدگان سازمان ملل متحد که شامل ۴۸۸ نفر بود، از سال ۲۰۰۸ شروع شد. ‏تحریم این افراد شامل منع سفر خارجی و مسدود کردن حساب‏های بانکی است.
‏توماس مایر هارتینگ، رئیس کمیته نظارت‏کننده شورای امنیت به خبرنگاران گفت، فهرست افراد تحریم شده در حال حاضر شامل ۴۳۳ نام است که ۱۳۲ عضو طالبان و ۳۱۱ فرد مرتبط با القاعده با را در بر می‏گیرد.
‏به گفته مایر هارتینگ، سازمان ملل متحد در حال بررسی وضع ۶۶ تن از اعضای این لیست است.
‏خروج نام اعضای تحریم شده از فهرست سازمان ملل متحد، به موافقت همه 15 عضو شورای امنیت نیاز دارد.
‏دیپلومات‏ها می‏گویند روسیه از لغو تحریم افراد حاضر در فهرست شورای امنیت نگران است، زیرا می‏ترسد این افراد به تجارت مواد مخدر یا جدایی‏طلبان چچن بپیوندند.
‏خروج نام افراد از فهرست تحریم شدگان مستلزم پذیرش قانون اساسی افغانستان از سوی آن‏ها و نفی خشونت است.
پيش از اين اعلام شده بود كه نام 5 عضو طالبان از ليست سياه شوراي امنيت پاك شده است.
عبدالحکیم مجاهد محمد اورنگ که در گذشته سفیر طالبان در سازمان ملل متحد بود، ملا عبدالسلام ضعیف که به حیث سفیر طالبان در اسلام‏آباد کار می‏کرد، عبدالستار پکتین و همین طور دو نفر از طالبان کشته شده به نام‏هاي عبدالصمد خاکسار و محمد اسلام محمدی، شامل 5 نفري بودند كه در ابتدا نام‏شان از ليست سياه شوراي امنيت خارج شده است.
عبدالصمد خاکسار در زمان حکومت طالبان، معین وزارت امور داخله و محمد اسلام محمدی والی بامیان بود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3024/
شعار شما بيانگر شخصيت شماست!


شعار شما بيانگر شخصيت شماست!
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


حضرت مولانا گفته است كه "اي برادر تو همان انديشه‌يي"، يعني كه تجلي شخصيت آدمي در انديشه‌ي اوست، يا به تعبير ديگر مي‌توان شخصيت هركس را همان انديشه‌ي او دانست، اگر انديشه عظمت و بلندي و بلند مرتبگي دارد، بي‌شك شخصيت او نيز همانند او فرهمند، فرهيخته است، اگر انديشه‌ها مرتبه‌اي عالي انساني را متبلور بخشد و بدين معنا است كه حظي و بهره اي از شكوه نستانده است ‌بي‌شك شخصيت‌ها نيز متأثر و متبلور از همان انديشه است، شعارها ناشي از طرز تفكر و انديشه‌ي آدميان است، شعار نيكو و سخته و سنجيده ازچشمه هاي انديشه‌هاي بلند آب مي‌نوشد و شعارهاي بي‌محتوا يا كم محتوا ناشي از همان انديشه نافرهيخته است، در اين ميان شعارهايي هم هستند كه نه از انديشه والا حكايت دارند و نه از سطح پايين، حالت سراسيمگي، بي‌خويشتني گويندگان ومطرح كنندگان آن را نشان مي‌دهند، و عمق و درونمايه‌ي شخصيت فرد را به نمايش مي‌گذارد؛ ازاين رو مي توان گفت كه شعار هر كس بيانگر شخصيت او است.
منظور از شعارها نيز شعارهايي انتخاباتي است كه نامزدان انتخابات،در روز هاي مبارزات انتخاباتي مطرح كرده اند، اگر كسي مي‌خواهد رأي دهد اما نمي‌داند كه به چه كسي و چه آدمي رأي بدهد، اولين معيار داوري شعار نامزدها است. شعار نامزدها نيز با سنگيني و ثقالت و وزن خود شناخته نمي‌شود كه تصور شود هركه شعار طويل تر نوشته باشد،‌ نيك سيرت‌تر و با فهم تر است. براي مردم معيار آن است كه شعارهاي افراد را با وظايفي كه قانون اساسي براي نمايندگان مردم برشمرده است مقايسه وبه داوري بپردازند. اگر كسي شعار بدهد كه ميان كوه آسمايي و شير دروازه پلي احداث مي‌كند، يا سرك‌هاي حلقوي شمال و غرب كشور را در يك سال يا دو سال تكميل خواهد كرد؛ با آن كه شعار بسيار زيبا و فريبنده است هيچ نماينده‌اي نخواهد توانست به آن شعارها جامه ي عمل بپوشاند، حتا اگر نامزدي شعار داد كه بوي و تعفن را از دريا (رودخانه) كابل كم خواهد كرد بازهم باور كردني نيست، زيرا وقتي او نماينده شد ديگر شيشه موتر او پايين نيست تا بوي و تعفن را احساس كند و براي كم كردن آن تلاش ورزد، بسياري از نامزدان شعارهايي كه مطرح كرده اند شبيه به همين شعارهايي است كه در بالا ذكري از آن به عمل آمد. مثلاً سازندگي و بالندگي دو گزينه براي زندگي!! شعار مسجع زيبايي است، اما از خواندن وديدن اين شعار چه چيزي براي مردم عادي اين كشور حاصل مي‌شود؟ آيا نماينده‌اي كه اين شعار را مطرح كرده است چه چيزي را خواسته است بگويد، آيا اين تحقق عملي اين شعار درحيطه‌ي كار نمايندگي مي‌گنجد؟ صلح و امنيت سرتاسري در پرتو دين مبين اسلام! شعار ديگري است كه نامزدي برروي عكس خويش چسپانده است ؛جايگاه يك نامزد انتخاباتي در تحقق اين شعار چيست يك نماينده بايد قانون تصويب كند، برآن نظارت داشته باشد و از حقوق شهروندان دفاع كند، آيا اين مدعي مي‌خواهد درس دينداري به مردم دهد تا در پرتو آن صلح و امنيت ايجاد شود؛ ياآن كه خواسته اذهان مردم مسلمان را به سوي خود جلب نمايد!
قانونيت،‌ امنيت، عدالت از شعارهاي ديگري است كه نامزدي روي عكسي كه آويخته است برآن افزوده است، اين نامزد نسبت خود را با آن شعار زيبا بيان نكرده است كه او تلاش مي‌كند، تحقق يابد، يا اين كه مي‌كوشد كه آن را زيرپاي كند، هيچ فعلي به كار گرفته نشده است.
كار در عمل نه در گفتار: اين هم يكي از آن شعارهايي پاي در هوا و بي‌محتوا است كه گوينده و سراينده‌اي آن متأسفانه از انديشه بي‌بهره يا كم بهره بوده است، عمل بسيار نيكو است اما كدام عمل، عملي كه سرچشمه و سر منشأ از يك ايده و انديشه گرفته باشد، هيچ كاري ثمربخش نيست مگر آن كه قبل از آن انديشه و فكري پشت سرآن قرار داشته باشد.
حديث پيامبر عظيم‌الشأن اسلام است كه مي‌گويد: آدم نادان اگر به اصلاح برخيزد، فساد مي‌كند تا اصلاح. اين شعار يك وجه ديگر هم دارد، كه همان تشابه آن به شعر شيخ اجل سعدي شيرازي است در عمل كار برآيد نه سخن داني نيست، آن سخن و آن شعر از جايگاه ديگري گفته شده است و شان نزول ديگري دارد.
ر‌أي به. .. راي به عدالت و آزادي اسلامي، گرچند نامي از نامزد محترم به ميان آمده است، اما اين نامزد هيچ گاه مظهر و تجلي گاه يا همسنگ و همسان عدالت و آزادي اسلامي نيست، و نامزد محترم متأسفانه نتوانسته است از عدالت و آزادي تعريف دقيقي داشته باشد و نسبت خود را با آن بيابد و آنگاه شعار متناسب با آن را مطرح كند.
خدمت به مردم ميراث فرهنگي ماست: آيا خود نامزد محترم فهميده است كه چه گفته است، آيا اين ميراث از حاكمان تاريخ براي ما مانده است يا از محكومان؟ فلسفه تاريخ ما ،ما افغان ها ازبدو آغاز تاريخ بيشتر از اين دو طيف نشان نمي‌دهد، يا حاكمان بوده اند يا محكومان. حاكمان كه ظلم و جنايت و قساوت و ددمنشي شان چنان افزون بوده است كه اميد داريم ميراث خوار آن هيچ كسي از اين نامزدان نباشد، آنان جز جنايت مرتكب نشدند و جز دروغ نگفتند و جز ستم نورزيدند.
اگر غرض محكومان باشد بايد گفت كه آنها متأسفانه چنان ناتوان بوده اند كه فرهنگ محكوم بودن را به ارث نهاده اند و اين شعارها و شعار هاي مشابه بيانگر اين امر است كه دقت در شعار ها صورت نگرفته و يا به نحوي آشفتگي شخصيتي بارز را مي‌رساند.اگر خدمت از ميراث فرهنگي ما باشد نيزآن ميراث در قالب نمايندگي مردم نبوده است لذا نمايندگن مردم وقتي شعاري را مطرح مي كنند بايد خدمت خويش در يك فرايند جديدي كه نام آن مجلس نمايندگان است مطرح كنند.
برخي شعارهاي نامربوط و ناموزون ديگر نيز مطرح شده است كه كسي نمي‌داند و نمي‌فهمد كه منظور آن چه بوده است و لازم است كه نامزد محترم براي هر عكس خود، فردي را بگمارد تا شعارهاي آن را به مردم توضيح دهد، مگر نه آن است كه شعارها براي جلب توجه مردم است كه بخوانند و اهداف نامزد را بدانند؛ اما مردم از اين شعار كه: قيمت هر انسان به قدر دنيا بود/ اگر همت او دنيا بود او را هيچ قيمت نبود.
چه مي‌فهميد، شايد اگر كسي با ادبيات كهن اين آشنايي داشته باشد، از سعدي و حافظ و مولوي شعري خوانده باشد، بداند كه معناي اين شعر چيست ؛اماچه ربطي به انتخابات دارد و چه جاذبه روي بيننده و خواننده ايجاد مي‌كند كه ترغيب شود و راي دهد.



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3023/
آغاز خروج نيروها غربي؛ بيم ها واميد ها


آغاز خروج نيروها غربي؛ بيم ها واميد ها
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


يك شنبه گذشته اولين بخش از نيروهاي دو هزار نفري هالند از افغانستان خارج شد؛ نيروهاي هالندي بيشتر در ارزگان مستقر بودند و به ادعاي مقام هاي نظامي هالند فعاليت آن نيروها در سه محور فعاليت مي‌كردند، تأمين امنيت و بازسازي از محوري ترين فعاليت آن نيروها در آن ولايت شمرده مي شد، گفتني است كه نيروهاي هالند از زير مجموعه ي نيروهاي ناتو يا پيمان اتلانتيك شمالي است كه در افغانستان مستقر شده بودند. گرچه حضور آن نيروها در افغانستان گاه بحث ها و جنجال هاي حادي را ميان حكومت و احزاب مخالف آن كشور بوجود آورده بود و يك بار نيز در سال 2009حكومت بر سر اقتداران كشور را وادار به استعفا كرد؛ و ليكن در مجموع آن نيروها جزيي از پيكره بزرگ نيرو هاي ناتو به حساب مي آمدند.
رفتن آن نيرو ها از افغانستان، واكنش ها و پرسش هايي زيادي برانگيخت: از جمله طالبان از بيرو ن رفتن آن ها ستايش كردند و ساير نيروهاي خارجي را نيز به پيروي از نيروهاي هالندي فراخوانده اند. البته واكنش هاي طالبان نه از آن جهت است كه آن نيروها را مخل استقلال و آزادي افغانستان مي‌دانستند و رفتن آها را تأمين اسقلال به حساب آورند، بلكه واكنش هاي آن را بايد بر اساس نيات آن ها ارزيابي كرد ؛نيات واقعي طالبان ،همانا در سيطره گرفتن افغانستان و منضم كردن آن به خاك پاكستان يا هم ايجاد حكومتي است كه قبلاً تجربه ي تلخ آن را مردم افغانستان از سر گذرانده اند. بسياري از نهادهاي غير دولتي افغانستان ،سياست مداران، و برخي اصحاب رسانه ها نيز بيرون شدن آن نيروها را با ديد مثبت ومنفي نگريسته اند برخي با اين ديد كه نيروهاي ناتو در مجموع غرب به تعهداتي كه سپرده اند، متعهد اند و هر وقت شرايط مطلوب بوجود آيد و افغانستان عاري از وجود نيروهاي تروريستي شود از افغانستان خارج خواهند و تقدير افغانستان را در دست خود افغان ها خواهند سپرد.
برخي نيز اين پرسش را مطرح كرده اند كه: آيا غربي ها در مبارزه با طالبان و القاعده صادق و متعهد اند وواقعا مي خواهند كه افغانستان را از شر تروريزم نجات بخشند يا اين كه تحولات داخلي آن كشور ها و يا فشارهاي بيشتر بر آن نيروها، سبب خواهد شد كه افغانستان را بدون كدام دست آوردي ترك گويند؟
اين پرسش از اين زاويه اهميت دارد كه افغانستان كنوني بررغم داشتن ارتش و پوليس،سخت نيازمند كمك و همكاري مجامع بين المللي مي باشد، اگر ساير نيروهاي غربي نيز حساسيت و اهميت حضور خويش را درك نكنند و صرف بر اساس مصالح و منافع خويش تصميم بگيرند وهمانند نيرو هاي هلندي، افغانستان را ترك گويند؛كشور ما بارديگردر باتلاق طالبان و پاكستان غرق خواهد شد و اين بار نتايج و عوارض آن بسي خطرناك تر و مهيب تر از گذشته منطقه را تهديد خواهد كرد، البته پاكستاني ها به تصور اينكه اگر طالبان در افغانستان پيروز شوند.
بخشي ازنيرو هاي فشرده شده ي مذهبي در افغانستان تخليه خواهد گشت و حكومت آن كشور خواب راحتي خواهد كرد ومنافع آنها تامين خواهد گشت ؛ اما گذشته ي طالبان نشان داده است كه در صورت تسلط آنان بر افغانستان ،سياست و حكومت در پاكستان دچار دگرديسي شديدي خواهد گشت و بي ترديد خواب زمامداران پاكستاني را بيش از گذشته آشفته خواهد نمود، بي ترديد حكومت پاكستان نيز در اختيار طالبان آن كشور قرار خواهد گرفت دران صورت نه تنها پاكستان در كام تروريزن سقوط خواهد كزد كه آشفتگي پاكستان تاثير خويش را بر غرب نيز خواهد گذاشت، غربي كه امروز نتوانند تروريزم را -كه به صورت پراگنده وجود دارد- مهار كنند در آينده وقتي دو كشور پاكستان و افغانستان را در اختيار داشته باشد و بمب هاي هسته وي پاكستان را نيز در اختيار گيرند. جنگيدن با آنها كاري است دشوار و منجر به فاجعه اي خواهد شد كه آن سرآن ناپيدا است؛ لذا بسياري از كارشناسان بيرون رفتن نيروهاي هالندي را نا به هنگام مي دانند و اين نگراني را ابراز مي دارند كه اگر تعهد غربي ها در قبال مبارزه با تروريزم همانند هالند باشد بايد از همين حالا به فكر آينده اي خود بود و بيشتر از اين فريب سخنان شيرين غربي ها را نبايد خورد.
البته خروج نيروهاي هالندي را مي توان بخشي از يك فرايند دانست كه بدون شك تحقق يافتني است وهمين فرايند براي مردم افغانستان همراه با انذار وتبشير يا بيم و اميد است.
ازيكسواين پيام را روشن را دارد كه قواي خارجي از افغانستان بيرون شدني هستند، شايد در زمان تعيين شده نتوانند از افغانستان خارج شوند؛ اما عزم جدي بر آنست كه بايد روزي كشور ما را ترك گويند و به وطن مالوف و محبوب خويش برگردند، باورمند بودن به اين انديشه مي طلبد كه مردم سعي و تلاش وافر به خرج دهند، و بدانند و برخود بقبولانند كه وارث اين خاك و سرزمين مردم افغانستان هستند بايد در راه آباداني آن تلاش بيشتر به خرج دهند؛ اما از سوي ديگر بيرون رفتن نيروهاي ناتو از افغانستان براي همسايگان افغانستان پيام هاي متفاوت خواهد داشت. پاكستان با كمال تأسف كه از بدو تاسيس خويش همواره با كشورما سر عناد و لجاج داشته است و هميشه كوشيده است تا چالش هايي را فراراه دولت و مردم افغانستان قرار دهد، اگر امروز مخالف حضورنيروهاي خارجي در افغانستان هستند نه بدان جهت است كه خواهان ثبات، و امنيت پايدار در افغانستان است؛ بلكه ازطالبان اين جرثومه هاي بي غيرتي و مزدوري دفاع مي كنند زيرا آنها گوش به فرمان استخبارات آن كشور است و در جهت اهداف آن كشور عمل مي كند، بنابر اين بيرون رفتن ناتو از افغانستان شايد اين گمانه را ايجاد كند كه افغانستان به سوي بي ثباتي رود و پاكستان به مراد خويش دست يابد، رفتن نيروهاي خارجي شايد براي همسايه ديگر افغانستان يعني ايران،خوش آيند و مطلوب باشد كه بي شك همين گونه است؛ زيرا آن كشور دشمني ديرينه اي كه با امريكا و غرب داردحضور نيروهاي خارجي را برنمي تابد؛ اما هيچ گاه تضميني وجود ندارد كه رفتن نيرو هاي غربي ،امنيت وثبات در افغانستان ايجاد كند و نهادينه شود لذا اگر همسايگان ثبات خويش را در ثبات افغانستان مي دانند در جهت ثبات وامنيت افغانستان كوشش كنند كه درآن صورت رفتن نيرو هاي بين المللي هم به نفع افغانستان است وهم به نفع همسايگان افغانستان.
لذا اگر واقعاً همسايگان افغانستان بخواهند افغانستان يك همسايه مطمئن براي آن كشور ها باشد بايد در جهت ايجاد امنيت سراسري و ثبات دايمي افغانستان بكوشنددر غير آن رفتن نيرو هاي خارجي نه به نفع آنها خوهد وبد ونه هم نفعي براي مردم افغانستان خواهد داشت. ن صوتر رفتن نيرو هاي غربي نه به حال آن كشور ها سود آورخواهد بود ونه هم براي افغان ها در اخير اين نكته نيز قابل يادآوري است كه تجزيه اي افغانستان كه امروز از سوي برخي محافل غربي مطرح مي شود، به همان اندازه كه براي افغانستان خطر آفرين است براي همسايگان افغانستان نيز خطر جدي را در قبال خواهد داشت. تجزيه افغانستان يك پروژه نخواهد بود، جرياني كه اگر آغاز شود همسايگان افغانستان را نيز در كام خواهد كشيدوديري نخواهد پاييد كه جغرافياي منطقه را تغير خواهد داد،‌بنا برآن همسايگان افغانستان براي دوري گزيدن از اين خطر بايد در جهت تحكيم ثبات افغانستان تلاش ورزند تا اين انديشه در همان نطقه از ميان برود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3022/
روابط سیاسی ایران و افغانستان از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش دوازدهم


روابط سیاسی ایران و افغانستان از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش دوازدهم
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


روشن است که مردم افغانستان سنی حنفی وشیعهء امامیه هستند و این مردم نمی توانند جنایت آل سعود را فراموش کنند. تاریخ آل سعود چیزی جز جنایت و دشمنی آشکار نسبت به اسلام نیست. ممکن است که برخی افراد فرصت طلب در دام دلارهای نفتی وریخت وپاش قارون های نفتی گرفتار شده یا بشوند، ولی حتی در مورد آنها هم این بدان معنی نیست که مذهب وهابیت را پذیرفته اند.
ملت مسلمان افغانستان به خوبی می دانند که وهابیت به مثابهء غدهء چرکین ومتعفن در جهان اسلام است وتا این غده جراحی نشود. جهان اسلام از وجود آن رنج می برد. از این رو ملت افغان در مقابل تهاجم سیاسی وهابی ها همان حساسیتی را دارند که در مقابل تجاوز سربازان متجاوز انگلیسی وروسی.
واکنون که مرگ مارکسیست ها فرا رسیده وکمونیزم در افغانستان به شکست مواجه گردیده است، وهابیت به عنوان تنها خطر بالقوه، امنیت داخلی وحیثیت مذهبی مردم افغانستان را تهدید می کند واگر قبل از وقوع فاجعه از گسترش آن جلوگیری نشود جوی را در افغانستان ایجاد خواهد کرد که اکنون تاحدودی در پاکستان ایجاد نموده است. یعنی همان ترور های ناجوان مردانه، چپاول اموال مسلمین، آتش زدن مساجد ومنازل توسط مزدوران مسلح به ظاهر ناشناس به منظور ایجاد اختلاف در بین اقوام، اقشار، احزاب وملیت های مختلف صورت خواهد گرفت.
اکنون که از یک طرف زمزمهء سازش ابرقدرتها روی مسئلهء افغانستان به گوش می رسد حکام سعودی متوجه مردم شیعه در آن سازمان گردیده ومیل دارند که در بین آنان نیز سرمایه گذاری نمایند تا حساسیت آنان را در مقابل وهابیت کاهش دهند. در ادامهء مقاله آمده است: تخریب حرم مطهر چهارده معصوم توسط وهابی ها مسئله ای نیست که شیعیان افغانستان آنرا فراموش کنند... این مسایل حل نخواهد شد جز به آزادی حرمین شریفین از سلطهء رژیم اشغالگر و غاصب حاکم بر حجاز. (22)
اشاره به سرمایه گذاری روی مردم شیعهء افغانستان توسط سعودی ها متوجه حرکت اسلامی به رهبری شیخ محمدآصف محسنی بود که روابط حسنه با ایران نداشت.
مقامات ایرانی در ملاقات با مسئولین بلند پایهء رژیم داکتر نجیب الله به صراحت بیشتر از حقوق شیعه ها وحتی فارسی زبانهای افغانستان سخن می گفتند و از آنجا که رهبران تنظیم های قدرتمند مجاهدین اکثراً پشتون بودند که با سعودی ها رابطهء خوب و در مقابل با ایران رابطهء سرد داشتند، ایرانی ها درین موضعگیری های آنان، نوعی همگرائی بین(وهابیت) و(پشتونیزم) را می دیدند واین خود رژیم کابل را نزد آنان قابل قبول تر از حکومت مجاهدین تحت رهبران پشتون جلوه میداد.
سفرهای اعلام ناشده و مخفیانه ادامه
می یابد
ایران از یکطرف علاقمند نزدیکی روابط با رژیم داکتر نجیب الله در کابل بود و از جانب دیگر از افشای این روابط که میتوانست موقف ایران را نزد مجاهدین بیش از پیش تضعیف نماید نگرانی داشت. به همین علت مسافرت های با اهداف سیاسی، یا مخفیانه صورت می گرفت و یا در پردهء بهانه های غیرسیاسی، به عنوان مثال کاردار سفارت افغانستان در تهران به وزارت امور خارجه در کابل خبر داد که به تاریخ 4/5/1369 به وزارت امور خارجهء ایران فراخوانده شد تا با آقای(ملکی) مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی و معاون وزارت امور خارجهء ایران ملاقات نماید.
... هدف از احضار اینجانب به صورت صریح از جانب آقای ملکی مطرح گردید. ایشان تذکر دادند که علاقمند به مسافرت به افغانستان ومشاهدهء وضع از نزدیک به خصوص در وضع کنونی که اوضاع در حالت بغرنج و پیچیده قرار دارد، می باشند ولی با در نظر داشت روابط موجود، مسافرت رسمی شخصی در سطح ایشان با عنوانی که دارند زیاد عملی نیست. به این جهت ایشان پیشنهاد نمودند در صورتیکه به مناسبت هزار سالگی درگذشت روز فردوسی، درمحفلی که در کابل برپا خواهد شد از ایشان دعوت به عمل آید، باکمال خوشی به این مسافرت مبادرت خواهند ورزید.
همچنان کاردار سفارت کابل در تهران درنامهء مؤرخ 24/6/1369 به وزارت امور خارجه چنین نوشت: در آخرین دیداری که با آقای میرمحمود موسوی مدیر کل ادارهء دوم آسیای غربی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران وبرادر آقای موسوی صدراعظم سابق ایران داشتم، ایشان مطرح ساختند که قصد دارند به کابل مسافرت نموده وضمن آشنائی باوضع موجود، صحبت محرمانه ئی در عرصهء روابط میان دو کشور بامسئولین کشور شما داشته باشم. ایشان یاد آوری نمودند که این مسافرت به رفع سوء تفاهمات کمک خواهد کرد وما باید بتوانیم از نظرات همدیگر بهتر آگاه شویم.
از جانب دولت کابل نیز هیئتی به تهران مسافرت نمود. عوض نبی زاده رئیس امور ملیت های شورای وزیران وشیر آقا سرشک معین وزارت مهاجرین (عوت کنندگان) درماه سنبله سال 69 سفری به تهران داشتند. نبی زاده از ملیت هزاره بود ومقدمات این سفر را اسدالله کشتمند به خاطر هدف خاصی مساعد ساخت تا طرح امکان یکصد هزار تن از مهاجرین اهل تشیع در مرز هرات با ایران را عملی نماید. این هیأت با مقامات بلند پایهء وزارت امور خارجهء ایران دیدار داشت. بروجردی معین وزارت امور خارجهء ایران در دیدار با این هیأت گفت:
ما در افغانستان نسبت به شیعه ها حساسیت خاص داریم. نه به علت اینکه ما شیعه هستیم بلکه از این جهت که اینها در طول تاریخ قشر محروم ومستضعف افغانستان بوده اند.
برای ما قابل تحمل نیست که در آینده شاهد این وضع باشیم. اینها قشر وسیع هستند. ما از سیاست کشور شما مطلع هستیم که به آنان توجه خاص دارند از وضعیت کابینهء شما هم اطلاع داریم.
آقای نجیب در پاریس با هیأت ایرانی ملاقات نموده وبه سیاست شما در اقبال شیعه ها تکیه نموده گفته اند که شما هم (جانب ایرانی) سیاست ها را درین جهت سوق دهید. در جمهوری اسلامی ایران توجه خاص به این مسئله است.
در روابط میان دو کشور تاکنون گامهای بلند برداشته شده است چنانچه سفر آقای موسوی به کابل گام بلندی است. اما همهء این تحرکات باید غیر علنی باقی بماند.
در ملاقات 27/6/1369 این هیأت بامیرمحمود موسوی مدیر کل ادارهء دوم آسیای غربی، وی گفت:
بعد از سالهای طولانی یک چنین هیأتی با چنین سطح به ایران سفر می کند. مسئولین ما مسایل افغانستان را باعلاقهء قلبی دنبال می کنند و در پی این سیاست هستند که هرچه زودتر مشکلات رفع و دوستی دیرینه میان دوکشور باتمام ابعاد آن احیاء گردد ... پیوند ما با شما یک پیوند خدائی است وهیچکس این پیوند را شکستانده نمی تواند.
... این در ادامهء روندی است که آغاز شده است وبنده هم سفری به کابل خواهم داشت ومسایل را با جزئیات با مسئولین کشور شما مورد بحث ومذاکره قرار خواهم داد که بانظر مسئولین کشور ما صورت می گیرد.
... چرا من(برای این ماموریت) انتخاب شده ام؟ شاید به این دلیل که باتجربه ترین فرد در قبال افغانستان در وزارت خارجه هستم.
ما وشما اطلاعاتی در مسایل داریم که باهم تبادله خواهیم کرد. جز به جز مسایل را باهم حل خواهیم کرد. هستند کسانیکه نمی خواهند این مسایل حل شود. اینکه سفر شما از طریق رسانه های گروهی منعکس نمی شود به همین علت است. همینکه در بارهء شما صحبت شود سر وصدا راه می اندازند و روند سازنده را می خواهند باشکست مواجه سازند. رفت وآمد ها را باحرکت های بی سر وصدا باید ادامه داد. باید اجازهء مداخله به دیگران را ندهیم. خیلی ها به خصوص امریکا از نزدیکی ما وحشت دارند، اگر این نزدیکی عملی شود، امریکا ضرر می بیند. ما باید هوشیار باشیم.
ما می خواهیم افغانستان یک کشور مرفه وقوی باشد. در حالیکه کسانی هستند که میخواهند افغانستان ضعیف و درگیر جنگ داخلی باشد، تا آنها سلطهء خود را داشته باشند، ما برای همکاری برنامهء جدی داریم. این دیگر بستگی به دولت شما داردکه درین زمینه اقدام نماید. ما برای صحبت وطرح آماده ایم. دونوع برنامه در عرصهء اقتصادی وجود دارد:
تبادلات مرزی بین ولایات خراسان ایران وهرات وفراه ونیمروز افغانستان.
ارتباط باخود کابل.
درین عرصه کار جریان دارد وپیشنهاداتی هم داده شده است که کارشناسان به کابل وتهران مسافرت نمایند...
اسدالله کشتمند به عنوان یک دیپلومات موفق در ایجاد رابطهء نزدیک میان دوکشور تبارز نمود چنانچه وی ترتیب دیدار مقامات ایرانی ورژیم نجیب را درکشورهای دیگر نیز همآهنگ می نمود به عنوان مثال عبدالوکیل وزیر خارجه به تاریخ 22 میزان 69 تلگرافی باعنوان (اشد محرم) برای وی به تهران به شرح ذیل مخابره نمود:
هیأت جمهوری افغانستان در اجتماع اسامبلهء ملل متحد با استفاده از امکانات توانست ملاقات های متعدد ومفید را با هیأت کشورهای اشتراک کننده انجام دهد که از آن جمله اشتراک اینجانب در دعوت آقای ولایتی وزیر خارجهء ایران بود.
هیأت در مدت اقامت خویش با آقای موسوی ملاقات مفید را انجام داد که من از ملاقات با وزیر خارجه ودعوت شان و از ملاقات با آقای موسوی خوشنود می باشم.
محترم اسد کشتمند! از تنظیم دقیق پروگرام من از شما ابراز سپاس می نمایم.
لطفاً از خوشنودی من به آقای موسوی اطمینان دهید وبه موصوف اذعان بدارید که وزارت خارجهء افغانستان انتظار بازدید شما را از افغانستان دارد. از اجراآت خویش اطمینان دهید.
با احترام
عبدالوکیل وزیر امور خارجه (23)
ظاهراً همه کارها بخوبی پیش میرفت. مقدمات سفر مهمی که میرمحمود موسوی قصد داشت به کابل انجام دهد فراهم گردید. ولی ناگهان واقعه ئی اتفاق افتاد که جوی حاکی از بدبینی وشک را نسبت به فعالیت های اسدالله کشتمند در وزارت امور خارجه در کابل فراهم آورد وعبدالوکیل وزیر خارجه که شخص فوق العاده دقیق وحساس بود تصمیم گرفت تا در زمان مناسب درمورد دور ساختن اسدالله کشتمند از تهران اقدام نماید.
طرح اسکان 25000 خانوادة اهل تشیع در مرز هرات با ایران
درماه سنبله سال 69 هیأت بلند پایهء رژیم کابل شامل نبی زاده رئیس امور ملیت های شورای وزیران و شیر آقای سرشک معین وزارت امور عودت کنندگان به تهران سفر نمود. این سفر به دعوت مقامات ایرانی صورت گرفت ولی شکل مخفیانه داشت. کشتمند که از قبل با مقامات ایران وحزب وحدت اسلامی تماس های متعددی داشت، طرحی را آماده نمود که با سفر این هیأت باید به شکل یک پروتوکول بین گروهی از مهاجرین افغان ومقامات مسئول دولت کابل که درین هیأت شامل بودند. به امضاء می رسید سفارت رژیم کابل در تهران بعداً گزارشی عنوانی حکومت کابل فرستاد که ذیلاً نقل می شود.(24)
کاملاً سری
پروتوکول بازگشت 25 هزار خانوار شامل بیش از یکصد هزار نفر از مهاجرین اهل تشیع.
در صحبت های مقدماتی وطی جلسات متعدد از جانب مهاجرین به اشتراک آقایان محترم حجت الاسلام ابراهیم(خلیلی)، حجت الاسلام حسین علی (کرمانی)، حجت الاسلام حسین داد (توسلی) ومحترم محمد رسول(رضائی) از جانب سفارت جمهوری افغانستان ومحترم اسدالله کشتمند شارژدافیر، محترم رحیم الله سکرتر اول ومتصدی امور قونسلی، علی محمد صادقیار مسئول بخش فرهنگی سفارت در تهران موافقت به عمل آمد تاجمع بندی ترکیب 25 هزار فامیل آمادهء عودت همراه باطرح های حاوی خواستها و نیازمندی های مهاجرین ومکلفیت های دولت، همراه باخواست های آن طی یادداشت تنظیم وبه پروتوکول گنجانیده شود که در جریان ملاقات های روزهای اخیر بامسافرت محترم محمد عوض (نبی زاده) رئیس عمومی ملیت های شورای وزیران ومحترم شیر آقا(سرشک) معین وزارت عودت کنندگان یکبار دیگر موضوع مورد بحث قرار گرفت ونتیجتاً نمایندگان محترم مهاجرین ترکیب مهاجرین را به شکل ذیل مطرح نمودند.
1- آمار عمومی عودت کنندگان حاضر 25000 خانوار بیش از یکصد هزار نفر به ترکیب ذیل:
الف: روحانیون عودت کنندهء حاضر(30) نفر
ب: شاگردان دورهء متوسطهء معارف حاضر(1000)
ج: شاگردان دورهء ابتدائیهء حاضر (9000)
د: افراد متخصص در بخش های گوناگون(100)
هـ: افراد آمادهء خدمت سربازی در غند قومی(5000)
2- مشکل اسکان جمع(25000) خانوار با آمار تقریبی چنین است:
الف: (15000) فامیل (خانوار) به مشکل اسکان مجدد مواجه اند.
ب: (10000) فامیل (خانوار) امکان آنرا دارند که بعد از عودت به وطن به مناطق اولی زندگی شان اسكان یابند.
خواست های مهاجرین که توسط نمایندگان محترم آنها مطرح گردید عبارتند از:
1- تحویل زمین باشرایط سهل به مساحتی که مشکل سرپناه وزراعت و مالداری (15000) خانوار را حل نموده بتواند. تأکید به عمل می آید که هرگاه زمین های مورد توجه در مناطق مرزی در قدم اولی هرات موقعیت داشته باشد، مسلماً مشکلات انتقال و دورنما ومؤثریت بهتر وبیشتر خواهد داشت.
در درخواست ها مسایل دیگری چون مدرسه وبیمارستان نیز پیشنهاد شده بود و در مادهء اخیر چنین آمده بود:
9- ایجاد غند قومی درمنطقهء مرزی باکمیت (5000) نفر و فراهم آوری امکانات تسلیحاتی و اکمالاتی ولوژستیکی، تأمین امنیت محل با محلات سکونت مهاجرین در مناطق مرزی (در قدم اول ولایت هرات) توسط پرسونل غند قومی.
... باتوجه به مادهء نهم طرح پیشنهادی مهاجرین، اعزام آنان به قطعات قوای مسلح وایجاد مفرزه های قومی مطابق مادهء نهم ویاد داشت مندرج آن شامل خواست مطرح شدهء مهاجرین.
هیأت دربازگشت به کابل راپور مفصلی به شورای وزیران ارائه کرد که به مخالفت مواجه گردید. اسدالله کشتمند که میدانست در وزارت خارجه از این طرح استقبال نخواهد شد، طرح مذکور را مستقیماً به شورای وزیران ارسال نمود. گزارش وطرح مذکور چون قبلاً نیز با استقبال مواجه نشده بود به وزارت امور خارجه رجعت داده شد. وزارت خارجه به کشتمند تذکر داد که اصولاً باید چنین گزارش ها از سفارت به وزارت خارجه ارسال گردد.
دولت کابل از آرزوی دیرینهء ایران برای داشتن یک دهلیز ارتباطی از مرز ایران تا به مناطق مرکزی افغانستان آگاه بود و درعین حال میدانست که اسکان گروه کثیری از مردم هزاره در هرات تنش های قومی را درین منطقه موجب خواهد گردید، از طرف دیگر این حقیقت نیز مشخص بود که آمادگی 25هزار خانوار برای عودت به افغانستان، درعقب خود برنامهء سیاسی دارد. بنابر این دولت کابل، دادن جواب مثبت یا منفی به مسئله را به آینده موکول نمود.
به صورت کلی میتوان گفت که این طرح به شکل ناشیانه وعجولانه ارائه شد وکسانی که درعقب این طرح قرار داشتند به جنبه های عملی آن وتوانمندی دولت کابل در پیاده ساختن آن به خصوص از نظر سیاسی واجتماعی توجه نکردند.
ادامه دارد



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3021/
ریشه‌های تاریخی القاعده و طالبان، بخش سوم و پایانی


ریشه‌های تاریخی القاعده و طالبان، بخش سوم و پایانی
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


شکست سیاسی-نظامی طالبان
اسامه بن لادن پس از حادثه یازدهم سپتامبر تحت پیگرد قرار دارد
گزینه دوم که احتمال تحقق آن قوی تر به نظر می رسد این است که با تلاشهای هماهنگ نیروهای ائتلاف بین المللی و حکومت های منطقه همراه با نیروهای محلی ذی نفوذ، این جریان به شدت در هم کوبیده شود، چه با هدف قرار دادن برخی سران و برنامه ریزان آن و چه با انجام حملات سنگین بر پناهگاه ها و پایگاههای اساسی آن و چه با شیوه های دیگری که به تضعیف اساسی آن بیانجامد تا آن که از نظر سیاسی و نظامی از پای در آید.
احتمال این امر به این دلیل قوی تر است که جهان از تداوم چنین وضعیتی در منطقه به ستوه آمده است و نوعی اجماع وجود دارد مبنی بر اینکه باید به آن خاتمه داده شود.
این اجماع علاوه بر این که اکثریت قدرتهای جهانی را با خود دارد از نظر داخلی هم مورد استقبال اکثریت مردم افغانستان و پاکستان است و تحمل این وضعیت برای مردمی که می خواهند آینده روشن‌تری داشته باشند دشوار شده است.
نیروهای درگیر با طالبان و حامیان‌شان هم اکنون از توان نظامی برتر و امکانات لژستیکی بیشتر برخوردارند واگر بتوانند به حامیان دیرینه و دایمی این جریان – که حلقاتی در داخل حکومت پاکستان بوده اند- بقبولانند که از حمایت آن دست بکشند، ادامه حیات برای آنها ناممکن خواهد شد.
از سوی دیگر دیده شد که در خلال بیشتر از هشت سالی که از حوادث یازدهم سپتامبرگذشته است، با آن که رویدادهای عراق فرصتی طلایی برای این جریان بود تا با استفاده از احساسات کشورهای عربی و برخی کشورهای اسلامی به عضو گیری بپردازد و برخی حکومتهای منطقه هم به شکلی زمینه را به برخی از فعالیت های طرفداران این جریان هموار می ساختند، با آنهم نتوانست به پیشرفتهای محتمل دست یابند و بلکه در عوض بسیاری از سران خود را از دست داد و تلفات سنگینی را متحمل شد و هنوز هم تا پیشرفتهایی که آرزویش را دارد راه درازی در پیش است.
بررسی این عوامل، احتمال شکست سیاسی-نظامی طالبان را قوت می بخشد و آن را در برابر ضربات مخالفان آسیب پذیر نشان می دهد. در صورتی که شکست این جریان صرفا در جبهه جنگ نظامی تحقق یابد و به لحاظ فرهنگی برای خشکاندن ریشه های تلاشی صورت نگیرد، مشکل منطقه به شیوه اساسی حل نخواهد شد و آثار روانی این جریان در ذهن و روحیه مردم خواهد ماند و چه بسا که آن را به جریانی مظلوم در خاطره بخشهایی از جامعه تبدیل کند که حس همدردی با آن را دامن زند و در آن صورت این جریان به آتشی در زیر خاکستر بدل خواهد شد که در هر فرصت دیگر احتمال سربرآوردن آن محتمل خواهد بود.
تداوم حالت کجدار و مریز
رهبر فراری طالبان زیاد دیده نشده و در زمان قدرت خود هم با دنیای بیرون ارتباط چندانی نداشته است
سومین گزینه عبارت از این است که با ضرباتی مختلف که به پیکر این جریان وارد می آید به همین بسنده شود که خطر آن کاهش پیدا کند و از حالت تهدید کننده به حالت ایذایی محض فروکاسته شود.
بعضی از قدرتهای سیاسی که می بینند تداوم بحران در برخی مناطق به نفع اهداف و استراتژی های سیاسی شان است ترجیح می دهند که جریانهایی مانند طالبان با آن ویژگیهای فرهنگی و تصوری که از آنان در ذهن جهانیان ثبت شده است، به شکل نیمه جان به حیاتش ادامه دهند تا دلایل کافی برای حضور یا دخالت شان در قضایای سیاسی منطقه وجود داشته باشد و احتمال دارد که آنان نخواهند این جریان به شکل نهایی ریشه کن شود، ولی در عین حال این اجازه را هم به آن ندهند که از حد تعریف شده و کنترل شده پا فراتر گذارد.
این سناریو بنا به منطق سیاست که به منافع فوری می نگرد، احتمالش منتفی نیست، اما با توجه به پیامدهایی که دارد و با منطق خرد دور اندیش که سیاست نیز اگر مبتنی بر عقلانیت باشد باید بدان تن دهد، گزینه ای است که چون معقول به نظر نمی رسد باید بخت زیاد به تحقق یافتن نداشته باشد.
یکی به این دلیل که تداوم بحران زاینده بحرانهای بعدی و احیانا بحرانهایی غیر قابل پیش بینی خواهد بود. تجربه سالیان دراز نشان داده است که هرگاه قدرتهای سیاسی خواسته اند با بحران آفرینی برای ملتها به منافع خود دست بیابند، سرانجام خود تاوان سنگینی پرداخته اند هرچند ملتهای مناطق بحران زده بیشترین هزینه را همیشه متقبل شده اند. اما به هر صورت بحران پردازی سرانجام دامن طراحان اولیه ماجرا را نیز خواهد گرفت.
دوم به این دلیل که مانند گزینه پیشین هر گونه امکان حیات برای این جریان زمینه را مساعد می کند که با تنگ شدن عرصه فعالیتهای نظامی بر روی آن به تغییر تاکتیک روی آورد و به گزینه های دیگری که مهمترین آن تلاشهای فرهنگی است توجه کند و این به همان سرانجامی منتهی می شود که پیشتر از آن به نهادینه شدن تشنج تعبیر کردیم.
سوم اینکه علاوه بر رویگردانی نخبگان این کشورها از طراحان بحران، توده ها نیز به مرور خسته شده و در اثر نومیدی از بهبود وضعیت به رویکردهای تند و ویرانگر روی خواهند آورد و در آن صورت نیز این تنها جوامع محروم و مناطق بحران زده نیستند که دستخوش نا آرامی و تشنج خواهند شد بلکه با توجه به در هم تنیدگی اوضاع در جهان امروز، دامنه مشکلات گسترش یافته و از مرزهای منطقه عبور خواهد کرد، آنگونه که در حادثه یازدهم سپتامبر نیز دیده شد.
پایان طالبانیسم
مدارس دینی از محلات اصلی سربازگیری طالبان در افغانستان و به ویژه پاکستان هستند
گزینه دیگری که همچنان مطرح است و قرائنی به نفع آن وجود دارد، این است که پدیده طالبانیسم و قرائتی از دین که پشتوانه آن قرار گرفته است به عنوان مشکلی بنیادین با ابعاد مختلف تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در نظر گرفته شود و ضرورت مواجهه و مقابله همه جانبه با آن محرز گردد.
در این صورت همه کسانی که در جبهه مخالف این جریان قرار دارند مصمم خواهند شد که بجای دفع الوقت و برخوردهای مقطعی، به راه حلی نهایی بیاندیشند. راه حلی که مهمترین بخش آن خشکاندن تفکر طالبانی و برکندن ریشه های فرهنگی آن است.
این البته منافاتی با مبارزات گرم رزمی ندارد، اما به همان بسنده نخواهد شد و طرحی چند بعدی با هدف پایان طالبانیسم روی دست گرفته خواهد شد.
بر اساس این گزینه از یک سو آن دسته از اندیشه های دینی که معتدل خوانده می شوند و بر پایه هایی متفاوت از تفکر طالبانی نهاده شده اند مورد حمایت قرار خواهند گرفت و برخلاف گذشته که بنابه مصالح سیاسی به این نوع گرایشها بهایی داده نمی شد، این بار کوشش خواهد شد بستر گسترش این طرز تفکر هموار گردد و جوامع مسلمان نشین بخصوص کشورهایی که با مشکل یاد شده دست به گریبانند، به شکلی بهتر و واضحتر با قرائت و قرائتهایی از دین آشنا خواهند شد که درآن دگر ستیزی جایش را به دگر پذیری و خشونت جایش را به عطوفت خواهد داد.
این طرز تفکر نیز هم اکنون طرفداران خود را در میان مسلمانان دارد و بسیارند کسانی که نمی خواهند جوامع شان بیش از این دستخوش بحرانهای ویرانگر باشد و می کوشند مردمان را به سمت و سویی فرابخوانند که مطمئنا به شکوفایی تمدنی و پیشرفتهای فرهنگی و بهبود وضعیت اجتماعی می انجامد.
چنین طرحی البته مستلزم بازنگری در شیوه های آموزشی، توجه به وضعیت زندگی مردم، بالابردن سطح معیشت، برنامه ریزی برای رسانه ها و اهتمام به ابزارهای اثرگذار بر فکر و فرهنگ و بسیاری اقدامات دیگر است که باید بجای خود مورد بحث جداگانه قرار بگیرد.
شاید از همه مهمتر این باشد که سیاست در این زمینه در خدمت اندیشه قرار بگیرد و نخواهد که اندیشه خدمتگذار آن باشد، چنانکه تاکنون بوده است.
اگر این گزینه انتخاب شود، منطقه از یک مرحله عمیقا بحرانی به مرحله جدیدی پای خواهد نهاد که می شود از آن به رستاخیز فرهنگی یاد کرد و می توان امیدوار شد که بستر خیزش و پویایی و بالندگی آن هموار گردد و جهان نیز از یک نگرانی بزرگ رهایی یابد و سیاستها نیز سمت وسویی عقلانی و کمابیش اخلاقی پیدا کنند.
سخن پایانی
حکیم الله محسود، رهبر طالبان پاکستانی
با توجه به آنچه گذشت و نیز با توجه به شیوه هایی که در برخورد با پدیده طالبانیسم و زمینه های فکری و فرهنگی آن تجربه شده است ضرورت بازنگری در استراتژی مواجهه با این جریان محسوس است.
اگر این بازنگری به شکل اساسی و کارشناسانه انجام نشود و وارد آوردن ضربات نظامی یا فشارهای سیاسی بر آن بسنده دانسته شود، راه اشتباهی که تا حال پیموده شده است تداوم خواهد یافت و درگیری و خشونت همچنان زندگی مردمان این منطقه و به تبع آن دیگر مناطق دنیا را تهدید خواهد کرد و فرصتهای توسعه و پیشرفت از ایشان همچنان گرفته خواهد شد و احتمال روی دادن حوادث دور از پیش بینی و بیرون از کنترل قدرتهای موجود نیز همچنان مطرح خواهد بود.
برای حل این مشکل باید به طور مشخص اولویت به فرهنگ داده شود و اندیشه هایی تقویت شوند که این قرائت از دین و این نگاه به دنیا را با قوت به چالش گیرند و سستی و بی مایگی آن را برملا گردانند.
این اقدام باید همراه باشد با تغییراتی در وضعیت زندگی مردم و پایان دادن به بخش عمده محرومیتهایی که هم اکنون بخشهایی از مردمان این منطقه را به شدت می آزارد. این روند باید تنها به سیاستمداران واگذاشته نشود و دیگر نیروهای فعال و صاحب تاثیر نیز در آن شرکت داده شوند.
باید همچنان گامهای تاکتیکی تابع برنامه های کلان استراتژیک باشند و استراتژیها در شعاع نگاه های بلند اخلاقی و فلسفی سامان یابند. نگاه هایی که مصالح فوری سیاسی را در پرتو نیازهای اساسی انسانها و ضرورت شان به همزیستی، آسودگی و تعالی همه جانبه و بدون تبعیض بشریت بفهمند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3020/
مداخله پاكستان آفتابي شد


مداخله پاكستان آفتابي شد
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


افشاي اسناد جنگ افغانستان؛ تصديق امريكا، رد پاكستان و تشويش افغانستان
افشاي نودهزار اسناد محرم ارتش ايالات متحده امريكا مبني بر جنگ در افغانستان كه از جانب نهاد غير دولتي «و يكي ليكس» در سايت انترنتي آن به نشر رسيد و بعداً روزنامه هاي معتبر نيويارك تايمز در امريكا و گاردين در انگليس و مجله شپيگل در آلمان آنرا به نشر رساندند، گفته هاي شهيد احمد شاه مسعود را به اثبات رسانيد، كه سبب اصلي تداوم جنگ، مداخله مستقيم پاكستان و دستگاه استخباراتي ارتش آنكشور را در امور افغانستان مي دانست.
مسعود عليه رحمه مداخله ي خارجي را در امر بدبختي و تيره روزي افغانستان مؤثر مي پنداشت، كه اين مداخله خارجي به صورت گسترده از سوي پاكستان صورت مي گرفت و مي گيرد، كه به باور بعضي از ناظرين اوضاع و كارشناسان اين مداخله در بعضي موارد، بخصوص در زمان موجوديت طالبان در افغانستان (1375-1380) به تجاوز مستقيم تبديل شده بود، فرستادن نيروهاي نظامي به افغانستان، به ويژه در ولايت قندز كه مردم قندز عملاً آنها را در نبرد عليه قواي مقاومت ديده بودند، به گفته منبع اطلاعاتي مقاومت (دولت اسلامي برهان الدين رباني) يك غند پاكستان (غند چرات) براي تسخير مناطق تحت كنترول احمد شاه مسعود وارد قندز شده بودند، چون تسخير آن مناطق براي طالبان و پاكستان مشكل شده بود، بناءً براي وارد نمودن آخرين ضربه به باور آنها قطعات نظامي چرات كه قطعه كوماندويي است به قندز اعزام گرديده، تا در پهلوي ازبك ها چچني ها و طالبان پاكستاني و افغاني عليه قواي احمد شاه مسعود به نيرد پرداخته و به زعم آنها آخرين سنگ مقاومت را درهم كوبند.
گوياي اين مدعا را شاهدان عيني در شهر قندز در 22 عقرب سال 1381 آوان حمله هوايي امريكا بر افغانستان با انتقال اين عساكر از قندز به اثبات رسانيد؛ چندين پرواز طيارات نظامي پاكستان از طرف شب هنگام و روز تمام نظامي هاي پاكستان را از قندز انتقال داد، اين در حالي بود كه تمام فضاي قلمرو افغانستان تحت كنترول دقيق قواي هوايي امريكا قرار داشت و بدون اذن آنها هيچ پروازي صورت نمي گرفت حتي هليكوپترهاي نيرو مقاومت، با آنهم رفت و آ«د طيارات پاكستات سوال برانگيز بود، ناظرين اذعان ميداشتند، كه اين امر به اجازه ايالات متحده امريكا صورت گرفت، كه موئد اين واقعيت بود؛ امريكا از مداخله و تجاوز پاكستان كاملاً آگاه بوده و حتي برخي از مفسرين سياسي بدين باور بودند؛ كه مداخله و تجاوز پاكستان در امور و بر افغانستان به موافقه امريكا صورت ميگرفته است و اين امر اين نظريه را ثابت مي سازد، كه در ساختن طالبان و گسيل آنها بر افغانستان ايالات متحده امريكا دست داشته است.
در كتاب ديوهفت سر منصور در مورد بحران و جنگ هاي وارد شده بر افغانستان كه تا كنون ما شاهد تداوم آن هستيم به بخشي از نظريات پرداخته است؛ كه در قسمتي از آن آمده است: «... تجاوز، لشكركشي و مداخلات دوامدار بيروني موجب آن شده است، تا كمر افغانستان در زير اين بار خم بماند؛ گاهي نماينده ي يك كشور و زماني هم اجير كشور ديگري در افغانستان فرمانروايي نمايد و فرصت لازم براي تأسيس دولت مردمي ميسر نيفند.»
در مورد مداخله و تجاوز مستقيم و غير مستقيم پاكستان بر افغانستان در همين كتاب ديوهفت سر به نظر شهيد مسعود اشاره شده است كه چنين آمده است؛ ‍‍]تنها مقاله مسعود(رح) كه در مجله فيگارو در 1377 هجري خورشيدي چاپ شد و بعد در هفته نامة پيام مجاهد زير عنوان «مسؤول ادامه جنگ در افغانستان پاكستان است» به نشر رسيد در مقدمه آن آمده است: «ده سال است كه ارتش سرخ خاك افغانستان را ترك نموده، اما جنگ و خونريزي در اين كشور تا هنوز ادامه دارد، علت آن چيست؟ و گردانندگان كيستند؟ اكثراً در خارج، مردم افغانستان را به خاطر ادامه ي جنگ در كشورشان ملامت مي كنند. گاهي جنگ جاري افغانستان را جنگ قدرت مي خوانند و زماني عامل قومي و زباني را در اين رابطه برجسته ميدانند. اين طرزديد مي تواند بخشي از واقعيت بوده باشد.
در حاليكه به عقيدة من، دو مسأله ي ديگر بيش از همه ادامه جنگ و ويراني افغانستان بعد از عقب نشيني قواي شوروي نقش داشته است.
فراموش شدن افغانستان توسط غرب.
تحول سياست پاكستان در جهت ايفاي نقش يك قدرت منطقوي.]
آمر صاحب شهيد بارها از مداخله و تجاوز پاكستان بر افغانستان هشدار ميداد، بلكه از نفوذ و گسترش تروريزم نيز جهان و به ويژه غرب در رأس ايالات متحده امريكا را هشدار ميداد، كه لانه هاي آن در پاكستان بوده و در آن زمان افغانستان را براي خود مأمن امني تبديل نموده بودند.
در سفري كه به اروپا داشتند در مقر اتحاديه اروپا در بروكسل در جمعي از مردم و خبرنگاران گفتند، كه القاعده و تروريزم به همكاري پاكستان در منطقه براي خويش مأمن امني مهيا نموده اند و اگر جلو آنها گرفته نشود و بر پاكستان فشار وارد نگردد، دير يا زود فعاليت تروريستي آنها دامن غرب و امريكا را خواهد گرفت.
در آنزمان گوش شنوايي نبود، كه حرف هاي ايشان را بشنود و يا اينكه چون طالبان را خود بوجود آورده بودند. هراسي از ناحيه آنها كه القاعده را در كنار خود داشتند- نداشتند تا زمانيكه يازده سپتمبر دنيا را تكان داد و صحت حرف ها و هشدارهاي آمرصاحب به اثبات را رسانيد.
اينك رسماً افشا ميشود، كه پاكستان چگونه كشوري است و چه گونه بازي را در منطقه پي گيري مي كند و با دو گونه برخورد و دوگونه روش و رهكار در اغفال جهان مؤفق بوده و تداوم سياست دريافت «عمق استراتيژيك» را زيركانه به پيش مي برد.
نهاد غير دولتي «و يكي ليكس» در نشر اين اسناد مي گويد، كه اين اسناد از سالهاي 2004 تا 2009 تهيه شده است كه اين اسناد را در هفده كته گوري رديف بندي نموده اند.
كه در اين رديف مواردي گزارش داده شده است كه شامل حوادث انتحاري، ماين گذاري، انفجارات، تظاهرات مردم در شهرها مي باشد كه از سوي خبرنگاران و عساكر امريكايي تهيه گرديده است.
نكته جالب و قابل توجه در اين اسناد و گزارش هاي محرم دخالت پيهم سازمان استخباراتي ارتش پاكستان (I.S.I) و در كل مداخله دولت پاكستان در امور بحراني امنيتي افغانستان مي باشد؛ كه بصورت واضح دخالت آشكار پاكستان را در سازماندهي، تجهيز، تقويت، اكمال و سمت و سودادن گروه طالبان به ويژه گروه حقاني نشاندهي مي كند.
تحليل گران اوضاع افغانستان، كه نظريات شان در رسانه هاي جمعي به نشر رسيده به كرات مي گويند؛ كه افشاي اين اسناد و نحوه عملكرد امريكا كه سازمان استخباراتي آن در صدر قرار دارد سوال برانگيز و قابل تأمل است. به عقيده اين تحليل گران؛ در سطح رهبري امريكا طرز ديد واحدي در جنگ افغانستان نه تنها وجود ندارد؛ بلكه اختلاف نظر جدي در اين مورد آشكار ميگردد.
قبل از افشاي سند هر توجيه ايكه در عملكرد پاكستان صورت مي گرفت اغفال كننده بود اما بعد از افشاي اين اسناد مردم به وضوح دريافته اند، كه ديگر هيچ گونه توجيه براي دوستي و صداقت پاكستان وجود ندارد و نميتوان به هيچ عنوان به آن كشور اعتماد نمود.
اسناد با مدارك و شواهد افشا شده و صحت آنرا همه تصديق مي دارند، اما خود پاكستاني ها باز هم با سياست دو رويه خود از همه چيز انكار مي كند و همانطوريكه سالهاست راست ديگران را دروغ و دروغ خود را راست به اذهان عامه تلقين مي كند. اين بار هم اين اسناد را كذب محض مي داند.
نه تنها اين اسناد را نه پذيرفت بلكه آنرا توطيه امريكا عليه پاكستان عنوان ميدارند. قابل دقت و تأمل اين است، كه پاكستان با بازي دوگانه و سياست دو رو و دو پهلو دنياي غرب را به سوي اغفال كشانيده و تا كنون بيش از يك مليارد دالر جهت گويا مبارزه با تروريزم دريافت نموده است در حاليكه نه تنها تروريزم از ميان نرفته است، بلكه رشد روز افزون داشته است.
صدراعظم پاكستان در سفرش به هند به پاكستان هشدار داد كه از سياست دوگانه در برخورد با القاعده و طالبان پرهيز نمايد. كه با عكس العمل شديد پاكستان مواجه شد.
تمام منابع استخباراتي و امنيتي با اسناد و شواهد به كرات گزارش ارائه ميدارند، كه اسامه و ملاعمر در خاك پاكستان به سر مي برند و شوراي كويته طالبان كاملاً در داخل پاكستان فعال است و يمن الظهواهري از داخل خاك پاكستان به طراحي عمليات تروريستي در داخل خاك افغانستان مي پردازد با اين همه- از پاكستان جز انكار حرف ديگري شنيده نمي شود بطوريكه سفير انگليس توسط وزارت خارجه آنكشور فراخوانده مي شود؛ تا به پاكستان از سخنان اخير صدراعظم آن كشور معلومات دهد.
تا جاي در اين گونه رهكار «بكُن و انكاركُن» تا كنون مؤفق بوده و در اغفال جامعه جهاني براي پاكستان مؤثر ثابت شده است و اين سياست را ادامه خواهد داد.
اما افغانستان بعد از افشاي اين اسناد چه واكنشي نشان داد؟
سخنگوي دولت افغانستان در ارتباط افشاي اسناد، در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت: افشاي اين اسناد منبع خوبي براي آگاهي يافتن از مسايلي است و مي تواند پس از تحقيقاتي كه فرصت زيادي نياز دارد، موضوعات زيادي را افشا كند دكتر اسپنتا مشاور امنيت ملي گفت كه ما بارها مي گفتيم رد پاي تروريزم را در بيرون از افغانستان بايد جستجو كرد كه افشاي اين اسناد حقانيت ما را به اثبات رسانيد.
حامدكرزي رئيس دولت در ارتباط گفت: ما هميش مي گفتيم كه لانه هاي تروريزم بيرون از افغانستان است و آن لانه ها بايد در خارج از كشور و در همسايگي ما بايد پيگيري و از بين برده شود، گرچه ايشان از پاكستان نام نبرد اما دولت پاكستان در اعلاميه رسمي خواستار وضاحت بيشتر در باره گفته هاي رئيس دولت گرديد، كه جاي تعجب است، آنقدر جرأت يافته اند كه از رئيس جمهور يك كشور وضاحت ميخواهند!! آنهم در ارتباط به افشاي اسنادي كه مقصريت و دست درازي شانرا در افغانستان به اثبات رسانيده است.
برميگرديم به اصل قضيه، افشاي اسناد 91 هزاري كه در مورد ثقه بودن آنها هيچ حرفي بجز از پاكستان از منبع ديگري گفته نشده و نه شك و ترديدي در اين باره از مراجعي اظهار شده، بلكه همه اسناد را مؤثق و قابل باور مي دانند.
جيمزجونز مشاور امنيت ملي كاخ سفيد گفته است اين اقدام و يكي ليكس جان بسياري از افراد را به مخاطره انداخته است، قطعاً بسياري به محاكمه كشانيده ميشوند و برخي از افراد (در امريكا) نتيجه انتخابات آينده امريكا را مي سازند.
به گفته مشاور امنيت ملي كاخ سفيد بعضي از اين اسناد و گزارشات روزمره عادي هستند، كه چندان مهم نيست. اما قسمتي ديگر از اين اسناد بسيار مهم و تكاندهنده هستند. اين حرف هاي مشاور امنيت ملي بدين معني است كه اسناد موثق و قابل اعتبار اند.
نيويارك تايمز در پيوند به اين اسناد نوشت «اين اسناد از آن حكايت دارد، كه پاكستان متحد رسمي امريكا، به سرويس اطلاعاتي خود اجازه مي دهد با طالبان گفت و گو كنند.»
با تجارب دو دهه پسين و اسنادي كه اخيراً منتشر و افشا گرديد به خوبي هويدا ميگردد، حرف هاي آمرصاحب شهيد صدق پيدا مي كند؛ تا زمانيكه فشار بر پاكستان وارد نگردد، فعاليت هاي تروريزم، القاعده و شاخه افغاني آن (طالبان) قطع نمي گردد، بلكه دامنه آن گسترده خواهد گرديد، زيرا مركز آنها در پاكستان بوده از همان طريق تجهيز، تمويل و تسليح گرديده و كمپ هاي آموزشي شان فرصت جلب و جذب بيشتر را به آنها مساعد ساخته است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3019/
افشاي اسناد جنگ افغانستان هم‏چنان ادامه دارد


افشاي اسناد جنگ افغانستان هم‏چنان ادامه دارد
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


تلاش براي خلق يك 11 سپتمبر ديگر در كابل
«كرزي» در صدر ليست ترور «آي‏اس‏آي»
‏در حالي‏كه در جريان هفته گذشته، مقامات امريكايي از سازمان ويكي ليكس خواسته‏اند كه افشاي اسناد محرمانه جنگ افغانستان را متوقف كنند، اما رئيس اين سازمان هم‏چنان بر تعهد خود جهت افشاي اين اسناد تأكيد دارد.
‏رابرت گیبس، سخنگوی کاخ سفید مي‏گويد، افشا کردن اسرار جنگ در صفحه انترنتی به امنیت ملی امریکا صدمه وارد کرده و حیات اطلاع‏دهندگان افغان و افراد نظامی امریکا را با خطر رو‏به‏رو می‏سازد. اما جولین آسانج، مدیر وب‏سایت ویکی لیکس در مصاحبه با تلویزیون استرالیا اظهار داشته است که قبل از نشر این اسناد‏، از طریق روزنامه نیویارک تایمز با حکومت امریکا تماس گرفته و به مقامات حکومتي پیشنهاد کرد که این اسناد را قبل از نشر مطالعه کنند تا مطمئن شوند که حیات افراد بی‏گناه با خطر روبه‏رو نمی‏شود. به گفته وی حکومت امريكا به این پیشنهاد پاسخ نداده است.
با اين حال، ‏مدير وب‏سايت ويكي ليكس با بي‌توجهي به خواست وزير دفاع امريكا و مقامات كاخ سفيد، وعده داد كه بقيه اسناد جنگ افغانستان را هم منتشر مي‏کند.
اما افشاي چند سند ديگر از سوي ويكي ليكس، بازهم موجب حيرت و تعجب جهانيان شده است.
روزنامه بريتانيايي گاردين كه يكي از رسانه‏هايي است كه اسناد افشاشده ويكي ليكس در اختيارش قرار گرفته، به نقل از اين اسناد گفته است كه القاعده حمله‏اي مشابه با 11 سپتمبر 2001 در نيويارك را بالای کابل پلان‏گذاری کرده بود.
گاردين نوشته است، در میان راپور‏های محرمانه استخباراتی نظامی امریکا که هفته گذشته سازمان «ویکی لیکس» فاش شد، آمده است که همان رهبر القاعده که حمله 11 سپتمبر را بالای شهر‏های نیویارک و واشنگتن طراحی کرده بود، حمله مشابهي را بالای شهر کابل، پایتخت کشوری که مدت‏ها میزبان القاعده بود، پلان‏گذاری کرده بود.
در اين راپور محرمانه فاش شده، آمده است که الظواهری شخص درجه دوم القاعده، 22 نفر از اعضای القاعده را هدایت داده بود تا یک یا دو فروند طیاره را که به میدان هوایی کابل پرواز دارند، اختطاف و چندین هدف مهم را در شهر کابل مورد حمله قرار بدهند.
در جمله اهداف تعیين شده، ارگ ریاست جمهوری، سفارت ایالات متحده امریکا و بریتانیا در کابل و هوتل آریانا که توسط دفتر سی‏آی‏ای به کرایه گرفته شده، شامل می‏باشند.
گزارش مربوط به اختطاف طیاره‏اي که به تاریخ 23 ماه مارچ سال 2009 میلادی توسط یک کارمند استخباراتی ثبت شده، در حقیقت کیفیت مختلط استخبارات غرب را خاصتا در مورد حجم راپور‏های تهدیــد‏آمیز نشان می‏دهد که روزانه به نیروهای ائتلاف داده می‏شود. چنان‏كه در راپور‏های افشا شده تنها در مورد شهر کابل حدود 2500 راپور تهدید‏آمیز گنجانیده شده‏اند.
‏به نوشته روزنامه گاردین، در راپور حمله بالای شهر کابل، نام یک تعداد جنرالان افغان و پاکستانی و پیلوت‏های خط هوایی ملی افغانستان نیز شامل‏اند که می‏خواستند برای اختطاف‏کنندگان طیاره، در تهیه کارت‏های هویت جعلی کمک کنند.
‏به نوشته اين روزنامه، اختطاف‏کنندگان حمله 11 سپتمبر، آموزش پرواز طیاره را در مکاتب تربیوی در ایالت آریزونا و فلوریدای امریکا دیده بودند، در‏حالی که دسیسه‏کاران حمله بالای شهر کابل، باید درس‏های آموزشی‏شان را در یک کلب هوایی شخصی در کراچی پاکستان فرا می‏گرفتند.
‏این 22 نفر تعلیمات ایدئولوژیک خود را در یک مدرسه در خوکیتان وادی صوات پاکستان آغاز کرده بودند.
روزنامه گاردین در اخیر مقاله می‏نویسد، همه این دسیسه‏کاران اعضای القاعده شامل عرب، پاکستانی، چچنی و ازبک بودند که اسناد و هویت جعلی افغانی برای خود تهیه کرده بودند.
آن‏ها در نظر داشتند از کشورهای روسیه، چین و ایران ويزه به دست بیاورند تا اجازه داشته باشند به این کشورها پرواز کنند.
‏اما به گفته آژانس خبری فارس، تلاش براي اختطاف يك طیاره توسط یک پیلوت شرکت دیگر که موقتاً با شرکت آریانا کار می‏کرد، در ماه می خنثی ساخته شد.
«كرزي» در صدر ليست ترور «آي‏اس‏آي»
در عين حال، گوشه‏اي ديگر از اسناد افشاشده، توسط هفته‏نامه اشپيگل چاپ آلمان به نشر رسيده كه در اسناد نشر‏شده معلوم می‏شود که گروه‏های مخالف حکومت افغانستان چون طالبان، شبکه حقانی، حزب اسلامی حکمتیار و القاعده همه به اشکال مختلف با شبکه استخبارات نظامی پاکستان آی‏اس‏آی تماس دارند.
به نوشته اشپيگل، شورای کویته که تا زمانی در ولایت بلوچستان متمرکز بود و از آن‏جا حملات در افغانستان را رهبری و طرح‏ریزی می‏کرد، تحت نظر آی‏اس‏آی فعالیت داشت و حتی از این شبکه قسما دستور می‏گرفت.
به نوشته اشپیگل آن‏لاین، در اسناد نشر شده قضایای مشخصي وجود دارند که نام آی‏اس‏آی در آن واضح است؛ از جمله در یکی از این اسناد که در 30 ماه اکتوبر سال 2008 درج شده، گفته می‏شود که آی‏اس‏آی با همکاری القاعده یک گروه شش نفری حمله را به نام «جنرال» ترتیب داد.
این گروه از شش حمله‏کننده انتحاری عبارت بودند که دو نفر آن‏ها چینایی، دو نفر ازبک و دیگران عرب بودند. این حمله‏کنندگان بعدا به ولایت خوست داخل شدند.
علاوه بر آن، طبق اسناد سری نشر شده، آی‏اس‏آی، یک ليست افرادی را تشکیل داده بود که باید به قتل می‏رسیدند که در صدر آن نام رییس دولت کرزی دیده می‏شود.
نظر به هشداری که در 21 اگست سال 2008 به قوای خارجی رسیده است، یک صاحب منصب پاکستانی با یک طالب به نام مولوی عزت‏الله ملاقات کرده و به او دستور داده است که با حامد کرزی دیدار کند و او را به قتل برساند.
عزت‏الله شخص دیگر را به نام عبدالباری که باشنده سروبی بود، براي حمله انتحاری در ارگ ریاست جمهوری علیه آقای کرزی موظف ساخته بود.
علاوه بر آن در اسناد نشر شده، آمده است که دشمن اساسی آی‏اس‏آی در افغانستان، هندی‏ها می‏باشند که این شبکه بر ضد آن‏ها در افغانستان برخي توطئه‏ها و سوء‏قصدها را طرح‏ریزی کرده است.
‏در اين اسناد، معلومات دیگري هم وجود دارد که آی‏اس‏آی، کارمندان و پروژه‏های مشخص شرکت‏های هندی را در افغانستان هدف قرار داده است، از جمله سرک‏ها، بندهای آب و اهداف دیگر استراتژیك را که شرکت‏های هندی مسئول آن‏ها می‏باشند.
‏در همه این وقایع، یک نام پی هم ‏در اسناد سری نشر شده به چشم می‏خورد، كه اين نام، نام رییس سابق آی‏اس‏آی، جنرال حمید گل مي‏باشد.
حمید گل در مصاحبه‏های خود هم از موقف طالبان دفاع کرده و از مبارزه آن‏ها علیه امریکا حمایت می‏کند. ‏امریکا هم او را متهم می‏سازد که با القاعده ارتباط دارد.
طالبان انتقام مي‏گيرند!
به دنبال افشاي اسنادي از جنگ امريكا در افغانستان، طالبان اكنون اعلام كرده‏اند كه از افراد و روستاهایی که علیه طالبان با نیروهای آمریکا و دولت مرکزی همکاری کرده‏اند و در گروهی از اسناد ویکی لیکس منتشر شده، انتقام خواهند گرفت.
‏هفته نامه نیوزویک در همین رابطه نوشت، یکی از سخنگویان طالبان بلافاصله پس از انتشار گسترده اسناد ویکی لیکس تهدید کرد هر افغانی که علیه طالبان با امریکا یا مقامات کابل همکاری کرده باشد، مجازات خواهد شد.
در روزهای اخیر طالبان نشان داده‏اند که تهدید به مجازات را تا چه اندازه باید جدی گرفت.
‏درست چهار روز پس از انتشار اسناد، تهدید به مرگ در مقابل منزل تعدادی از ریش سفیدان قبایل آغاز شد. چند روز پیش هم خلیفه عبدالله، یکی از این ریش سفیدان از خانه خود در قندهار ربوده و توسط طالبان تیرباران شد.
آگاهان امور سیاسی از این نگرانند که شاید قتل عبدالله، آغاز دور تازه‏ای از خشونت‏ها باشد.
آقا لالی، معاون شورای ولايتي قندهار می‏گوید، نامه‏های تهدیدآمیز به 70 تن از بزرگان ولسوالي پنجوایی ارسال شده است.
روی یکی از این نامه‏های تهدید آمیز نوشته شده است: ما برای مرگ تو تصمیم خود را گرفته‏ایم، پنج روز فرصت دارید خاک افغانستان را ترک کنید.
در غیر این‏صورت، حق اعتراض نخواهید داشت. بر بالای این نامه سربرگ امارت اسلامی افغانستان دیده می‏شود که مخصوص حكومت طالبان بود.
‏همچنین اين نامه به امضای عبدالرئوف خادم، از مقامات طالبان نیز رسیده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3018/
نكته هایی درباره ی درست نویسی در فارسی


نكته هایی درباره ی درست نویسی در فارسی
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


در آثار نویسندگان امروز ، چه در روزنامه ها و چه در کتاب ها، بارها به جملات و عباراتی بر می خوریم که با اصول نگارشی و دستوری زبان فارسی همساز نیست و با درستی و فصاحت آن فاصله دارد.
ما در این چند بخش به مهم ترین ایرادات رایج در نوشته های این دسته از نویسندگان اشاره كرده ، و قواعد درست دستوری مربوط به آن ها،را توضیح داده ایم :
1 - درباره ی فعل بایستن :
در نوشته های بسیاری از نویسندگان معلوم نیست که صیغه های گوناگون فعل بایستن چه فرقی یا هم دارد و یا به چه زمانی اشاره می کند.
فعل بایستن به معنی لازم بودن، ضرورت داشتن و مورد نیاز بودن است و در 2 مورد به کار رفته است :
-هنگامی که لازم بودن چیزی را برای کسی بیان کند. مانند : مرا کلاه باید، یعنی من کلاه لازم دارم. این مورد از فعل بایستن البته امروزه دیگر کاربردی ندارد.
-هنگامی که لزوم انجام دادن فعل دومی از آن بر می آید. مانند : باید رفت، می باید رفت، باید بروید، بایست رفت، می بایست رفت. می بایستی می رفتی.
که فعل دوم را در این کاربرد، فعل تابع می نامند. و هر کدام از صورت های گوناگون فعل تابع نیز، در معنی ِ جمله، تغییر ایجاد می کند.
اکنون به صورت های رایج فعل بایستن و فعل تابع آن، در زبان فارسی امروز نگاهی می اندازیم :
1 - زمان حال :
باید : که لزوم انجام دادن فعل تابع را در زمان حال بیان می کند و با دو صورت از این فعل به کار می رود :
الف ) فعل تابع به شخص خاصی اشاره ندارد و به صورت مصدر مرخم ( یعنی با حذف نون از فعل تابع ) است. مانند :
باید رفت یعنی رفتن لازم است.
برای نشان دادن استمرار، یعنی کاری که انجام اش معمولا لازم است، می توان همین صورت را با "می" به کار برد. مانند: می باید رفت یعنی ( امروزه ) رفتن لازم است.
ب ) فعل تابع به شخصی اشاره دارد و به صورت مضارع التزامی است ( یعنی با افزودن ب به فعل تابع صرف می شود) که در این صورت می تواند با حرف ربط " که " نیز نوشته شود. مانند :
باید بروم ( یا باید که بروم ) یعنی رفتن برای من لازم است. ( لازم است بروم )
در این جا نیز برای نشان دادن استمرار، یعنی کاری که انجام اش معمولا برای شخصی لازم است می توان همین صورت را با "می" به کار برد. مانند :
می باید بروم ( یا می باید که بروم ) یعنی ( امروزه ) رفتن برای من لازم است.
2- زمان گذشته :
1- 2 بایست : که لزوم انجام دادن فعل تابع را در زمان گذشته بیان می کند (چه انجام شده باشد و چه نشده باشد) و با دو صورت از فعل تابع به کار می رود :
الف) فعل تابع به شخص خاصی اشاره ندارد و به صورت مصدر مرخم ( یعنی با حذف نون از فعل تابع ) می باشد. مانند :
بایست رفت یعنی رفتن لازم بود ( چه رفتن انجام شده باشد و چه نشده باشد )
در این جا نیز برای نشان دادن استمرار، یعنی کاری که انجام اش معمولا لازم بوده است، می توان همین صورت را با "می" به کار برد. مانند :
می بایست رفت یعنی ( در آن دوره ) رفتن لازم بود.
ب ) فعل تابع به شخصی اشاره دارد و به صورت مضارع التزامی است ( یعنی با افزودن ب به فعل تابع صرف می شود ) که در این صورت می تواند با حرف ربط " که " نیز نوشته شود. مانند :
بایست بروم ( یا یایست که بروم ) یعنی : رفتن برای من لازم بود (لازم بود بروم)
در نوشته های بسیاری از نویسندگان معلوم نیست که صیغه های گوناگون فعل بایستن چه فرقی یا هم دارد و یا به چه زمانی اشاره می کند. در این جا نیز برای نشان دادن استمرار، یعنی کاری که برای شخصی انجام اش معمولا لازم بوده است، می توان همین صورت را با "می" به کار برد. مانند :
می بایست بروم ( یا می بایست که بروم ) یعنی ( در آن دوره ) رفتن برای من لازم بود.
2– 2 بایستی : این صورت از فعل بایستن برای نشان دادن کاری است که انجام اش در گذشته لازم بوده است اما انجام نگرفته است و دو مورد کاربرد دارد:
الف ) فعل تابع به شخص خاصی اشاره ندارد و به صورت مصدر مرخم ( یعنی با حذف نون از فعل تابع ) می باشد. مانند :
بایستی رفت . یعنی رفتن لازم بود ( اما انجام نشد )
در این جا نیز برای نشان دادن استمرار، یعنی کاری که انجام اش معمولا لازم بوده است اما انجام نمی شده است، می توان همین صورت را با "می" به کار برد. مانند :
می بایستی رفت. یعنی ( در آن دوره ) رفتن لازم بود، اما کسی نمی رفت.
ب ) فعل تابع به شخصی اشاره دارد و به صورت مضارع التزامی است ( یعنی با افزودن ب به فعل تابع صرف می شود ) که در این صورت می تواند با حرف ربط " که " نیز نوشته شود. مانند :
بایستی بروم ( یا بایستی که بروم ) یعنی رفتن من لازم بود ( لازم بود بروم ) اما نرفتم.
در این جا نیز برای نشان دادن استمرار، یعنی کاری که انجام اش برای شخصی معمولا لازم بوده است، اما انجام نمی داده است، می توان همین صورت را با "می" به کار برد. مانند :
می بایستی بروم ( یا می بایستی که بروم ) یعنی ( در آن دوره ) رفتن من لازم بود، اما نمی رفتم.
صورت های دیگری از فعل بایستن یا فعل تابع آن نیز در گذشته وجود داشته است ( مانند : بباید، همی باید، ببایست، ببایستی، می ببایست، بایدم، بایدم رفتن، بایستم رفتن، باید آمدن و از این دست، ) که امروزه دیگر متروک شده و به کار برده نمی شود.
2- درباره ی است و هست
میان دو واژه ی است و هست در ریشه و معنی اصلی هیچ تفاوتی نیست. این دو لفظ دو صورت یک کلمه و به یک معنی است و اختلافی که در کاربرد آن ها وجود دارد بیش تر از جنبه ی معنی و بیان است تا از جنبه ی لغت و دستور.
نکته تنها در این جا است که در کلمه ی هست در مقایسه با است تاکیدی هم وجود دارد، اما در کاربرد کلمه ی است تاکیدی در کار نیست و تنها رابطه ی میان نهاد و گزاره بیان می شود.
به این دو جمله توجه کنید:
آیا هوا روشن است ؟
آیا هوا روشن هست ؟
در مورد نخست مراد بیان رابطه ی میان هوا و روشن است و در مورد دوم تاکید بر روشن است. به این دلیل است که مثلا در مقام انکار، در مورد نخست رابط را و در مورد دوم مورد تاکید ( روشن ) را باید انکار کرد :
آیا هوا روشن است ؟. نه هوا تاریک است
آیا هوا روشن هست ؟ نه، هوا روشن نیست.
یعنی در برابر هست همیشه نیست و در برابر است بیشتر همان است تکرار می شود و وصف برعکس به کار می رود. ( روشن، تاریک )
اکنون به دو نمونه ی دیگر توجه کنید:
آیا او هنوز زنده است ؟ نه او دیگر مرده است.
آیا او هنوز زنده هست ؟ نه او دیگر زنده نیست.
آقای ابوالحسـن نجفی نیز در کتاب " غلط ننویسـیم " در ارتباط با این دو کلمه چون این می نویسـد:
« بعضی از فضلا میان این دوکلمه تفاوت قایل اند: هـسـت را به معـنای " وجود دارد " یا نشـانه ی تأکید و اسـت را فقط رابطه ( یا فعل اسـنادی) می دانند و بنابراین جمله های زیر از نظر آنان غلط یا لا اقل غیر فصیح است: « او هـنوز جوان هـسـت » به جای« او هنوز جوان اسـت». یا « درختی در خانه ی ماسـت » به جای « درختی در خانه ی ما هـسـت ». این حکم تا اندازه ای درســت اسـت، زیرا در آثار ادبی فارسی نیز غالبا هـسـت به معـنای" وجود دارد" به کار رفـته اسـت:
انگار که هست هرچه در عالم نیست /پندار که نیسـت هرچه در عالم هـسـت (خیام )
مرا خود با تو چیزی در میان هـسـت /وگرنه روی زیبا در جهان هـسـت (سـعدی)
واگر هم هـسـت ، به جای اسـت به کار رفته باشـد به منظور تأکید معـنای جمله اسـت. مثلا در دوجمله ی زیر: احمد عاقل است و احمد عاقل هـسـت. جمله ی نخست عاقـل بودن احمد را خبرمی دهـد و حال آن که جمله ی دوم این خبر را به تاکید بیان می کند و گویی به مخاطب اطمینان می دهد که در عاقل بودن احمد نباید تردید کرد.
با این همه این تمایز معنایی در همه جا و با این دقت مراعات نشده اسـت و در ادبیات فارسی مواردی را می توان یافـت که در آن ها هـسـت و اسـت به جای یکدیگر به کار رفته اند.
در نتیجه می توان گفت که کاربرد کلمه ی هـسـت به جای اسـت و بر عکس غلط نیسـت، اما اگر هر کدام از آن ها، برطبق آن چه گفته شد، به جای خود به کار رود البته بهتر اسـت».
***


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3017/
در وزارت معادن چه مي‏گذرد؟!


در وزارت معادن چه مي‏گذرد؟!
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


استعفاي معاون و چند نيروي مسلكي وزارت معادن
محمد اکرم غیاثی، معاون وزارت معادن می‏گوید به دلیل عدم رعایت قانون در این وزارت استعفا کرده است.
محمد اکرم غیاثی در گفت‏و‏گو با بی‏بی‏سی در مورد دلیل استعفایش گفت، آقای شهرانی در عزل و نصب کارمندان این وزارت خلاف استراتژی مبارزه با فساد اداری عمل کرده است. به گفته غیاثی، وزیر معادن دوستانی دارد که هرجا وزیر شد، آن‏ها را با خود می‏برد و در سمت‏های کلیدی وزارت منصوب می‏کند.
‏معاون وزارت معادن گفت: وزیر عده‏ای را که قبلا با او در وزارت مالیه کار می‏کردند و بعد وقتی آقای شهرانی وزیر تجارت شد، آن‏ها را با خود به وزارت تجارت برد و حالا که وزیر معادن شده، همان افراد را با خود به وزارت معادن وصنایع آورده است. افرادی که به ادعای آقای غیاثی، چیزی از امور معادن نمی‏فهمند و تجربه‏ای در این زمینه ندارند.
غیاثی افزود: «افرادی را که جناب وزیر با خود آورده‏اند، هنوز به صورت رسمی در سمت‏های خود منصوب نشده‏اند، اما همه کاره امور وزارت، آن‏ها هستند، آقای وزیر عده‏ای از انجنیران قدیمی این وزارت را برکنار کرده است».
‏معاون مستعفی وزارت معادن به امضای قرار‏دادی که بین وزارت معادن و یکی از شرکت‏های خارجی امضا شده نیز اعتراض دارد، اکرم غیاثی می‏گوید: جناب وزیر اصلاح تشکیلات اداری وزارت را به یک شرکت خارجی واگذار کرده و برای این کار قرار داد یک میلیون دالری با این شرکت خارجی بسته است. درحالی‏که به گفته او، نیازی به چنین کاری نیست و کادرهای وزارت معدن خود می‏توانند تشکیلات اداری را اصلاح کنند.
‏محمد اکرم غیاثی، معاون وزارت معادن می‏گوید، این اعتراض‏ها را در استعفا‏نامه‏اش نوشته و یازده تن از روئسا، مشاوران و کارمندان عالی رتبه وزارت نیز آن را امضا کرده‏اند.
‏اما وحید الله شهرانی وزیر معادن گفته‏های معاونش را اتهام خوانده و آن را رد کرده است.
‏شهرانی می‏گوید، معاونش چهل و پنج روز غیبت داشته و بر اساس قانون باید برکنار می‏شد، اما او با آگهی از این موضوع قبل از برکناری‏اش استعفا کرده است.
‏شهرانی در حالی از غیبت چهل و پنج روزه معاونش حرف می‏زند که اکرم غیاثی، معاون او می‏گوید كه چهل و پنج روز پیش، استعفایش را به دفتر رئیس دولت فرستاده است.
‏وحید‏الله شهرانی از استعفای چهار تا پنج تن دیگر از روسای وزارت معادن نیز سخن گفته است، اما تاکید کرده که عده‏ای از آن‏ها باز‏نشسته شده بودند و عده دیگر مانند معاونش مدت طولانی غیبت داشتند.
‏جنجال میان وزیر معادن و معاون او در حالی بالا گرفته است که قرار است این وزارت تا چند ماه دیگر برای به رقابت گذاشتن قرار‏دادهای شماری از معادن از جمله معدن آهن حاجی‏گگ در بامیان آماده شود.
‏در ماه‏های اخیر سخن از ارزش معادن افغانستان در رسانه‏ها باز‏تاب گسترده یافت و افغانستان سعی می‏کند سرمایه‏گذاران را برای سرمایه‏گذاری در این عرصه تشویق کند. اما اخيرا ابراهيم عادل، وزير سابق معادن در گفت‏وگو با برخي رسانه‏ها از وجود دسايسي در پشت پرده براي تاراج منابع معدني كشور خبر داده و گفته بود كه كشورهاي خارجي به خصوص غربي‏ها مي‏خواهند منابع معدني كشور را به صورت مواد خام، بيرون ببرند كه در اين صورت، علاوه بر اين‏كه دانش و تكنالوژي استخراج معادن وارد افغانستان نمي‏شود كه تنها يك الي 2 درصد از مجموع عوايد استخراج معادن به خزانه دولت واريز خواهد شد.
او تصريح كرده بود كه در مذاكرات و گفت‏وگوهاي ديپلوماتيك، كشورهاي غربي همواره نسبت به اين مسئله ابزار ناراحتي كرده بودند كه چرا استخراج معادن افغانستان بدون پروسه داوطلبي به آن‏ها واگذار نمي‏شود، چون آن‏ها به افغانستان كمك مالي مي‏كنند و سربازان‏شان را در مبارزه عليه تروريسم قرباني مي‏نمايند، اما آقاي عادل تأكيد كرد كه طبق قانون منابع معدني و نفت و گاز كشور، بايد واگذاري معادن از طريق پروسه داوطلبي پيش برود و استخراج معادن به شركت‏هايي داده شود كه بيشترين پروژه‏ها و سرمايه‏گذاري را در طرح خود، گنجانيده‏اند.
وزير سابق معادن در مورد ارزش ذخاير معدني كشور، گفته بود كه چند سال پيش امريكايي‏ها گفته بودند كه تخمين ارزش ذخاير افغانستان، 450 تريليون دالر (450 هزار ميليارد دالر) است، اما چه شده كه حال ارزش اين ذخاير را تنها يك تريليون دالر (يك هزار ميليارد دالر) اعلام مي‏كنند؟! وي تأكيد كرد كه تلاش‏هايي در جريان است تا افغانستان يك كشور بزرگ صادركننده مواد خام معدني باشد، اما افغانستان نبايد يك كشور صادركننده مواد خام باشد، بلكه بايد تمام پروسه‏هاي استخراجي و تبديلي مواد خام به مواد نهايي در داخل كشور صورت بگيرد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3016/
بازديد 5 روزه آصف‏علی زرداری از بریتانیا


بازديد 5 روزه آصف‏علی زرداری از بریتانیا
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


اظهارات اخیر صدراعظم بریتانیا که پاکستان را به صدور تروریزم و دهشت‏افكنی متهم کرد، مسافرت رییس‏جمهور آصف علی زرداری به بریتانیا را زیرشعاع قرار داده است.
رییس‏جمهور پاکستان روز جمعه با صدراعظم بریتانیا دیوید کامیرون ملاقات کرد. اظهارات اخیر صدراعظم بریتانیا در‏باره پاکستان در صدر این گفتگو‏ها قرار داشت.
‏صدراعظم بریتانیا در این اواخر گفت که به پاکستان باید اجازه داده نشود که زمینه صدور دهشت‏افكنی به هند، افغانستان یا جای دیگر دنیا را فراهم کند.
‏صدراعظم بریتانیا گفت بود: «ما می‏خواهیم که پاکستان یک کشور نیرومند، باثبات و دموکرات باشد، اما ما به هیچ وجه نمی‏توانیم این نظر را تحمل کنیم که پاکستان پالیسی دوگانه داشته باشد و بتواند به هر نوع زمینه صدور دهشت‏افكنی را به هند یا افغانستان یا جای دیگر دنیا فراهم کند.»
‏این اظهارات دیوید کامرون مقامات پاکستان را خشمگین ساخت.
‏مقامات پاکستانی بالخصوص به خاطر رنجیدند و خشمگین شدند که صدراعظم بریتانیا این سخن‏ها را هنگام بازدید از هند که با پاکستان خصومت و هم‏چشمی دیرینه دارد، بیان داشت.
‏واجد شمس‏الحسن سفیر پاکستان در لندن این اظهارات صدراعظم بریتانیا را بیانات خام یک شخص بی‏تجربه خواند.
‏تظاهر‏کنندگان خشمگین در کراچی یک مجسمه کامرون را به آتش کشیدند.
‏به دنبال این واقعات، جنرال احمد شجاع پاشاه، رییس استخبارات پاکستان سفر هفته گذشته خود به بریتانیا را لغو کرد و وزیر خارجه پاکستان، سفیر بریتانیا در اسلام‏آباد را برای توضیحات فرا خواند.
‏اما صدارت بریتانیا در حالی که تاکید کرد دیوید کامرون نیت ندارد از سخن‏های خود عقب‏نشینی کند، گفت که بریتانیا روابط خیلی نیرومند با پاکستان دارد و صدراعظم کامرون حاضر نیست عذر‏خواهی کند.
‏در این میان چندین نفر از اعضای پاکستانی‏الاصل پارلمان بریتانیا گفتند که دعوت ملاقات با زرداری در لندن را به اين خاطر رد کردند که او در حالی که سیلاب‏های اخیر بیش از 1200 نفر را در پاکستان هلاک و دو ميلیون دیگر را بی‏خانمان ساخته، نباید به خارج کشور سفر کند.
‏خالد محمود، یکی از اعضای پارلمان بریتانیا به خبرنگاران گفت که پاکستان با یک آفت بزرگ طبیعی روبرو می‏باشد و مردم بسیار جان‏های خود را از دست می‏دهند، این‏که رییس‏جمهور می‏تواند چیزی انجام دهد یا نه مهم نیست، باید او میان مردم خود باشد و نه باید در فرانسه و بریتانیا گردش کند.
‏رییس‏جمهور پاکستان آصف علی زرداری روز سه‏شنبه با رییس جمهور فرانسه در پاریس ملاقات کرد. همکاری هسته‏ای و مبارزه علیه تروریزم از موضوعات مهم این گفتگوها بود.
‏حکومت زرداری به خاطر نا رسایی‏های کمک به آسیب‏دیدگان سیلاب‏های اخیر در شمال غرب کشور مورد انتقاد می‏باشد.
‏باران‏های موسمی اخیر در ایالت خیبر پشتونخواه منجر به سیلاب‏ها و خسارات هنگفت شده است.
اما به نوشته روزنامه گاردين چاپ بريتانيا، قبل از ملاقات با آقای کامرون بعضی از مقامات پاکستانی در این هفته گفتند که هدف سفر آقای زرداری به انگلستان گویا درس دادن به آقای کامرون در مورد منطقه و پاکستان می‏باشد.
اما به نوشته گاردین این موضوع یک اندازه پیچیدگی به بار آورده است، زیرا در قدم اول صدر‏اعظم بریتانیا شخصي بسیار مصروف است و شاید وقت نداشته باشد که تعلیمات آقای زرداری را بیاموزد. از سوی دیگر زرداری هم یک معلم خوب و بی‏طرف به شمار نمی‏رود که بتواند در این ساحه به کسی درس بدهد.
‏از این‏رو گاردین چند نکته را تذکر داده است که آقای کامرون باید قبل از ملاقات با آقای زرداری به آن توجه نماید.
‏اول این‏که به نوشته گاردین، بیانات آقای کامرون در مورد موجودیت تروریزم در پاکستان شاید دقیق باشد و اداره استخبارات نظامی پاکستان آی‏اس‏آی هم در صادر نمودن و حمایت فعالیت‏های تروریستی در افغانستان و کشمیر دست داشته باشد، اما این را هم نباید فراموش کرد که پاکستان خودش هم یکی از قربانیان تروریزم می‏باشد و در عملیات علیه افراط‏گرایان در این کشور تا حال بیش از 2700 عسکر پاکستانی کشته شده‏اند و انفجارات و حملات انتحاری در شهر های مختلف پاکستان تعداد زیاد مردم را قربانی کرده است.
‏دوم موضوع جلوگیری افراط‏گرایان در سرحدات پاکستان و افغانستان می‏باشد. در این رابطه نکته اساسی این است که بخش اعظم این سرحدات، تصوری می‏باشد و در سال 1893 توسط یک بریتانیوی به نام مورتمر دیورند ترسیم شده که اقوام پشتون را به دو طرف تقسیم کرده و هنوز هم یک منبع جدی مخالفت و بحران می‏باشد.
‏به نوشته گاردین، در مذاکرات کامرون با زرداری این موضوع هم مهم است که بحران کشمیر مطرح شود، زیرا مشکل کشمیر یکی از منابع روشن بحران در منطقه می‏باشد که هندوستان همیشه از برگزاری بحث های بین‏المللی در مورد آن جلوگیری کرده است.
‏ولی طوری که عضو پارلمان انگلستان از حزب کارگر دنیس مک شین می‏گوید، صحبت در مورد این منطقه و ذکر نکردن نام کشمیر مانند آن است که در‏باره بحران شرق میانه صحبت شود و نام غزه ذکر نگردد.
‏نکته دیگر این است که پاکستان ظاهراً یک کشور دموکراسی می‏باشد، ولی دموکراسی آن آسیب‏پذیر است و به حمایت خارج نیاز دارد، زیرا اگر به تاریخ پاکستان نگاه شود، هر یک حکومت انتخابی در این کشور با کودتای نظامی سرنگون شده است.
‏به نوشته گاردین، در گذشته در جریان جهاد مردم افغانستان، امریکا و بریتانیا از حکومت نظامی جنرال ضیا الحق که حکومت انتخابی ذولفقار علی بوتو را سرنگون ساخت و بعداً خود بوتو را اعدام کرد، حمایت نمودند و بار دیگر جنرال پرویز مشرف که او هم یک حکومت انتخابی را با کودتای نظامی سرنگون ساخته بود از حمایت امریکا و بریتانیا بهره‏مند بود و حالا به نوشته گاردین، حکومت بریتانیا باید تصمیم بگیرد که می‏خواهد با یک حکومت دموکراسی طرف باشد که نارسایی‏های زیاد دارد و یا با یک حکومت ديکتاتوری معامله کند؟
‏نکته مهم و اساسی این است که پاکستان 4 برابر بریتانیا نفوس دارد و شمار اهالی آن با سرعت بیشتر می‏شود. در این کشور بخاطر مشکلات اقتصادی، بیکاری بیش از حد در بین جوانان و کمبود مکاتب، یک شمار زیاد جوانان به مدارس دینی جلب می‏شوند و در اینجا‏ها شستشوی مغزی شده و با نظریات افراطی در جامعه به فعالیت آغاز می‏کنند.
‏‏گاردین پیشنهاد می‏کند که صدر‏اعظم بریتانیا دیود کامرون وقتی که با رییس‏جمهور پاکستان آصف علی زرداری در لندن ملاقات می‏کند، باید به این نکات توجه نماید.

منبع: انترنت


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3015/
سعادت و خوشبختي


سعادت و خوشبختي
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)



 گوهر اشك را بايد نثار كسي كرد كه قدر آنرا بداند يا در بيابان ريخت كه پايمال ناكسان نشود.
 پند حكيم همچو قطرة آب كه برجا سوخته بيفتد، لااقل يك لحظه آرامش مي‌بخشد.
 طبيعت ما براي درك ناخوشي است، نه خوشي چنانكه رنج بيماري را حس مي‌كنيم اما لذت تندرستي را نمي‌يابيم.
 از نصيحت دادن چه حاصل اگر قوه بكار بستن آن را به ما ندهد.
 اگر مي‌خواهيد بدانيد غصة شما تا چه حد است از نظر ديگري نگاه كنيد.
 بسياري از حقايق را در زندگي بايد نديده گرفت.
 خرده گيري از ديگران، دشمن مي‌سازد، خرده گيري از خود مان آدم كاهل به ميان مي‌آورد.
 بخشايش آن است كه به هركس آنچه را تمنا دارد ببخشند.
 گاه علت غمي كه داريم، غير از موضوعي است كه بهانة غم قرار داده ايم بايد آن علت واقعي را پيدا كرد و در رفع آن كوشيد.
 تحميل روش تازه بر مردي كه مهيا نباشد همچو غذاي ثقيلي است كه به كودك شيرخوار بخورانند.
 عقل ما محصول تجربيات عمر كوتاه ماست بدين عقل مختصر ايمان داريم هزاران سال عمر و تجربه گذشتگان را نمي‌پذيريم.
 هيچ تماشايي حيرت انگيزتر و مفيدتر از اين نيست كه افكار و اعمال خود را تماشا كنيم.
 اگر منصفانه به حرف دشمن خود گوش بدهيم و عاقلانه مطلب خود را به او بفهمانيم، از بسي كشمكش و گرفتاري در امان خواهيم بود.
دايم از خود به ترديد و در اضطرابيم زيرا يك روز خود را كمتر از آنچه هستيم مي‌بينيم و رنجوريم يك روز خود را بزرگتر از آنچه هستيم تصور مي‌كنيم و مغروريم آنروز آسوده و آرام مي‌شويم كه ضعف و توانايي خود را بشناسيم و ارزش واقعي خود را بدانيم.
 آيا يقين داريد كه اگر آن آرزو به دست آمده بود، بلاي جان شما نمي‌شد پس اگر يقين نداريد از برنيامدن آرزوها تأسف بيجا نخوريد.
 هرچه كاري كنيد باز كاري باقي خواهد ماند فرصتي هم براي فراغت بگذاريد.
 از شهوت راني، خوشبختي خواستن بدنبال سراب رفتن است.
 گذشته سرمايه اي است كه اندوخته ايم، مي‌توان آن را با تأسف و اندوه صرف كرد يا براي موفقيت آينده بكار برد.
 سخنراني اگر مطلبي داشته باشد سخنراني كوتاه و روشن و بي‌ملال خواهد گفت.
 اگر مي‌خواهيد كه بر عدة خوبان و نيكوكاران جهان بيافزاييد خود نيكو كاري را پيشه كنيد.
 تربيت اخلاقي براي سعادت فرد كافي است اما اگر ملتي علم و اخلاق را باهم نداشته باشد، بدبخت است.
 چرا انتظار داريم كه ديگران به نفع ما رفتار كنند، اما ما هميشه به منفعت رفتار مي‌كنيم.
 هيچ كاري مشكل نيست صرف جرأت اقدام مشكل است.
 براي آنكه بدانيد تصير از بخت نبوده ببينيد چند بار در زندگي به شما رو آورده و شما آن را ناديده گرفته ايد.
 ما همه افسانه سازيم و مدام در عالم خيال آرزوهاي خام مي‌پزيم و عشق‌هاي بيهوده مي‌ورزيم و در حوادث عجيب پهلواني مي‌كنيم غالباً اين گونه واقعي.
 ناگواري‌ها و ناكامي‌ها را ورزش روحي قرار بدهيم.
اولين وظيفة گوينده اين است كه به گفتة خود معتقد باشد.
 اگر آن صورت زيبا را كه منتهاي آرزو است، ديدي بيچاره مشو از او بهتر هم است.
 اسلحه دشمن آن قدر خرابي نمي‌كند كه تا تخم نفاق و نا اميدي كه در ملتي بپاشيد.
صبح روشن آن است كه با دل پاك و مهربان از خواب برخيزيم.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3014/
تجزيه‌ي افغانستان به نفع كيست؟


تجزيه‌ي افغانستان به نفع كيست؟
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


طرح تجزيه ي افغانستان و تقسيم آن به دو بخش شمال و جنوب ،نخستين بار توسط سفير ايالات متحده امريكا در هند مطرح گرديد. با ر دوم نيز توسط پيترگلبريت معاون سابق نمايندگي سازمان ملل متحد در كابل مطرح شد. گرچه جزئيات اين طرح هنوز مشخص نشده است و انگيزه هاي آن معلو نيست، اما اولين ذهنيت نسبت به تجزيه،آنست كه :حكومت كنوني ايالات متحدة امريكا به دنبال تحقق طرحي است كه حزب جمهوريخواه آن كشور براي ايجاد خاورميانه ي بزرگ در دهه 90 قرن گذشته ارائه داده بود، در آن طرح خاورميانه ي بزرگ مورد نظر ايالات متحده اي امريكا ، عبارت از كشورهايي مي باشدكه بر اساس ساختار هاي نژادي پي افگنده شده باشد خصومت و درگيري ها به حد اقل كاهش يافته باشد و وقتي تجزيه افغانستان مطرح مي شود مقدمه اي پنداشته مي شود براي تحقق آن ايده.
ديدگاه دوم، آنست كه؛ امريكايي ها بعد از حدود يك دهه مبارزه با تروريزم دريافته اند كه در اين راه به نتيجه مطلوب نمي رسند لذا طرح تجزيه افغانستان را مطرح ساخته اند تا اقوام افغانستان درگير كشمكش هاي داخلي خود سازند، زورآزمايي از صورت جهاني به صورت منطقه اي وقومي تنزل پيداكند؛ طالبان به جاي ادعاي بزرگ ديني و اسلامي در قالب قوميت خاص در آيد و از ادعاي خود دست بردارد و در نتيجه ايالات متحده امريكا وغرب نفس به راحتي بكشندو پاي از معركه بيرون برند.
ديدگاه سوم آنست كه طرح تجزيه افغانستان دست آويز و اهرمي است بردو همسايه اي افغانستان يعني ايران و پاكستان. با توجه به اين كه، نقش تخريبي هردو كشور در اسناد افشا شده ارتش ايالات متحده امريكا پررنگ جلوه داده شده است.
گر چه مقام هاي دولت افغانستان، آن طرح را رد كرده اند و آن را غير قابل قبول دانسته اند، اما متأسفانه، ضعف ها و كاستي هايي كه در دولت كنوني وجود دارد، جلوگيري از تحقق بسياري از طرح ها خارج از توان دولت مي باشد، لذا اگر آن طرح روي دست گرفته شود، دولت افغانستان نه خواهد توانست از عملي شدن آن جلو گيري كند لذا مي طلبد تا دولت قبل ازان كه با اين مشكل مواجه شود راه هاي جلو گيري ازاين طرح رابيابد و راهكارهايي را براي خنثي كردن آن در نظر گيرد.
اولين گام آنست كه دولت افغانستان كوشش كند باديد وسيع تر به قضاياي افغانستان بنگرد، عناصر فاشيست را از دور بر دولت برچيند، عدالت ورزي و تقسيم قدرت به صورت مساويانه مدنظر قرار دهد، تنگ چشمي ها را به يك سو نهد. از هر جهت كوشش شودتا اقوام ساكن در افغانستان نسبت به يك ديگر احساس دشمني نكنند.
گام دوم آنست كه بازسازي و نوسازي را در مناطق امن افغانستان به صورت جدي دنبال كند تا مردم خود را جزيي از دولت بدانند و دولت را از آن خود بشمارند، ايجاد اعتماد از راهكارهاي مهم و اساسي ميان مردم و دولت است. لازمست دولت افغانستان مردم را در چهره ي تكه داران قومي ننگرند با فاصيله گرفتن از آنها به مردم نزديك شوند، زيرا اگر مردم افغانستان خود را با دولت نزديك احساس كنند و دولت را پشتيبان خود بدانند هيچ گاه خطر تجزيه كشور را تهديد نخواهد كرد.
گام بعدي جلوگيري از تجزيه افغانستان، نگاه منطقه اي به مسأله ي تجزيه افغانستان است، همسايگان افغانستان هيچ گاه به اين نينديشيده بودند كه روزي طرح تجزيه مطرح خواهند شد، از آنجايي كه امنيت افغانستان وابسته به حضور نيروهاي خارجي است بنابراين اين خطر احساس مي گردد، اما اگر همسايگان به خطر تجزيه وقوف يابند وآنرا جديد بنگرند بايد بدانند كه از تجزيه افغانستان آنها نيز زيان خواهند.
لذا دولت افغانستان مي تواند براي جلوگيري از تجزيه كشور بر دو محور كاركند، محور اول تلاش در جهت ايجاد حكومت مطلوب و عدالت محور است كه بتواند خدمت مساويانه به مردم ارائه دهد. محور دوم، تلاش با همسايگان است واين خطر را به آنها نيز گوش زد كند كه در صورت شعله ور شدن اين آتش همه را در كام خواهد كشيد لذا براي جلوگيري از آن بايد همكاري هاي منطقه اي براي ايجاد ثبات و امنيت تشديد يابد و همسايگان افغانستان بيش از پيش تلاش ورزند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3013/
هالند؛ آغازگر خروج نيروهاي خارجي از افغانستان


هالند؛ آغازگر خروج نيروهاي خارجي از افغانستان
تاریخ : 2010/08/19
مربوط بخش : (شماره مسلسل 695)


در میان موجی از نگرانی‏ها به خاطر بد‏تر شدن وضعیت امنیتی در افغانستان، هالند به عنوان نخستین کشور اروپایی، خروج نیروهای خود از افغانستان را آغاز کرد. روند خروج نیروهای هالندی از ولایت ارزگان از روز یک‏شنبه آغاز شده و ناتو می‏گوید که این روند مدتی را در بر می‏گیرد و به عوض این نیروها، قوای امریکایی و سربازان کشور‏های متحد امریکا در جنگ با تروریزم مستقر خواهند شد.
‏حامد علمی، معاون سخنگوی رییس دولت می‏گوید که خروج نیروهای هالندی از افغانستان می‏تواند در تحرک بخشیدن به نقش نیروهای افغان کمک کند تا مسئولیت‏های بیشتري را به عهده بگیرند.
علمی در ادامه گفت: «ما از نقش نیروهای هالندی در تامین امنیت و بازسازی ولایت ارزگان قدردانی می‏کنیم. حقیقت مسلم دیگر این است که نیروهای خارجی برای دائم در افغانستان باقی نمی‏مانند، روزی فرا خواهد رسید که همه نیروهای خارجی افغانستان را ترک خواهند کرد، روی این دلیل نیروهای امنیتی ما باید توانایی این را پیدا کنند که مسئولیت امنیتی کشور را هر‏چه زودتر به عهده گیرند.»
‏قوای هالندی از چهار سال به این طرف در ولایت ارزگان اجرای وظیفه می‏کردند. بیشتر از 1900 تن از سربازان هالندی در جریان چهار سال گذشته در زمینه تامین امنیت و پی‏شبرد برنامه‏های بازسازی در ارزگان نقش برجسته‏ای داشته‏اند.
‏اين در حالي است كه در هالند از یک سال به این طرف بحث‏های زیادي در مورد حضور نیروهای بین‏المللی وجود داشت. بر اساس اين بحث‏ها، چند ماه پیش، حضور نیروهای هالندی در افغانستان منجر به فروپاشی حکومت اين کشور شد.
در عين حال، ‏سفیر هالند در افغانستان گفته است که کشورش به کمک‏های خود برای افغانستان ادامه می‏دهد و پروژه‏هایي را که در ولایت ارزگان آغاز کرده، تمویل می‏کند.
با آن‏که از بی‏تاثیر بودن خروج نیروهای هالندی از افغانستان سخن زده می‏شود، اما کار‏شناسان و بسیاری از مردم با اشاره به تصمیم برخی کشورها برای بیرون کردن سربازان‏شان در سال آینده و سال‏های بعد، در مورد خروج نا‏به‏هنگام نیروهای بین‏المللی از افغانستان ابراز نگرانی کرده و می‏گویند که این روند می‏تواند مشکلاتي جدی برای افغانستان در پی داشته باشد.
در همين حال، طالبان از اقدام هالند پیرامون خروج نیروهای نظامیش از افغانستان قدردانی كرده است.
‏قاری یوسف، سخنگوی طالبان در مناطق غربی و جنوبی كشور در اظهاراتی اعلام كرد ما از صمیم قلب از شهروندان و دولت هالند به خاطر اتخاذ این تصمیم شجاعانه تشكر می‌كنیم.
وی افزود، ما امیدواریم سایر كشورهایی كه در افغانستان نیرو دارند، نیز با الگوبرداری از هالند نظامیان خود را از افغانستان خارج كنند.
هالندی‏ها با این‏که با حضور در ارزگان ـ زادگاه ملاعمر، رهبر طالبان ـ شجاعت زیادی را به خرج داده بودند، اما در طول سال‏هاي گذشته استراتژی ناموفقی را در مبارزه با شورشیان اتخاذ کرده بودند. استراتژی هالندی‏ها در ارزگان استراتژی «3 دی» بود.
این استراتژی یعنی «دفاع، دیپلوماسی و توسعه» كه بیشتر روی ابتکارات اقتصادی تاکید می‏کرد که از سوی افغان‏ها برای محلات مختلف در ارزگان باید عملیاتی می‏گردید.
در قالب این استراتژی، بخش دفاعی آن روی دفاع از محلات و شهروندان می‏چرخید. یعنی هالندی‏ها هیچ‏گاهی به جنگ با طالبان در مناطق تحت حاکمیت این گروه نمی‏پرداختند، بلکه در صورتی که شورشیان بر آن‏ها حمله می‏نمودند، به دفاع از خود می‏پرداختند.
بدین جهت در مقایسه با کانادایی‏ها، بریتانیایی‏ها و آمریکایی‏ها که در جنوب افغانستان مشغول مبارزه با شورشیان هستند، هالندی‏ها کم‏ترین رکورد کشته و مجروح شدن سربازان‏شان را دارند.
از مجموع 2000 هزار سرباز هالندی که در ارزگان مستقر بودند، در طول پنج سال گذشته 24 سرباز جان خود را از دست داده ‏و 140 سرباز مجروح شده‏اند.
بدین جهت، به لحاظ افکار عمومی شاید حکومت هالند کم‏ترین انتقادات را به خاطر کشتار نظامیان‏شان داشته است.
با آن‏که استراتژی دفاع از خود در صورت حمله دشمن و توسعه، دفاع و دیپلوماسی برای هالند و حکومت او کارساز و موثر بوده، اما هیچ‏گاهی به صورت جدی با شورشیان افغان در ارزگان از سوی سربازان خارجی مقابله نشده است. گزارش‏ها می‏رساند که سربازان هالندی‏ها به جای گشت‏زنی در مناطق زیر کنترول طالبان، اطلاعات خود را در‏باره این مناطق از شهروندان ارزگان تأمین می‏کردند.
این بدان معناست که طالبان می‏توانستند به صورت آزادانه در این ولایت فعالیت نمایند، چرا که استراتژی هالند به سربازان آن‏ها اجازه نمی‏داد تا به صورت روبه‏رو با طالبان بجگند، به آن‏ها حمله نمایند و آن‏ها را تعقیب کنند.
نتیجه چنین روی‏کردی آن است که سربازان استرالیایی، سنگاپوری و آمریکایی اکنون باید با طالبانی که نفوذ جدی و حمایت‏های فراوانی را برای‏شان در طول سال‏های گذشته ساخته‏اند‏، مواجه شوند.
هالندی‏ها در عراق نیز اولین کشوری بودند که از ماموریت بین‏المللی در عراق عقب‏نشینی کردند و سربازان‏شان را خارج نمودند. پس از آن‏ها بسیاری از کشور‏ها خروج سربازان‏ را در دستور كار خود قرار دادند.
این بود که موجی از خروج در عراق پدید آمد و ماموریت نظامی که بسیاری از کشورهای هم‏یپمان آمریکا آن را آغاز کرده بودند، با خروج‏شان، به جنگ آمریکا در عراق تبدیل کردند.
چنین امری در افغانستان نیز اتفاق افتاده است. هالندی‏ها این بار نیز پرچم‏دار خروج از افغانستان هستند.
همانند عراق اکنون بسیاری از کشورهای خارجی دیگر آهنگ خروج از افغانستان را سر داده‏اند. کانادایی‏ها در جولای 2011 افغانستان را ترک می‏کنند، پولندی‏ها آغاز خروج خود را 2012 اعلام نموده‏اند و بریتانیایی و آمریکایی‏ها نیز 2014 و 2015 را پایان خروج سربازان‏شان از افغانستان عنوان کرده‏اند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3012/
شورای کویته و شبکه حقانی شامل ليست سیاه شوند


شورای کویته و شبکه حقانی شامل ليست سیاه شوند
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


جنرال ارشد امریکایی جیمز ماتیس خواسته است که نام دو گروه عمده شورشیان در فهرست سیاه امریکا درج شود؛ شورای کویته و شبکه حقانی که مخالف حضور قوای خارجی در افغانستان‏اند.
‏ به گزارش خبرگزاری رویترز، جنرال جیمز ماتیس، جايگزین جنرال دیوید پترویس خواهد شد، یعنی مسئول قوماندانی مرکزی امریکا که بر عملیات‏های نظامی در تقریباً بیست کشور جهان نظارت می‏کند؛ از مصر و شرق میانه گرفته تا جنوب آسیا و آسیای مرکزی.
‏جنرال ماتیس به کمیته خدمات مسلح سنای امریکا گفته است که هر دو گروه در اعمال تروریستی دست داشته و نام رهبران‏شان باید در فهرست وزارت امورخارجه امریکا قرار بگیرد.
ملا عمر، رهبر شورای کویته است و جلال‏الدین حقانی و پسرش سراج‏الدین حقانی، شبکه حقانی را رهبری می‏کنند. شورای کویته در کویته پاکستان و شبکه حقانی در وزیرستان شمالی و ولایت‏های هم جوار در افغانستان فعالیت دارند.
‏سناتور کارل لیفن، رییس کمیته خدمات مسلح سنای امریکا نيز گفته است که این گروه‏ها و رهبران ارشد‏شان قویاً از شورش‏های روان در افغانستان حمایت می‏کنند.
‏درج کردن نام‏های رهبران این گروه‏ها رسماً در فهرست سیاه ایالات متحده شاید اقدامات توبیخی را مثل مسدود شدن دارای‏های‏شان در پی داشته باشد.
‏تحلیل‏گران می‏گویند که این اقدام هم‏چنان اين پیام قوی را به پاکستان خواهد فرستاد تا در داخل سرحداتش با شورشیان مقابله کند.
پاکستان از متحدان امریکا در جنگ علیه تروریستان و شورشیان خوانده می‏شود، اما اسناد و مدارک که اخیراً توسط وب‏سایت ویکی لیکس نشر شد، میزان تعهد این کشور را در این مبارزه نمایان ساخت.
اين در حالي است كه ریچارد هالبروک، نماینده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان نيز اخيرا در سفري به هند اعلام کرد که شبکه‌ حقانی که اعضای آن در پناهگاه‌های امن در پاکستان به سر می‌برند و حملاتی را از همین کشور علیه امریکا و ناتو سازماندهی می‌کنند، یک تهدید واقعی است.
‏شبکه حقانی که فرقه‏ای از طالبان تلقی می‏شود، در گذشته، سفارت هند در کابل را مورد هدف قرار داده و بالای جرگه مشورتی صلح نيز راكت فیر کرده است.
علاوه بر آن، به گفته هالبروک وی اطلاع دارد که هفته گذشته این گروه قصد داشت کنفرانس کابل را در که در آن تعداد از رهبران خارجی شرکت داشت، مورد هدف قرار دهد.
‏بر اساس این گزارش، تدابیر امنیتی شدید از حملات جدی طالبان در جریان کنفرانس جلوگیری کرد.
‏اظهارات هالبروک در حالی بیان می‏شود که ایالات متحده امریکا فشار و اقدامات جدی‏تری را علیه شبکه حقانی روی دست می‏گیرد.
چند روز قبل، وزارت مالیه امریکا بر روی 3 تن از رهبران طالبان به شمول یک عضو مخفی شبکه حقانی، تعزیراتی را وضع کرد.
‏اما تلاش براي درج نام‏هاي بيشتر طالبان در ليست سياه چه در ليست سياه شوراي امنيت و چه ليست وزارت امور خارجه امريكا، در حالي صورت مي‏گيرد كه دولت افغانستان به رهبري حامد كرزي، در تلاش براي حذف نام برخي از سران و رهبران طالبان از ليست سياه شوراي امنيت بر اساس فيصله جرگه مشورتي صلح است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3011/
تمام راه‏هاي منتهي به تروريسم، به پاكستان ختم مي‏شود!


تمام راه‏هاي منتهي به تروريسم، به پاكستان ختم مي‏شود!
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


پس از سال‏ها اتهام بستن به پاكستان مبني بر حمايت‏هاي بي‏شائبه اين كشور از تروريسم و تروريستان كه همواره از سوي اين كشور رد شده است، با انتشار بيش از 90 هزار سند محرمانه از جنگ امريكا در افغانستان توسط نهادي به نام ویکی لیکس كه یک نهاد غیردولتی است، بار ديگر توجه افكار جهاني به سوي حمايت‏هاي پاكستان از تروريستان متوجه شده است، به گونه‏اي كه پاكستاني‏ها ديگر نمي‏توانند حمايت‏هاي خود از تروريستان را انكار كنند. اين در حالي است كه پيش از ارائه اين گزارش، مايك مولن، رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا از موجوديت بن لادن، رهبر گروه القاعده و ملا عمر، رهبر گروه طالبان در پاكستان خبر داده بود.
ویکی لیکس این مدارک را که «جزئیات عملیات پنهان جنگ در افغانستان» نام‏گذاری نموده، بدون این‏که هیچ تماس و مشاوره‏ای با سازمان امنیت ملی امریکا داشته باشد، به روزنامه نیویورک تایمز، گاردین و مجله اشپیگل ارائه کرده است.
‏گفته می‏شود اسناد فوق شامل گزارش‏های منتشر نشده از کشته شدن غیرنظامیان و نیز عملیات پنهان و سری کماندوهای امریکایی علیه رهبران طالبان طی سال‏های 2004 تا 2009 می‏باشد.
‏اين اسناد حكايت از آن دارند كه پاكستان (‏متحد قوي امريكا در مبارزه عليه تروريسم) به نمايندگان سازمان استخباراتی خود اجازه مي‌دهد به طور مستقيم با طالبان ملاقات كنند که طی این مذاکرات نحوه مبارزه گروه‏های شبه نظامی با سربازان امریکایی و حتی برنامه‏ریزی برای ترور رهبران سیاسی افغانستان نیز سازماندهی می‏شود.
این اسناد به طور نمونه به دادن 1000 موترسایکل در آپریل 2007 به گروه حقانی توسط استخبارات پاکستان اشاره می‌کند.
هم‏چنين در این گزارش به نقش ایران نيز در امر آموزش طالبان و حمایت اين كشور از حزب اسلامی اشاره شده است.
روزنامه انگلیسی گاردین اعلام كرد این اسناد محرمانه كه بسیاری از آن‏ها جزئیات شمار كشته شدن غیرنظامیان به دست نیروهای بین‌المللی و طالبان را فاش كرده است، نمایان‏گر تصویر مخرب شكست جنگ در افغانستان است.
‏به نقل از روزنامه نیویارک تایمز، این مدارک حکایت از آن دارد که پاکستان به سازمان استخباراتی‏اش اجازه می‏دهد که مستقیما با طالبان ملاقات کنند.
اما ‏به دنبال فاش شدن این اسناد، كاخ سفید این اقدام را محكوم كرد، اما در ادامه تاكید كرد كه این اطلاعات همچنان شگفت‌انگیز نبوده است. جيمز جونز، مشاور امنيت ملي كاخ سفيد در بيانيه‌اي در این رابطه گفت: امریکا انتشار اسنادي را كه گفته مي‌شود گواه هدايت شورش‏هاي افغانستان توسط سرويس جاسوسي ارتش پاكستان است، محكوم می‏کند.
‏وی با بیان این‏که واشنگتن از انتشار این اسناد هیچ اطلاع نداشته و اکنون از طریق سازمان‏های خبری مطلع شده است، اظهار داشت: امريكا با افشاي اطلاعات طبقه‏بندي شده توسط افراد و سازمان‏ها را كه زندگي امريكاييان و شركاي ما را به خطر مي‌اندازد و امنيت ملي ما را در معرض تهديد قرار مي‌دهد، به شدت مخالف است.
‏این مقام امریکا که ظاهرا سعی بر این داشت تا هرگونه که ممکن است رابطه میان امریکا و پاکستان را خوب جلوه داده و این اسناد را بی‏ارزش بخواند، افزود: اين افشاي غير‏مسئولانه بر تعهد فعلي ما در مورد تحكيم مشاركت‏هاي‏مان با افغانستان و پاكستان براي مغلوب كردن دشمنان مشترك و حمايت از خواسته‏های مردم دو کشور تاثيري نخواهد داشت.
باراک اوباما، رئیس‏جمهور امریکا نيز گفته است که درز اسناد محرمانه درباره جنگ در افغانستان مایه نگرانی است، اما افشاکننده اطلاعات جدیدی نیست. او در اولین واکنش خود به درز این اسناد، گفت که این اطلاعات تصمیم او برای اصلاح استراتژی ارتش آمریکا در افغانستان را توجیه می‏کند.
در این حال بریتانیا از نشر این اسناد ابراز تاسف کرده است. دیوید کامرون، نخست‏وزیر بریتانیا كه در سفري به هند، در اين كشور به سر مي‏برد، به پاکستان هشدار داد که نمی‏تواند به صورت علنی علیه طالبان فعالیت کند، اما در خفا به پیکارجویان آن کمک کند.
کامرون گفت هر نوع کمکی از پاکستان به گروه‏هایی که به صدور تروریسم مشغولند، غیر‏قابل قبول است.
‏نخست‏وزیر بریتانیا گفت اسناد و مدارک در‏باره این نوع حمایت‏ها در گذشته وجود دارد.
اما ‏ظاهر امر این است که پاکستان از افشاي این مدارک ناراحت و البته نگران به نظر می‏رسد، زیرا حسین حقانی، سفیر پاکستان در واشنگتن گفته است: این گزارش‏ها بیان‏گر واقعیت‏های جاری نبوده و مربوط به گذشته‏هاست.
در این حال، حمید گل، رییس سابق اداره آی‏اس‏آی كه از او در اين گزارش ياد شده، این اتهامات را تقبیح کرده و هر‏گونه روابط این اداره با طالبان و شبکه القاعده را رد کرده است.
محمود احمدی‏نژاد، رئيس‏جمهور ايران نيز در مصاحبه‏ای که در تهران با شبکه سی‏بی‏اس امریکا داشته، به طور مستقیم درباره این اتهام‏ها اظهار نظر نکرده، اما هرگونه مداخله در امور داخلی افغانستان را رد کرده است.
‏او گفت: «ما از هیچ گروهی حمایت نمی‏کنیم. ما از ملت افغانستان حمایت می‏کنیم. ما از امنیت در افغانستان حمایت می‏کنیم.»
‏اما جولیان اسنج، بنیان‏گذار صفحه انترنتی «ویکی لیکس» گفته است که این اسناد ماهیت اصلی جنگ افغانستان را نشان می‏دهد.
‏او روز دوشنبه در یک نشست خبری در لندن گفت: حالا این مربوط محکمه است تا در مورد این‏که آیا نشر اسناد یک جرم است، تصمیم بگیرد، اما به گفته او، در مجموع می‏شود شواهد جنایات جنگ را در این اسناد ملاحظه کرد.
وی در ادامه گفت: «‏این گزارش‏ها از واحد‏های مختلف نظامی از افغانستان، سفارت‏های امریکا از کشور‏های مختلف جهان در موارد مربوط به افغانستان و مخبرین از افغانستان و پاکستان به دست آمده است. هر دو گزارش‏های مشروع هستند، نه به این معنی که محتوای آن درست است.»
اما عكس‏العمل مقامات افغان نسبت به ارائه اين گزارش متفاوت‏تر بوده و به نظر مي‏رسد آن‏ها از افشاي چنين اسنادي، خوشنود هستند و از آن ابزاري براي تقاضاي اعمال فشار بيشتر بر پاكستان ساخته‏اند. پيش از اين بارها مقامات افغان از نقش پاكستان در حمايت از تروريستان سخن رانده بود و اسناد و شواهد زنده‏اي را به جامعه جهاني ارائه كرده بود، اما هيچ‏گاه توجهي جدي از سوي امريكا و متحدين اين كشور در ناتو، به مسئله حمايت پاكستان از طالبان نشد و آن‏ها هم‏چنان به ديده ترديد به اين گزارش‏ها مي‏نگرند.
وحید عمر، سخنگوی رییس دولت روز سه‏شنبه در جمعی از خبرنگاران در کابل گفت: افشای این اسناد ‏منبع خوبي برای آگاهی یافتن از مسائل است و می‏تواند پس از تحقیقاتی که به فرصت زیادی نیاز دارد، ‏موضوعات زیاد دیگری را نیز افشا کند. ‏
‏به گفته عمر، این معلومات تحت مطالعه دولت قرار دارد و بسیار زود در رابطه با آن صحبت می‏شود.
وي افزود‏: «حال ما طبق شواهد و اسناد می‏دانیم که ریشه دهشت‏افكنی‏هایی که نه تنها افغانستان‏، بلکه پاکستان و جهان را نیز تهدید می‏کند، در خود پاکستان است.»
اين در حالي است كه‏ رئیس دولت با صدور حکمی به وزارت امورخارجه و مشاوریت شورای امنیت ملی وظیفه سپرده تا اسناد افشا شده ایالات متحده امریکا در مورد افغاشنستان، پاکستان و منطقه را مورد مطالعه و ارزیابی قرار دهند.
در اين مورد، داكتر سپنتا، مشاور امنيت ملي رييس دولت نيز روز سه‏شنبه در گفت‏وگو با خبرنگاران گفت: افشاي‪ 90 ‬هزار سند محرمانه ارتش امريكا در خصوص جنگ افغانستان نشان مي‌دهد كه دولت كابل در موضع خود در مورد خاستگاه تروريسم و كمبود‏هاي سياسي و نظامي در مبارزه با آن كاملا برحق بوده است.
وي تاكيد كرد كه جنگ با تروريسم را نبايد در چند روستاي افغانستان متمركز ساخت، بلكه براي ريشه كن كردن آن بايد به سراغ مراكز آموزش و تجهيز تروريست‌ها در خارج از مرزهاي افغانستان رفت.
وي تصريح كرد: «اگر مي‏خواهيم مردم افغانستان را به پشتيباني از جنگ با تروريسم و شكست القاعده و ساير گروه‏هاي بين‏المللي تروريستي در منطقه بسيج كنيم، تنها راه اين خواهد بود كه با آناني كه از تروريسم حمايت مي‏كنند، به عنوان حاميان تروريسم برخورد كنيم، نه به عنوان متحد و متفق.»
داكتر سپنتا افزود: «در غير آن، هر ملتي حق دارد در پي راه‏هاي ديگري برود.»
اين در حالي است كه در اين اواخر گفته مي‏شد براي پايان دادن به جنگ افغانستان، تطبيق راه‏حل متمايل به پاكستان، زياد دور از انتظار نيست.
اما آن‏چه كه مشخص است، اين‏كه ارائه گزارش نهاد ويكي ليكس و افشاي 90 هزار سند نظامي، نشان از بازي دوگانه امريكا در مبارزه عليه تروريسم دارد.
اين كشور علي‏رغم اين‏كه در طول سال‏هاي گذشته مي‏دانسته كه پاكستان به صورت مستقيم از تروريستان حمايت مي‏كند، از يك‏سو فشارهاي لازم را بر اين كشور جهت مبارزه واقعي با تروريسم وارد نساخته و از سوي ديگر، ميلياردها دالر را در حالي‏كه مي‏دانسته قسمتي از اين كمك‏ها به جيب شورشيان واريز مي‏شود، به پاكستان كمك نموده است. بايد گفت كه افشاي اين اسناد جديد، سوالاتي جدي را در مورد صداقت امريكا در مبارزه عليه تروريسم در اذهان عمومي جهان به خصوص افكار عامه در امريكا و افغانستان به وجود آورده است كه دولت‏مردان امريكايي بايد پاسخ‏هاي قناعت‏بخشي به آن ارائه نمايند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3010/
نامزدهاي پيشتاز انتخابات در ولايات شمال شرق


نامزدهاي پيشتاز انتخابات در ولايات شمال شرق
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


يك كارمند دفتر سازمان ملل متحد در كابل كه نخواست نامش گرفته شود، گفته است كه عليرغم نگراني‌هايي كه از بابت برگزاري ناشفاف انتخابات وجود دارد، به نظر مي‌رسد كه در پارلمان آينده اكثريت با متنفذين و مخالفين حكومت حامدكرزي خواهد بود.
او علاوه مي‌كند كه اين نتيجه به سبب سرخوردگي و نارضايتي مردم از كارنامه‌ي دولت در سال‌هاي پسين خواهد بود. منبع مذكور پيشبيني مي‌كند پيروزي مخالفين سياسي حكومت در ولايات شمال و مركز افغانستان چشمگير خواهد بود در انتخابات رياست جمهوري اخير، مردم ولايات مذكور رأي خود را به داكتر عبدالله و رمضان بشردوست رقباي حامدكرزي داده بودند.
كارمند سازمان ملل به طور مشخص فهرست نامزدان انتخابات ولايات شمال شرقي را مورد ارزيابي قرار داده، اظهار نظر كرده كه در اين ولايات چهره‌هاي سرشناس مخالف حكومت به پيروزي خواهند رسيد.
ولايات شمال شرقي ولاياتي اند كه داكتر عبدالله بيشترين راي را از آنجا بدست آورده بود. به گفته‌ي او در ولايت بدخشان عبدالشكور واقف حكيمي، بيشتر رأي را از آن خود خواهد كرد. پس از او سردارخان وعبداللطيف پدرام، قرار خواهند گرفت.
كارمند مذكور سبحان و سيداكرام الدين معصومي و عبدالمطلب بيگ را برنده‌هاي ولايت تخار مي‌داند.
به همين ترتيب، پيشتازان انتخابات ولايت كندز را اسدالله عمرخيل، حاجي عبدالرووف فضل كريم ايماق مي‌داند.
كارمند سازمان ملل گفته است كه در ولايت بغلان سيد منصور نادري داكتر مهدي با بيشترين آرا از سايرين سبقت مي‌گيرد.
پيش بيني دفاتر اين سازمان در دوره‌هاي گذشته به ميزان بالايي درست از آب در آمده بود؛ در حالي كه انتخابات پارلماني دوره‌ي قبل را سازمان ملل به راه انداخته بود، انتخابات آينده را دولت افغانستان با گماشتن كميسيون مسمي به «كميسيون مستقل انتخابات» برگزار مي‌كند.
بسياري از ناظرين به بي‌طرفي كميسيون مذكور شك دارند، همان طوري كه انتخابات برگزار شده از جانب سازمان ملل را نيز شفاف نمي‌دانستند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3009/
انتخابات و اخلاق انتخاباتي!


انتخابات و اخلاق انتخاباتي!
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


گويند كه هر مقام ادبي دارد، آدميان چه بخواهند و اراده كنند، چه نخواهند، وقتي به جايگاهي مي رسند، ادب ويژه اي قرين زندگي آن ها مي شوند. اين ادب در تمام وجوه زندگي آن مقام تاثير مي نهد وزندگي اورا تحت تاثير مي برد؛ بسياري ازارزش هايي كه آن ادم قبل ازان باور مند بود به تدريج ازدست مي دهد وجاي خود را براي ادب جديد خالي مي كند ؛ اما علاوه براين كه نفس مقام، ادبي دارد؛ راه پيمودن ورسيدن به مقام نيز ادب ويژه اي مي طلبد؛ حتا اهداف شخص را مي توان ازلابلاي وسايلي كه به كار مي گير وادبي كه دارد مشخص كرد.در ادب مقام شخص، قبل از رسيدن به قدرت وبعد ازآن باهم مقايسه شود ديده خواهد شد كه تفاوت هاي عمده اي به چشم مي ايد. رئيس اداره همانند و هم سان يك مامور دون پايه سخن نمي گويد و يك مامور نيز همانند يك رئيس دستور نمي دهد. اگر چنان كند نيز مورد پسند واقع نمي شود و يا پذيرفته نمي گردد؛ زيرا از هردو يك توقع متصور نيست اگر رئيس اداره همانند يك مامور سخن گويد بدين معنا است كه گويا ادب مقام و موقعيت درهم آميخته است، تفكيك و تميز آن چندان ساده نيست. اگر كسي مقامي داشته باشد و ادب مقام را رعايت نكند، گويا تظاهر و ريا كار ي كرده است؛ بنابر اين، اصل آنست كه اول بايد آن ادب فراگرفته شود و آدم ها آن را بشناسند و بعداً رعايت كنند. كشور ما در آستانه ي انتخابات پارلماني قرار گرفته است، كثيري از شهروندان براي دست يابي به چوكي قدرت مجلس نمايندگان نامزد اين انتخابات شده اند، براي شناخت نامزد تشخيص اين كه كدام يك حايز شرايط احراز كرسي مجلس هستند، گزينه هاي بي شماري مطرح شده است، برخي كه در تنگنا قرار گرفته اند، دست به دامان علماي دين برده اند و ودرزير قباي آنها خودرا پنهان د اشته اند تا به مقصود رسند ، و روحانيان نيز انتخابات را در قالب تنگ حلال و حرام فقهي ريخته اند وبه مردم پيش نهاد داده اند كه به چه كسي راي دهند وبه چه كسي راي ندهند ،‌گويا عمل كردن به آن فتوا-. اگر فتواي بتوان حساب كرد- مشكل را حل شده پنداشته اند، برخي نيز گزينه هاي عام، علم، تخصص، تعهد ملي و غيره را معيار خوب وبددانسته كه مي توانددر خور توجه باشد.اما آنچه بيشتر جلب توجه مي كند بازي با افكار مردم است تا ارائه راهكارهاي دقيق علمي و عملي، اما آنچه مي تواند معيار اخلاق قرار گيرد دو معيار عمده و اساسي استكه به صورت مختصر بدان اشاره صئرت مي گيرد.
1- قانون اساسي افغانستان: تعريف وظايف و مسؤوليت هاي نمايندگان كشور در قانون اساسي ، اخلاقي ويژه اي را متوجه آنان مي سازد كه بايد آن را رعايت نمايند ؛بدين معنا كه خواسته هاي قانون اساسي از نمايندگان مي طلبد كه نامزد هاي انتخاباتي نيز با توجه به آن ضوابط شعار هاي خويش را تنظيم نمايند يعني عمل كردن به قانون اساسي يك نوع پاي بندي اخلاق است و هم چنان مطرح كردن شعارهاي انتخاباتي نيز خود اخلاق ويژه متناسب با آن الزام را مي‌طلبد عالمان دين مي گويند مقدمه واجب، واجب است براساس اين قاعده اگر عمل در چهار چوب قانون اساسي يك معيار اخلاقي باشد بايد مقدمات آن نيزآن ادب را داشته باشد . اگر كسي مدعي باشد كه با رفتن به پارلمان در چهارچوب قانون اساسي عمل كند و وارد عرصه انتخابات و نامزد شدن او را ملزم مي دارد كه چهارچوب اخلاقي را نيز مدنظر قرار دهد؛ملزم بودن به قانون اساسي و عمل كردن به آن در حين انتخابات ملزومات خاص را مي طلبد؛ بدين معنا وقتي كسي شعار مي دهد بايد مطابق به قانون اساسي باشد، دروغ پردازي، به بازي گرفتن اذهان مردم، فريب كاري، جعل كاري،‌مردم فريبي همانگونه كه خلاف اخلاق متعارف و معمول است خلاف اخلاق انتخاباتي نيز است.
رفتن به مجلس نمايندگان براي خدمت بيشتر و بهتر به مردم است، بنابر اين شعارها نيز بايد به گونه ي مطرح شود كه در آن افراط و تفريط راه نداشته باشد و مردم قانع شوند كه شعارهاي مطرح شده ناشي از شناخت نمايندگان از قانون اساسي كشور است.
2- ذهنيت مردم:قانون اساسي و ذهنيت مردم ،دوسر يك طيف است كه مي تواند معيار داوري اخلاق انتخاباتي نامزدهاي انتخاباتي باشد، دشواري هاي فراواني در كشور وجود دارد ،راه حل بسياري از آن دشواري ها نياز مند زمان است كه بايد طي شود وحل و فصل گردد و حل آن گونه مشكلات از عهده اي هيچ نماينده اي بر نمي آيد و برخي مشكلات نيز در حيطه اي صلاحيت هاي نمايندگان نمي گنجد، لذا مطرح كردن آنها اين كه آن مشكلات را حل خواهد كرد دروغي بيش نيست و خلاف اخلاق ،منش و كرامت انساني و در نتيجه خلاف اخلاق انتخاباتي است. برخي نامزد هاي انتخابات براي بدست اوردن راي مردم شعار هايي عجيب وغريبي مطرح كرده اند كه به شوخي ومضحكه شبيه تر است تا به شعار هاي انتخاباتي مثلا مبارزه با ظلم ايراني! يكي از همان شعار ا است . اگر مردمي به حدي از آگاهي رسيده باشند و وظايف و مسؤوليت هاي نمايندگان را بدانند و شرايطي را كه قانون اساسي براي نمايندگان در نظرگرفته بشناسند، بي شك درين گونه شعارهاي سفيهانه خواهند خنديد و به گويندگان ومطرح كنندگان آن نفرين خواهند فرستاد،‌زيرا آنچه آن نامزد مطرح كرده است ؛ اول اين كه در حيطه ي كار نمايندگي نيست؛ دوم اين كه اگر ظلمي وجود داشته باشد ،‌به دوش دستگاه هاي اجرايي از جمله وزارت خارجه كشور است، سوم اين كه مطرح كننده اي آن شعار يك طرار، راهزن انديشه و اذهان مردم است،‌بنابر اين خلاف اخلاق انساني است؛ چه رسد به اين كه يك شعار انتخاباتي باشد؛ مطرح كردن اين گونه شعار ها بدون ترديد حركت در جهت تحميق مردم وبازي با اذهان آنان است .به معناي ْآنست كه مطرح كننده اي آن شعار نه از قانون اساي افغانستان خبر دارد ونه هم مي خواهد به ان ملتزم باشد.
مردم افغانستان نيز مسؤوليت دارند كه با چشم باز شعارها را بنگرند، قانون اساسي افغانستان را بخوانند يا بپرسند، وظايف نمايندگان را در آن قانون در نظر بگيرند و آن گاه راي دهند، هركسي كه از چارچوب قانون اساسي افغانستان پاي فراتر مي نهد و با وعده هاي فريبنده مي خواهد توجه مردم را به خود جلب كند، فردا پشيمان و سرخورده خواهند شد، زيرا وظايف تعريف شده در قانون اساسي براي نمايندگان از معيار هاي بسيار عمده واساسي براي مردم است كه بشناسند كدام نامزد انتخاباتي راست مي گويد وكدام دروغ . كساني هم كه مي خواهند به مجلس نمايندگان راه يابند، بايد از گزافه گويي پرهيز كنند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3008/
روابط سیاسی ایران و افغانستان، از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش يازدهم


روابط سیاسی ایران و افغانستان، از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش يازدهم
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


حکمتیار
گلبدین حکمتیار(متولد سال 1326هـ ش) پشتون تباری از قبیلهء خروت است که خانوادهء وی به شکل (ناقل) از غزنی به قندر در شمال افغانستان نقل مکان کردند. در اوائل سلطنت ظاهر شاه که پروژه های ساختمانی در شمال افغانستان روی دست گرفته شد(شیرخان) به حیث نایب الحکومهء قطغن مقرر گردید، از آنجا که شیرخان خود از غزنی بود، جمعی از مردم وبیشتر از قوم خود وی به قندز رفتند و در آنجا مسکن گزیدند. حکمتیار در آنجا به دنیا آمد وتحصیلات ابتدائی خود را در همین شهر آغاز کرد. او بعداً با وساطت (غلام سرور ناشر) رئیس فابریکهء سپین زر که با خانوادهء سلطنتی رابطهء نزدیک داشت، شامل مکتب حربیه گردید ولی به زودی از تحصیل نظامی منصرف شده به قندز بازگشت وبه ادامهء تحصیل درین شهر پرداخت.
حکمتیار در هنگام تحصیل در فاکولتهء انجنیری پوهنتون کابل با جمعی از همفکران خود(نهضت جوانان مسلمان) را بوجود آورد که باکمونیست ها شدیداً درگیر بود.
حکمتیار به جرم شرکت در قتل (سیدال سخندان) یکی از رهبران سازمان مائوئیستی مشهور به (شعلهء جاوید) به زندان افتاد ولی بعد از کودتای داوود خان از زندان آزاد شد. حرکت نظامی سال 1354 هـ ش در ولایات کاپیسا، لغمان، بدخشان، کنر، پکتیا وننگرهار به ابتکار او علیه رژیم داوودخان به راه افتاد که به جائی نرسید ونقشه های کودتاهای نافرجام او به دستگیری وشهادت بسیاری از افسران مسلمان درنیروهای مسلح انجامید.
حکمتیار درمیان رهبران جهاد افغانستان جوانترین و در عین حال تندرو ترین شان بود. او به این نظر بود که فقط حزب اسلامی تحت رهبری او توان و صلاحیت تأسیس یک حکومت اسلامی در افغانستان را داراست. سخنرانی های وی در تحریک احساسات جوانان مؤثر بود وحکمتیار میدانست که چگونه از این احساسات بهره بگیرد. از نظر امریکائی ها حکمتیار وتنظیم وی در دوران جهاد (روس کش خوب) به شمار می رفت وبه همین علت بیشترین کمک ها درمیان تنظیم های مجاهدین به حزب اسلامی تعلق می گرفت.
ایرانی ها در آغاز نظر مساعد نسبت به حکمتیار داشتند ودفاتر حزب اسلامی در تهران واکثر شهرهای ایران باز بود اما بعداً به حکمتیار وحزب وی بی اعتماد شدند. محدودیت هایی که برفعالیت حزب اسلامی در ایران اعمال گردید سرانجام موجب شد تا حکمتیار دستور بستن تمام دفاتر حزب در ایران را بدهد.
ایرانی ها به این تصور بودند که حکمتیار گماشتهء امریکا وپاکستان است وامریکا می خواهد با به قدرت رسانیدن حکمتیار حکومت رقیب ایران را در افغانستان برسر کار آورد. کودتای شهنواز تنی موجب تشدید نگرانی ایران گردید وروابط میان ایران ورژیم نجیب را نزدیکتر ساخت.
سفارت رژیم نجیب در تهران در نامهء شماره 407 مورخ 24/6/1369 به وزارت امور خارجه در کابل چنین نگاشت:
به وزارت محترم امور خارجه
آمریت دفتر
اینجانب به تاریخ 5/4/1369 ساعت ../14 به دفتر آقای (کرومی نوری) رئیس ادارهء دوازدهم سیاسی وزارت امور خارجهء جمهوری اسلامی ایران احضار گردیدم. ایشان در صحبت های خویش با صراحت گفتند که براساس اطلاعی که به ایشان رسیده، قرار است کودتای دیگری به وسیلهء گلبدین حکمتیار درکابل صورت بگیرد. بعد از اطلاع این موضوع به مرکز دوباره به من دستور داده شد تا جویای اطلاعات دقیق تری درین مورد از ایشان گردم. ایشان با خوشروئی بار دوم نیز به تاریخ 18/4/1369 مرا پذیرفتند و در جواب سوال من باصراحت گفتند که اطلاعات دست داشتهء ایشان در زمینه از منابع بسیار موثق بوده ولی درین مورد توضیحاتی در اختیار ندارند. (مسلماً تمام مطالب را من به موقع به مرکز اطلاع دادم.)
درین دیدار نیز صحبت مفصلی پیرامون اوضاع موجود در کشور صورت گرفت. آنچه از این صحبت وسایر ملاقاتهای که درین اواخر در وزارت امور خارجهء ایران داشتم برمی آید این است که مسئولین وزارت امورخارجهء ایران بعد از تغییراتی که در سیستم کادری این وزارت وارد کرده اند، برخورد صمیمی توأم با حفظ دقیق نورمهای تشریفاتی را مراعات می کنند. دیدار اینجانب با آقای کرومی نوری در فضائی صمیمانه صورت گرفت.
بااحترام
اسدالله کشتمند- شارژدافیر
مشکل گلبدین حکمتیار این بود که در حالیکه خود را سیاستمدار کارکشته می دانست، دست به اقداماتی می زد که اکثراً حساب ناشده وبرای خودش مشکل برانگیز بود از جمله اینکه بعد از سرد شدن روابط حزب اسلامی با ایران، او سعی نمود تا در میان مردم اهل سنت در ایران به حرکت های ضد رژیم ایران کمک کند. برای این کار او دست به ساختن حلقهء کوچک در داخل حزب زد تا چنین حرکت ها را سازمان دهد ولی این عمل وی جز اینکه بدبینی مقامات ایرانی برضد او را تشدید نمود هیچ نتیجهء محسوس دیگر برای او به ارمغان نیاورد.
عاملی به نام (وهابیت)
یکی ازمسایل مورد توجه ایران که میتوانست وسیله ای غرض نزدیکی با ایران از طرف رژیم نجیب مورد استفاده قرار گیرد این نگرانی ایران بود که نفوذ طرفداران سعودی در رژیم آیندهء مجاهدین در کابل پس از سرنگونی رژیم نجیب چالش مهم در برابر نفوذ اهل تشیع در آن دولت خواهد بود.
سفارت رژیم نجیب درتهران که از نزدیک این نگرانی از جانب ایران را مد نظر داشت طی گزارشی به تاریخ 8/18/68 لزوم بهره برداری از این نگرانی ایران در جهت جلب حمایت ایران از رژیم نجیب را چنین برجسته ساخت:
«درین اواخر بنا برتغییرات معینی که در سطح تحرکات وهابیون در منطقه به میان آمده است، مسئلهء وهابیت به مثابهء یک خطر واقعی در برابر اسلام ناب محمدی برای دست اندرکاران سیاست در ایران به طور مبرم مطرح گردیده چنانچه موضعگیری رهبری جمهوری اسلامی ایران در قبال مسئلهء ترویج وهابیت درین روز ها صریح تر گردیده است.
«آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران به تاریخ 5/10/1368 در دیدار با روحانیون، ائمهء جمعه واستادان حوزه های علیمیهء اهل سنت استانهای سیستان وبلوچستان، خراسان ومازندران، بر لزوم افشای وهابیت به عنوان عامل استکبار وکفر جهانی واختلافات میان مسلمانان تأکید کرد. ریشه های نسبتاً عمیق مخاصمت دیرینهء محافل روحانیت ایران با آل سعود که بر سوابق اختلافات ومبارزهء طولانی عجم با عرب ارتباط می گیرد، امروز در شکل جدید مبارزهء روحانیت با احساسات ضدامریکائی به قدرت رسیده در ایران، با عرب (آل سعود) که وابستگی بیشتر از هرزمان دیگر با امریکا دارد، ظاهر می گردد.
(... نامبرده خطاب به علمای اهل سنت گفت: استکبار جهانی از طریق بوجود آوردن وهابیت سعی کرده است در داخل جامعهء اسلامی مرکز امنی را برای خود ایجاد کند وشما علمای اهل سنت به طور صریح و آشکارا مردم را نسبت به نقش وهابیون در ضربه زدن به وحدت اسلامی آماده کنید. وهابیت دربقاع اسلام از طریق تصریح بر وابستگی، دوستی، رفاقت و طرفداری خود با دشمنان اسلام یعنی امریکا ابائی ندارد...)
«... این دوستی وهابیون با دشمنان خدا به معنی هم پیمائی، وابستگی وحراست از منافع شیاطین است...»
یاد داشت:
باتوجه به نقطهء مشترک تفاهم در موضعگیری وتبلیغ این عرصه و از آنجائیکه موضعگیری دولت ایران در رابطه به خطر وهابیت بر اتخاذ موضعگیری های ائتلاف نه گانه بنا بر نزدیکی اعتقادی تأثیر مستقیم دارد، تعداد زیادی از مسئولین نه گانه ونمایندگان مهاجرین تشویش خود را نسبت به خطر وهابیت در ملاقاتها با مسئولین سفارت جمهوری افغانستان پنهان نکرده اند.
حداکثر آنها باصراحت می گویند که دولت فعلی به مراتب بیشتر از دولت مؤقت 7 گانه مورد تائید ماست. بادر نظر داشت موجودیت بعضی از سران نیروهای طرفدار وهابیت درمیان تنظیم های هفتگانه در پشاور و به خاطر دسترسی به اهداف ما و روحیهء تفاهم بیشتر، سفارت جمهوری افغانستان نسخه هائی از رسالهء (وهابیت در جهان اسلام) را در اختیار مقامات ایرانی به شمول وزارت های امورخارجه، ارشاد اسلامی ودفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وهمچنان دفاتر ائتلاف نه گانه مستقر در ایران قرار داده است. در نظر داریم فشرده ئی از فصل اخیر رسالهء وهابیت درجهان اسلام را که تحت عنوان (افزایش خطر فتنهء وهابیت در افغانستان) تحریر گردیده در شمارهء مستقل نشریهء اطلاعاتی سفارت جمهوری افغانستان در تهران چاپ وبرای مهاجرین توزیع نمائیم.
پیشنهاد می گردد تا مواد تبلیغی بیشتری درین زمینه در اختیار ما قرار گیرد»
سفارت رژیم نجیب در تهران به مسئولین دولتی مشوره داد تا در ملاقات با مقامات ایرانی، مسئلهء حساسیت آنان در برابر وهابیت را حتماً مدنظر قرار دهند.
در شرایطی که هنوز حزب وحدت اسلامی رسماً اعلام نشده بود، مجلهء ایرانی(پیام انقلاب) مصاحبه ئی با (سکندر قیام) عضور شورای مرکزی دعوت اتحاد اسلامی افغانستان که از جمله احزاب هشتگانهء شیعه در ایران بود به نشر سپرد. سکندر قیام در جواب این سوال که: به نظر شما علت اینکه برخی سازمان های وابسته به ائتلاف هفتگانه باحضور ائتلاف هشتگانه در دولت مؤقت مخالفند چیست؟ گفت:
«ائتلاف هفت گانه را به دوبخش تقسیم می کنند: تندروها ومیانه روها، رسانه های غربی تندروها را دارای گرایش های وهابی می دانند ومیانه روی را ملی گرا، جناح اخیر(21) باحضور شیعیان در دولت مؤقت مخالفند. سه گروه اول عبارتند از حزب اسلامی به رهبری حکمتیار وحزب اسلامی به رهبری یونس خالص واتحاد اسلامی به رهبری سیاف. این سه گروه در وهلهء اول طرفدار(پشتونیسم) (حاکمیت قوم پشتون در افغانستان) وبعد از آن اسلام هستند. یعنی به نظر آنها حکومت غیر پشتون اسلامی نخواهد بود! از دیدگاه آنان شیعیان که از قوم پشتون نبوده و از نژاد(هزاره) هستند نباید در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند.
هزاره ها در طول تاریخ افغانستان دچار محرومیت بوده اند. گروههای مذکور درصدد اند که قومیت هزاره را همچنان از حقوق اسلامی، مدنی واجتماعی خویش محروم نگهدارند و زمین هائی را که در طول سالیان دراز از آنان غصب کرده اند مجدداً در اختیار گیرند. تمامی تلاش آنها اینست که آمار دقیقی از شیعیان ارائه نشود تا اقلیتی ناچیز جلوه گر شوند در حالیکه ما میدانیم یک سوم مردم افغانستان شیعه اند.»
طوریکه دیده می شد اختلاف سیاسی میان ایران وعربستان سعودی خود را به شکل مخالفت مذهبی میان تنظیم های اهل تشیع افغان در ایران وتنظیم های اهل سنت افغانی درپاکستان که رهبران شان پشتون تبار بودند متبارز می ساخت و درین میان فکتور دیگری یعنی (پشتونیزم) نیز به عنوان یک خطر بالقوه تبلیغ می شد که میتوانست زمینه ساز جنگ های قومی مذهبی در آینده باشد.
رژیم نجیب الله که از حساسیت ایرانی ها به خصوص پس از واقعهء سال 1366 که بیش از چهارصد تن از حجاج ایرانی بدست نیروهای امنیتی سعودی به قتل رسیدند به خوبی آگاه بودند، از این فرصت به خوبی بهره گرفتند.
بعضی از سازمانهای جهادی اهل سنت درین رابطه مرتکب اشتباه شدند. آنها به خاطر اینکه از کمک های کشور های عربی محروم نگردند در برقراری رابطه با ایران بی توجهی کردند واین کار آنان به ایجاد فضائی حاکی از عدم تفاهم میان تشیع وتسنن کمک کرد.
هرقدر که پایان کار دولت داکتر نجیب الله نزدیکتر می شد، نگرانی ایران از نفوذ سعودی در رژیم آیندهء افغانستان افزایش می یافت و موضع گیری شدید تری را در برابر گروههائی که متهم بودند به سعودی ها نزدیک اند، بار می آورد به عنوان مثال روزنامهء جمهوری اسلامی که در آن زمان انعکاس دهندهء نظرات دولتمردان ایران بود، تحت عنوان افغانستان حجاز دیگر نخواهد شد) چنین نوشت: «بعد از خروج نیروهای شوروی چنان می نماید که گویا در مورد افغانستان تحرکات بین المللی صورت تهاجم سیاسی را به خود گرفته است. تهاجمی که ضرر آن برای ملت افغانستان کمتر از تجاوز ارتش سرخ نیست یکی از مهاجمین سیاسی (وهابی های آل سعود) اند که گمان می کنند به واسطهء دلار های نفتی می توانند افغانستان را به حجاز دیگری تبدیل کنند.
واینک زمان آن فرا رسیده است که ضمن اخطار به حکام سعودی، در مورد خطر وهابیت ملت مسلمان افغانستان را هوشدار داد. گرچه اشغالگران حرمین شریفین توجه دارند که مردم افغانستان را نمیتوان معتقد به مذهب وهابیت ساخت ولی براساس تجربه باور دارند که میتوان تفرقه ونفاق را دربین آن ملت ایجاد کرد واین باور متأسفانه تاحد زیادی واقعیت دارد. چرا که وهابی ها تحت پوشش اسلام وارد افغانستان می شوند ومردم نمی توانند که نیات شوم سعودی ها را به سادگی درک نمایند وبه عمق توطئه آمیز آن پی ببرند.
آل سعود با این روش منافقانه مرتکب خیانت بزرگی در روند انقلاب اسلامی افغانستان گردیده است. زیرا تحت عنوان کمک به مجاهدین وریختن اشک تمساح به حال ملت افغانستان، در کوتاه مدت به نتایجی رسیده وعده ئی را ترور شخصیت نموده وتاحدودی نزد افکار عمومی زیر سوال برده است.
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3007/
سفر مايك مولين به كشورهاي منطقه


سفر مايك مولين به كشورهاي منطقه
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


رئيس كميته مشترك لوي درستيزان امريكا طي ديدار ها و ملاقات هاي شان با مقامات ملكي و نظامي پاكستان شبكه حقاني را خطرناك ترين و مهلك ترين دشمن در برابر قواي امريكا و ناتو در افغانستان دانسته و تلاش نمود تا شك و ترديدها را در مورد ارادة امريكا در افغانستان كه در اكثر رسانه‌ها در پاكستان تبليغات صورت گرفته كه نيروهاي امريكايي سال آينده از افغانستان خارج خواهند شد دور سازد. همچنان وي اظهار نمود امريكا در امر مبارزه عليه طالبان و تروريزم متعهد است. با وضاحت اينكه دولت و سازمان استخباراتي پاكستان (آي اس آي) درين اواخر سياست اغفال گرانه را در برابر امريكا در پيش گرفته: مولن گفت: اين سازمان و دولت پاكستان بايد در پاليسي هاي شان تغييرات وارد نمايند، مايك مولن به خبرنگاران در پاكستان گفت: آغاز خروج نيروهاي امريكايي در ماه جولاي 2011 از افغانستان به اين معني نيست كه نظاميان امريكايي افغانستان را ترك ميگويند،‌وي گفت: اين موضوع را ميخواهم با صراحت روشن بسازم، ما شنيده ايم كه بسياري از افراد در پاكستان در مورد ارادة ما در افغانستان شك و ترديد دارند. ماموريت نيروهاي امريكايي در افغانستان در سال 2011 ختم نخواهد شد سال 2011 ميلادي تاريخيست براي آغاز سپردن مسؤوليت ها به نيروهاي افغان و اقدام به آغاز خروج زماني خواهد بود كه شرايط عملاً مساعد باشد، اعلان خروج نيروهاي امريكايي از افغانستان از جانب رئيس جمهور اوباما يك تعهد تازه امريكا براي كشورهاي منطقه به حساب مي‌آيد.
رئيس كميته مشترك لوي درستيزان امريكا روز يك شنبه هفته گذشته از پاكستان در حالي وارد كابل گرديد كه ميزان خشونت ها و نا امني ها در كشور بخصوص در مناطق جنوب كه بيشترين نيروهاي امريكايي آنجا مستقر مي باشند رو به افزايش بوده و و در ماه هاي اخير حملات بالاي نيروهاي خارجي در مناطق مختلف كشور سبب كشته شدن ده هاتن از سربازان آنان شده است.
مايك مولن با ورود شان در كابل در يك كنفرانس خبري در ارتباط تلاش هاي گسترده به منظور تأمين امنيت در افغانستان و ادامه مبارزه با تروريزم و شورشيان و تجهيز نيروهاي افغان تأكيد نمود.
مايك مولن لوي درستيز امريكا در سفارت امريكا در كابل به ديپلوماتان گفت: كه وي با جنرال پتريوس قوماندان نيروهاي ناتو در افغانستان هماهنگي نموده است كه زمان عمل فرارسيده است و ما در مرحله اجرا قرار داريم ما مردم و منابع را در اختيار داريم او ميگويد 12 ماه آينده براي ما جهت تغيير نهايت حساس خواهد بود و ماه جولاي سال آينده آغاز تدريجي خروج نيروهاي ايالات متحده از افغانستان خواهد بود مولن در جريان سفرش به جلال آباد، كابل،‌قندهار و هلمند به مخاطبينش گفت: امريكا براي خروج نيروهايش از افغانستان در سال آينده عجله ندارد و تعين زمان خروج عساكر امريكايي از افغانستان از جانب رئيس جمهور اوباما آغاز انتقال مسؤوليت ها به نيروهاي افغان خواهد بود.
مايك مولن طي ديدارش از قندهار عمليات جنگي در جنوب را يكي از ماموريت هاي حياتي شان دانسته و گفته است قندهار كه يكي از سنگرهاي پرآشوب و مستحكم طالبان در جنوب ميباشد، براي ايالات متحده يكي از مناطق ستراتيژيك و مهم به حساب مي آيد اعزام قطعات نيروي اضافي 30 هزار نفري كه اوباما دستور آنرا داده است در ماه دسمبر وارد افغانستان خواهد شد كه بيشتر اين نيروها غرض تقويت نيروهاي عملياتي عليه شورشيان (طالبان) در قندهار و ساير نقاط جنوب مستقر خواهند شد.
مقامات بلند رتبه نظامي امريكا ضمن ديدار با مقامات ارشد نظامي و ملكي افغان خاطرنشان ساختند تا ظرفيت و قابليت پوليس و ساير نيروهاي امنيتي كشور را بلند برده و آمادة مسؤوليت پذيري در سال هاي آينده سازند و بر تداوم حمايت شان در آينده تأكيد نمودند.
مايك مولن لوي درستيز امريكا اوايل هفته گذشته وارد هند شده و مقامات نظامي آن كشور روي مسايل امنيتي در منطقه و روابط كشورهاي هند با پاكستان صحبت نموده و از آنجا عازم پاكستان گرديد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3006/
پاكستاني ها عليه معاهده ترانزيتي اسلام آباد اقامه دعوا نمودند


پاكستاني ها عليه معاهده ترانزيتي اسلام آباد اقامه دعوا نمودند
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


گردانندگان سكتور خصوصي در پاكستان، عليه معاهده تجاري، ترانزيتي افغانستان و پاكستان در دادگاه عالي لاهور پاكستان اقامه دعوا نموده اند.
شفقت محمود چوهان به نمايندگي از آنها مدعي گرديده و مي گويد، كه اين معاهده به صورت كل به مضار پاكستان بوده كه منجر به تخريب اقتصاد پاكستان خواهد گرديد.
اين دادخواستي عليه اين معاهده در حالي صورت مي گيرد،‌كه احزاب سياسي مخالف دولت پاكستان نيز اين معاهده را رد نموده و آنرا به نفع پاكستان نمي دانند و در اين اقامه دعوا احزاب سياسي مخالف پاكستان نيز سكتور خصوصي و بازرگانان و صنعت كاران را حمايت مي كنند.
يكي از دلايلي كه آنها بكار مي برند، اينست كه گويا اشيا و امتعه ايكه بنام افغانستان وارد كراچي و بعداً به افغانستان گسيل مي گردد، براي افغانستان كابرد ندارد كه در اينصورت دوباره به پاكستان قاچاق ميگردد، و به گفته بازرگانان پاكستان، حتي كانتينرهاي تجاري افغانستان در داخل پاكستان نيز باز گرديده و به بازار عرضه مي گردد.
به گفته آنها مواد و امتعه ايكه براي افغانستان كابرد ندارد و طرف احتياج و نياز مردم افغانستان نيست اشياي الكترونيكي لوكس از قبيل تلويزيون،‌كامپيوتر و انواع و اقسام وسايل الكترونيكي مي باشد حتي موترهاي تيز رفتار.
توريد اشياي ياد شده براي خود پاكستان با محدوديت هاي روبرو است، تكس هاي بلندي بالاي آنها وضع گرديده، ‌كه قيمت تمام شد را بسيار بلند مي برد كه در نهايت به اساس توريد قانوني قيمت آن به اندازه بلند ميرود، كه مردم عام پاكستان يا قشر سفيد پوش (طبقه سوم) قدرت خريد آنرا ندارند، با وجود آنكه به اشيا و امتعه نياز مبرم دارند.
بناءً اشياي وارد شده به افغانستان با داشتن يا اخذ تكس و محصول كمتر قيمت آن بسيار نازلتر از توريد شده خود پاكستان است، دروازه هاي قاچاق با موجوديت قبايل در نوار مرزي باز و سهل است، و موجوديت بازارهاي آزاد در داخل پاكستان هم عرضه كنند بلاممانعت، ‌بناءً مردم ترجيح مي دهند تا اشياي ارزان را كه توان خريد آنرا دارند، تهيه بدارند.
در اينصورت تا جاي ادعاي بازرگانان پاكستان درست است، اما اينكه اشياي مذكور براي افغانستان كاربرد ندارد- اين حرف نادرستي است، به ويژه در شرايط فعلي كه افغانستان نيازمند به توريدات خارجي است، زيرا توليد ندارد.
از جانب ديگر پاكستان در قضاياي تجاري با افغانستان، تا جاييكه مربوط به نيازمندي افغانستان بوده است، سياسي برخورد نموده و با دست باز با توافقاتي كه در سال 1345 به امضا رسيده كه در آن يك سلسله سهولت ها به تجار افغاني و استفاده از بنادر با تكس كم در نظر گرفته شده بود بازي نموده و آنرا ناديده گرفته است.
با بلند بردن تكس بر صادرات افغانستان كه اخيراً اعمال نموده نيز سياسي برخورد نموده و ده ها مليون دالر به جانب افغانستان ضرر رسانده است.
انوارالحق احدي و مخدوم امين فهيم وزراي تجارت افغانستان و پاكستان در حضور داشت هيلاري كلنتون به تاريخ 28 سرطان قرارداد بازرگاني دوجانبه در اسلام آباد امضا نمودند.
انوارالحق احدي مي گويد، كه به اساس اين توافقنامه پانزده مسير براي انتقال مواد و امتعه وارداتي و صادراتي افغانستان مساعد ميگردد، به گفته همين منبع، به اساس همين قرارداد افغانستان به خليج فارس و خليج عمان به آبهاي آزاد از طريق بندر كراچي و گوادر و واگه راه مي يابد كه سهولت زياد بازرگاني را به جانب افغانستان به بار خواهد آورد.
محمود قريشي وزير خارجه پاكستان از مفاد اين معاهده به نفع پاكستان صحبت نموده مي گويد، كه اين قرارداد حجم تجارت اين دو كشور را از يك و نيم مليارد دالر به پنج مليارد دالر افزايش خواهد داد.
اين در حالي است، كه پس از ابراز مخالفت احزاب سياسي مخالف حكومت پاكستان و حلقات بارزگاني و صنعتي پاكستان در پيوند به اين قرارداد، سيدرضاگيلاني صدراعظم پاكستان در يك بيانيه رسمي اعلان داشت كه هيچ قرارداد تجاري و ترانزيتي بين افغانستان و پاكستان عقد نگرديده است!!
وزير تجارت افغانستان پس از امضاي اين موافقتنامه يا معاهده بازرگاني و ترانزيتي، ضمن تأكيد بر صورت اجرايي آن اظهار داشت كه بعد از تصويب پارلمان هاي هردو كشور، قابليت اجرايي را پيدا مي كند، از آنجاييكه پارلمان افغانستان در رخصتي تابستاني به سر مي برد، تصويب آن از سوي شوراي وزيران صورت خواهد گرفت، اما در پارلمان پاكستان تصويب آن با چالش همراه خواهد بود، زيرا احزاب سياسي مخالف به ويژه حزب مسلم ليگ نواز شريف در رد آن رأي خواهند داد.
حساسيت پاكستان در رابطه تجارت افغانستان با هند است، كه در اين معاهده تنها صدور به هند گنجانيده شده نه برعكس، يعني تنها امتعه افغانستان اجازه دارد به هند صدور يابد و امتعه هندي از طريق پاكستان اذن عبور را به افغانستان ندارد.
افغانستان محاط به خشكه نياز دسترسي به آب هاي گرم را ندارد و ارزان ترين و اقتصادي ترين راه ترانزيتي و بازرگاني از طريق پاكستان مي گذرد.
مشكل در اينجاست، كه پاكستان هيچ گاهي دوستانه بر اين مسأله برخورد نكرده است، بل با مشكل تراشي ها، و اخازي ها تجار و دولت افغانستان را به درد سر انداخته است كه بنا به گفته بازرگانان افغانستان،‌اموال آنها بدون هيچ گونه دليل و برهاني اموال را آنها آنقدر در بندر نگه داشته است،‌ تا آن مواد فاسد گرديده و قابليت استعمال را از دست داده است، و در پهلوي آنكه اين مواد بدور ريخته شده است، پاكستان اجرت ته جاي (نگهداري) آنرا نيز اخذ نموده است.
اكنون هم با وجود امضاي اين قرارداد كه وزير ماليه آنرا به نفع كشور ميخواهد، هيچ تضمين وجود ندارد، كه پاكستان صادقانه به آن برخورد نموده و اجرا نمايد.
طوريكه هيمن اكنون از فحواي بيانات مقامات پاكستان دو دستگي هويداست، وزراي تجارت و خارجه پاكستان از امضا آن حرف مي زنند- صدراعظم انكار مي كند و حلقات خصوصي و بازرگانان آنرا به محكمه عالي چلينج كرده اند، و معلوم نيست پارلمان چه برخوردي به آن خواهد داشت، آينده آن مبهم به نظر مي رسد.
بنا به گفته تحليل گران اوضاع و پاكستان شناسان بعيد به نظر مي رسد، كه اين موافقتنامه صورت اجرايي به خود بگيرد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3005/
ضرورت اصلاحات جدي تر مي‌شود


ضرورت اصلاحات جدي تر مي‌شود
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


يادداشت اداره
در روزهای پسین بحث «ادغام طالبان» با دولت افغانستان گرم‌تر شده است؛ اما تصوير درستي از اين مسأله در اذهان وجود ندارد!
طرح آشتی دولت با گروه طالبان به شکست انجامید؛ زيرا هر دو جانب به پيش شرط‌هاي خويش اصرار دارند. جانب دولت و امريكا قطع ارتباط با القاعده و قبول قانون اساسي افغانستان را شرط گذاشته اند، طرف طالبان خروج بدون قيد و شرط عساكر خارجی را مطرح داشته اند. روي دست گرفتن اربكي سازي، برنامه‌ي براي محلی ساختن تشكيلات نظامی است كه از سوي دولت افغانستان و ایالات متحده امريكا رويدست گرفته شده است؛ در اين حال و هوا بحث «ادغام طالبان» قدری دور از واقعیت به نظر مي‌آيد؛ زیرا در وضعیتی كه طالبان آماده‌ي پذیرش گفتگو و در فرجام آشتی و صلح نیستند، چه چیزی باید ادغام گردد؟
قبل از هر چیز دیگر، مسأله‌ي ادغام، اشخاص تکنوکرات را نگران مي‌سازد، چون خطر بركناري آن‌ها از وظايف مهم دولتي بيشتر مي‌شود. اگر قضيه‌ي «ادغام طالبان» شگافته نيايد، سياست‌هاي اعمال شده از سوي طالبان اذهان را تصرف نموده، خروج از كشور براي بسياري از خانواده‌ها مطرح مي‌گردد.
قدر مسلم آن است كه اگر امريكايي‌ها باشند يا نباشند، جنگ و مقاومت در برابر طالبان ادامه مي‌يابد، كرزي تا چه پيمانه‌يي ايستادگي مي‌كند، برجاي خود، ولي مردم افغانستان آن طوري كه در سال‌هاي قبل ايستادگي نمود، به وابسته‌هاي پاكستان اجازه‌ي جولان در كشور نخواهند داد، و مقاومت بيشتر از قبل ادامه خواهد يافت.
پيشنهادات مسالمت آميز مبني بر اصلاحات در نه سال گذشته به گوش نرسيد، و توجهي را جلب نداشت؛ ليكن نتايج اين غفلت، امريكا و در مجموع غرب را به اين مسأله وا داشته است، تا بخود آيند و چاره‌ي ديگر بيانديشند.
طرح‌هاي گوناگوني در اين باب رويدست است؛ از تسليم دهي افغانستان به پاكستان تا تجزيه‌ي افغانستان و چند پارچه شدن اين كشور گرفته تا برگزاري كنفرانس بن دوم.
هر يك از اين طرح‌ها، بر دليلي استوار اند كه مطرح كنندگان آن، بدان استناد مي‌ورزند؛ ولي از ديد پيام مجاهد:
 طالبان ضعيف‌تر از آن اند، كه برخي از رسانه‌ها ازآن حرف مي‌زنند. قوت طالبان از ضعف ما نشأت گرفته است.
 برگزاري هر كنفرانس ديگري در اين مقطع به زيان افغانستان مي‌انجامد؛ راه آن است كه لويه جرگه‌ قانون اساسي برگزار شود، و اصلاحاتي لازم در چارچوب قانون اساسي ايجاد گردد، تا مشاركت مردم را تضمين بدارد.
 با اتكأ به نيروي خارجي نمي‌توان صلح و امنيت را در افغانستان برقرار نمود، هرچه بيشتر بايد به ارتش و پوليس ملي تكيه نمود.
 معضله‌ي مرزي ميان پاكستان و افغانستان را بايد حل نمود.
 بيطرفي عنعنوي افغانستان در مناسبات بين‌المللي را بايد برگرداند.
 به جاي انديشه روي تجزيه‌ي افغانستان، بايد به دولت نامتمركز و انتخابي شدن والي‌ها تاكيد نمود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3004/
مردم و استبداد


مردم و استبداد
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


استبداد در کل بر قاعده‌ی جدایی مردم از حکومت استوار است. هر جا استبداد حاکم است، آنجا حکومت و مردم دو قطب بیگانه، دو جهت مخالف، ودو پیکره‌ی دور ازهم اند. جوهر استبداد از جدایی مردم وحکومت آب می‌خورد. زنده‌گی استبداد مشروط به بیگانگی مردم با حکومت است و بقای استبداد در مخالفت حکومت با مردم استوار است. اما چرا استبداد در مخالفت با مردم خلق می‌شود؟ چه حقوق، وچه آزادی ها از مردم گرفته می‌شوند، و چه ارزش‌ها چه قاعده‌ها وطرزالعمل‌های سیاسی را استبداد از بین می‌برد تا استبداد خلق می‌شود.
باید گفته شود که استبداد به مفهوم کلی خود همانا یک قدرت مطلقه است که بدون جدایی مردم با خودش امکان تداوم برایش فراهم نمی‌باشد.
بنابران رژیم مستبد در یک جامعه همیشه تلاش می‌کند که در نخستین گام با عدم معیار قرار دادن خواست‌های مردم در عملکرد خود جدایی بین خود و مردم را به وجود آورد و فرهنگ قدرت مطلقه را در جامعه تقویت کند، مخالفان سیاسی خود را راه سلول‌های زندان می‌کند، و با بی رحم ترین روش آنها را در آنجا نگهمیدارد.
هر جا گرایش برای قدرت مطلقه وجود داشته باشد، آنجا استبداد خلق می‌شود. هر جا قاعده‌ها و طرزالعمل‌های وجود نه داشته باشد که قدرت تحدید شود وشرط های برای اعمال قدرت تعیین نشود، آنجا استبداد عرض وجود می‌کند، که سبب تقویت فرهنگ (رنج اکثریت‌ها وگنج اقلیت‌ها) چه در عرصه‌ی زنده‌گی مادی و چه در عرصه زنده‌گی معنوی در جامعه می‌شود که تفاوت‌های بسیار زیادی میان شهروندان پیدا می‌شود، و این اوج جدایی میان دولت‌های مستبد و شهروندان می‌باشد.
با جدا شدن حکومت از مردم، با قرار گرفتن حکومت به قطب مخالف با مردم، و با بیگانگی مردم از حکومت ارزش‌های زیادی از بین می‌رود. اولین ارزشی که از بین می‌رود، همانا عدم سهم فعال مردم در تعیین سرنوشت شان می‌باشد.
هر چند ممکن در برخی حالات رژیم‌های مستبد شماری از شهروندان خود را به عنوان نماینده‌گان مردم به منظور تصمیم گیری روی بعضي موضوعات جمع کنند، و آنچه آنها می‌خواهند به آنها مشروعیت بدهند. وپس از آن آنرا تصمیم مردمی تعریف کنند و به رخ همه بکشند. اما این عملکرد آنها به هیچ وجه نمی‌تواند که نماینده‌گی از خواست‌های مشروع مردم کند. زیرا کسانیکه به عنوان نماینده‌گان مردم گردهم می‌آیند، بیشتر شان بلی گویان رژیم مستبد می‌باشند، بنا برآن ناگزیر اند که در وقت تصمیم گیری خواست‌های مستبدان را معیار قضاوت خود قرار دهند.
دومین اصلی که از بین می‌رود، عدم فعالیت مدنی حزب‌های سیاسی در جامعه می‌باشد، عدم فعالیت این نیروهای محرک در جامعه سبب دیگر تداوم رژیم مستبد در جامعه است و به این شکل، زمامداران مستبد دست باز در عملکرد خود پیدا می‌کنند، که باز بودن دست آنها در اعمال کردن قدرت اراده، میل، خواست‌ها وعلایق فردی آنها جای قانون را می‌گیرد.
در این صورت طبیعتا افراد محدود باید در حکومت با ذهنیت عدم مسوول بودن در برابر مردم نقش بازی کنند.
در هر جا که فرد یا افراد خاص در حکومت نقش دارند، در آنجا تضاد منافع آنها با منافع مردم دیده می‌شود. حکومت فرد یا فردهای خاص حکومت مردم نیست. به بیان دیگر تمام امکانات عامه‌ی مردم در دسترس یک تعداد محدودی قرار می‌گیرد، در حالیکه اکثریت در حالت بسیار اسفناک چه از نقطه نظر مادی و چه از نقطه نظر معنوی قرار می‌گیرند.
این جلوه اول استبداد است که از مطلق شدن نقش فردها در حکومت به وجود می‌آید. رژیم‌های مستبد بر اساس انتخاب مردم عرض وجود نمی‌کنند.
رژیم‌های مستبد بر اساس خواست مردم زنده مانده نمی‌توانند بل با زور، وابسته بودن آنها به برخی از کشورهای خارجی، تقویت فرهنگ پذیرفتن و گردن نهادن شهروندان به هر آنچه که از سوی آنها گفته می‌شود زنده می‌مانند.
حکومت های مستبد برای بقای خویش مردم را در جهالت نگهمیدارند، تا مردم ندانند که حکم روایی حق دایمی یک خانواده نیست. رژیم مستبد برای بقای خویش همیشه مخالفان سیاسی خویش را خاینان ملی، اجیر اجانب، ، فرصت طلب و... عنوان می‌کند. فقر از جمله خصوصیت‌های دیگر رژیم مستبد است که برای جامعه‌اش به ارمغان می‌آورد.
به این دلیل که بالا رفتن سطح زنده‌گی مادی مردم این امکان را برای مردم فراهم می‌کند که از یکسو زمینه آموزش را برای اولاد شان مساعد کنند که با آراسته شدن آنها با آموزش وسیله‌ی جنبش توده‌ها در جامعه فراهم خواهد شد که زنده‌گی برای مستبدان دشوار خواهد شد.
بنابران مستبدان مخالف رشد سطح زنده‌گی مادی مردم می‌باشند و کوشش می‌کنند تا آن را در یک سطح پایین نگهدارند.
رژیم‌های مستبد برای بقا و تقویت جایگاه خویش متملقان را بیشتر رشد می‌دهد، تا کارکردهای مثبت شان را به گونه‌ی اغراق آمیز برای مردم بیان کنند، ودولت مستبد را با تبلیغ‌های دروغ آميز شان یک دولت صادق، خدمتگار، متعهد به مناقع ملی و... جلوه دهند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3003/
ارزش دالر بالا رفت، بازي‏هاي پشت پرده دليل نوسان بيش از حد نرخ اسعار است


ارزش دالر بالا رفت، بازي‏هاي پشت پرده دليل نوسان بيش از حد نرخ اسعار است
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


با آن‏که طی ماه‏های اخیر ارزش پول افغانی دربرابر دالر امریکایی به گونه تدریجی بالا رفته بود، اما در چند روز اخیر قیمت افغانی در برابر دالر به یکباره و غیرمترقبه تقلیل یافت.
به گزارش آژانس خبري روز، به باورکار‏شناسان امور اقتصادی، تقلیل پول افغانی به شكل غیر‏منتظره، نشان می‏دهد که دست‏هایي درپشت پرده کار می‏کنند تا از این نوسانات، سود بیشتري به دست بیاورند‏.
محمد داوود سلطان‏زوی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نمايندگان می‏گوید که این نوع نوسانات غیر‏عادی بوده و کنترول آن به عهده بانک مرکزی افغانستان است.
وی گفت که نوسان دالر در مارکیت‏های بین‏المللی تدریجی و قابل کنترول می‏باشد، درحالی‏که نوسان فعلی از حد اصلی فراتر رفته و قابل توجیه نیست‏.
به باور سلطان‏زوي، نوسانات کنونی ضربات شدیدی را برای مستهلکین‏، تجار و مردم وارد می‏سازد.
وی با بیان این‏که تمام مواد ارتزاقی‏، انرژی و مواد اولیه از نرخ دالر متاًثر می‏شود، گفت‏: «نوسانات نشان می‏دهد که بازی‏های پشت پرده‏ای در بازار اسعار افغانستان وجود دارد که می‏خواهند بازار را در انحصار خود بیاورند.»
سلطان‏زوی خاطرنشان ساخت، امکان دارد که در پشت پرده تجار و حتی بانک‏ها به خاطر به دست آوردن مفاد بیشتر، دست به هم‏چو کارها بزنند.
این در حالی است که چندی قبل، سیف‏الدین سیحون، استاد دانشگاه کابل، فرا رسیدن فصل جمع‏آوری کوکنار و مواد مخدر و موجودیت تجارت‏های غیرقانونی را از جمله عوامل اصلی کاهش بهای دالر در برابر افغانی خوانده و گفته بود که به همین علت عرضه و مقدار دالر در بازار کابل افزایش یافته است.
به گفته وی، از سوی دیگر بانک مرکزی در زمان معین حتی در بعضی از موارد به شکل هفته‏وار میلیون‏ها دالر را وارد بازار نموده و افغانی را از بازار خریداری می‏نمايد.
اما برخی صرافان علت اصلی بلند رفتن ارزش دالر در مقابل پول افغانی را امضاى قرار‏داد بین کابل بانک و وزارت حج و اوقاف عنوان کرده و می‏گویند که زائران بیت‏الله شریف ارزش پول افغانی را بالا برده‏اند.
این صرافان مي‏گويند، به مجردی که کابل بانک اعلام نمود هرحاجی باید مبلغ تعیین شده را به آن بانک تحویل و آویز آن‏را با خود داشته باشد تا شامل قرعه‏کشی وزارت حج و اوقاف شود، متقاضیان دالر بازار را خریداری و ظرف یک روز بیش از 200 افغانی در یک‏صد دالر افزایش یافت‏.
اما شماری از تجار ملی‏، افزایش و کاهش ارزش دالر را به یک سلسله قیودات از جانب مسئولان پاکستان در واردات مواد خوراکی عنوان می‏کنند.
این در حالی است که تا چند روز پیش یک دالر در بدل 44.70 افغانی تبادله می‏گردید‏، ابتدا به 47 افغانی تزیید یافت و حالا به 46 افغانی رسيده است.
از سوی دیگر با توجه به گفته‏های کارشناسان اقتصادی که با بلند رفتن ارزش پول ملی یک کشور، بایست بهای اموال وارداتی نیز کاهش یابد،اما برعکس با بلند رفتن بهای پول افغانی در برابر اسعار خارجی، بازهم دیده می‏شود که نرخ مواد اولیه از جمله آرد، روغن و برنج در بازارهای کشور رو به افزایش بوده و نگرانی‏های زیادی را از این بابت متوجه شهروندان نموده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3002/
کشته و مجروح شدن 9 تن در کابل توسط محافظان تره‏خيل كوچي


کشته و مجروح شدن 9 تن در کابل توسط محافظان تره‏خيل كوچي
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


پولیس می‏گوید که دو تن به اثر فیر محافظان مولوی تره خیل کوچی، عضو مجلس نمايندگان در ساحۀ سینما پامیر شهر کابل کشته و هفت تن ديگر مجروح شدند.
به گزارش آژانس خبري روز، پاسوال سید عبدالغفار سید‏زاده، رییس تحقیقات جنایی قوماندانی پولیس کابل گفت که عصر روز يك‏شنبه بین مردم و بادیگارهای مولوی تره‏خیل در مقابل سینما پامیر مشکل به میان آمد و مردم از تیزرانی آنان انتقاد نمودند.
وی افزود که در همین اثنا، بادیگاردهای مولوی تره خیل به سوی مردم شلیک نمودند که در نتیجه دو تن جان باخته و هفت تن دیگر جراحت برداشتند.
سید زاده میگوید که حالت چهار تن از مجروحین وخیم است.
وی از ارایۀ جزئیات بیشتر خودداری نمود.
گفتني است كه در جمله مجروحین یک زن نیز شامل است که در سرویس جراحی ابن سینا تحت تداوی قرار دارد.
مقامات پوليس مي‏گويند عاملين اين حادثه را توقيف نموده‏اند و تحقيقات آن‏ها جريان دارد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3001/
آغاز فعاليت 5 عضو کميسيون نظارت بر تطبيق قانون اساسى


آغاز فعاليت 5 عضو کميسيون نظارت بر تطبيق قانون اساسى
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


پنج عضو کميسيون نظارت بر تطبيق قانون اساسى روز شنبه 2 اسد رسما وظيفه‏شان را آغاز نمودند.
در اين کميسيون، گل‏رحمن قاضى، رئيس اتحاديع حقوق‏دانان‏، قاضى محمد عمر منيب، محبوبه حقوقمل، عضو مجلس سنا، داکتر محمد امين احمدى، عضو سابق کميسيون تدقيق قانون اساسى و عبدالقادر عدالت‏خواه، استاد دانشكده حقوق دانشگاه کابل شامل‏اند.
اعضاى اين کميسيون توسط محمد قسيم فهيم، معاون اول رئيس‏ دولت الى دفتر جديدشان در صدارت عظمى همراهى گرديدند.
فهيم گفت، مشکل اساسى در افغانستان اين است ‏که قانون حاکميت ندارد و علاوه نمود که اين مشکل، با فعاليت کميسيون نظارت بر تطبيق قانون اساسى حل خواهد شد.
فهيم علاوه نمود که اين کميسيون، برعلاوه نظارت بر تطبيق قانون اساسى، موادى از قانون يادشده را تفسير خواهد نمود که مورد مشاجره ميان شوراى ملى و حکومت مي‏باشد.
فهيم فيصله‏هاى اين کميسيون را قوى خواند و علاوه نمود: «هيچ کس به شمول رئيس‏جمهور نمي‏تواند قانون اساسى را به نفع خود تفسير نمايد.»
برمبناى قانون اساسى، تعداد اعضاى کميسيون يادشده هفت تن مي‏باشد، اما از طرف رئيس دولت تا حال پنج تن براى اخذ راى اعتماد به مجلس نمايندگان معرفى شده‏اند.
معاون اول رئيس‏ دولت گفت که هم‏زمان با آغاز کار مجلس نمايندگان جديد، دو عضو باقى مانده نيز به اين مجلس معرفى خواهند شد.
در عين حال، فهيم گفت كه دولت افغانستان به آن اندازه ضعيف نيست که اپوزيسيون دولت ادعا مي‏کند.
فهيم افزود که قانون، روز به روز به طرف حاکميت در حرکت است و هيچ کس نمي‏تواند قانون را به نفع خود استفاده نمايد و يا دولت افغانستان را ضعيف خطاب نمايد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/3000/
آزادسازي نزدیک به صد زندانی متهم به همكاري با طالبان از سوي وزارت عدليه


آزادسازي نزدیک به صد زندانی متهم به همكاري با طالبان از سوي وزارت عدليه
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


وزارت عدلیه می‏گوید نزدیک به یک‏صد نفر از زندانیان را به دلیل نبود مدارک کافی برای اثبات اتهام علیه آنان از زندان‏های پلچرخی و پروان آزاد کرده است.
‏بیانیه وزارت عدلیه در مورد نوع اتهاماتی که باعث بازداشت و حبس این افراد شده است، توضیحی نمی‏دهد، اما مشخص می‏کند که تصمیم به آزادی این افراد بر اساس پیشنهاد کمیسیون ویژه دولت اتخاذ شده است.
‏این کمیسیون به منظور بررسی مجدد پرونده‏های زندانیانی که به اتهام همکاری با طالبان و سایر گروه‏های شورشی بازداشت شده‏اند، اخیرا آغاز به کار کرده و تا حالا در چندین مورد از رهایی زندانیانی که به گفته مسئولان این کمیسیون، اسناد کافی برای اثبات همکاری آن‏ها با گروه‏های شورشی وجود ندارد، خبر داده است.
‏افرادی که خبر آزادی آنان انتشار یافته، شامل هشتاد نفر از زندان پلچرخی و دوازده نفر از زندان تازه تاسیس پروان می‏شوند.
‏زندانیان پروان پیش از این در پایگاه هوایی بگرام و تحت نظر آمریکاییان محبوس بودند، اما پس از تاسیس زندان جدید پروان، مسئولیت نگه‏داری این زندانیان به مسئولان افغان سپرده شد.
‏رهایی زندانیان متهم به همکاری با طالبان که اسناد کافی برای اثبات همکاری آن‏ها وجود ندارد، از فیصله‏های جرگه مشورتی صلح بود که با هدف زمینه‏سازی برای مذاکره و آشتی با طالبان برگزار شد.
‏مقامات می‏گویند، هم اکنون حدود پانزده هزار نفر به شمول اعضای گروه طالبان، در زندان‏های دولتی زندانی هستند که از این جمله، حدود 800 نفر آن در زندان پروان نگهداری می‏شوند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2999/
بر اساس حكم شوراي وزيران: تلویزیون امروز تعطیل شد


بر اساس حكم شوراي وزيران: تلویزیون امروز تعطیل شد
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


شورای وزیران دستور تعطیلي تلویزیون خصوصی امروز را صادر کرده است.
‏در اعلامیه‏ای که از سوی دفتر ریاست دولت منتشر شده، آمده است که تلویزیون خصوصی امروز، با پخش برنامه‏هایی به اختلافات مذهبی دامن زده و تلاش کرده است تا وحدت ملی را برهم بزند.
در اعلامیه ریاست دولت آمده است که ادامه کار تلویزیون امروز، خطر شدیدي به حاکمیت دولت وارد می‏کند و به وزارت اطلاعات و فرهنگ دستور داده شده تا در قطع فعالیت این تلویزیون اقدام فوری کند.
پخش برنامه‏های تلویزیون امروز، بیست و چهار ساعت پس از انتشار این اعلامیه، متوقف شد.
برنامه‏های تلویزیون امروز در گذشته مورد انتقاد شديد مردم مسلمان كشور و علما قرار داشته است.
‏از سوي ديگر، شورای وزیران علاوه بر تلویزیون امروز، پخش دو برنامه جداگانه از دو تلویزیون خصوصی دیگر را نیز ممنوع اعلام کرده است.
این برنامه‏ها عبارتند از «دل و نا‏دل» از تلویزیون «یک» و «بازی بخت» از تلویزیون خصوصی «طلوع». ‏این دو برنامه برگرفته شده از تلویزیون‏های غربی است و در آنها، شرکت‏کنندگان با تکیه به بخت خود، برنده پول نقد می‏شوند.
‏محتوای این گونه برنامه‏ها و برد و باخت پول در آن، خلاف ارزش‏های اسلامی توصیف شده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2998/
ديده‏بان رسانه‏ها: خبرنگاران در افغانستان خود را بدون حمایت‏کننده می‌دانند


ديده‏بان رسانه‏ها: خبرنگاران در افغانستان خود را بدون حمایت‏کننده می‌دانند
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


سازمانی موسوم به «نی» يا ديده‏بان رسانه‏هاي افغانستان در گزارشی اعلام كرد که در یک دهه گذشته در کشور ۲۵۲ مورد خشونت، علیه خبرنگاران از جمله ۲۶ مورد قتل صورت گرفته است.
به گزارش بي.بي.سي، صدیق‏الله توحیدی، رئیس سازمان دیده‌بان رسانه‌ها گفت که این آمار شامل موارد خشونت علیه خبرنگاران از سال ۱۳۸۰ خورشیدی تا حال است.
علاوه بر این، در این گزارش آمده که در این مدت خبرنگاران در 26 مورد كشته، ۱۲ مورد زخمی، ۲۴ مورد ربوده، ۵۸ مورد ضرب و شتم، ۵۸ مورد بازداشت، ۷۱ مورد تهدید و سه مورد زندانی شده‌اند.
دیده‌بان رسانه‌ها ۵۶ درصد از این خشونت‌ها را به دولت افغانستان، ۲۶ درصد دیگر را به افراد ناشناس، ۱۶ درصد را به طالبان و ۲ درصد را هم به نیروهای خارجی نسبت داده است.
البته این گزارش از ۲۶ مورد قتل در ده سال گذشته، ۱۰ مورد آن را منسوب به گروه طالبان و ۱۶ مورد دیگر را منسوب به افراد ناشناس دانسته است. از مجموع این افراد ۱۲ نفر خبرنگار خارجی بوده‏اند.
‏ دیده‌بان رسانه‌ها در گزارش تازه خود گفته که کار رسانه‌ای پس از سال ۱۳۸۵، زمانی که دولت منتخب در افغانستان بر سر کار بوده، با چالش‌های خطرناکی مواجه بوده است.
این سازمان در گزارش خود گفته است که در پنج سال اخیر هیچ سالی نبوده که چند خبرنگار داخلی یا خارجی به دلیل کار رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی کشته نشده باشند.
‏دیده‌بان رسانه‌ها انتقاد کرده که نهادهای قضایی در افغانستان پرونده‌های مرتبط با خشونت با روزنامه‌نگاران را مسکوت گذاشته و تا حال حتی یک نفر هم به اتهام دست داشتن در این خشونت‌ها، حتی قتل خبرنگاران به محكمه کشانده نشده است.
این سازمان عدم توجه نیروهای تحت فرمان ناتو را نيز نسبت به تامین امنیت خبرنگاران در افغانستان نگران‌کننده دانسته و از دولت هم انتقاد کرده که برای تامین امنیت خبرنگاران اقدام لازم نکرده است.
‏گزارش دیده‌بان رسانه‏ها، اتحادیه‌های صنفی خبرنگاران را هم در قبال حمایت از خبرنگاران و حقوق آن‌ها عاجز خوانده است.
‏بر اساس این گزارش، خبرنگاران در افغانستان خود را بدون حمایت‏کننده می‌دانند.
‏البته ناشر این گزارش افزوده که کار رسانه‌ای در افغانستان با همه این چالش‌ها همچنان ادامه دارد و این نشانه‌ای از علاقه‌مندی خبرنگاران به حرفه‌شان و نویددهنده آینده روشن رسانه‌های آزاد است.
‏به گزارش دیده‌بان رسانه‌ها، روزنامه‌نگاری در افغانستان در ده سال اخیر به رغم دشواری‌های موجود، به یکی از شغل‌های مهم و مورد علاقه بسیاری‌ها تبدیل شده است.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2997/
ریشه‌های تاریخی القاعده و طالبان، بخش دوم


ریشه‌های تاریخی القاعده و طالبان، بخش دوم
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


جهانی شدن وارونه
بنیادگرایی کنونی از نظر بسیاری از کارشناسان واکنشی به جهانی شدن است و به همین دلیل رنگ جهانی به خود گرفته است. به عبارت دیگر، این جریان نوعی جهانی شدن به شکل وارونه است که احساس فراملی و فرامنطقه‌ای را در میان پیروان خود ایجاد می‌کند و آنان را به مقاومت و مبارزه در برابر موج جهانی شدن فرامی‌خواندبنیادگرایی کنونی از نظر بسیاری از کارشناسان واکنشی به جهانی شدن است و به همین دلیل رنگ جهانی به خود گرفته است. به عبارت دیگر، این جریان نوعی جهانی شدن به شکل وارونه است که احساس فراملی و فرامنطقه‌ای را در میان پیروان خود ایجاد می‌کند و آنان را به مقاومت و مبارزه در برابر موج جهانی شدن فرامی‌خواند.
برای این که این پروژه به فرجام برسد، برخی از ابزارها و امکاناتی که خود فراورده جهانی شدن یا هموارکننده بستر آن بوده‌اند نیز به خدمت گرفته می‌شوند از وسائل اطلاع رسانی تا ارتباطات و اسلحه نسبتا پیشرفته و پروژه‌های اقتصادی بدون مرز.
در این جا وضعیتی دوگانه شکل می‌گیرد: از یک سو وفاداری به قبیله و التزام به ارزش‌ها و عرف‌های آن و از دیگر سو احساس پیوند با امتی جهانی و تشکیلاتی بین‌المللی و داشتن پشتوانه‌هایی فراقاره‌ای. این احساس دوگانه عده‌ای از افراد قبیله را در مسیر جدیدی که پیش روی‌شان نهاده شده است، مصمم‌تر می‌سازد و عده‌ای دیگر را که غالبا موی سفیدان و بزرگان سنتی قبیله هستند به چالش می‌گیرد.
قبیله خود را در حال ذوب شدن در ساختاری کلانتر می‌یابد و احساس می‌کند که خیلی از امور آن دستخوش تحول خواهد شد. مراکز تصمیم‌گیری، وفاداری‌ها، التزامات و بسیاری امور دیگر به سبک و سیاق دیرینه نخواهند ماند و به یک معنا قبیله قربانی جریانی بیگانه خواهد شد و این خطری است که کلیت کیان قبیله‌ای را تهدید می‌کند. اما از آن سو عناصری که با هویت جدید انترناسیونال خود دل گرم شده‌اند می‌کوشند قبیله را هر چه بیشتر رام سازند و به تسلیم در برابر وضعیت جدید وادارند.
این عناصر از نظر روانی نمی‌توانند کاملا با قبیله مقاطعه کنند. گردانندگان تشکیلات جدید می‌دانند که انسان قبیله بهترین مواد خام برای پروژه‌ای است که آنان روی دست دارند و می‌دانند که نباید روح قبیله را سخت جریحه‌دار کنند تا این بستر مساعد را از دست ندهند.
به همین دلیل خود را تاحدی با آن وفق می‌دهند، لباس‌شان را می‌پوشند، خود را در ظاهر به ارزش‌های آن پایبند نشان می‌دهند و احترام نمایشی خود را به بزرگان قبیله حفظ می‌کنند. در عین حالی که تلاش دارند عناصر جدیدی را برخلاف سنت قبیله‌ای در مراکز تصمیم‌گیری قرار دهند. عناصری که هویت و جایگاه خود را به همان اندازه که وامدار قبیله‌اند، مدیون تشکیلات و سازمان‌های نوین نیز هستند.
طبیعی است که این وضعیت، قبیله را به چالش می‌گیرد و قبیله نیز به نوبه‌ خود واکنش نشان می‌دهد و مقاومت می‌کند. طرفی که منشای این هراس است می‌کوشد از شدت ترس و وحشت بکاهد و جز در موارد بسیار حاد خود را مستقیم با قبیله درگیر و رو در رو نسازد.
تنها در موارد محدود این اجازه را به خود می‌دهد که برخی از مزاحمان را، چه از بزرگان قبیله باشند و چه از علمای سنتی که در ساختار قبیله از احترام برخوردار هستند، از سر راه خود به شکل قهرآمیزی بردارد.
تجربه عراق
افکار طالبانی و خاستگاه اجتماعی آن‌ها از دیر باز در منطقه وجود داشته است، اما فقط زمانی امکان تجسم آن در قالب جریانی پرهیاهوی سیاسی و اجتماعی فراهم شد که دستان نیرومند سیاست وارد معرکه شد و با توافق‌هایی که میان برخی سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حاصل شد، این روند با شتابی سر و سام آور به جلو تاخت و جهان به تماشای مجموعه‌ای نشست که متعلق به سده‌های بسیار دور بوداما این روش یک امر استثنایی است و نباید تبدیل به قاعده‌ای مستمر شود، چرا که درگیری در دو جبهه برای تشکیلات بنیادگرا کمرشکن است. تجربه عراق چنین بود. درگیری و رو در رویی تند با نظام قبیله، توانایی تندروان را به حد اقل رساند و زیر پای آنها را کاملا خالی کرد.
آنان ناگزیر شدند صحنه را به دیگران واگذار کنند، چه رقیبان داخلی و چه دشمنان خارجی. در پاکستان اما این اشتباه کمتر رخ داد و کوشش شد که نگذارند کارد به استخوان قبیله برسد و روح آن بیش از حد جریحه‌دار شود. حتی این جریان کوشید تا به هر پیمانه ممکن خود را با فضای قبیله سازگار سازد و آن را سنگر و پناهگاه و پشتیبان خود بسازد.
البته نباید از یاد برد که ریشه‌های قبیله عمیق‌تر از آن است که تحولاتی از این دست بتواند ساختارش را به هم ریزد. این وضعیت بیشتر به یک چالش گذرا می‌ماند تا تحولی ماندگار و قبیله به احتمال زیاد این بحران را پشت سر خواهد گذاشت. اساسا اگر دخالت عواملی دیگر در کار نمی‌بود، موفقیت بنیادگرایی بین‌المللی در استفاده ابزاری از قبیله خود به تنهایی به جایی نمی‌رسید.
دخالت سیاست و نظامهای قدرت
آخرین و مهم‌ترین عامل شکل‌گیری و قوت یافتن طالبانیسم دخالت عنصر نیرومند سیاست در این ماجرا است. برخی قدرت‌های منطقه‌ای و برخی قدرت‌های بین‌المللی بارها از احزاب و گروه‌های دینی استفاده ابزاری کرده‌اند و برای به تشنج کشیدن اوضاع و یافتن فرصتی برای دخالت در امور برخی مناطق و گاهی برای به زانو در آوردن رقبای سیاسی خود از این ابزار بخوبی بهره گرفته‌اند.
طالبانیسم هم مانند برخی دیگر از جریان‌های مذهبی نانی است که در تنور سیاست پخته شد و به بازار عرضه شد، چه به کام برخی تلخ بوده باشد و چه شیرین.
عده‌ای فکر می‌کنند که طالبانیسم جریانی خودجوش است که به شکل طبیعی در بخش‌هایی از افغانستان و پاکستان پدید آمده است. این ادعا گاهی از سوی برخی سیاستمداران بیرونی با انگیزه‌های سیاسی مطرح می‌شود و گاهی از سوی برخی صاحب نظران داخلی که در تحلیل خود نمی‌توانند همه جوانب قضیه را در نظر بگیرند.
چنانکه اشاره شد، افکار طالبانی و خاستگاه اجتماعی آن‌ها از دیر باز در منطقه وجود داشته است، اما فقط زمانی امکان تجسم آن در قالب جریانی پرهیاهوی سیاسی و اجتماعی فراهم شد که دستان نیرومند سیاست وارد معرکه شد و با توافق‌هایی که میان برخی سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حاصل شد، این روند با شتابی سر و سام آور به جلو تاخت و جهان به تماشای مجموعه‌ای نشست که متعلق به سده‌های بسیار دور بود.
همام خلیل که با حمله انتحاری چندتن از اعضای سی آی ای را کشت، در کنار حکیم الله محسود رهبر طالبان پاکستان
ناگهان دیده شد که دستان اعجازگر سیاست در جسدی بیجان روح دمید و نعشی را که بر دوش تاریخ سنگینی می‌کرد به صحنه زندگی بازگرداند و حیرت همه را برانگیخت.
ظهور جنبش طالبان همراه بود با پول‌هایی که توسط نظام‌های سیاسی در اختیار آن قرار گرفت و با اسلحه‌ای که بدان مجهز شد و با تبلیغاتی که برای مدتی به نفع طالبان به راه افتاد و با مشوره‌های کارشناسانه‌ای که در اختیار آن ها قرار گرفت و با اقداماتی از این قبیل .
طالبانیسم از سطح یک تفکر عقب‌مانده و سلیقه‌ای روستایی و منشی بدوی خود را به ساختاری سیاسی و به شیوه‌ای حکومتداری و به الگوی تعامل با جهان معاصر تبدیل کرد.
از همین روی هر گونه برنامه‌ریزی برای مواجهه با آن بدون اراده جدی و استوار سیاست ناتمام خواهد بود و هرچند عوامل دیگر نیز هر کدام نقش خود را دارند و نباید نادیده گرفته شوند، اما سر انجام اراده قدرتمند سیاسی است که باید به این ماجرا پایان بخشد.
نبرد نه ساله نیروهای بین‌المللی علیه گرههای القاعده و طالبان هنوز به مرزهای تعیین کننده‌ای نرسیده است
با توجه به نبرد نه ساله نیروهای بین المللی و دولت های افغانستان و پاکستان با طالبان، این سوال روز به روز جدی تر می شود که بالاخره فرجام این نبرد نفس گیر به کجا خواهد انجامید و دنیای مدرن با این پدیده پیچیده و بحران در هم تنیده منطقه ای که دامنه اش روز به روز درحال گسترش است، چه خواهد کرد؟
از نگاه کسانی که با این جریان میانه خوبی ندارند، بدترین گزینه احتمالی این است که طالبانیسم موجــود بتواند چالش‌های کنونی را پشت سر گذارد و از موانعی که هم اکنون پیش رو دارد با موفقیت عبور کند و بر مخالفان خویش چیره شود.
این گزینه اگر چه محتمل ترین گزینه نیست ولی کاملا منتفی هم نیست. از یک سو وجود بستری اجتماعی، فرهنگی و تاریخی برای این جریان، احتمال این گزینه را به ذهن تداعی می کند و از سوی دیگر، عالم سیاست پر است از تحولات و همه قضایایی که آینده به شکل ماشینی به میان می آید، قابل پیش بینی نیست.
این احتمال ــ ولو در حد ضعیف ــ وجود دارد که نیروهای مخالف و درگیر با طالبان به دلایل اقتصادی یا فرسایشی شدن جنگ یا مخالفت مردم کشورهای مختلف با حضور دوامدار در سرزمینی بحران زده و عواملی از این قبیل، نتوانند کنترل شان را بر اوضاع حفظ کنند و ناگهان منطقه شاهد جهش غیرمترقبه این جریان باشد، بخصوص اگر نیروهای بین المللی نتوانند با رفتار سنجیده و ارائه خدمات لازم به مناطقی که در محرومیت بسر می برند، رضایت مردم را جلب کنند.
گذشته از آن بحرانی تر شدن روابط برخی کشورهای منطقه با دیگران نیز می تواند بر متشنج تر شدن وضعیت اثر بگذارد و زمینه را برای جهش یاد شده فراهم آورد.
اما از سوی دیگر عواملی مطرح است که تحقق این گزینه را بیشتر به بخت و تصادف وابسته می کند و اگر چنان تصادفی رخ ندهد، احتمال عدم تحقق آن را قوی تر نشان می دهد.
یکی از این عوامل تجربه تلخی است که جوامع مسلمان و بخصوص مردمان مناطق بحران زده از ناامنی و تحرکات کور این جریان دارند و این امر روز به روز مردم را از آنان بیشتر دور می سازد حتی در مناطقی که به شکل سنتی هوادار آن بودند.
دوم شناختی است که مخالفان این جریان اعم از مخالفان منطقه ای و بین المللی، از شیوه ها و توانائیها و برنامه های آن پیدا کرده اند و راه های مبارزه با آن را بهتر از گذشته فرا گرفته اند.
سوم کاستیهای ذاتی این جریان است که قابل زدودن نیست، از جمله اختلافات و چند دستگی هایی که در درون آن وجود دارد و تنها با داشتن دشمن مشترک و تهدید شدن با خطر مشترک، زیر یک چتر می گنجند و بدون آن به سختی می توانند به یک رهبری واحد تن بدهند و تابع یک مرکزیت شوند و مهمتر اینکه هیچ گونه طرحی که مبتنی به نیازهای واقعی مردم و مشکلات شان باشد در اختیار ندارند.
باید همچنان گامهای تاکتیکی تابع برنامه های کلان استراتژیک باشند و استراتژیها در شعاع نگاه های بلند اخلاقی و فلسفی سامان یابند. نگاه هایی که مصالح فوری سیاسی را در پرتو نیازهای اساسی انسانها و ضرورت شان به همزیستی، آسودگی و تعالی همه جانبه و بدون تبعیض بشریت بفهمند.
این بزرگترین ضعف این جریان است. آنچه اکنون تا حدی به پیام شان جذابیت می بخشد استفاده از شعار بیگانه ستیزی است که در فرهنگ سنتی این مناطق ریشه های دیرینه دارد و برخی نارضایتی ها از شرایط موجود نیز به آن کمک می کند، اگر از این موضوع بگذریم – که طبعا برد محدودی دارد- دیگر عاملی دیده نمی شود که گفتمان طالبانی را مقبول مردم بسازد و باعث شود توده ها از آن استقبال گسترده ای کنند.
به همین دلیل پیشرفت این گروه همیشه وابسته بوده است به وجود بحرانهای اجتماعی و هرگاه از شدت این بحرانها کاسته شود فرصتهای پیشرفت آن نیز محدود و محدودتر می شود.
اگر شرایطی پیش آید که این گزینه رو به تحقق گذارد، مهمترین پیامدهایش پیچیده تر شدن شرایط منطقه و عمیق تر شدن مشکلات این مردم است اعم از مشکلات داخلی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و همچنان قوت گرفتن نگرانی های جهانی از وضعیت منطقه و فراهم شدن زمینه برای آنچه که از آن به برخورد تمدنها تعبیر می شود.
در آن صورت آینده مبهم و ترسناکی فراروی مردمان این منطقه قرار می گیرد. آینده ای که میان پرده اش در دوران حاکمیت طالبان در افغانستان به نمایش گذاشته شد.
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2996/
سعادت و خوشبختي


سعادت و خوشبختي
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


* خوشي به دو گونه است؛ يكي آنكه بدنبال خوشي خود خوشي ديگري ايجاد مي‌كند، ديگر آنكه رنجي در پي ببار مي‌آورد. اين نوع دوم خواهان بيشتري دارد.
* براي خوشبخت بودن نه ثروت لازم است نه علم نه مقام نه قدرت و نه وجاهت، خلق خوش و قناعت كافيست.
* ثروت حقيقي آن است كه نتوان از كسي گرفت.
* خوشبختي در مبارزه و تسلط بر بدبختي است.
* گذشته سرمايه اي است كه اندوخته ايم مي‌توان آنرا با تأسف و اندوه صرف كرد يا براي موفقيت آينده بكار برد.
* آنكه در خانه صلح و آرامش دارد در جنگ زنده‌گي فتح كرده مي‌شود.
* اگر مشغوليد كه از فكر خود براي خوشبختي و خوشبخت‌تر شدن نتيجه‌اي بگيريد چه بهتر، و گرنه دست از فكر برداريد و بكار مفيدي بپردازيد.
* آدم بد بين چشم را برهم مي‌گذارد و در فكر تاريك خود بجز زشتي و بدي نمي‌بيند، آنكه چشم باز دارد مي‌بيند كه در مقابل هر بدي لااقل يك خوبي است.
* زندگي زندان است و ما همگي محكوم به مرگ، اين دو روزه زندان را مي‌توان به ناليدن و از ديده خون ريختن گذرانيد يا فرصت را غنيمت شمرد و ايام را به سرگمي و خوشي صرف كرد.
* وقتي دور جواني طي شد و دلداده‌گان دل خود را از شما پس گرفتند، همين كه نوبت از ما و قدرت از شما گذشت و چاكران از شما رو گرداندند اگر بخواهيد در بهشت حكمت و آزادي عيش و سروري خواهيد داشت كه اشك خوبان و حكمروايان خواهد بود.
* اگر كسي بداند كه چه بايد بخواهد از بسي گرفتاري آزاد خواهد شد.
* هر اندازه رنج بردن از ناكامي موافق طبع ما است، لذت بردن از خوشي ها براي ما دشوار است.
* همچنان كه صورتي از يك خطا و يك مو، زشت يا زيبا مي‌شود وجود ما نيز از يك حرف و يك نگاه محبوب و يا منفور مي‌شود.
* هزاران خوشي هست كه وسيله آن بدست خود ما است.
* از خانه‌اي كه صداي خنده بيايد دري بسوي بهشت است.
* خوشگذراني ميسر است اما سعادت بدون تقوا ميسر نمي‌شود.
* زندگي سازي است كه طبيعت در دست ما گذاشته و خوش نواختن اين ساز بسته به استعداد و پشت كار ما است.
* شرط خوشي امشب اين است كه خوشي فردا را از ما نگيرد.
* رضايت خاطر بزرگترين نعمت است و به اين جهت با سخت ترين كوشش، دشوارترين فداكاري ها بدست مي‌آيد.
* خانه آراسته كسي را خوشبخت نمي‌كند، روح آراسته است كه خانه را جاي خوشبختي مي‌سازد.
* آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي‌داند، آنكه از ما پايين تر است ما را خوشبخت تصور مي‌كند، اما هردو در اشتباه اند زيرا ما گاهي خوشبختيم و گاهي بدبخت.
* بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در آن لحظات كوتاهي كه به نعمت‌هاي زندگي خود نظر مي‌اندازيم.
* از مردم دنيا عده كمي عاقل اند وعده كمي دیوانه این همه اختلاف جنگ و خون‌ريزي از اين است كه اکثریت مردم نه عاقل اند و نه دیوانه.
* هر وقت به هر دليل غصة خورده ايم بيجا بود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2995/
برگهايي از تاريخ: انقلاب اسلامي را به بيراهه كشانيدند، بخش 59


برگهايي از تاريخ: انقلاب اسلامي را به بيراهه كشانيدند، بخش 59
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


حكومت زندانيان سياسي كه فقرات جنگ مسلحانه يا بمب گذاري و ترور نداشتند آزاد نموده، نام حزب دموكراتيك به حزب وطن تبديل و اعمار مساجد و تكيه خانه ها شروع شده بود و دكتر نجيب الله و سران رژيم آيات قرآن و حديث قرائت مي كردند. مديريت حكومت از اشخاص تندرو به اشخاص ملايم از اقوام مختلف مانند كشتمند، حسن شرق، آقاي خالقيار، عبدالحميد محتاط و ... سپرده شده و حتي كابل آتش بس يكطرفه را اعلان نموده بود. و حتي دكتر نجيب حاضر بود كه از حكومت كنار رفته آن را به مجاهدين بسپارد و بالاخره طرح سازمان ملل متحد و آقاي بينون سيوان نيز طرح جامع و خوبي بود. واقعاً انعطاف رهبر كه باالفعل رئيس حكومت در كابل بود، هم امكانات و قوا و هم نسبت به رهبران جهادي لياقت كاري داشت بيش تر از اين نمي شود. و اين از اشتباهات نابخشودني رهبران مجاهدين بود كه به اشارة اجانب طرح آشتي ملي دكتر تجيب را رد كردند و با او همكاري ننمودند؛ كسانيكه بر سقوط حكومت دكتر نجيب الله و تشكيل حكومت اسلامي پافشاري داشتند و به جاي آن حكومت خون و آتش و خاكستر را به مردم هديه نمودند.
امريكا بعد از خروج ارتش سرخ از افغانستان ديگر حاضر نبود به مجاهدين كمك مالي و نظامي نمايد پس معلوم است كه امريكا از گروه هاي متعدد مجاهدين به عنوان يك وسيله براي نابودي اتحاد شوروي و كمونيزم استفاده مي نمود نه براي گرفتن حكومت و تشكيل دولت اسلامي، و پاكستان نيز به دنبال يك حكومت دنباله رو به عنوان يكي از ايالات هاي خودمختار كه منافع پاكستان را در منطقه تأمين نمايد بود كه در رأس آن يكي از دوستان نزديك و دنباله رو پاكستان باشد.
خروج زودهنگام شوروي پاكستان را نيز حيران ساخت و به يك دستپاچگي سياسي نظامي انداخت. مهم ترين مسأله در آن روز ها در ميان گروه هاي جهادي در پاكستان اين بود كه اينها از توزيع غير عادلانه و نامتوازن امكانات براي احزاب شكايت داشتند و از توزيع اسلحه،‌ مهمات و پول بالاتر از هفتاد فيصد به آقاي حكمتيار شكوه داشتند.
اين شكايات از پشاور تا واشنگتن نيز رسيد و امريكا هيأت را موظف ساخت تا مسأله را جستجو كند ولي قبل از تصميم گيري درين مورد يك انبار مهم و بزرگ اسلحه و مهمات كه براي مجاهدين در اوجري كمپ نزديك اسلام آباد انبار شده بود انفجار داده شد.
انفجار مهيبي كه در آن ده ها انسان و هزاران وسايط نقليه، مليونها دالر اسلحه و مهمات در آتش سوخت.اين ذخيره گاه بزرگ ترين انبار مهمات مجاهدين پنداشته مي شد كه بدين شكل به آتش كشيده شده و معلوم نشد عاملان انفجار كي‌ها بودند ولي ضربه‌ي سختي را به مقاومت و حاميان آن وارد نمود.
ضياء الحق كه مي پنداشت بعد از خروج شوروي رژيم كابل تاب مقاومت را ندارد و افغانستان اينك در دستان اوست بعد از قرارداد ژنو به عجله به هفت گروه جهادي فرمان داد تا به تشكيل حكومت موقت بپردازند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2994/
وصيت نامه‌ داريوش كبير به فرزندش


وصيت نامه‌ داريوش كبير به فرزندش
تاریخ : 2010/08/08
مربوط بخش : (شماره مسلسل 694)


اینك كه من از دنیا می روم، بیست و پنج كشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این كشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن كشورها دارای احترام هستند و مردم آن كشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این كشورها كوشا باشد و راه نگهداری این كشورها این است كه در امور داخلی آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از این دنیا می روم تو دوازده كرور دریك زر در خزانه داری و این زر یكی از اركان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلكه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این كه از آن بكاهی، من نمی گویم كه در مواقع ضروری از آن برداشت نكن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن این انبارها را كه از سنگ ساخته می شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این كه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این كه همواره آذوغه دو یاسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این كه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین كسری خوار و بار استفاده كن و غله جدید را بعد از این كه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشك سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به كارهای مملكتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو كافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به كار های مملكتی بگماری و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات كنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
كانالی كه من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام كردن این كانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن كانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور كشتی ها از آن كانال نباید آن قدر سنگین باشد كه ناخدایان كشتی ها ترجیح بدهند كه از آن عبور نكنند .
اكنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این كه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار كند، ولی فرصت نكردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این كار را به انجام برسانی، با یك ارتش قدرتمند به یونان حمله كن و به یونانیان بفهمان كه پادشاه ایران قادر است مرتكبین فجایع را تنبیه كند .
توصیه دیگر من به تو این است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مكن و برای این كه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع كردم كه تماس عمال دیوان با مردم را خیلی كم كرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حكومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نكن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند كرد ولو به قیمت كشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود كه دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این كه وسیله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این كه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حكومت خواهی كرد .
همواره حامی كیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نكن كه از كیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش كه هر كسی باید آزاد باشد تا از هر كیشی كه میل دارد پیروی كند .
بعد از این كه من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه كفنی را كه من خود فراهم كردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زمانی كه می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی كه من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج كشور سلطنت می كردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا كه سرنوشت آدمی این است كه بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج كشور باشد ، خواه یك خاركن و هیچ كس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیك دیدی، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصیت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این كه بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از كسی ادعایی داری موافقت كن یك قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر كند، زیرا كسی كه مدعیست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زیرا كه اگر از آبادكردن دست برداری كشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست كه وقتی كشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد كه كسی نسبت به تو خطایی كرده باشد و اگر به دیگری خطایی كرده باشد و تو عفو كنی ظلم كرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور كسانی كه غیر از تو اینجا حاضراند كردم تا این كه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را كرده ام و اینك بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می كنم مرگم نزدیك شده است .


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2993/
امضاي موافقت‏نامه تجاري ميان افغانستان و پاکستان


امضاي موافقت‏نامه تجاري ميان افغانستان و پاکستان
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


آيا مشكلات تجاري ميان دو كشور حل خواهد شد؟!
افغانستان و پاکستان سرانجام یک توافق‏نامه مهم تجارتی را امضا کردند که به موترهای افغانستان اجازه می‏دهد كالاهاي تجارتي را از طریق خاک پاکستان به هند انتقال دهند.
به گزارش بي.بي.سي، این توافق‏نامه همچنین به افغانستان اجازه می‏دهد تا با هدف تقویت روابط تجارتی خود با سایر کشورها، از امکانات ترانزیت کالا از طریق خاک پاکستان استفاده کند.
امضای این توافق‏نامه می‏تواند نقش مهمی در کاهش تنش در روابط دو کشور همسایه داشته باشد.
‏این توافق‏نامه در جریان دیدار هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا از پاکستان، بین وزرای تجارت افغانستان و پاکستان امضا شد.
به نظر می‏رسد حضور هیلاری کلينتون، وزیر امورخارجه آمریکا در پاکستان کمک کرده است تا چنین توافق‏نامه‏ای میان افغانستان و پاکستان امضا شود.
‏آمریکا باور دارد که برای مبارزه موثر افغانستان و پاکستان علیه شورشیان مسلح مستقر در مناطق مرزی دو کشور، لازم است روابط افغانستان و پاکستان در تمامی عرصه‏ها، از جمله در عرصه تجارت بهبود یابد.
خانم کلینتون در پاکستان گفت که نیاز است تا هر دو کشور ـ افغانستان و پاکستان ـ هر‏چه بیشتر به هم‏دیگر نزدیک شوند.
‏او همچنین گفت که دولت ایالات متحده انتظار دارد تا دولت پاکستان، در راستای مبارزه با تندروان اسلام‏گرا، جدیت بیشتری از خود نشان دهد.
توافق‏نامه تجارتی میان نمایندگان افغانستان و پاکستان طی یک مراسم رسمی در اسلام‏آباد به امضا رسید.
‏عمر زاخیلوال، وزیر مالیه که در گفت‏وگوها برای رسیدن به این توافق نقش کلیدی داشته است، امضای این توافق‏نامه را یک دستاورد تاریخی توصیف کرد.
زاخیلوال تاکید کرد که امضای این توافق‏نامه نشانه بهبود سریع روابط افغانستان و پاکستان است.
اما ‏با این حال، انتظار می‏رود عملی کردن این توافق‏نامه با چالش‏های زیادی روبه‏رو شود.
با آن‏که افغانستان اجازه انتقال کالای تجارتی به هند از طریق خاک پاکستان را دریافت کرده، اما هنوز زود است تا هند نیز اجازه یابد کالای تجارتی خود را از طریق پاکستان، به افغانستان صادر کند.
افغانستان و هند روابط نزدیکی با هم داشته‏اند و این مسئله در مواردی، باعث شک و سوء‏ظن پاکستان شده است.
اما حالا به نظر می‏رسد امضای توافق‏نامه تجارتی میان افغانستان و پاکستان در کاهش این بدبینی نیز موثر واقع شود.‏



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2992/
باراک اوباما راهبرد خود در افغانستان را تغییر داده است


باراک اوباما راهبرد خود در افغانستان را تغییر داده است
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)



روزنامه گاردين در تحلیلی نوشته است که دولت باراک اوباما راهبرد خود در افغانستان را تغییر داده و از پشت پرده کرزی را به گفتگو با طالبان تشویق می‏کند.
به نوشته‏ی روزنامه گاردین، در حال حاضر واشنگتن با تغییر واضح راهبرد خود در افغانستان، درصدد گفتگو با طالبان از طریق طرف سومی بر‏آمده است که البته گزینه‏هایی غیر از پاکستان و عربستان نمی‏توانند باشند.
‏از طرفی دولت باراک اوباما از پشت پرده حامد کرزی، رئیس دولت افغانستان را مامور پیگیری مسئله گفتگو با طالبان کرده است.
‏گاردین در این‏باره می‏نویسد: واشنگتن همچنان به صورت رسمی اعلام می‏کند که گفتگو با طالبان را قبول ندارد، اما از سوی دیگر با توجه به این گفتگوها از سوی لندن و اسلام‏آباد، کرزی را مسئول چنین مذاکراتی کرده است.
‏بر این اساس، با وجود این‏که بازنگری آمریکا در سیاست‏های خود در افغانستان در ماه اکتوبر به پایان می‏رسد، اما مقامات آگاه از مذاکرات پشت پرده در واشنگتن، کابل و اسلام‏آباد، اظهار می‏دارند: در حال حاضر مذاکرات سری با طالبان در حد گسترده‏ای از سوی عربستان، پاکستان و یا سازمان‏هایی که از روابط مخفیانه با طالبان سود می‏برند، در جریان است.
‏یک مقام آگاه در واشنگتن در این‏باره می‏گوید‏: با توجه به ناامیدی اوباما از سیر جنگ در افغانستان و نبود راه‏حل نظامی، تفکرات واشنگتن در ارتباط با تداوم جنگ در این کشور تحول پیدا کرده است و آنان گفتگو با سران طالبان را در دستور کار قرار داده‏اند.
‏البته تحلیل‏گران سیاسی شروط آمریکا در زمینه گفتگو با طالبان را دست و پا گیر دانسته و آن را مانع به ثمر رسیدن هر گونه مذاکره‏ای در این زمینه اعلام می‏کنند. شروطی که بر اساس آن واشنگتن طالبان را برای آغاز گفتگوها ملزم به قطع ارتباط با القاعده و پذیرفت قانون اساسی افغانستان کرده است.
منبع: انترنت


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2991/
گفت‏وگوي ويژه هفته‏نامه پيام مجاهد با عبدالحفيظ منصور، يكي از نامزدهاي انتخابات پارلماني


گفت‏وگوي ويژه هفته‏نامه پيام مجاهد با عبدالحفيظ منصور، يكي از نامزدهاي انتخابات پارلماني
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


تشويش و نگراني در مورد شفافيت انتخابات وجود دارد
پارلمان نتوانسته از امتيازات قانوني خويش استفاده نمايد
پيام مجاهد: انتخابات پارلماني را پيش رو داريم. اما مطابق اظهارات مسئولان امنيتي، از ميان 364 ولسوالي (شهرستان) كشور، تنها 9 ولسوالي آن امن مي‌باشد؛ بنابر اين، اگر اين آمار درست باشد، آيا برگزاري انتخابات ممكن خواهد بود، و اگر درست نيست، پس در پشت سر اين اظهار نظر، چه اهدافي مستتر است؟
منصور: در نخست، در باب صحت اين گزارش ترديد جدي وجود دارد، به گونه‌ي مثال ولسوالي‌هاي كابل در امن‏اند، در ولايت پروان و پنجشير امنيت برقرار است، باميان و دايكندي كه چندين ولسوالي دارند، در آرامش كامل به سر مي‌برد، به همين منوال در بسياري ولايات ديگر وضع براي برگزاري انتخابات مساعد است.
دوم اين‏كه، نشر اين گزارش يك اشتباه جدي بوده است، چه اگر قصدي صورت گرفته باشد و يا سهوي. اگر دولت از ميان 364 ولسوالي تنها در 9 ولسوالي آن قادر به تامين امنيت باشد، از اقتدار دولت چيزي برجا نمانده و مشروعيت عملي آن نيز از ميان رفته است.
پيام مجاهد: انتخابات رياست جمهوري سال گذشته مملو از تقلب، تخلف و تخطي بود. بيشتر اين تقلب و تخلف از سوي دست‏اندركاران كميسيون انتخابات صورت گرفته بود. بنابر‏اين، با توجه به اين‏كه هنوز يك تغيير ساختاري در كميسيون انتخابات صورت نگرفته و تنها چند نام فرق كرده است، با اين پس‌منظر آيا برگزاري يك انتخابات شفاف محتمل به نظر مي‌رسد؟
منصور: تشويش و نگراني در مورد شفافيت انتخابات وجود دارد و رياست محترم كميسيون انتخابات اقدامات زيادي در پيش دارد، تا اسباب قناعت و اعتماد مردم و نامزدهاي انتخابات را به دست آورد.
بر بنياد گزارش‌هاي منتشره اقداماتي كه تا اكنون در كميسيون انتخابات صورت پذيرفته، عبارتند از:
1ـ رئيس كميسيون انتخابات و رئيس دارالانشاي كميسيون تازه مقرر گرديدند.
2ـ چهار تن از روساي ولايتي كميسيون انتخابات به محكمه كشانده شدند.
3ـ كليه روساي ولايتي كميسيون انتخابات از يك ولايت، به ولايت ديگر تبديل شده‏اند.
در مجموع انتظار بر اين است كه كميسيون انتخابات اقدامات بيشتري انجام دهد.
‏پيام مجاهد: يكي از مباحث مطرح در حلقات سياسي و روشنفكري افغانستان، مبحث ناكارايي پارلمان گذشته است. منتقدان بدين باور‏اند كه پارلمان گذشته هم در عرصه تقنين و هم در عرصه نظارت ناكام بوده و در عرصه قانون‏گذاري، بيشتر به استبداد گرايش داشته است، علت اين ناكامي چيست و براي آن‏كه پارلمان آينده نيز دچار سرنوشت پارلمان كنوني نشود، چه راهكاري را پيشنهاد مي‌كنيد؟
منصور: پارلمان در قانون اساسي كشور از جايگاه خوبي برخوردار است،‌ اين‏كه پارلمان نتوانسته از امتيازات قانوني خويش استفاده نمايد، مسأله‌ي ديگري است. براي اين‏كه پارلمان آينده بتواند بهتر از گذشته عمل نمايد، بستگي به رأي و اراده‌ي اعضاي پارلمان دارد؛ اگر دنبال كساني بروند، كه از خود حرف و حديثي ندارند و تمام هنر‏شان در دنباله‏روي و روزگذراني خلاصه مي‌شود، در آن صورت پارلمان آينده وضع بهتر از گذشته نخواهد داشت؛ اما اگر اعضاي پارلمان آينده به عزت خويش و عزت سرزمين خويش بيانديشند، ميدان فراخي وجود دارد و راه‌هاي متعدد.
‏پيام مجاهد: از جمله ناكامي‌هاي پارلمان كنوني كشور، يكي هم برخورد قوم‏گرايانه آن با موضوعات مي‌باشد، چنانچه اين موضوع در رد صلاحيت وزراي پيشنهادي قوم هزاره نيز آشكار گرديد. پيشنهاد شما براي رفع اين مشكل در پارلمان آينده چيست؟
منصور: شناخته‏شده‏ترين راه براي كاستن از گرايش‌هاي قومي، تقويت جايگاه احزاب سياسي است، از اين‏رو تغيير سيستم انتخاباتي به نفع احزاب سياسي و آرايش پارلمان براساس فكر و برنامه، به شدت قوم‏گرايي را تضعيف مي‌دارد و در عوض گروه‌هاي فكري و سياسي را تقويت مي‌بخشد.
‏پيام مجاهد: برخي از منتقدان پارلمان كنوني بدين باور‏اند كه بيشتر مشكلات فعلي پارلمان و به تبع آن كشور، بر مي‌گردد به ضعف مديريت در پارلمان، اين حرف از ديدگاه شما درست است؟
منصور: با توجه به جايگاه قانوني پارلمان در قانون اساسي كشور، 60 درصد مسئوليت را به دوش پارلمان مي‌دانم، اگر وزير ناتوان و ضعيف روي صحنه آمده، مسئوليت زياد آن به عهده پارلمان است. اگر وزير دو تابعيته و بي‌تجربه بر اريكه قدرت تكيه زده، بيشتر مسئوليت به دوش پارلمان است، اگر فساد اداري گسترده شده، پارلمان نظارت لازم به عمل نياورده و به وظيفه‌ي خويش به درستي عمل نكرده است.
پيام مجاهد: مديريت پارلمان كنوني چرا ضعيف بود و راه چاره چيست؟
منصور: نبود اراده براي ايجاد وضع مطلوب، چاره آن است كه رسانه‌ها با دقت به مسئوليت‏شان عمل بدارند و نامزدهاي انتخابات پارلماني را به غربال گيرند.
‏پيام مجاهد: شما در شعارهاي‏تان از ايجاد فضاي جديد سخن گفته‏ايد، فضاي جديد مورد نظر شما چگونه است؟
منصور: منظور از ايجاد فضاي جديد، بهره‌مند شدن پارلمان از صلاحيت قانوني آن است، به گونه‌اي كه پارلمان بتواند به وظايف خويش بهتر عمل نمايد. استقلاليت پارلمان، قانون‏مداري پارلمان و نظارت جدي، سه مسأ‌له‌اي است كه وظايف اساسي پارلمان را تشكيل مي‌دهند كه در كليت موجب ايجاد فضاي جديدي در كشور مي‌شوند.
پيام مجاهد: دورنماي پارلمان آينده را چگونه مي‌بينيد؟
منصور: پارلمان آينده، اشخاص جديدي را با خود خواهد داشت و باور بر اين است شمار چهره‌هاي جوان در پارلمان آينده بيشتر خواهد بود. با توجه به روحيه‌ي مردم، تعداد منتقدين وضع موجود بيشتر خواهد شد و اما برخي از سنت‌هاي به جا مانده از پارلمان گذشته، قطعاً مزاحم مجلس آينده است.



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2990/
کنفرانس کابل بايد يک نقطه عطف باشد، نه يک فرصت از دست رفته!


کنفرانس کابل بايد يک نقطه عطف باشد، نه يک فرصت از دست رفته!
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


سه‏شنبه هفته گذشته مطابق با 29 سرطان، كنفرانس بين‏المللي كابل با حضور نمايندگان بلندپايه‏اي از 70 كشور و سازمان بين‏المللي به ويژه در سطح وزراي امور خارجه كشورها برگزار شد. اين كنفرانس در ادامه كنفرانس لندن بود كه پس از شروع دومين دور رياست حامد كرزي بر دولت افغانستان در ماه دلو سال گذشته برگزار شد. حكومت افغانستان در كنفرانس لندن، طرح‏هاي به خصوصي از جمله طرح‏هاي آشتي ملي و حمايت از بازسازي زيربناهاي اقتصادي را ارائه كرد و قرار بر اين شد تا فيصله‏هاي اين كنفرانس در كنفرانس بين‏المللي كابل، پي‏گيري شود. اما متأسفانه بايد گفت كه نه حكومت افغانستان و نه جامعه بين‏المللي در اين مدت، آن‏گونه كه بايد به تعهدات خود عمل نكرده‏اند، به خصوص حكومت افغانستان هيچ اراده‏اي در اين مدت براي مبارزه با فساد از خود نشان نداده و از اين‏رو، به نوعي حمايت حاميان بين‏المللي خود را تا حدودي از دست داده است، در حالي‏كه اين حكومت، حاميان داخلي خود را نيز تا اندازه‏اي از دست داده و پايه‏هاي مشروعيت آن، سست و متزلزل شده است.
در چنين شرايطي، افغانستان به سمت برگزاري كنفرانس كابل رفت، كنفرانسي كه به نظر مي‏رسد نفس برگزاري آن، يك دستاورد براي حكومت و مردم كشور به شمار مي‏رود. كنفرانس كابل روز سه‏شنبه در محيطي امن برگزار شد، اما اين محيط امن چگونه به دست آمده بود؟ كابل در روز برگزاري و حتي قبل از آن، چهره حكومت نظامي را به خود گرفته بود و مردم در روزهاي دوشنبه و سه‏شنبه، با مشكلات بسيار ترافيكي، مسدود بودن سرك‏ها و راه‏بندان‏هاي طولاني روبه‏رو بودند.
كنفرانس كابل به رياست اشرف‏غنی احمد‏زی، وزیر مالیه پیشین برگزار شد. ابتدا زلمی رسول، وزیر امورخارجه به شرکت‏کنندگان کنفرانس خوش آمدید گفت و كنفرانس كابل را نقطه عطفي در تاريخ روابط افغانستان و جامعه جهاني خواند.
سپس حامد کرزی، رییس دولت، در بيانيه‏اي اين كنفرانس را افتتاح كرد. كرزي گفت: «كشور ما با دشمني وحشي مواجه است، دشمني كه تمام موازين بين‏المللي را به خاطر خدشه‏دار‏سازي روابط افغانستان با جامعه جهاني زير پا مي‏كند.»
وی تأکید کرد که ما فرصت بی‏نظیری در دست داریم تا دولت افغانستان را با استفاده از اجماع ملی‏، امکانات موجود‏، اراده ملی و همکاری بین‏المللی هر‏چه بیشتر مؤثر ساخته تا مردم افغانستان را از فقر به سوی سعادت و از بی‏امنیتی به سوی ثبات سوق دهیم.
‏به گفته حامد کرزی، افغانستان امروز دوباره جایگاه خود را من حیث چهار راه آسیا به عنوان نقطه وصل اقتصاد رو به رشد این قاره و نقطه پیوند باز می‏یابد که راه‏ها، نظریات‏، اموال و خدمات از این مسیر به تمام دنیا تقسیم می‏شود.
حامدکرزی در ادامه گفت، ما موافق هستیم که گرفتن رهبریت و مالکیت امور توسط افغان‏ها کلیدی برای تداوم و پایداری کشور می‏باشد‏. وي در عین حال از دستاوردهای اردوی ملی تمجید نمود و افزود نیروهای امنیتی افغان مي‏توانند مسئولیت کلیه عملیات‏های نظامی و تطبیق قانون و تأمین نظم عامه در کشور را تا سال 2014 برعهده گیرند. اما كرزي خواهان توجه بيشتر به پوليس و نيروهاي امنيت ملي شد.
حامد کرزی در عین حال اظهار داشت که حکومت‏داری ضعیف که مشخصه آن سوء‏استفاده از قدرت است، از سوی جرگه ملی مشورتی صلح به عنوان یکی از عوامل بی‏ثباتی شناسایی گردید‏. حکومت افغانستان با آغاز روندصلح و مصالحه خود را متعهد می‏داند که دولت را به مثابه وسیله مؤثر به عدالت برای رسیدن به این اهداف بهبود بخشد.
رئيس دولت گفت که دولت با آن عده از مخالفینی که قانون اساسی را می‏پذیرند و روابط با القاعده را قطع می‏کنند، مذاکره مي‏کند. حامد کرزی در عین حال حمایت همکاران بین‏المللی را از ابتکارات و تدابیر صلح‏جویانه افغانستان خواستار شد.
در ادامه، سرمنشی ملل متحد نيز تأكيد كرد كه ما افغانستان را كمك مي‏كنيم تا صاحب سرنوشت خويش گردد.
هم‏چنين هيلاري كلنيتون، وزير امور خارجه امريكا با خرسندي از توافقنامه اخير ميان افغانستان و پاكستان گفت‏: امروز مردم افغانستان در راس امور قرار گرفته‏اند.
وي از شروع يك پروسه جديد به نام پروسه كابل سخن گفت و خاطرنشان كرد: هدف اساسي پروسه كابل‏، پاسخ‏دهي به امريكا‏، جامعه جهاني و افغانستان مي‏باشد و مهم اين است كه ما بدانيم پيشرفت‏هاي به دست آورده‏ايم. ما تلاش مي‏كنيم نيروهاي امنيتي افغان را مجهز سازيم و مي‏خواهيم تلاش‏هاي نظامي را همراه با تلاش عمراني مقايسه نموده تا دانسته شود كه مشكل در كجاست‏؟
هيلاري كلينتون جولاي 2011 را موعدي براي آغاز روند واگذاري امنيت قريه به قريه، ولسوالي به ولسوالي و ولايت به ولايت به نيروهاي افغان مهم خواند و تصريح كرد‏، ما مي‏دانيم مردم افغانستان در طول تاريخ تجارب تلخي را سپري كرده و ما به حمايت خود از مردم افغانستان براي مدت طولاتي متعهد هستيم.
در‏باره فساد اداری در افغانستان، كلينتون گفت‏: متعهد به رفع چالش‏هاي ناشي از فساد اداري هستيم و دولت فغانستان بايد گام‏هاي اساسي‏تري را در اين راستا بردارد.
اندرس فوگ راسموسن، دبيركل ناتو نيز در سخناني گفت‏: دررابطه به تعهد ناتو در قبال امنيت افغانستان، نبايد به دیده‏ی شك نگريسته نشود.
ناتو تا زماني در افغانستان باقي مي‏ماند كه نياز باشد. ماموريت ما تنها زماني ختم خواهد شد كه افغان‏ها بتوانند امنيت خود را تامين كنند.
هم‏چنين در يك سخنراني مهم ديگر، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران از جهان خواست تا براي تامين ثبات در منطقه بيشتر به مراكز آموزشي و لانه‏هاي تروريزم كه در خارج از مرزهاي افغانستان قرار دارد‏، توجه كنند.
وي گفت:‌جهان براي برقراري ثبات دايمي در منطقه، بايد چگونگي تامين منابع مالي تروريزم را در خارج از مرزهاي افغانستان جستجو و تشخيص نمايند. آناني‏كه براي تروريزم منابع مالي تامين مي‏كنند و مدرن‏ترين سلاح و مواد انفجاري را در اختيار آنان قرار مي‏دهند، بايد بدانند كه تروريزم مرز جغرافيايي ندارد.
وزیر امورخارجه ایران که ششمین سخنران کنفرانس کابل بود، گفت، حضور نیروهای خارجی در افغانستان نه فقط برای حل مشکلات این کشور کمکی نکرده، بلکه بر مشکلات افزوده است.
وي افزود كه رفتارها در افغانستان بايد مطابق با واقعیات اجتماعی، تاریخی و اقتصادی این کشور باشد. او مشکلات اقتصادی و توسعه نیافتگی را تهدیدی علیه امنیت دانست.
متکی تاکید کرد که مسئولیت امور باید به افغان‏ها سپرده شود و از صدور نسخه‏های تجویزی پرهیز گردد.
انتقادهای تند آقای متکی از نیروهای خارجی در افغانستان باعث شد که از او خواسته شود تا بر موضوع مورد بحث در کنفرانس توجه کند. اشرف‏غنی احمد‏زی که ریاست جسله را برعهده داشت، ضمن اشاره به تمام شدن وقت آقای متکی، از وی خواست به سخنان خود پایان دهد.
شاه محمود قريشي، وزير امور خارجه پاكستان‏، ديگر سخنران اين مجلس، در صحبت خود گفت كه براي تامين امنيت و ثبات در افغانستان، در پهلوي مبارزه عليه تروريزم، بايد به انكشاف متوازن‏، بازسازي‏، تقويه بنيه اقتصادي و آموزش و تجهيز نيروهاي افغان توجه بيشتر شود.
وي واگذاري مسئوليت امنيتي افغانستان به نيروهاي افغان را منوط به تربيه و آموزش خواند و گفت كه كشورش دراين راستا در پهلوي جامعه جهاني كمك خواهد كرد.
وی افزود كه كشورش از احياي راه ابريشم كه افغانستان را از طريق آسياي ميانه و چين به جهان وصل مي‏كند، حمايت مي‏نمايد.
در نهايت،‌کنفرانس بین‏المللی کابل بعد از ظهر روز سه‏شنبه با سخنرانی اختتامیه حامد کرزی و بان کی مون به پایان رسید.
‏در اخیر این نشست، قطعنامه کنفرانس بین‏المللی كابل نیز تهیه گردیده و پخش گردید.
آقای کرزی در نشست خبری که در پایان این کنفرانس با حضور بان کی مون، سرمنشي سازمان ملل داشت، به خبرنگاران گفت که خوشحال است که جامعه جهانی پیشنهادهای دولت او را در این نشست پذیرفته است.
بان کی مون، سرمنشي سازمان ملل متحد نیز گفت که شرکت‏کنندگان در کنفرانس کابل بر سر چشم‏انداز عملی برای آینده افغانستان به توافق رسیده‏اند.
اما در نگاهي به محتواي كنفرانس بين‏المللي كابل، شاهد كم‏تر حرف جديدي بوديم و بار ديگر در اين كنفرانس همانند كنفرانس‏هاي گذشته، بر يك‏سري تعهدات از سوي حكومت افغانستان و هم‏چنين جامعه جهاني تأكيد شد كه تا حال به خصوص از جناب افغانستان، كم‏تر مجال عملي شدن يافته است.
به نظر مي‏رسد جداي از مسائلي كه در كنفرانس كابل بيان شد، براي تغيير وضعيت در كشور، به يك عزم جدي و قاطع توأم با حسن نيت، هم در سطوح رهبري افغانستان و هم در ميان جامعه جهاني به خصوص در ميان سردمداران مبارزه با تروريسم نياز است.
در همين حال، موسسه بين‏المللي آكسفام در حاشيه كنفرانس كابل، با انتشار گزارش جدیدی در مورد کنفرانس‏های بین‌المللی که تاکنون در مورد افغانستان برگزار شده است، می‌گوید این کنفرانس‏ها دستاورد اندکی در پی داشت، اما کنفرانس کابل بايد يک نقطه عطف باشد، نه يک فرصت از دست رفته.
‏آکسفام با تاکید بر این‏که وعده‌های خشک و خالی بس است؛ مردم افغانستان خواهان عمل واقعی‌ هستند، از شرکت‌کنندگان کنفرانس کابل خواسته است تا به دلايل ريشه‌ای عدم توسعه و بحران بشری موجود در افغانستان پاسخ گفته و مردم عام کشور را کمک کنند تا از فقر رهايی يابند.
‏موسسه آکسفام از نحوه مصرف کمک‏ها نیز انتقاد کرده و همچنین گفته است وضع امنیتی در وخیم‌ترین حالت قرار دارد.



منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2989/
ریشه‌های تاریخی القاعده و طالبان، بخش اول


ریشه‌های تاریخی القاعده و طالبان، بخش اول
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


ظاهرا به نظر می رسد که کشورها و نیروهایی که متحدانه علیه طالبان می جنگند، تعریف واحدی از طالبان ندارند
قرائت طالبانی از اسلام از نظر بسیاری از دین‌پژوهان بدوی‌ترین تفسیر از دین و رفتارهای ناشی از آن و خشن ترین رفتار به نام دین شناخته می شود.
خشونت‌های برخاسته از این تفکر و کنشهای ستیزه‌جویانه منبعث از آن، خاستگاه ناامنی‌ها و تشنج‌هایی تلقی می‌شود که ثبات اجتماعی و استقرار سیاسی کشورهای درگیر با آن را تهدید می‌کند و در بلندمدت به آغاز درگیری‌های پردامنه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منتهی می‌شود.
از این رو، مقابله با این خطر به یکی از دغدغه‌های عمده جهان کنونی تبدیل شده است؛ هم برای اهالی سیاست، که به شکل مستقیم با آن درگیرند و هم برای اهالی اندیشه، که به اشکال دیگر با آن سر و کار دارند.
قبل از هر گونه اقدام و برنامه‌ریزی برای مقابله با این پدیده، باید به شناخت عمیق و همه جانبه از آن دست یافت و هر گونه اقدامی که به دور از مطالعات علمی و صرفا با تحلیل‌های شتابزده سیاسی انجام گیرد، نه تنها راه به جایی نخواهد برد، که مشکل را بیشتر نیز خواهد کرد، چنانکه شیوه های در پیش گرفته شده در سالیان گذشته از سوی سیاستمداران نتوانسته است گرهی از این مشکل بازکند.
طالبانیسم هرچند در شکل کنونی یک جریان سیاسی-نظامی است، اما در حقیقت پدیده‌ای پیچیده چند بعدی است که عوامل متعددی در پیدایش آن سهیم بوده اند.
در این نوشته کوشش می شود عوامل یادشده به ترتیبی از لحاظ تاریخی مهم اند به شکل فشرده بررسی شوند.
فروپاشی تمدنی
در سده‌های میانه کشورهای مسلمان از تمدنی شکوفا برخوردار بودند. آثار به جا مانده از آن دوران در اسپانیا، مصر، شام، ایران، هند و مناطق دیگر هنوز به چشم می خورند.
ولی با سپری شدن آن روزگار و شروع انحطاط تمدن اسلامی، که از سده چهاردهم میلادی به این سو در نظر گرفته می‌شود، سرزمین‌های اسلامی دوره‌ای از رکود فکری و فرهنگی را آغاز کردند. تحلیل دلایل و عوامل آن بحثی دیگر است و باید در جای خود مطالعه شود. از نتایج عمده این وضعیت این بود که سنت‌های علمی و فلسفی فروپاشیدند و پویایی فکری که مستلزم نقد و بازنگری و تجدید نظر است از میان رفت.
با بررسی جامعه شناختی گروه‌ها و اقشاری که با زندگی مدرن سر آشتی نداشتند و پرچم خصومت در برابر پدیده‌های نو برافراشتند، به راحتی می‌توان نقش این عامل را دریافت. هزاران انسان محروم از فرصت‌های اجتماعی معتدل و آبرومندانه در شبه قاره هند و خاور و باختر عربی و دیگر کشورهای مسلمان‌نشین، به دلیل عدم برخورداری از امکانات لازم، به آموزش‌هایی روی آوردند که برای این طیف‌ها فراهم بود، آموزش‌هایی که به صورت رایگان و در قالب صدقات و تبرعات و بدون هیچگونه خدمات مدرن دیگر ارائه می‌شدآثاری که در این دوره پدید آمده است نشان می‌دهند که جریان تفکر سخت رنجور بوده و روحیه نوآوری و خلاقیت از آن فاصله داشته است. در میان فرآورده های فکری این دوره جایی برای داد و ستد تمدنی، نقد سازنده و بسیاری عناصر دیگری که در شکوفایی تمدن موثرند، وجود نداشت.
بازگشت به گذشته
در مراحل باز پسین این دوره، اندکی پیش از آغاز عصر جدید مسلمانان که بسی دیرتر از عصر جدید غربیان است، تنها جریانی که سربرآورد، همان جریانی است که از آن به گذشته‌گرایی یا سلفیت یاد می‌شود. این جریان در دو نقطه از جهان اسلام با تفاوت‌هایی اندک که مقتضای خاستگاه اجتماعی و فرهنگی هریک بود، پدید آمد.
نخست در شبه جزیره عربستان، که رهبری آن را شیخ محمد بن عبدالوهاب به عهده داشت و بنام "وهابیت" شناخته می‌شود و دوم در شبه قاره هند، که امام شاه ولی‌الله دهلوی نظریه پرداز آن بود. هر دو شاخه این جریان در یک نقطه اساسی با هم توافق داشتند و آن گریز از واقعیت موجود و بازگشت به گذشته آرمانی مسلمانان است که از آن به دوران سلف یا نخستین نسل‌های امت تعبیر می‌شود.
هر دو جریان بر این تاکید داشتند که مسلمانان از خط اصیل اسلام فاصله گرفته اند. آنان برخی خرافه‌های عامیانه را مردود می‌شمردند و پاکسازی دینی را یک هدف عمده می‌دانستند. راه این پاکسازی را بازگشت به "نص" می دانستند، بازگشت به متن با تفسیری که از سلف به آنان رسیده بود یا تصور می‌کردند که از سلف است.
در این فرایند تاریخ کاملا نادیده گرفته می‌شد و جهشی به پهنای یک هزاره به عقب امری مطلوب و ممکن تلقی می‌شد. ساز و کارهای تفسیر متن جز اتکا به ظواهر آن نبود.
سنتهای علمی به جای مانده از مکاتب فلسفی و کلامی و عرفانی و حتی فقهی مسلمانان در سده‌های بعدی، در این رویکرد اهمیتی نداشت و در فهم متن به کار نمی‌آمد، چه رسد به دانش‌های نو که اساسا با نام آنها آشنایی وجود نداشت. تفسیر قشری از دین و بالابردن جایگاه ظاهری متن یک کار اساسی پنداشته می‌شد.
گذشته‌گرایی و فرار از شرایط موجود و بی‌خبری از تحولات دیگر نقاط دنیا و منحصر ماندن در نگرش محلی و بی‌اعتنایی به مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود و نداشتن طرحی برای بالندگی فکری و فرهنگی جوامع مسلمان‌نشین و ناآگاهی از دانش‌هایی که در بخشی دیگر از دنیا شکوفا شده بود و زندگی مردمان را متحول می‌ساخت، ویژگی‌هایی بود که هر دو شاخه این جریان را به شدت شبیه یکدگر می‌ساخت.
طالبان معتقدند که تنها راه نجات جوامع بشری بازگشت به دوره های نخست اسلامی است
سلفیت جهادی که خاستگاه القاعده است از ثمرات شاخه عربی این جریان و طالبانیسم، که تئوری‌هایش از رهگذر مدرسه "دیوبند" پرداخته شده بود، نتیجه شاخه هندی آن است. (البته در آن زمان پاکستان کنونی نیز جز هند بود).
سیر تاریخی هر یک از این دو جریان تحت تاثیر شرایط و تحولاتی قرار داشته است که آنها را فراز و نشیب‌های سیاسی و اجتماعی به دنبال آورده بود. این جریان در مواجهه با عصر حاضر دچار سردرگمی شدیدی شده بود، زیرا ساز و کاری برای شناخت دنیای امروز نداشت و اساسا ممکن نبود که جهان نو را از عینک دیروز و دیروزیان دید و به شناخت آن همت گماشت.
بحران هویت در مواجهه با غرب
سلفیت به دو منطقه یادشده منحصر نماند و به تدریج به دیگر نقاط جهان اسلام نیز گسترش یافت، به خصوص کشورهای خاورمیانه عربی و شمال آفریقا، جایی که بعدها جنگجویان مسلمان از آن به جهاد افغانستان و سپس به برنامه‌های سازمان القاعده پیوستند.
اما رویارویی جریان گذشته‌گرا با جهان نو، آن هم با صبغه استعماری و باز شدن چشم مسلمانان به جهان امروز و تحولات گسترده آن، سردرگمی و حیرتی را برای همه در پی داشت و وضعیتی را پدید آورد که از آن به بحران هویت تعبیر می‌شود.
مسلمانان، بخصوص آنانی که چشم‌شان به گذشته دوخته شده بود و از حال و آینده دور افتاده بودند، در تفسیر تحولات این عصر و وضعیتی که خود دارند و جایگاهی که باید داشته باشند و نسبتی که باید با دنیای امروز برقرار کنند، عاجز مانده بودند. این احساس همه را به شدت می آزرد که مردمی دیگر، با تمدن و فرهنگی دیگر بر همه مقدرات‌ آنها تسلط یافته‌اند.
بسیاری فکر می‌کردند که باید برای نجات از این وضعیت، هویت مستقل تمدنی خود را احیا و تقویت کنند. برای تعریف این هویت داشتن تعریفی از آن دیگری، از رقیب تمدنی، که اینک نه به چشم رقیب بلکه به چشم یک دشمن تجاوزگر دیده می‌شد، اهمیت کلیدی داشت، یعنی نمی‌شد بدون در نظرداشت رقیب، هویتی برای خود ترسیم کرد.
دین و آئین وقتی وارد فضای قبیله می‌شود رنگ و نشان آن را به خود می‌گیرد و تفاسیر تنگ و بسته قبیله‌ای به سرعت به دور آن تنیده می‌شود. کسی که با عرف و آئین قبیله مخالفت کند، حتی اگر با پشتوانه دین و مقدسات مذهبی باشد، به شکست مواجه می‌شود و باید انتظار طرد شدن از قبیله را بکشد یا هر کیفر دیگری که قبیله برایش در نظر گیردمرزهای شناور هویت خویشتن با دیواره‌های هویت دیگری مشخص و برجسته می‌شد.
این بود که نگاه به غرب به عنوان یک دشمن تاریخی و آشتی‌ناپذیر دوخته شد.
از این پس، ادبیات دیگرستیزانه و به ویژه غرب‌ستیزانه رواج روزافزون یافت و از حدی که برای نقد غرب و رهایی از تبعیت آن لازم بود، بسی فراتر رفت و تبدیل به روندی شد که نفرت و خشونت را نهادینه می‌ساخت و راه را بر هر گونه گفتگو، تفاهم و آشتی برای همیشه می‌بست.
بر اساس این دیدگاه عیب‌ها و کاستی‌های درونی به هیچ انگاشته می‌شد و گشودن هر گونه بحث جدی در این زمینه و کنکاش برای یافتن عوامل عقب‌ماندگی‌ها و نابسامانی‌های سرزمین شرق، تخریب هویت خود و ریختن آب در آسیاب دشمن تلقی می‌شد.
تنها امیدی که اینک باقی می‌ماند این بود که مشرق زمین هویتش را بازیابد و بازگشت به خویشتن را شروع کند. این شعار اگر در سخنان برخی از بزرگان بار نسبتا فلسفی داشت، به زبان گذشته‌گرایان اما معنایی جز پشت کردن به عصر و گریز زدن به گذشته های دور نداشت.
به هر صورت، اندیشه نجات از بحران هویت و تاکید افراطی بر بازگشت به خویشتن و گره زدن آن با تعریف خصومت‌آمیز از هویت دیگری، بخشی از بستر تاریخی رادیکالیسم مذهبی است که نقشی مهم در پیدایش جریان‌هایی مانند طالبان و القاعده داشته است.
محرومیت اجتماعی
زمانی که بحران‌های مشرق زمین و فاصله آن با جهان جدید و ناگزیری‌های تعامل با مدرنیته، تنگناهایی را بر زندگی شرقیان و مسلمانان تحمیل کرد، بحران‌های اجتماعی شدت گرفت و اقشار محروم در صدد اعتراض بر آمدند تا راهی به عبور از آن وضعیت پیدا شود.
بخشی از این اقشار بنا به شرایط سیاسی- اجتماعی خود به ایدئولوژی‌های چپ و بسیاری دیگر بنا به ریشه‌های سنتی و فرهنگ اجتماعی یا مساعد نبودن زمینه‌های آشنایی با ایدئولوژی‌های نو، به جماعت‌ها و گروه‌های رادیکال اسلامی روی آوردند.
کسانی که با محرومیت‌های فراوان دست به گریبان بوده‌اند و بخشی از زندگی آنها همراه با مشکلات و سختی‌ها سپری شده است، غالبا به عقده‌هایی مبتلا می‌شوند که عمق وجودشان را تسخیر می‌کند و از این رهگذر بر موضعگیری‌های سیاسی و گرایش‌های فکری آن تاثیر می گذارد. بدبینی نسبت به زندگی‌های جدید شهری، بدبینی نسبت به نظام‌های حاکم، بدبینی به دستاوردهای مدرنیته و هر امر دیگری که یادآور تبعیض و محرومیت است، ریشه در چنین محرومیت‌هایی دارد.
بیشتر افراد عادی طالبان روستایی و از طبقه پائین جامعه هستند
با بررسی جامعه شناختی گروه‌ها و اقشاری که با زندگی مدرن سر آشتی نداشتند و پرچم خصومت در برابر پدیده‌های نو برافراشتند، به راحتی می‌توان نقش این عامل را دریافت. هزاران انسان محروم از فرصت‌های اجتماعی معتدل و آبرومندانه در شبه قاره هند و خاور و باختر عربی و دیگر کشورهای مسلمان‌نشین، به دلیل عدم برخورداری از امکانات لازم، به آموزش‌هایی روی آوردند که برای این طیف‌ها فراهم بود، آموزش‌هایی که به صورت رایگان و در قالب صدقات و تبرعات و بدون هیچگونه خدمات مدرن دیگر ارائه می‌شد.
بسیاری از نظریه پردازان گروه‌های مذهبی از میان چنین گروه‌هایی برخاستند و برخی از آنان رهبری سیاسی برخی جریانها را نیز به دست گرفتند. شیوه برخورد اکثریت این گروه‌ها با دنیای نو هم ناشی از عدم شناخت کافی از آن بود و هم ناشی از عدم هماهنگی روانی با آن.
کسانی که به طبقه مرفه یا متوسط جامعه تعلق داشتند به ندرت به چنین گرایش‌هایی روی آوردند و حتی به فرض پیوستن به این گروه‌ها به تصور عمل دینی، در مواضع عملی خود معتدل‌تر بودند و از تندروی فراوان اجتناب می‌کردند.
فرهنگ قبیله‌ای بستر آماده
ارزش‌ها و هنجارهایی که بر جوامع قبیله‌ای حکم می‌رانند، بیش از آن که متکی به دلایل عقلانی باشند و با مهندسی عقل جمعی شکل گرفته باشند، به نیازهای گنگ غریزی اتکا دارند. دانش و اندیشه در این گونه جوامع نقشی ندارد و چیزی به نام قانون به رسمیت شناخته نمی‌شود.
باورها و تصورات در این جوامع دچار جزمیت و تصلب شدیدی اند و رسم و آئین قبیله از نوعی تقدس برخوردار است که نه جای شکستن دارد و نه جای باز اندیشیدن.
دین و آئین وقتی وارد فضای قبیله می‌شود رنگ و نشان آن را به خود می‌گیرد و تفاسیر تنگ و بسته قبیله‌ای به سرعت به دور آن تنیده می‌شود. کسی که با عرف و آئین قبیله مخالفت کند، حتی اگر با پشتوانه دین و مقدسات مذهبی باشد، به شکست مواجه می‌شود و باید انتظار طرد شدن از قبیله را بکشد یا هر کیفر دیگری که قبیله برایش در نظر گیرد.
هنگامی که تربیت دینی با شیوه‌ها و پیش زمینه‌هایی که اشاره شد با روح قبیله دمساز می شود، خشونت به عنوان راهکاری موثر به میدان می‌آید. ذهن انسان عضو قبیله از اساس ذهنی اسطوره پسند است و به بسیاری از باورهای خود رنگ تقدس می‌بخشد و مخالفان مستحق هر گونه رفتار خشن و بی‌رحمانه شناخته می‌شوند.
طالبانیسم در واپسین مراحل شکل گیری خود چیزی نبود جز ترکیبی از عقده‌های اجتماعی، دغدغه‌های هویتی، آموزش ناکارآمد و روحیه خشن قبیله‌ای که بستر مساعدی را فراهم ساخته بود برای پیدایش جنبشی تند و غیرمتعارف.
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2988/
كنفرانس كابل اما و اگرها


كنفرانس كابل اما و اگرها
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


هفته ي گذشته يكي از نشست هاي مهم در بارة افغانستان و در پايتخت كشور برگزار گرديد، در اين نشست حدود70كشور شركت كرده بودند، طرح ها و پيشنهادهاي دولت افغانستان قبل از تدوير كنفرانس از جانب كشورهاي كمك كننده پذيرفته شده بود و در اين نشست فقط صورت رسمي يافت.
: محوري ترين اصولي كه دراين نشست روي آن بحث صورت گرفت مواردي است كه به صورت مختصر روي آن درنگ صورت مي‌گيرد.
1- چگونگي كمك هاي بين المللي: آقاي كرزي پيشنهاد كرد كه پنجاه درصد كمكهاي بين الملي بايد از طريق بودجه ي ملي افغانستان به مصرف برسد، با توجه به ضعف هاي ساختاري حكومت آقاي كرزي و عدم توفيق او در ايجاد يك اداره سالم وحتا عدم توفيق او در كاهش فساد اداري، بسياري از كارشناسان مصرف كمكهارا از طريق بودجه افغانستان چندان موثر نمي دانند و اين امر را در نظر مي گيرند كه كابينه آقاي كرزي هر سال روزهايي به نام حساب دهي به ملت گذاشته است؛ آماري كه در حساب دهي سالهاي گذشته ارائه گرديد بيانگر آن بود كه وزارت خانه هاي كشور از مصرف اندك بودجه اي انكشافي خود عاجز بودند، لذا اگراز سقف كمك هاي واريز شده، پنجاه درصد آن كمكها از طريق بودجه‌ي دولت به مصرف برسد معناي جز اين ندارد كه مقدار بيشتري از بودجه ي انكشافي بدون مصرف باقي خواهد ماند و در نتيجه تغييري در زندگي مردم احساس نخواهد شد؛ اما برخي كارشناسان از جمله آقاي اشرف غني احمدزي- گفته است كه پيشنهاد جديد مي تواند مؤثر باشد و مي‌تواند اعتماد ميان مردم و دولت را افزايش دهــــد اگــر اين گفته ها از روي دقت اظهار شده باشد و جنبه ي تبليغاتي و شعاري آن كم تر و بار اجرايي و عملي آن افزون تر باشد بايد منتظر آن بود و آن اظهار نظر ها را نيز به فال نيك گرفت.
2- مورد دومي كه در نشست كابل مطرح گرديد، افزايش اردو و پوليس ملي افغانستان تا سال 2014 بود كه بازهم از سوي مقام هاي افغان مطرح گرديد كه از سوي غربي مورد قبول واقع گرديد، در اين راستا نيز مي توان اما و اگر هاي فراواني را مطرح كرد، و آن اين اگر نيروهاي اردو و پوليس افغانستان بدون در نظرگرفتن ضوابط و معيارهاي اخلاقي افزايش يابد خود مشكل آفرين نخواهد شد؟كما اين كه در هفته هاي گذشته شاهد بوديم كه فردي با گشودن آتش بر روي نيروي انگليس سه نفر آنها را به قتل رسانيد و خود به طالبان پيوست، گرچه بعد از آن حادثه بحث ها و گفت و شنودهاي راجع به كيفيت استخدام نيروهاي اردوي ملي مطرح گرديد، وليكن اين گونه گفت و گوها همانند موجي ايجاد مي شود و مي فرو مي‌نشيند، اگر نگراني جدي مطرح باشد بايد سازوكار (ميكانيزمي) فراهم شود تا افرادي كه جذب اردوي ملي مي شوند، از ضريب اطميناني بيشتري برخوردار باشد؛ اما آنچه تاكنون جذب نيروهاي اردو اوپوليس ملي شده است، دقت لازم صورت نگرفته آتش گشودن و كشته و زخمي كردن نيروهاي بين المللي يك حادثه ي دردناك است؛ اما بدتر از آن وقتي است كه دزدان و رهزنان در صف اردوي ملي كشور شامل شوند، حوادثي ناگواري را هر روز بيافرينند، آن گاه راه جلوگيري و مبارزه با آن چندان آسان نيز نخواهد بود بنابراين همانگونه ضرب الاجل تا سال 2014 به پايان مي رسد كه بايد نيروهاي مسلح به يك سقفي از كميت برسند ،توجه جدي صورت گيرد كه كميت آن نيروها نيزمتناسب با كيفيت و مطلوبيت آن ها باشد.
3- مصالحه با شورشيان، مصالحه با طالبان نيز از زمره‌ي مواردي بود كه در نشست كابل مطرح گرديد و مورد تأييد واقع شد، اين تأييد در حالي صورت مي گيرد كه سابق بر اين مقام هاي آمريكا نسبت به مصالحه با طالبان سوي ظن داشتندو راه آقاي كرزي را منتهي به صلح نمي دانستند. اما از اوضاع چنين بر مي آيد كه مقام‌هاي امريكايي نيز به اين نتيجه رسيده اند كه بايد راه مذاكره هم چنان گشوده باشد اما مشكلي كه در راه مذاكره با طالبان قرار دارد، بايد مورد رازيابي، تحليل قرار گيرد و آن اين كه مذاكره با طالبان بدون حسن نيت و عمل صادقانه‌ي حكومت پاكستان ميسر نيست، بدون پاكستان و دست برداشتن آن كشور از همراهي و همكاري طالبان، صلح با طالبان هرگز تحقق نخواهد يافت، گرچه فرورفتن پاكستان در كام تروريزم برخي ها را مشعوف ساخته است كه حكومت پاكستان را بر سر عقل خواهد آوردكه با ديد جديد تري به طالبان بنگرند و پيش از اين باعث آزار افغان ها نشوند؛ وليكن ديدگاه هاي مطرح شده از جانب برخي صاحب نظران مي رساند كه ميان طالبان پاكستان و افغانستان تفكيك و تمايز وجود دارد و هر قدر وضعيت در پاكستان به وخامت گرايد بازهم از ميزان ناامني در افغانستان كاسته نخواهد گشت و سازمان استخبارات پاكستان هم چنان به كمك هاي خود دوام خواهد داد،‌بنابر اين صلح با طالبان بايد همراهي و همكاري جامعه بين المللي و حكومت پاكستان را با خود داشته باشد و بدون آن ها جريان صلح به نتيجه اي نخواهد رسيد.
4- مورد ديگري كه در نشست كابل روي آن درنگ صورت گرفت حمايت از برنامه ها بازسازي افغانستان است. دولت افغانستان با آن كه از توان و ظرفيت لازم در راه بازسازي برخوردار نبوده است، اما اين بار پيشنهاد كرد كه بايد پنجاه فيصد كمك از طريق بودجه توسعه اي افغانستان به مصرف برسد.
پرسش هاي فراواني در اين زمينه مطرح گشته است، نبود ظرفيت كافي، فساد در ادارات دولتي و نا امني در بسياري از مناطق افغانستان از چالش هاي عمده‌اي است، اما اگر اراده‌اي در كار باشد و دولت افغانستان با حسن نيت و دور از مواضع قومي، و مليتي به مردم خود را نزديك سازد، و مردم را پشتوانه‌ي حكومت بداند، بدون ترديد بسياري از كارها با مردم و پشتوانه‌ي آنها حل خواهد شد.
به هر حال همين كه كنفرانس كابل با اين وسعت و كيفيت در كابل برگزار گرديد و حكومت افغانستان آن را مديريت كرد يك حركت مثبت تلقي مي شود و اين اميدواري را ايجاد مي كند كه اگر اراده اي قوي در كار باشد و دولت مردان بخواهند، بسياري از ناممكن ها ممكن مي شود و افغانستان به سوي ثبات، آرامش و رفاه پيش خواهد رفت.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2987/
دلیل افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان چیست؟


دلیل افزایش کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان چیست؟
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


در حالی‏که دولت افغانستان و جامعه جهانی مبارزه شدیدي را علیه کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان آغاز کرده‏اند، اما با آن هم افغانستان از جمله کشورهایي است که بیشترین مواد مخدر را در جهان تولید می‏کند.
‏مقامات دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد در افغانستان می‏گویند، بر اساس سروی که در افغانستان انجام داده‏اند، در حال حاضر یک ميلیون افغان که عمر‏شان از 15 تا 65 سال است، معتاد به مواد مخدر هستند.
‏خانم سارا، عضو دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد در افغانستان با ابراز نگرانی از افزایش تعداد معتادین در كشور می‏گوید که در افغانستان برعلاوه مردان، زنان و اطفال نیز معتاد به مواد مخدر هستند.
‏خانم سارا اضافه کرد که باید توجهي جدی به خاطر تداوی معتادین در افغانستان صورت گیرد.
وی گفت: «‏دفتر یو،‏ان،‏دی،‏سی، یا دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد در افغانستان از اعتیاد مردم نگران شده و می‏گوید، اول باید در افغانستان برای تداوی معتادین مراکز ایجاد شود. مردم باید از اضرار مواد مخدر آگاه شوند و برای خانواده‏ها فهمانده شود که برای اطفال‏شان تریاک ندهند، چرا که برای آینده آن‏ها زیان‏آور است.»
اما ‏مقامات دولتي می‏گویند، نه تنها به خاطر تداوی معتادین در کشور اقدامات جدی صورت گرفته، بلکه مقامات پولیس مبارزه با مواد مخدر کشور یک‏جا با نیروهای خارجی، مبارزه جدی را علیه کشت و قاچاق مواد آغاز کرده‏اند. ‏اما کارشناسان می‏گویند که مبارزه با محو کشت و قاچاق مواد مخدر در كشور موثر نبوده، زیرا هیچ نتیجه قناعت‏بخشي در کاهش مواد مخدر در کشور رونما نشده است.
‏با آن‏که برخی از مناطق افغانستان به خصوص مناطقی در جنوب کشور به مرکز تولید مواد مخدر مبدل گشته است، اما مقامات می‏گویند که افغان‏ها صرف از سه درصد مفاد به دست آمده از مواد مخدر استفاده می‏کنند و بخش اعظم مفاد به جیب مافیای مواد مخدر می‏ریزد.
‏زلمی افضلی، سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر می‏گوید که در تولید و کشت مواد مخدر در افغانستان، مافیای بین‏المللی دست دارد و باید جامعه جهانی در اين زمینه با دولت افغانستان همکاری جدی داشته باشند.
‏به گفته سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر، تولید مواد مخدر در ولایت هلمند به اين خاطر زیاد است که در بیرون از کشور تقاضا برای مواد مخدر بیشتر است.
وی هم‏چنان گفت که کشورهای مختلف جهان روند مبارزه با مواد مخدر را صرف به گردن ایالات متحده و بریتانیا انداخته‏اند و دیگران با این روند همکاری نمی‏کنند، در حالی که باید کشورهای دیگر نیز برای جلوگیری از کشت کوکنار و تولید مواد مخدر نیز کمک کنند.
وی در ادامه گفت: «‏مافیای بین‏المللی بسیار قوی است، برای از بین بردن مافیای بین‏المللی باید یک قوای بین‏المللی باشد، چرا که مبارزه علیه مافیای بین‏المللی تنها کار ایالات متحده امریکا، انگلستان و حکومت افغانستان نیست و مبارزه با آن هم یک مبارزه منطقوی نبوده، بلکه یک مبارزه بین‏المللی می‏باشد. هر وقت که جهانیان به این فکر شدند و به ما کمک کردند، در ظرف دو سال این مشکل از بین خواهد رفت.»
‏اين در حالي است كه در زمینه مبارزه با مواد مخدر در افغانستان، صرف وزارت مبارزه با مواد مخدر نقش ندارد، بلکه وزارت داخله نیز در این راستا نقش برجسته‏ای دارد.
‏زمری بشری، سخنگوی وزارت داخله می‏ گوید که پولیس نیز در همکاری با مردم، این روند را به پیش می‏برد و امسال در این جریان، ده تن از افراد پولیس در مبارزه با مواد مخدر جان خود را از دست داده‏اند.
‏اما سخنگوی وزارت داخله گفت که با وجود مشکلات، دست‏آورد‏هایب نیز در زمینه مبارزه با مواد مخدر وجود داشته است.
بشری در ادامه گفت: «در این راستا از آغاز سال الی اکنون، پولیس مبارزه با مواد مخدر شاهد دست‏آورد های بزرگي بوده است. تنها در یک عملیات 5700 کیلوگرام هیروین را از ولسوالی دیشوي ولایت هلمند، کشف، ضبط و از بین بردند. در پهلوی این، از آغاز سال تا حالا، 57194 کیلوگرام مواد مخدر مختلف‏النوع را از ولایات مختلف کشور پولیس مبارزه با مواد مخدر کشف و ضبط کرده است. در سه ماه گذشته، 399 تن از افرادی‏که در قاچاق مواد مخدر دست داشتند، توسط پولیس دستگیر شده و به مراجع مربوط سپرده شده‏اند.»
‏وزارت مبارزه با مواد مخدر نیز می‏گوید که کمک کشورهای مختلف در این راستا بسیار ضروری است.
به گفته زلمی افضلی، این وزارت برای پیشبرد برنامه‏های خود، سالانه به یک تا دو ميلیارد دالر امریکایی نیاز دارد.
اما شماری از دهقانان ولایت قندهار می‏گویند که دولت در زمینه تخریب کشتزارهای کوکنار و کمک به دهقانان از روشي دوگانه استفاده می‏کند.
دو تن از دهقانان در اين مورد گفتند: «‏تریاک را به اين خاطر کشت می‏کنم که مجبور استم. از 20 سال بدین‏سو تریاک کشت می‏کنم. اگر برای ما کمک شود، ما تریاک کشت نمی‏کنیم.»
‏«‏اسم من حاجی سردار محمد است. من گندم و تریاک کشت کردم، ولی تریاک را که کشت کرده بودم، حکومت از بین برد. حالا گذاره برای ما بسیار سخت است، به خاطری‏که یک افغانی هم از طرف دولت کمک برای دهاقین صورت نگرفته است. کمک آمده بود، اما مقامات بین خود تقسیم کردند. دهقانان از دولت این خواهش را دارند که اگر برای آن‏ها کمک صورت بگیرد، آن‏ها تریاک زرع نمی‏نمایند.»
‏اما مقامات دولتي می‏گویند که آنان روند مبارزه با مواد مخدر را با جدیت ادامه می‏دهند و در این راستا هیچ استثنایي وجود ندارد.
‏به گفته آنان، روز به روز بر ‏تعداد افغان‏های معتاد افزوده می‏شود و مواد مخدر به یکی از اساسی‏ترین منابع تمویل‏کننده مخالفین مبدل گشته و باید در این راستا گام‏های جدی برداشته شود.
‏مقامات وزارت مبارزه با مواد مخدر می‏گویند که در نظر دارند در هفت زون کشور، کلنیک‏های صحی را با هدف تداوی معتادین مواد مخدر ایجاد کنند. ‏در عین حال از تلاش‏های بیشتر با هدف صفر ساختن کشت کوکنار در ولایات نیز سخن زده می‏شود و انتظار می‏رود امسال 23 ولایت افغانستان از کشت کوکنار عاری شوند.
‏انتقاد‏هایي نیز وجود دارد که نیروهای پولیس مبارزه با مواد مخدر تجهیزات زیادي در راستای مبارزه با مواد مخدر در اختیار ندارند و به گفته کارشناسان، این چیزی است که باید به آن توجه شود.

منبع: راديو آزادي


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2986/
اربكي سازي و ساختار جامعه‌ي موزائيكي


اربكي سازي و ساختار جامعه‌ي موزائيكي
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


ساختار اجتماعي جامعه ي افغانستان، ساختار موزائيكي است؛ ويژگي ساختار موزائيكي شكننده بودن آنست، ممكن است، هر ضربه اآن سازه را درهم شكند و اين بافت برهم بريزد.
جوامعي كه بر اثر تكامل تدريجي، در يك بستر و زمينه ي فرهنگي رشدكرده اندو دوران شكنندگي را طي نموده و ميان بافت هاي آن رابطه اي محكم و مستحكم ايجاد شده است، منافع اقتصادي و روابط فرهنگي به نحوي ارتباط وثيق و دامنه دار و دوام داري ايجاد نموده و منافع و منابع اقتصادي مشترك پيمان ها و پيوندهاي وثيقي بوجود آورده است ؛اين گونه جوامع از دوام و استحكام فوق العاده برخوردار است كه هر ضربه ي سنگين و سهمگيني نمي تواند آن را از هم فروپاشد وميزان ضربه پذيري آن جامعه نيز چنانست كه نه عوامل داخلي و نه هم فشار خارجي برآنان اثر گذار نمي باشد؛ اما در جامعه ي افغانستان نه پيوندي اقتصادي وجود دارد و نه پيمان فرهنگي؛ علاوه بر آن ها عوامل گسست دهنده بسي افزون تر از عوامل پيوند دهنده است.
همان گونه كه اشارت رفت عوامل گوناگون درايجاد پيوندها وپيمان هاي اجتماعي وجود دارد ؛ اما در افغانستان فقط يك عامل است كه باعث پيوند جامعه ي موزائيكي افغانستان به هم ديگر شده است آنهم سازمان حكومت است. تا مدت ها بدين سو حكومت ها با زور واجبار ي كه به كار مي بردند اين پيوند هارا به صورنت ميكانيكي بوجود آورده بودند و مجال اظهار نظر وتبارز به كسي نمي دادند وليكن اآن تمركز براي آن نبود كه به تدريج جماعات به جامعه تبديل شود واين ساختار موزائيكي را به هم پيوند دهد ودر دوام و استحكام آن را تامين وتضمين كند ويا حد اقل بخش عمده اي از گسست ها را جبران كند و عوامل بازدارنده جامعه شدن را از سر راه بردارد.
تزاحم و تضاد جايش را به تلايم وتفاهم بسپارد؛ اما ديده شده است كه دولت هاي گذشته ي افغانستان وهم چنن دولت كنوني و نهادهاي قدرت خارج از حكومت در جهت ايجاد همبستگي ملي و پيوندهاي مليتي نبوده اند، و هر كدام منافع خويش را در گسست هاي اجتماعي تعريف كرده اند لذا هيچ گاه تلاش نورزيده اند كه شكاف ها كم تر و كوچك تر شود بلكه برعكس در تعميق شكاف ها بيش ترعمل كرده اند ، لذادر افغانستان گسست پذيري بيش از هم پذيري اجتماعي مي باشد بررغم گذشت حدود ده سال از حكومت جديد ومطرح شدن شعار هاي جديد از سوي مجامع جهاني ودولت افغانستان ؛ چامعه اي ما هنوز ضربه پذير، وشكننده است ومي تواند كوچكترين حركتي اين گسست هارا بيشتر از پيش تشديد كند وهمين رابطه اي نيم بند نيز از هم بگسلد، حال كه دولت افغانستان تنها پيوند دهنده اي اين جماعات گوناگون است، حركت هاي حكومت بايد داراي آزمودگي وسنجش گري فراوان باشد و هرحركتي ممكن است فاجعه اي را بوجود آورد كه جمع كردن آن كاري دشوار و وغير ممكن باشد يكي از عوامل تشديد كننده اي بحران اجتماعي ،ايجاد مليشه سازي براي مقابله با نا امني و ناآرامي است.
دولت افغانستان، جامعه ي جهاني و نيز مردم افغانستان مي دانند كه تنها مردمي كه در اين كشور سلاح بر گرفته اند و به جان خود و ديگران افتاده اندوبر سواد و دانش و فرهنگ گذشته و حال اين سر زمين نامردانه و نابخردانه مي تازند متعلق به يك قوم است، وقتي به قدرت تكيه زدند چنان زشت و نابخردانه عمل كردندكه به تعبير عوام به هيچ كس دلي خوش نگذاشتند ، در برابر شورش و عصيانگري و تخريب كاري آنان چه كسي مي تواند مقابله كند و چه كسي حاضر است كه در برابر آنان بيايستد و از كانون و كيان افغانستان به دفاع پردازد؟ بي‌شك يك پشتون در برابر پشتون نخواهد ايستاد، ديده شده است كه از يك طالب تخريب كار و ويرانگر و تروريست يك تحصيل كرده و دانشگاه رفته و به اصطلاح روشنفكر پشتون دفاع كرده است، نه از آن جهت كه عمل او مورد تأييد آن فرد قرار داشته فقط از اين جهت كه يك پشتون بوده و با زبان پشتو سخن مي گفته است و خود را به يكي از خاندان پشتون منصوب مي كرده است.
امروز اگر در مناطق پشتون نشين طالبان توليد مي شود نه از آن جهت است كه طالبان در آن جا فعاليت هاي فكري مي كنند و تفكر ديني آن ها مورد قبول مردم قرار گرفته و يا طالبان خدماتي را ارائه مي دهند كه ديگران نمي توانند ارائه دهند بلكه از اين جهت است كه طالبان با زبان پشتو سخن مي گويند و از قوم همان مردم اند لذا اربكي سازي بر دو عامل عمده مي تواند استوار باشد كه هردو كاهش خشونت و تروريست را به دنبال نخواهد داشت.
يا اربكي سازي از اقوام طالبان و هم زبان و هم فرهنگ آنانست كه در اين صورت با طالبان نخواهند جنگيد چه بسا باعث تقويت طالبان خواهد شد و حتا پيش بيني مي شود كه در صورت مسلح شدن هم زبانان طالبان جبهه ي طالبان پررنگ ورونق خواهد شد كه به نفع دولت مر كزي و آينده اي افغانستان نيزنيست، در اين صورت هر ميل اسلحه با هر فير مرمي كه توزيع مي شود سبب كشته شدن فرزندان مردم اين كشور مي شود كه در اردوي ملي افغانستان حضور دارند و سرگرم مبارزه آن گروه وحشي هستند.
دوم اين كه ممكن است اربكي ها از اقوام غير پشتون باشند و براي دفاع ازقريه وقشلاق خود اسلحه بدوش گيرند، اين امر هم براي پشتون ها حساسيت برانگيز است و واكنش هايي كه برخواهد انگيخت باعث تشديدوخامت اوضاع خواهد شد و هم عصبيت هاي قومي و حس انتقام جويي را‍ در ميان غير پشتون ها برخواهد انگيخت و در نتيجه حوادث حكومت نجيب تكرار خواهد گرديد.
لذا بر دولت افغانستان است كه با درك درست از وضعيت اجتماعي افغانستان و هم با درك وجود تعصبات گوناگون عمل كندوعملي مرتكب نشود كه روزي نتواند از عهده ي جمع كردن آن بيرون ايد، اگر قواي خارجي و نيروهاي بين المللي اصرار دارند كه اربكي سازي انجام بگيرد بايد دولت افغانستان بنابر ماهيت و تعريف خويش حد اكثر كوشش كند كه از تشكيل مليشه سازي جلوگيري به عمل آيد در صورت اصرار و ابرام خارجي ها با يد سازوكارهايي فراهم شود، كه آن نيرو از كنترول خارج نشوند.
دوم اين كه به سوي اهدافي كه مورد نظر است سوق داده شوند سوم ؛اين كه حساسيت هاي موجود در كشور بايد مدنظر قرار گيرد.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2985/
برگهايي از تاريخ: انقلاب اسلامي را به بيراهه كشانيدند، بخش 58


برگهايي از تاريخ: انقلاب اسلامي را به بيراهه كشانيدند، بخش 58
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


8- اختلافات و كشمكش ها به صورت ويژه ميان احزاب بر اساس عنوان حزبي و تشكيلات خاص سياسي نيز وجود داشت.
بيشترين جنگ ها و كشت و خون در زمان جهاد از نوع جنگ بين احزاب جهادي بود كه بيشترين بدبختي ها را بر ملت، تحميل كردند. جنگ ميان جمعيت اسلامي و حزب اسلامي، حزب اسلامي و حركت انقلاب اسلامي، سازمان نصر و حركت اسلامي در تمام طول جهاد ادامه يافت و هيچگاهي پايان نپذيرفت. بطور نمونه جنگ ميان جمعيت اسلامي و حزب اسلامي در پروان و غوربند و صفحات شمال.
جنگ ميان حركت انقلاب و حزب اسلامي در ولايت ميدان و هلمند، جنگ ميان حركت اسلامي و سازمان نصر در بهسود، سمنگان، دره صوف و چهاركنت ولايت بلخ و فراري دادن رهبران نصر از چهاركنت و جنگ شوراي اتفاق و سازمان نصر و سپاه پاسداران و شكست شوراي اتفاق از مناطق مركزي و اسارت خانواده‌ي آيت الله بهشتي كه به شكل فجيع صورت گرفت.
در جنوب و شرق افغانستان نيز جنگ هاي حزبي به همين منوال ادامه داشت و تلفات انساني اين جنگ ها بيشتر از تلفات جنگ با روس ها بودند. بعضاً مهم ترين فرماندهان و اشخاص بلندپايه احزاب درين جنگ ها كشته مي شدند و يا طي يك سوء قصد كمين به قتل مي رسيدند.
در 18 سرطان 1368 عده اي از قوماندانان جمعيت اسلامي كه از گردهمايي شوراي نظار بر مي گشتند در تنگي فرخار ولايت تخار توسط سيد جمال فرمانده ي حزب اسلامي حكمتيار در يك كمين كشته شدند. اين بزرگترين قتل فرماندهان بصورت جمعي در طول جهاد بود. بعداً آمر مسعود قرار گاه سيد جمال را مورد حمله قرارداده و ساحه را از اشغال حزب اسلامي آزاد نمود و سيد جمال را دستگير كردند. سيد جمال در 3 جدي 1368 در محاكمه‌ي كه توسط آمر مسعود ترتيب داده شده بود اعدام گرديد.
در جنوب نيز داستان شمال ادامه داشت و در هلمند حزب اسلامي و حركت انقلاب اسلامي به فرماندهي ملا نسيم آخوندزاده جنگ خونيني داشتند و طي دشمني هايي كه در همين سلسله وجود داشت ملانيسم آخوندزاده در پشاور در يك سوء قصد كشته شده و قتل آن بدوش حزب اسلامي انداخته شد.
سيد ابراهيم شاه حسيني فرمانده ي مشهور حركت اسلامي در پروان و شمالي خان فرمانده ي محاذ ملي در ننگرهار نيز در جريان سوء قصدها و درگيري هاي داخلي كشته شدند.
در مراحل بعدي اختلاف و چند دستگي و جنگ هاي ذات البيني در صفوف مجاهدين تنها مشكلات فراروي آنها نبود. خروج زودهنگام ارتش سرخ و به تعقيب آن فروپاشي اتحاد شوروي و آمدن اصلاحات وسيع در حكومت دكتر نجيب الله، قطع كمك هاي امريكا به مجاهدين و متكي شدن بيش از اندازه ي آنها به پاكستان و نبودن يك كادر علمي داراي بينش سياسي عميق و برنامه ي درازمدت چالش هايي بود كه مجاهدين را در مخمسه انداخته و ناكارآمد ساخته بودند.
موازي به اصلاحات در اتحاد شوروي در كابل نيز اصلاحاتي وسيع در حال اجرا بود.
دكتر نجيب واقعاً با گذشته وداع كرده و بهتر بود سران جهادي «اگر اختيار و استقلال مي داشتند كه نداشتند!» اصلاحات حكومت كابل را جدي مي گرفتند و با تشكيل حكومت وحدت ملي به زخم چندين سالة كشور مرهم مي گذاشتند و اين تراژيدي غم انگيز را خاتمه مي دادند. نجيب به مذاكره و تفاهم روي آورده طرح آشتي ملي و ديالوگ بين الافغاني و حكومت با پايه هاي وسيع را پيشنهاد نمود و حكومت آمادگي سازش با مجاهدين را داشت و شعارهاي تند عليه مجاهدين را كنار گذاشته بود.
مجاهدين از زبان رژيم دكتر نجيب الله بنام برادران هموطن ياد مي شدند. در سال 1365 لوي جرگه يا شوراي بزرگ افغان ها تدوير گرديد و در سال 1366 باز لوي جرگه داير شد تا اينكه در سال 1367 قانون اساسي جديد به تصويب رسيد كه در آن دين رسمي افغانستان اسلام قيد شده بود و در پرچم افغانستان تغييرات آمده و نام دولت از جمهوري دموكراتيك خلق افغانستان به جمهوري افغانستان تبديل شده بود.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2984/
روابط سیاسی ایران و افغانستان از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش دهم


روابط سیاسی ایران و افغانستان از کودتای ثور تا پایان قرن بیستم، بخش دهم
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


دومین اجلاس شیعیان افغانستان
دومین اجلاس شیعیان افغانستان به روز 11 حوت 1369 یعنی درست یکسال بعد از اجلاس اولی در هوتل استقلال در تهران گشایش یافت.
دفتر خاص وزارت امور خارجهء ایران در امور افغانستان طی اعلامیه ئی خبر داد که رهبران گروههای مجاهدین شیعهء افغانستان، نمایندگان گروههای شیعی افغانی مقیم ایران وپاکستان وپانزده کشور جهان، شخصیت های برجستهء دیگر از کشورهای لبنان، هند وکشورهای اروپائی شرکت داشتند.
در جلسه افتتاحیهء مجمع، بعد از سخنان کوتاه آقای نجفی مشاور وزیر خارجهء ایران در امور افغانستان، هاشمی لولنجی در مقام سکرتریت جلسه از ایفای نقش جمهوری اسلامی ایران ومقام رهبری ایران در ایجاد وحدت تشکر نمود وگفت: «جامعهء تشیع یک جامعهء واحد امامیه است وحزب وحدت اسلامی افغانستان مشروعیت خود را از ولایت فقیه دارد.»
بعد از سخنان حجت الاسلام ابراهیمی نمایندهء آیت الله خامنه ئی در امور افغانستان، پیام هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور ایران توسط آقای(معیری) مشاور سیاسی رئیس جمهور قرائت شد. در بخش های از پیام چنین آمده بود:
«جهاد افغانستان وپیروزی مردم مسلمان ومظلوم افغانستان در بیرون راندن ابر قدرت شرق یکی دیگر از مظاهر قدرت وصلاحیت نیروی اسلامی است ومیرود که این حرکت سیاسی نظامی مردم افغانستان، دومین کشور تحت حاکمیت اسلام را در تاریخ معاصر ثبت نماید.
رئیس جمهور ایران در ادامهء پیام خود بر آورده شدن این آرمان را به بر آورده شدن وحدت نظری وعملی بین کلیه نیروها از یکسو و داشتن طرح وبرنامهء جامع مبتنی بر واقعیت های جامعهء افغانی وجهان معاصر، ارائهء یک دیپلوماسی متحرک وهمزمان با آن در اجرا در آوردن برنامه های عمرانی وبازسازی در سرزمین جنگ زدهء افغانستان مرتبط دانست. رئیس جمهور ایران بر تساوی حقوق همه اقشار وملیت ها ومشارکت تمام مردم اعم از زن ومرد به طور عادلانه در آیندهء افغانستان تأکید نموده گفت:
(... جمهوری اسلامی ایران خواهان افغانستان اسلامی، مستقل وغیر متعهد است وبرای تحقق خواسته های مردم مسلمان افغانستان نهایت کوشش را به عمل می آورد...)
بعد از قرائت پیام رئیس جمهور ایران، سخنگوی حزب وحدت اسلامی آقای مرتضوی گفت: (... مسایل منطقه نشان داد که اگر ما متحد نشویم چگونه دشمنان عده ئی از ما را علیه دیگر بسیج می کنند وبا بخشی از امکانات واستعدادهای ما، سایر استعداد ها وامکانات ما را از بین می برند... امریکا نمی خواهد در کنار ایران، در افغانستان یک حکومت اسلامی بر سر کار آید و اگر لحظه ئی غفلت نمائیم کسانی را که سالها تربیت کرده اند برما تحمیل خواهند نمود ...)
قطعنامهء این اجلاس بر خلاف اجلاس اول در سال گذشته طول وتفصیل نداشت وعمدتاً برمحکوم نمودن دخالت ابرقدرت ها در امور داخلی افغانستان، حق تعیین سرنوشت به مردم افغانستان غیر قانونی بودن رژیم کابل، تأکید برموجودیت (حزب وحدت اسلامی) به عنوان تنها نمایندهء قانونی ومشروع شیعیان افغانستان، تشکیل حکومت اسلامی مستقل وغیر متعهد ومتکی بر ارادهء مردم افغانستان از طریق انتخابات آزاد، وجود احزاب متعدد با خط مشی های متفاوت به عنوان یک مشکل، زیاده طلبی بعضی از سران تنظیم ها، خطر نفوذ وهابیت در جهاد و وجود نفاق درمیان نیروهای جهادی تأکید داشت.
دومین نشست (مجمع شیعیان افغانستان) برخلاف اجلاس اول، بدون حضور نمایندگانی از گروههای مستقر در پشاور وحتی بعضی از چهره های شناخته شده ائتلاف نه گانه تشکیل شد. تأکید برموقف (حزب وحدت اسلامی) به عنوان یگانه نمایندهء شیعیان افغانستان، نشان از نگرانی در مورد تضعیف این حزب داشت؛ زیرا بعضی از تنظیم های شیعهء مستقر در ایران دفاتری در پاکستان نیز دایر کرده بودند که می خواستند به ایران نشان دهند که توان در پیش گرفتن راه مستقل را نیز دارند. تلاش در جهت انحلال حرکت اسلامی به رهبری شیخ محمدآصف محسنی وادغام آن در حزب وحدت، هرچند در سطح رسانه های خبری مطرح گردید ولی از طرف رهبری این حزب در پاکستان رد شد.
سومین مجمع شیعیان افغانستان
در اوایل حوت 1370 اجلاس سوم در حالی دایر گردید که رژیم نجیب در آستانهء سقوط قرار داشت. شرکت کنندگان درین اجلاس باجوش وخروش زیاد ولحن ستیزه جویانه سخنانی بر زبان راندند که نشان میداد حزب وحدت در صورت سقوط رژیم نجیب راه توسل به زور را برای رسیدن به اهداف خویش برگزیده است. روزنامهء (سلام) روز 3/12/70 گزارش روز دوم این اجلاس را چنین منعکس نمود:
در دومین روز این اجلاس حجت الاسلام ابراهیمی نمایندهء مقام معظم رهبری شرکت داشت. شفق به عنوان سخنگوی حزب وحدت اسلامی گفت: ما از حکومت های صد سالهء اخیر در افغانستان جز جنگ قومی و مذهبی میراث دیگری نداشته ایم واستکبار جهانی مردم را به نام مذهب، قوم ونژاد در مقابل هم قرار داده اند.
آقای بحر گفت:
چرا دنیا از این مجمع هراس دارد؟ دلیلش اینست که شیعیان حدود چهارده سال به طور مستمر علیه اتحاد شوروی سابق مبارزه کرده اند ونهایتاً آنها را شکست داده اند و حالا می خواهند حکومت اسلامی تشکیل دهند. آنها از این امر می ترسند.
غرجستانی گفت:
«شیعهء افغانستان می خواهد محور همه ملیت ها قرار گیرد وخواستار وحدت همه گروههاست.»
مصطفوی ضمن تشکر از ایران گفت: «سیاست تشکیلاتی حزب وحدت اسلامی افغانستان با جمهوری اسلامی ایران تفکیک ناپذیر است.»
داکتر همام گفت: «شیعه نه تنها امروز بلکه در طول تاریخ افغانستان مورد ظلم وستم واقع شده وحقوقش نادیده گرفته شده است.»
لحن ستیزه جویانه ئی که بوی جنگ مذهبی از آن به مشام می رسید از دید هیچکس پنهان نماند وچون نوبت سخن به علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجهء ایران رسید از آنجا که چنین موضع تند را به نفع تشیع در افغانستان نمی دانست توصیه نمود که شیعیان افغانستان خواست های خویش را نه در قالب«مذهب» بلکه در چهارچوب حقوق ملیت ها مطرح سازند.
ولایتی و در مجموع مقامات ایران درک می کردند که اگر خواست حقوق شیعیان درچهارچوب مذهب مطرح گردد، در تنش مذهبی که ایجاد خواهد شد آنها در برابر همهء اقوام دیگر افغانستان قرار خواهند گرفت اما از آنجا که بخش عظیمی از شیعیان افغانستان را هزاره ها تشکیل میدهند در صورتیکه مسئلهء حقوق ملیت ها مطرح گردد، همسوئی با سایر ملیت های غیر پشتون آنان را در موضع قوی تر خواهد داد. در صورتیکه جنگی واقع گردد از گرایش قومی بهتر می توان بهره گرفت.
نامهء داکترنجیب به هاشمی رفسنجانی
در حالیکه ایران می خواست کمک وهمکاری با رژیم نجیب را به شکل غیر علنی انکشاف دهد، عکس العمل مقامات ایرانی در برابر کودتای نافرجام حوت 68 این امیدواری را در کابل خلق کرد که میتوان ایران را به حمایت علنی تر از رژیم نجیب تشویق نمود در حالیکه در عمل نیروهای قدرتمندی در داخل رژیم جمهوری اسلامی در ایران هرگز چنین اجازه ای را نمیدادند که این روابط شکل علنی به خود گیرد. زیرا مجاهدین در سطح بین المللی از نفوذ زیادی برخوردار بودند وچنین کاری به حیثیت ایران درمیان نهضت های آزادیبخش لطمهء شدید وارد می نمود ولی با وجود چنین موانع (که حتماً از دید داکتر نجیب الله پنهان نبود) او نامه ئی به شرح ذیل عنوانی هاشمی رفسنجانی فرستاد.
بسم الله الرحمن الرحیم
جلالتمآب حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر هاشمی رفسنجانی
برادر محترم!
مقدم بر همه اجازه دهید تمنیات نیک و آرزوهای صمیمانهء مردم مسلمان جمهوری افغانستان وشخص خویش را به جلالتمآب شما ومردم برادر جمهوری اسلامی ایران ابراز بدارم.
طوریکه شما مطلع هستید قرار است کنفرانس نوبتی وزاری خارجهء سازمان کنفرانس اسلامی در ماه می 1990 در قاهره تدویر یابد.
مدت بیشتر از یکسال از تدویر هژدهمین کنفرانس اسلامی منعقدهء ریاض سپری میگردد که در طی آن، بنابر فشار واغراض سیاسی کشورها وحلقات معین، کرسی افغانستان به (مجاهدین افغانستان) تفویض گردید. حقایق و انکشافات بعدی کاملاً مبرهن ساخت که چنین تصمیم عجولانه وغیر واقعبینانه نه تنها به موازین واهداف والای کنفرانس اسلامی منافات کامل داشت بلکه همچنان با واقعیت های عینی جامعهء افغانی نیز در تباین آشکار قرار داشته وبا روند عمومی پروسهء جهانی که خواهان تقویت صلح، دیانت وحل منازعات از طریق وسایل سیاسی وصلح آمیز می باشد. درمنافات قرار دارد.
تفویض کرسی افغانستان به مجاهدین وشناخت عجولانهء حکومت به اصطلاح مؤقت توسط عدهء اندکی از کشورها که اکنون به هیچوجه ندامت خویش را در زمینه پنهان نمیتواند، نتوانست کوچکترین اثری را برتأمین صلح وامن در افغانستان مطابق خواست مسلمانان مستضعف کشورما وارد نماید.
جمهوری اسلامی افغانستان با پیروی واحترام به اساسات دین مبین اسلام وبا اعلام وتحقق مشی مصالحهء ملی، گام های عملی ایرا در جهت قطع سریع جنگ برادر کشی وایجاد تفاهم وآشتی میان برادران مسلمان ما برداشته وبه خصوص پس از عودت کامل قوای شوروی در 15 فبروری 1989 بادفاع مستقلانه از استقلال، حاکمیت ملی وتمامیت ارضی جمهوری افغانستان، پیشنهادات مشخص وابتکاری را در جهت تأمین صلح در افغانستان مطرح نموده است.
این پیشنهادات مبتنی براعلام آتش بس، انعقاد کنفرانس سراسری صلح، تصویب قانون اساسی، تدویر انتخابات همگانی، تشکیل حکومت ائتلافی دارای پایه های وسیع وهمچنان تدویر کنفرانس بین المللی جهت تثبیت موقف بیطرفی وغیر نظامی ساختن افغانستان می باشد.
این طرح های صلح آمیز با منافع ملی و وطنی مردم افغانستان واساسات دین مبین اسلام که مسلمانان را به (إنما المؤمنون اخوه فأصلحو بین اخویکم) فرا می خواند، انطباق کامل دارد.
جلالتمآب محترم:
دول، محافل وحلقات وسیع سیاسی، اجتماعی جهان از مساعی صادقانه وصلح آمیز جمهوری افغانستان وتطبیق کامل روحیه وموازات موافقتنامه های ژینو از طرف افغانستان به گرمی استقبال نمودند.
قطعنامه های نهمین اجلاس کنفرانس دول یا سران حکومت جنبش عدم انسلاک منعقدهء بلگراد وچهل وسومین وچهل وچهارمین اجلاس اسامبلهء عمومی سازمان ملل متحد که به اتفاق آراء شرکت کنندگان تصویب گردید، گواه بارز این امر است.
جمهوری افغانستان درین مرحلهء حساس وسرنوشت ساز تاریخ کشور از جلالتمآب شما می طلبد تا در امر اعادهء کرسی افغانستان به جمهوری افغانستان که حق مشروع آن می باشد ما را یاری رسانید.
جمهوری افغانستان با وفاداری کامل به اهداف و آرمانهای شریفانه سازمان کنفرانس اسلامی خواهان آنست تا آن سازمان با اعتبار وبا پرستیژ، نقش مثبتی را مانند سازمان ملل متحد وجنبش عدم انسلاک در جهت ایجاد تفاهم ودیالوگ میان تمام طرفین مخاصمه در افغانستان ایفا نماید. البته بالنوبه ما از هیچ نوع مساعی وتلاش در جهت انجام پیروزمند فعالیت های سازمان کنفرانس اسلامی درجهت رهائی افغانستان از فاجعه وعواقب ناگوار جنگ، خونریزی وبرادر کشی که بدون شک به ارتقای موثریت وکارائی سازمان خواهد انجامید دریغ نمی ورزیم.
با استفاده از فرصت احترامات برادرانهء خویش را بار دیگر تجدید میدارم.
بااحترام
نجیب الله
رئیس جمهور افغانستان(20)
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2983/
دو راه تقاطع اسلام و ليبراليسم، بخش 23


دو راه تقاطع اسلام و ليبراليسم، بخش 23
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


اصل تقاطع
از آنچه كه گفته شد شايد چنين پنداشته شود كه نمي‌توان به رو در رو قرار داشتن ليبراليسم و اسلام، صحه گذاشت اما شايد هم چنين نباشد. در پايان آنچه كه نگاشته آمديم مي‌شود به امور ذيل توجه كرد تا اصل تقاطع و به عبارتي ديگر رويارويي واقعي ميان دو راه را بدست آورد.
يك، همان طوري كه آزادي و فلسفه‌اي آن مرهون وضعيت به وجود آمدة بعد از رنسانس در غرب است، اسلام بعنوان يك دين بزرگ و داراي ارزش‌هاي مشخص و تعريف شده در قرن هفت ميلادي در جهان نيز شبيه به رنسانس عمل كرده است. وضعيت بشريت قبل از اسلام هيچ گاهي خوبتر از وضعيت مردم در غرب قبل از رنسانس نبوده است و نظام قدرت امپراطورهاي دو طرف شبه جزيره‌اي عرب، نيز كمتر از استبداد شاهان اروپا جمع كليسا، پيش از انقلاب فرانسه وجود نداشته است.
به همين لحاظ مي‌توان آمدن اسلام را به چشم رنسانس جهاني ديد و از بعثت بعنوان رنسانس اسلامي ياد كرد. لازمه‌اي اين امر آن خواهد بود كه اسلام مثل روشنگري در اروپا به تمام زواياي زندگي انسان سر زده باشد و به آن پرداخته باشد اين امر داوري پيرامون اسلام را از قضاوت پيرامون ديگر اديان مجزا مي‌سازد.
دو، رنسانس در غرب به تدريج ابعاد مختلف زندگي انسان را در نورديد و از ارايه‌ي طرح آزادي‌هاي سياسي آغاز نمود و نهايتاً تا امروز ادامه يافت راهكارهاي متعددي سياسي، اقتصادي و اجتماعي حتي اخلاقي پيش رو قرار داد. اين شكل تدريجي را مي‌توان معلول درك نيازهاي انسان از جانب دانشمندان و روشنفكران، دانست كه نشان دهنده‌ي خصيصه‌اي يك راه حل انساني (از جانب انسان) مي‌باشد. اما اسلام به لحاظ الهي بودن و زبان وحياني خويش تمام طرح‌هاي خويش را يكباره و به شكل قاطع ارايه كرد و به تمام ناهنجاري‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي و اخلاقي قبل از خود، پشت نمود و يك انقلاب را در تمام ابعاد رهبري كرد. روي همين ملحوظ است ارزش‌هاي انساني كه امروز در كشورهاي مختلف غربي وجود دارند، قبل از آنكه جهاني شده اند محلي بوده اند و براي نجات مردم يك كشور مشخص طرح گرديده بودند، اما در اسلام چنين يك امري پيش نيامده است و از همان آغاز تاكيد بر ارزش‌هاي اسلامي و انساني براي همه صورت گرفته است.
سه، خصوصيت ديگر اين امر آن است كه طرح اسلامي بجاي آنكه نياز به تكميل خويش را احساس نمايد نياز به تفسير خويش را تبارز داد. روي همين امر است كه مدعيان نبوت، بعد از اسلام هيچ گاهي نتوانستند جايي براي خود باز نمايند و به عنوان مسلمان شناخته شوند.
اما طرح ليبرال، به مرور زمان به وضعيت امروزي خويش رسيد و هنوز دارد پيش مي‌رود. پس گفته مي‌توانيم اسلام در يك جبهه يعني تفسير متون و تحليل واقعيت‌هاي جاري هميشه درگير بوده است.
اما ليبرال دموكراسي در دو جبهه تكميل و تفسير، درگيري داشته است. اين امر خود تفاوت پيرامون هر دو طرح را مي‌رساند. به همين ملحوظ براي مطالعه‌اي تيوري‌هاي نظام ليبرال دموكراسي به سراغ دانشمندان مختلف اين عرصه رفت. اما براي مطالعه‌اي طرح اسلامي به سوي قرآن و سنت پيامبر اسلام بايد ديد نه دانشمندان مسلمان. نوشته‌هاي آنها در حد تفسير مي‌تواند باشد نه در حد متن. پس ما به اين نتيجه دست مي‌يابيم كه اسلام شيوة برخورد متفاوت مي‌خواهد نسبت به نظام‌هاي وضعي.
چهار، پيامد منطقي يك دست بودن اسلام آن خواهد بود كه ما نمي‌توانيم با نظام سياسي اسلامي اخلاق غير اسلامي داشته باشيم قسمي كه داشتن اقتصاد اسلامي با نظام سياسي غير اسلامي ممكن نمي‌باشد به اين معني كه اسلامي نمي‌باشد. آنچه كه تا هنوز در نتيجه‌اي استفاده از قوانين حقوقي غير اسلامي در كشورهاي مسلمان و در كنار اخلاق و بعضاً رويه‌هاي اجتماعي اسلامي، ديده شده است جز از سردرگمي و هرج و مرج چيزي ديگري نبوده است. به لحاظ اينكه اين انتخاب تلفيقي در موارد مختلفي به تناقض و تضاد منجر گرديده است. واقعيت بسيار تلخي را كه اين امر برجسته مي‌سازد همان انداختن بار مسؤوليت اين بحران است بدوش اسلام. گاهي كه اسلام عامل عقب افتادگي مسلمانان شناخته مي‌شود، نيز از همين آبخور آب مي‌خورد.
پنج، آنچه كه روشن است اين است كه مي‌توان ملتي را مسلمان دانست اما نظام‌ سياسي آن را غير اسلامي. چون مسلمان بودن همان ايمان به كمال اسلام است در تمام ابعاد، نه عملي نمودن بالفعل، به لحاظ پيش آمد تفسيرهاي گوناگون در شيوه‌اي عملي نمودن آن. شايد بي‌جا نباشد كه گفته شود فتواهاي گروه‌هاي تكفيري نيز مبين تكفير نظام‌ها باشد تا هر فرد مسلمان. و در حقيقت يك نوع تفسير باشد از دستورات اسلامي تا يك نوع عكس‌العمل در برابر تحقير غربي‌ها مسلمانان را.
امري را كه در اينجا بايد روي آن تاكيد كرد اين خواهد بود كه ما اگر بخواهيم در درون يك نظام اسلامي حرف بزنيم كلماتي چون سياسي، اقتصادي، اخلاقي، مذهبي به هيچ صورت درست نخواهد بود. اين نوع دسته بندي محصول جدايي دين از سياست، اقتصاد و امور ديگري مي‌باشد اما در عين حال منظور از اسلامي بودن همه‌اي رشته‌ها اين نيست كه قواعد فني همه‌اي آنها را بايد در قرآن جستجو نمود، بلكه هدف آن است كه سوق و اداره‌اي آنها با جهان بيني اسلامي بايد باشد.
شش، شايد بتوان تشابهاتي را ميان ارزش‌هاي داده شده در اسلام و نظام‌هاي وضعي يافت و به لحاظ انساني بودن اين ارزش‌ها، نمي‌توان انتظار داشت كه آييني بيايد و به لحاظ صبغه‌اي آسماني خويش، اينها را له كرده باشد. نخير! چنين نخواهد بود، بلكه اديان بالاخص اسلام، تلاش براي رباني ساختن ارزش‌هاي انساني، و انساني ساختن دستورات رباني، دارد. اينجا است كه مي‌توان گفت حق عامه در حقوق اسلام همان حق‌الله است و حقوق‌الله به نوعي با تقويه روابط انساني پيوند دارد.
هفت، تفسيرهاي حقوقي اسلام در برابر نيازهاي مدرن، دچار بحران شد اما استفاده از قوانين حقوقي وضعي غير اسلامي نيز نتوانست در جامعه‌اي اسلامي به حل چالش‌هاي پيش آمده موفق گردد. روي همين ملحوظ است كه در جهان اسلام شاهد به وجود آمدن تيوري‌هاي جديدي حقوقي با استفاده از اصول اسلامي هستيم، تا از يك جانب بتواند جوابگوي نيازهاي جديد باشد و از طرفي ديگر از تناقض پيش آمده از تركيب حقوق غير اسلامي با حقوق اسلامي جلوگيري شده باشد. فراموش نبايد كرد كه اين امر به خودي خود نمايانگر آن است كه اسلام به عنوان يك كل منسجم دارد عمل مي‌كند.
هشت، شايد بيشترين حيرت غرب از تلفيق دين و سياست يعني دين به معني غربي آن با سياست، در اسلام باشد اما بخشي از اين امر ارتباط مي‌گيرد با دشمني ته مانده از دوره‌اي حكومت كليسا يا تبليغ عليه اسلام، و برخي ديگر آن مي‌تواند برداشتي از حكومت‌هاي شاهي به عنوان حكومت اسلامي باشد كه اسلام صرف به شكل رويه‌اي از يك ديوار در آن مورد استفاده قرار گرفته است.
جدا از دو امري كه گفته شد شايد بتوان تصور خوبي از نظام سياسي اسلام در اذهان عامه‌اي غرب ايجاد كرد و اين امر را يك ويژگي ساده و قابل درك براي اسلام دانست.
ادامه دارد


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2982/
حميد گل: اكنون فرصت با پاكستان است


حميد گل: اكنون فرصت با پاكستان است
تاریخ : 2010/08/07
مربوط بخش : (شماره مسلسل 693)


رییس پیشین سازمان استخباراتی پاکستان اعلام کرده است که واشنگتن از اسلام‏آباد خواسته است عملیاتي را در وزیرستان آغاز کند و پس از آن در مورد عملیات در قندهار تصمیم گرفته می‏شود.
جنرال حمید گل‏، رییس پیشین سازمان استخباراتی پاکستان در گفت‏وگو با یکی از تلویزیون‏های خصوصی کشورش اعلام کرده است که عملیات قندهار قربانی معاملات پاکستان شده است‏.
در همین حال حمید گل مأموریت ناتو و امریکا را در جنگ افغانستان رو به شکست دانسته و به پیروزی احتمالی پاکستان در امور افغانستان اشاره کرده است.
‏وی اظهار داشت که اکنون فرصت با پاکستان است و پاکستان منتظر آن است تا آمریکا از افغانستان شکست خورده بیرون شود. به گفته حمید گل پاکستان نباید این بار تجربه پس از خروج نیروهای شوروی را در این کشور تکرار کند و باید در مورد ایجاد یک حکومت متعادل در افغانستان کار کند.
‏وی همچنین از گروه حقانی حمایت کرده و گفته است که این گروه از متحدان پاکستان هستند.
‏هر‏چند حکومت افغانستان اظهارات حمیدگل را فاقد اعتبار می‏داند، اما برخی از کارشناسان پاکستانی گفته‏اند برخی از اعضای استخباراتی پاکستان خواست‏های خود را از طریق حمید گل تبلیغ می‏کنند.


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/2981/
  • Adobe cs4 OEM

  • Adobe cs4 master collection

  • Buy cigarettes online

  • Buy Adobe cs5 OEM

  • Cheap Adobe cs5 master collection OEM

  • Buy Adobe creative suite 5 Software

  • Buy Cheap cs5 web premium OEM

  • Buy Adobe photoshop cs5 OEM

  • Adobe cs5 OEM

  • Adobe cs5 Design premium

  • Buy Adobe cs5 master collection OEM

  • cheap Adobe cs5 Software

  • Cheap cs5 web premium OEM

  • Buy Adobe dreamweaver cs5 OEM

  • CS5 OEM

  • Buy Adobe cs5 master collection MAC OEM

  • Cheap Adobe cs5 Web Premium for Mac

  • Adobe cs5 Design Premium Mac OEM

  • Buy Adobe dreamweaver cs5 MAC OEM

  • Buy Adobe Photoshop cs5 MAC OEM