آشنايي با شخصيت هاي كلان افغانستان زندگينامة شاه عبدالله بدخشي
تاریخ : 2008/03/22
مربوط بخش : (شماره مسلسل 572)


شاه عبدالله بدخشي پسر محمد سعيدخان(1) در سال 1291 خورشيدي در جرم بدخشان به دنيا آمد. آموزش ابتدايي را در مدرسة نوبنياد جرم يا به قول مير عبدالكريم حسيني «زماني كه صبح معارف از ذورة اقبال افشان ليل يلداي بدخشان يعني فيض آباد و محالات متبوعة او منور به انواع شعاع عرفان گرديده، نامبرده شخص خويش را با اشتياق پرحرارت اسم سامي را مسودة نسخة محبت ساخته با استعداد خدا داد دروس معينة مختصر را در مكتب مباركة جرم وطنش» فرا گرفته و آنگاه عاشقانه مكتب فيض آباد آباد گفته، دورة مشخصه را به خوب درجه اعلي اكمال نموده».(2)
به اين ترتيب شاه عبدالله در جرم و فيض آباد زبان عربي و آموزش هاي ابتدايي مدرسه اي و مقدمات علوم ديني را فرا گرفت و براي آموزش بيشتر رهسپار كابل شد و شامل مدرسة غازي گرديد.
به قول جمشيد شعله كه از ياران گرمابه و گلستان بدخشي بود، شاه عبدالله همراه با پدرش در جرگة كبير در كابل كه در سال 1303خ برگزار گرديده بود اشتراك و به «به نمايندگي از طلاب معارف بيانية غرايي ارايه و از معارف پروري شاه امان الله تمجيد و سپاسگزاري بسيار نمود.»(3) با بسته شدن مدارس در اثر قيام حبيب الله كلكاني، بدخشي به بدخشان بازگشت. در سال 1308 خورشيدي به حيث خزانه دار جرم، سال بعد به كتابت تحرير رياست تنظيمة قطغن و بدخشان گماشته شد. از آن پس در گمرك هاي جرم و تالقان ايفاي وظيفه كرد تا آنكه در سال 1312 به مديريت تحريرات ولايت قطغن و بدخشان كه مركز آن در خان آباد بود منصوب گرديد. بدخشي در خان آباد علاوه بر وظايف فوق سرپرستي جريدة اتحاد و مديريت خارجة ولايت قطغن و بدخشان را نيز برعهده داشت.
در سال 1316 به كابل خواسته شد و تا سال 1329 به حيث مدير در بخش هاي مختلف صدارت ايفاي وظيفه مي كرد.
بدخشي هنگامي كه به كابل آمد در عين اجراي وظايف اداري، آموزش در ليسة غازي را از سر گرفت و پس از فراغ از آن، دانشكدة جديدالتأسيس حقوق در دانشگاه كابل را به انجام رسانيد. او زبان هاي انگليسي، اردو و عربي را نيكو مي دانست.
بدخشي با بانويي به اسم «سخن» ازدواج كرده بود كه حاصل آن دختري بنام «زاهده» بود. زاهده كه خود صاحب چندين فرزند است اكنون در بدخشان زيست دارد، نزديك زادگاه و گورستان پدر پرافتخارش.
بدخشي در 29 فروردين ماه 1327در كابل وفات كرد و در زادگاهش، جرم به خاك سپرده شد.(4)
جمشيد شعله سيماي بيروني شاه عبدالله را اين گونه توصيف مي كند: «شاه عبدالله جثة بسيار خورد، چهرة زردينه و بشاش داشت. موي سر و ريشش مايل به زردي و اندام موزون او با نداشتن فربهي مفرط خيلي خوشنما و موزون بود.»(5)
شاه عبدالله بدخشي روابط نزديك و گرم با روشنفكران و اديبان پيشرو زمان خود داشت. به قول شعله، انجمن ادبي غير رسمي از اديبان و روشنفكران در خان آباد برپا بود كه در آن شاه عبدالله بدخشي، سيدمحمد دهقان، نصرالله رستاقي، عارف چاه آبي، سرور اندرابي، جمشيد شعله و شمار ديگر شامل بودند.(6) پسان ها وقتي بدخشي به كابل آمد در حلقة اديبان، شاعران و نويسندگان پايتخت كه مقر عمدة آنها انجمن ادبي كابل بود، در آمد. منزل او چه در خان آباد و چه در كارتة چهار كابل انجمن ادبي اي بود كه در آن شاه و گدا را راه بود.
آثار شاه عبدالله بدخشي:
1- ارمغان بدخشان (كتاب حاضر)
2- علما و فقها در افغانستان
اين اثر شناسنامة 324 تن از رجال نامور (دانشمند، فقيه، عارف و پيشواي مذهبي) است كه از امام ابوحنيفه آغاز و هفت سده را در بر مي گيرد. به جز چاپ بخش كوچكي از آن در مجلة كابل، اين اثر تا هنوز به طبع نرسيده است.
3- تاريخ يفتلي ها
اين اثر در بارة تاريخ يفتلي ها از ظهور تا سقوط نبشته شده است. اين كتاب نيز تاكنون به طبع نرسيده است.(7)
4- قاموس زبان هاي ريايي افغانستان
بدخشي اين اثر را در دو جلد تأليف كرد، جلد اول شامل زبان هاي اشكاشمي شغني، سنگليچي، واخي و منجي با معادل هاي فارسي آنها به نام «دافغانستان دزينوژبو او لهجو قاموس» با افزايش واژه هاي پشتو به جاي معادل عربي در سال 1339 از سوي پشتو تولنه به چاپ رسيد. جلد دوم آن كه شامل زبان هاي جنوب هندوكش بوده تا كنون به طبع نرسيده است.
5- حقوق دراسلام (يا مرام حقوق دراسلام)
بدخشي اين اثر را به عنوان پايان نامة تحصيلي دانشكدة حقوق در سال 1320 تأليف كرد. اين كتاب نيز به طبع آراسته نگرديده است.
در عين حال شاه عبدالله بدخشي مقالات پراكنده در باب تاريخ، جغرافيا، ادبيات، زبانشناسي و غيره نوشته كه در مجله هاي كابل، آريانا و پشتو ژغ به چاپ رسيده است. ضمناً در تأليف و ترجمه كتاب هايي با نويسندگان و مترجمان كشور همكاري كرده است. بنابر قول عالمشاهي، بدخشي با گروهي از مترجمان به ترجمة تفسير شيخ الهند از اردو به فارسي پرداخت.(8) بدخشي ديوان غزليات مخفي بدخشي شاعرة شيرين سخن را به نام لعل پاره هاي بدخشان ترتيب كرد كه بخش هايي از آن در مجلة آريانا به چاپ رسيده است.
آثار ديگر:
شاه عبدالله بدخشي آثار ديگري نيز نوشته كه هرچند از آنها اثري تاكنون در دست نيست؛ اما از تذكر هايي كه وي در لابلاي كتاب هايش مي دهد، مي توان به اين نكته پي برد. در حقيقت در ارمغان بدخشان كه اكنون در برابر خوانندگان است بدخشي اشاره هاي صريح به چند اثرش دارد، از ميان آنها دو اثر چشمگير است، خطاطان بدخشان وتاريخ بدخشان.
خطاطان بدخشان
بدخشي در توضيح نام صديق ميرزا در «نامة منظوم» در ذيل ميرسلطان شاه اول مي نويسد: «ما شرح احوالش (صديق ميرزا) را در قسمت خطاطان بدخشان عليحده عرض خواهيم داشت». از اين تذكر دو نكته را مي توان حدس زد. يكي آن كه بدخشي كتاب يا رساله خطاطان بدخشان را تأليف كرده بود كه امروز در دست نيست. دو ديگر آنكه، مولف بخشي از جلد سوم ارمغان بدخشان يا حتي جلد چهارم را به خطاطان بدخشان اختصاص داده بود.
تاريخ بدخشان
بدخشي در ذيل عنوان مولانا اسعد، قبل ازآنكه به توضيح برخي از وقايع تاريخي بدخشان بپردازد مي نويسد: «گرچه اميدوارم به حسن التفات كاركنان معظم انجمن ادبي (كابل)، تاريخ بدخشان را تا جايي كه كميت عاجزانه ام اجازه و موقع مي دهد از اثر تتبعات خود، در آينده به آن مقام عالي اهدا خواهم نمود».
از اين گفته صريحاً برمي آيد كه بدخشي كتاب تاريخ بدخشان را تأليف كرده و منتظر مي ماند كه پس ازختم ارمغان بدخشان به چاپ آن بپردازد و يا در صدد تهيه و تكميل چنان كتابي بوده است. اين امر را بحث هاي مفصل او در زمينة تاريخ بدخشان در ارمغان تأييد مي كند. اما ازاين اثر تاكنون اطلاعيدر دست نيست. شاه عبدالله بدخشي در كنار احاطه بر عرصه هاي علمي و فرهنگي شاعر زبردستي نيز بوده و شعر «كمترين هنرش» بود. شايد اين هنر شاعري يكي از انگيزه هاي عمدة او در نگارش ارمغان بدخشان بوده است. او با تخلص هاي گوناگون شعر مي سرود، چون «عنوان»، «جرمي» و «يمگي». سوگمندانه از او ديواني و دفتري از شعر در دست نيست، اما نمونه هاي شعر هايش در بياض ها، جنگ ها و تذكره ها موجود است.
نمونة شعر شاه عبدالله بدخشي:
غير من هيچ كسي كشتة ديدار تو نيست
عاشق موي ميان و گل رخستار تو نيست
لاله تنها نبود خون به دل از شوق رخت
يكدلي نيست كه زين واسطه افگار تو نيست
نگه مست تو تاراج دل ودينم كرد
فتنه ها نيست كه در ديدة بيمار تو نيست
مأمن شهرت رويت به جهان شور افگند
چه حوادث كه درين صفحة اخبار تو نيست
والة حسن جهانگير تو خوبان جهان
كو عزيزي كه درين مصر خريدار تو نيست
رسته از تربت يمگي به تماشاي تو گل
چه توان كرد درين منظره آثار تو نيست
به هرحال شاه عبدالله بدخشي با عمر كوتاه كه آن هم بيشتر در بستر بيماري گذشت (به ويژه ده سال اخير عمر او) آثار گرانسنگ تأليف و به ميراث گذاشت. آثار او چه در زمينة تاريخ (تاريخ يفتلي ها)، زبان شناسي و فرهنگ نويسي (قاموس زبان هاي پاميري) وادبيات (ارمغان بدخشان) نه تنها نخستين كوشش هاي او در زمينه هاي فوق است، بل پس از هفتاد سال هنوز بي بديل وبي همتا است. اين آثار گويي نصوص مقدسي بودند كه پس از آن كه كسي به دنبال آن زمينه ها نرفت.
در ميان اين آثار ارمغان بدخشان چون دُر شهوار مي درخشد و فقط در همين زمينه و در حقيقت با الهام و تقليد از همين اثر است كه كساني پا پيش گذاشته و كتب و رساله هايي تأليف كرده اند. اما هيچ كدام از اين آثار ياراي همسري با ارمغان را ندارد، چه از لحاظ وسعت و عمق و چه از نظر ژرفايي، آگاهي و اطلاعات و حتي روشمندي.
يك نظر اجمالي به آثار پس از ارمغان مي رساند كه مؤلفان پسين كه همه از آن چشمة پرنور سود فراوان جسته اند، متأسفانه پا در گِل اند و همان روش سنتي تذكره نگاران قديم را البته آبكي تر در پيش دارند؛ در حالي كه شاه عبدالله بدخشي كه در سكوي پيش كسوتي نشسته و نه تنها در روزگار خود اثر تازه و نابي تأليف كرده بود، بل امروز نيز اين اثر كماكان تازه و بي همتاست.
پي نوشت ها:
1- نام پدر شاه عبدالله بدخشي را محققان به چند گونه ذكر كرده اند: ميرعبدالكريم حسيني و نگارندة اين سطور او را «محمدسعيد» درج كرده اند، در حالي كه عالمشاهي او را «ميرمحمد سعيد» و «ظهوري» شاه ميرمحمد سعيد(19) مي خواند. دليل اين پراكندگي معلوم نيست، احتمالاً كلمه هاي «مير» و «شاه» زير تأثير نام فرزند او، شاه عبدالله به كار رفته است. ظهوري از آن روي كلمه «شاه» را براي محمد سعيدخان آورده تا بگويد كه او «از احفاد ملك جهان شاه است»(19). طرفه آنكه عنايت الله شهراني با درنظرداشت كلمة «شاه» در برابر نام شاه عبدالله بدخشي او را اسماعيله مي خواند (حواشي بر ديوان مخفي بدخشاني، 271-74). حقيقت اين است كه ذكر كلمه هاي «مير» و «شاه» در برابر نام محمد سعيد از سوي دانشمندان يا تصادفي است يا اختراع براي انگيزه هايي چون قلمداد كردن وي از نسل ملك شاه جهان و يا اسماعيليه بودن وي كه هيچ كدام با حقيقت موافق نيست. در عين حال او سيد و از نسل پيغمبر نيز نبوده است.
2- مير عبدالكريم حسيني، بهار بدخشان، 338
3- از نامة شادروان جمشيد شعله به نگارندة اين سطور در سال 1361.
4- براي زندگينامة بدخشي نيز نك: سوانح و خصوصيات شاه عبدالله بدخشي از عالمشاهي.
5- از نامة جمشيد شعله به نگارندة اين سطور در بهار سال 1367.
6- همانجا
7- شادروان استاد عبدالحي حبيبي در سيميناري در باره فردوسي و شاهنامه در تالار كتابخانة دانشگاه كابل(1361) يادآور شد كه اين كتاب پس ازمرگ بدخشي از سوي شخص قدرتمندي به حيث تأليف آن شخص به چاپ رسيد. دربارة اصل نسخة اين كتاب ظهوري مي نويسد: «دستنويس اين بررسي تاريخي (تاريخ يفتلي ها) كه به خط زيباي ]شاه عبدالله بدخشي[ يمگي به قلم ريز نوك آهني برخي كلمه ها و عبارات درآن تصحيح شده بود نيز نزد نگارنده ]ظهوري[ موجود بود. اما از آنجا كه مأخذ مورد استفاده يمگي در آن درج نشده بود نمي شد آن را مكمل دانست»(20).
8- عالمشاهي، سوانج، 30


منبع این مقاله :
http://www.payamemojahed.com

آدرس این مطلب :
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/533/