<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
    xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
    xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">

    <channel>
    
    <title>سرمقاله</title>
    <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/index/</link>
    <description>سرمقاله های نشر شده</description>
    <dc:language>fa</dc:language>
    <dc:creator>editor@payamemojahed.com</dc:creator>
    <dc:rights>Copyright 2008</dc:rights>
    <dc:date>2008-05-03T12:02:00+03:30</dc:date>
    <admin:generatorAgent rdf:resource="http://www,google.com/" />
    

    <item>
      <title>خير، خيريت است</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/khair-khairethast/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/khair-khairethast/#When:12:02:00Z</guid>
      <description>در زندگي براي هركسي فرصت هائي دست مي دهد، كه از فرط حيرت لال مي شود؛ اظهارات جناب رئيس دولت افغانستان درسالهاي پسين بار بار مردم مان را دچار اين وضع وحال نموده است.
قانون اساسي، عاليترين وثيقه ي ملي دريك كشور است، وقتي به اين وثيقه ي ملي دستبرد زده مي شود و 52 مورد تحريف مي گردد، شماري در دادگاه عالي به دادخواهي مي روند، خمي به آبرو نمي آورد و با سكوت معنا داري آن را دنبال مي كند. 
وقتي باشندگان افغانستان مكرراً مورد حملات هوائي و زميني نيروهاي خارجي مستقر درافغانستان قرار مي گيرند، زنان وكودكان جان خود را از دست مي دهند، گوئي بادي نه وزيده وشاخي تكان نخورده است وتنها با همين مساله كه در راس مردم قرار گرفته وحكمروائي مي دارد، سرمست ودلخوش روز مي گذراند. مخالفان سياسي دولت در اين رابطه طرح قانونمند شدن قواي خارجي را پيشكش مي دارند؛ از سنگ صدا مي آيد از رئيس دولت نه. 
مقامات دولت، پياپي از مداخله ي پاكستان با عبارات گوناگون سخن رانده اند، و دست آن كشور را در تداوم جنگ در افغانستان دخيل مي شمارند؛ اما زماني كه پاكستان برنامه ي كشيدن ديوار يا سيم خاردار را در مرز ميان دو كشور مطرح مي كند، دولتمردان مان به مخالفت بر مي خيزند و از آن به حيث جداسازي خانواده ها تعبير مي دارند.
به گفته ي شاعر:
درميان قعر دريا تخته بندم كرده ي
باز مي گوئي دامن تر مكن هوشيار باش
مگر كار شكني در باب ديورند، خود سياست جنگ طلبانه وتوسعه جويانه نيست و آيا اين مساله بهانه ي براي دوام مداخله در امور افغانستان بوده نمي تواند؟ 
در همه جا از برگزاري انتخابات پياپي بعنوان دستاورد مهم يادآوري يم شود وتشكيل شوراي ملي را گام عمده ي در راستاي تطبيق دموكراسي وانمود مي گردد؛  اما زماني كه نمايندگان مردم وزارت شهرسازي را از تشكيلات حكومت حذف مي دارد، اين فيصله به پشيزي گرفته نمي شود. از آن بدتر يكي از اعضاي كابينه &#45;كه بيشتر از سايرين خود را معتقد به ارزش هاي دموكراسي وانمود مي سازد&#45;  رد صلاحيت مي شود، اين فيصله از سوي رئيس دولت افغانستان به هيچ گرفته مي شود. 
از پهلوي ديگر، به بركت نظام اقتصادي بازار آزاد مردم مان چنان در فقر وفاقه فرو رفته اند، كه شماري وادار به فروش كودكان شان براي زنده ماندن شده اند، درمقابل تنها وعده هاي دروغين است، كه به مردم مظلوم وبي بضاعت داده مي شود.
در پنجاه قدمي ارگ رياست جمهوري &#45;چندي پيش&#45; هتل سرينا براي ساعاتي از سوي تروريستان  اشغال گرديد، با درد ودريغ كه كسي را اين عمل هوشيار نساخت وتغييري در كادرها و برنامه هاي امنيتي بوجود نيامد؛ گويي مردم برده ي زرخريد رئيس دولت است، كه بايد لب تر نكنند و چون وچرا بر زبان نيارند. 
برهم خوردن مراسم جشن هشتم ثور، شاهكار بي كفايتي وناتواني دولت را به همگان نشان داد. رئيس دولت بحيث سرقوماندان اعلي قواي مسلح افغانستان پيشاپيش همه از صحنه گريخت واوضاع را مختل ساخت و پس از ساعاتي از اين آبرو ريزي كلان باجمله‌ي «خير، خيريت است» توصيف بعمل آورد. 
رويداد هشتم ثور، چند مساله را برجسته نمود: 
 انحصار طلبي، ثمره ي غير از اين ندارد. وزير دفاع در اظهارات خويش گارد رياست جمهوري را مقصر شمرد، كه زير فرمان مستقيم رئيس دولت فعاليت مي ورزند. و از ساحه ي زير مسووليت آن ها اين عمل صورت گرفته است. 
 با تغيير يك فرد نمي توان اوضاع را بهبود بخشيد، زيرا خانه از پاي بست ويران است. رئيس عمومي امنيت ملي در سخنان خود خطاب به مجلس نمايندگان هشدار داد، كه اگر نظام تغيير نيابد در آينده نيز احتمال تكرار همچو حوادث مي رود. 
 اركان دولت چنان عمل كرد، كه گوئي دو نماينده مردم، يك رئيس قومي و يك كودك مقصر بودند، كه به ضرب گلوله از پا در آمدند؛ رئيس همان رئيس است، ووزير همان وزير. باز خانه پدر رئيس امنيت آباد، كه بعنوان عذر تقصير در پيشگاه نمايندگان سرخم كرد و از آن ها پوزش خواست. 
 مخالفان سياسي دولت از چند سال بدينسو از ضرورت تغيير نظام سياسي حرف مي زنند، اظهارات اعضاي كابينه بايد به اين داستان نقطه پايان گذاشته باشد و براي كار عملي در اين راستا برنامه ريزي صورت گيرد.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 578</dc:subject>
      <dc:date>2008-05-03T12:02:00+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>سخت گل كردند و آسان ريختند</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/sakht-deil/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/sakht-deil/#When:22:20:00Z</guid>
      <description>در آستانه‌ي هشتم ثور، سالروز پيروزي مجاهدين قرار داريم؛ شانزده سال پيش از امروز، ملت افغانستان رژيم غيرمردمي، وابسته و خدانشناس را از پا در آوردند و آخرين ميخ ها را بر تابوت كمونيزم در اين كشور كوبيدند.
فروپاشي و اضمحلال رژيم دكتر نجيب الله، ثمره‌ي جهاد و فداكاري بي نظير مردم مسلمان اين سرزمين بود كه امر ناممكني را ممكن گردانيد، و نه تنها افغانستان، بل جهان را وارد مرحله‌ي تازه‌اي نمود. به همان پيمانه كه كارنامه هاي جهادگران مايه حيرت و تعجب جهانيان بوده است، كشمكش هايي كه پس از زوال رژيم كمونيستي ميان گروه هاي جهادي صورت گرفت، كام همگان را تلخ نمود.
بدون ترديد دست درازي و توطئه چيني كشورهاي دور و نزديك در برهم زدن اوضاع افغانستان نقش به سزائي ايفا نمود و جلو تشكيل دولت اسلامي را گرفت. اما عمده تر از آن، عدم آمادگي احزاب جهادي در امر رهبري و اداره‌ي كشور بود. احزاب جهادي افغانستان همه‌ي فرصت ها و امكانات خويش را در حوزه‌ي نظامي به مصرف رسانيدند و هيچ گونه آمادگي براي دوران پس از پيروزي نداشتند، در نتيجه وضعيتي در كشور به ميان آمد، كه شماري را نسبت به حقانيت جهاد مقدس افغانستان مشكوك ساخت و كساني هم به سرنگوني حاكميت دكتر نجيب الله اظهار تأسف نمودند.
گذشته ها، گذشت و تنها چيزي كه از آن ايام باقي مانده است، درس ها و عبرت هايي است، كه نبايد بي اعتنا از كنار آن ها رد شد. نخستين مسأله آن است كه اعتقادات و باورهاي ديني مردم را نبايد دست كم گرفت، هر كسي به اين خطا افتاده، به زودي پشيمان شده؛ هم روزگار خود و روزگار كشور را سياه كرده است. مسأله‌ي دوم از رابطه‌ي سرنوشت ساز مردم و دولت سخن مي گويد؛ به گونه‌يي كه دولتداري هر كمبودي را مي پذيرد، جز كمبود حمايت مردم را. رژيم دكتر نجيب الله از هيچ پهلوي ديگر در مضيقه نبود تنها معضله اش رويارويي با مردم بود، كه در فرجام به فروپاشي رژيم انجاميد.
سومين مسأله‌ي مهم، آزادي و استقلال يك كشور است. در نهاد هر انساني آزاديخواهي و استقلال طلبي موج مي زند و مردم افغانستان بنابر تاريخ، فرهنگ و وضعيت اجتماعي شان از اين لحاظ در اوج قرار دارند. در درازناي تاريخ بشري برده ساختن و به دام انداختن جوامع بشري كار سهل و ساده‌ي نبوده، در حالي كه با گذشت زمان ملت‌ها بيشتر به حقوق شان ملتفت گرديدند؛ زمينه ها و امكانات زيادي براي حراست از اين دو متاع خدادادي در دسترس آن ها قرار گرفت؛ بنابر اين در عصر حاضر اين مسأله از اهميت و پيچيدگي فراواني برخوردار گرديده است. مرور به تاريخ، دست كم اين مزيت را دارد، كه افراد و كشورهاي مغرور و فرو رفته در نشئه‌ي قدرت را تنبيه مي‌دارد و پرده خودسري آنها را پاره مي نمايد.
از اين رو، هشتم ثور، براي هر كسي حرفي دارد و درسي؛ اگر مجاهدان و خانواده‌ي شهدا فرصت مرور به كارنامه هاي خود را دارند و سياستمداران در چنين ايامي به تحريك احساسات مردم مبادرت مي ورزند، دولتمردان ما نيز جا دارد، تا از كاركردهاي زشت و زيباي پيشينيان بياموزند و خود را به آن آراسته سازند.
اوضاع كنوني با ماه هاي پاياني رژيم دكتر نجيب الله بي‌شباهت نيست، و چه بسا كه در رفتار اين دو رژيم همنوايي ها و همساني هايي ديده مي شود؛ آيا تقدير براين رفته كه كشتي ما لنگر نداشته باشد و دستخوش طوفان هاي سهمگين گردد؟ و آيا راستي ما كشوري هستيم كه از گذشته هيچ نمي آموزيم و حيات اين كشور براي ما ارزش ندارد؟
هر مغرور ومتكبري محكوم به شكست است و اين سنت زندگي است. پرسش اين جاست كه چگونه مي شود، زيان هاي شكست را محدود كرد و كاروان پيشرفت و توسعه‌ي كشور را از همين جا به پيش راند.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل577</dc:subject>
      <dc:date>2008-04-26T22:20:00+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>انتخابات روشمند مطلوب است</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/nete-matolob/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/nete-matolob/#When:13:22:00Z</guid>
      <description>درهفته ي پسين، بار ديگر رئيس دولت افغانستان تلويحاً برنامزدي خويش براي احراز پست رياست جمهوري براي بار دوم تأكيد داشت. اظهارات ايشان حلقات سياسي را گرم نموده ومشاجرات تندي را به مراه داشته است. 
بدون ترديد بربنياد قانون اساسي افغانستان هركسي حق نامزد شدن ونامزد كردن را داراست وآقاي حامد كرزي نيز از اين امتياز بهره مند مي باشد؛ اما جاي نگراني اين است كه با توجه به پيشينة ايشان دراين مدت، از مقام خويش استفاده ي ناجائز و غير قانوني نمايد. موصوف درچار سال اخير هرچه دلش خواسته انجام داده؛ ازعزل ونصب ها گرفته تاتسويد وتصويب قانون واز آن فراتر شكستن قوانين. اين همه درحالي صورت مي پذيرد، كه نهادي مستقل براي نظارت وحساب گيري از رئيس دولت وجود ندارد. 
به مصوبات شوراي ملي وقعي نمي گذارد، دادگاه عالي به دساتير ايشان گوش نهاده است. اعضاي كابينه ووالي ها از همكاران وهمنظران ايشان مي باشند و در يك كلام، خطر وجود دارد كه دستگاه حكومت در بست به گروه كاري آقاي كرزي مبدل شود. 
مساله ي دوم دراين راستا شيوه هاي كاري در كارزار انتخابات از سوي حامد كرزي است؛ بسياري از كارشناسان وشماري از اعضاي مجلس نمايندگان وقوع تنش ميان اقوام مختلف كشور را زادة سياست هاي رئيس دولت وانمود مي سازند وحتي سرچشمه ي اقدامات پسين وزارت اطلاعات وفرهنگ را برنامة رئيس دولت افغانستان مي پندارند، ومي سزد كه از اين بابت بايد سخت نگران بود. 
آقاي حامد كرزي كه به زور جامعه ي جهاني، وهلهله ي تائيدي سران مجاهدين بر اريكه قدرت تكيه زد، از همان ابتدا برطالبان تاخت و طي شش سال ونيم گذشته، ولايات عمدتاً جنوب وجنوب غرب كشور مورد حمله پياپي نيروهاي نظامي قرار گرفت، اين يورش ها، كشتار وويراني ها را بار آورده است كه موجب گسترده تر شدن خشم ونارضايتي باشندگان آن ولايات گرديد؛ بنابراين جناب حامد كرزي كه قرار است، رسماً به مبارزه ي انتخاباتي وارد ميدان شود، سعي دارد تا اين بار با كارت قومي به بازي بپردازد. 
ايشان در دور نخست، امنيت، دموكراسي، بازسازي وايجاد دولت ملي را مطرح نمود؛ اما اكنون همان گونه كه در موارد گوناگون به شكست روبرو گرديده از رهگذر شعارهاي انتخاباتي نيز به شيوه هاي كهنه، ناكار آمد وزيانبار متوسل شده است.
لبّ سخن اين كه هركس حق دارد نامزد رياست جمهوري شود؛ ولي هيچ كس حق ندارد از امكانات مردم وملت به نفع خويش استفاده نمايد و اكنون اين انديشه در مورد رئيس دولت افغانستان مطرح است. نگراني زماني افزايش مي يابد كه جناب حامد كرزي داراي سوابق تشويش برانگيزي است. و از سويي هم مراجع مقتدر، بي طرف وغير جانبدار به منظور نظارت از قانون وجود ندارد. 
انتخابات به تنهايي خود مطلوب نيست، هم اكنون در بيشتر كشورهاي جهان انتخابات صورت مي پذيرد و چه بسا كه ديكتاتوران از اين طريق به عمر زمامداري شان تداوم مي بخشند. انتخابات زماني ثمره‌ي درست وانساني اش را به جامعه تقديم مي دارد كه در چارچوب قانون رقباي سياسي به مبارزه بپردازند و بدين منوال، مردم نتيجه‌ي رأي شان را بدست آورند. قانون شكني و انحصار طلبي نه تنها چهره‌ي دموكراسي را مخدوش مي سازد و انتخابات را به حربه‌ي ناكارآمدي مبدل مي سازد، بلكه مردم را از توسل به راه هاي مسالمت آميز دلسرد مي نمايد و در فرجام مردم را ناگزير مي سازد تا به شيوه هاي قهرآميز متوسل گردند.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل576</dc:subject>
      <dc:date>2008-04-18T13:22:00+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>زنگ آمادگي براي انتخابات بصدا در آمد</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/zang-amadagi/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/zang-amadagi/#When:22:54:01Z</guid>
      <description>با آغاز سال جديد شمسي شماري ازشخصيت ها براي نامزدي درانتخابات آينده‌ي رياست جمهوري افغانستان اعلان آمادگي كردند و در آن ميان رئيس دولت تلويحاً از نامزدي خويش پرده برداشت.
آقاي حامد كرزي درگفتگو با رسانه ها گفت، برنامه هايش نيمه تمام مانده و اگر مردم افغانستان به وي رأي دهند، برنامه‏اش را تكميل خواهد كرد. شگفت اين كه رئيس كميسيون انتخابات چند روز پس تر، از برگزاري همزمان انتخابات رياست جمهوري وپارلماني سخن راند؛ بگونه‏اي كه در دوره‏ي كار رئيس دولت شش ماه افزوده شده، و از دوره‏اي كار پارلمان به همان ميزان كاسته مي‏گردد. 
شكست وناكامي دولت افغانستان به زعامت آقاي كرزي ديگر يك مساله‏ي آفتابي و اتفاقي شده است، درهمه جا سخن از ناتواني وبي كفايتي دولت در ميان است؛ در درون و در بيرون، درمحفل مخالفان سياسي و در ادارات دولتي. 
سوال اينجاست، كه با چه اميدوارئي ايشان به بحر انتخابات غوطه مي زنند؟ ايشان از همين حالا فعاليت هاي انتخاباتي خويش را آغاز كرده اند؛ اداره ارگان هاي محلي را از وزارت داخله بريد و در بخش اداره‏ي امور رياست دولت جاسازي نمود. مقرري‏ها در ولايات وولسوالي‏ها با شرط همكاري درانتخابات آينده صورت مي‏گيرد. تلاش‏هائي براي تنظيم شماري از جوانان در سراسر كشور راه اندازي شده و براي تضعيف رهبران سنتي اقوام مختلف، احزاب سياسي جديد تاسيس گرديده است. در شش سال پسين پول وامكانات فراوان بدين منظور تدارك ديده شده است. تبليغات واقدام هاي قوم گرايانه طراحي گرديده، تا باشندگان جنوب وجنوب غرب افغانستان خسارات و تلفات ناشي از درگيري هاي اخير را فراموش نموده و به جانبداري از آقاي كرزي درصف قومي اخذ موقع نمايند. 
شش سال ونيم بيش دو عنصر اساسي مايه‏ي اميدواري مردم افغانستان وجامعه‏ي جهاني گرديد؛ يكي خستگي مردم از جنگ وعلاقمندي آن ها به امنيت وثبات دركشور. دوم، اجماع جامعه‏ي جهاني در امر مبارزه با تروريسم وحمايت از افغانستان، ديده مي‌شود، كه دولت افغانستان بدون اين كه چيزي به اميدواري مردم بيفزايد، از انبار آن دو سرمايه به سود خود استفاده برده است، و حالا به نفع يأس وبي باوري مردم، به حيات خويش ادامه مي‌دهد. 
از نظر امنيتي، بخشي از افغانستان در امنيت نسبي بسر مي‌برد، در بيشتر بخش ها به اين دليل آرامش خود را نگهداشته اند، كه درانتخابات آينده ورق عوض خواهد شد؛ بنابراين اصرار آقاي كرزي پيش از همه امنيت سراسر كشور را تهديد مي‌نمايد. اداره‌هاي بين‏المللي، افغانستان را از نظر فساد اداري در زمره‌ي بدترين كشورها قرار داده اند و دراين باب برگشت 40 در صد ازمساعدت هاي بين‌‌المللي به كشورهاي مربوط از همين مساله حكايت مي‌نمايد. 
افغانستان در چند سال پسين در توليد مواد مخدر مقام نخست را در جهان دارد و 98 درصد ترياك دنيا را توليد مي‌كند، آقاي كرزي واضح نساخت كه اين امر هم در برنامه‌ي كاري ايشان جا داشت ياخير؟ وآيا ايشان در دور بعدي مي‏خواهند، توليد ترياك را چند برابر نمايد؟ 
درسطح خارجي، نه تنها توافق جهاني در حمايت از افغانستان برهم خورده و كشورهاي همسايه به درجات متفاوت به مخالفان دولت مبدل شده اند، از آن فراتر ميان دو متحد نيرومند در ناتو (امريكا و انگليس) شگاف ايجاد شده است. اين ها اندكي از دستاوردهاي شش ساله‏ي آقاي حامد كرزي اند؟ و از اين بيشتر چه گلي را مي‏خواهند به آب دهند؟ 
از همين حالا، تحليلگران سياسي هشدار مي‏دهند كه با توجه به پيشينه‏ي كاري آقاي كرزي ادارات دولت به مسأله‏ي انتخابات آينده مشغول خواهند شد، كه هم موجب به تعويق افتادن كارهاي مردم خواهد گرديد، از جانبي هم انتخابات به طور يكجانبه و بدور از سقف قانوني انجام خواهد شد. 
نشانه‏ي كه بزودي به مشاهده رسيد، اظهارات آقاي عزيز الله لودين است. ايشان از كجا صلاحيت برگزاري همزمان انتخابات را حاصل كرده اند؟ و با چه صلاحيتي به دوره ي كار رياست دولت مي افزايند واز شوراي ملي مي كاهند؟ 
آيا گوش شنوائي است، تا به اين اعتراضات توجه نمايد. مردم به دولت و به نمايندگان شان چشم اميد بسته بودند، در حالي كه دولت به خارجي گوش فرا داده است. با اين وضعيت كسي برنده نخواهد بود؛ زيرا با بدتر شدن اوضاع همه درمانده تر از پيش خواهند گرديد.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 575</dc:subject>
      <dc:date>2008-04-11T22:54:01+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>مجلس به ريشه‌ي خود تيشه زد</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/majles-resha/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/majles-resha/#When:00:09:00Z</guid>
      <description>مجلس نمايندگان با تصميم خود در باره‌ي سهم احزاب سياسي در انتخابات، ناظرين سياسي و حلقات دانشگاهي را شگفت زده كرد؛ زيرا همگان ناتواني مجلس كنوني را مشاهده مي كنند و بيشتر كسان ريشه‌ي اين ضعف و ناتواني را هم در سيستم انتخابات مي دانند.
اين تصميم از آن كه دموكراسي را متضرر سازد و احزاب سياسي را ضعيف تر گرداند، دولت را ضربه مي زند و نهاد قانون گزاري را به سود قوه‌ي اجرائيه ناتوان نموده، و به آله‌ي دست حكومت مبدل مي سازد. همين حالا شمار كثيري از اعضاي مجلس نمايندگان از اين كه مصوبات مجلس از سوي حكومت جدي گرفته نمي شود، معترض اند،‌ ولي چرا در عمل به سيستم انتخاباتي رأي دادند، كه مجلس آينده را ضعيف تر مي سازد و پنجه هاي حكومت را نيرومندتر.
اگر همه‌ي اعضاي مجلس نمايندگان به عمق مسأله آگاهي ندارند، بالآخره شماري از سران احزاب سياسي در مجلس حضور دارند، اين ها چرا به روشنگري نپرداختند و زيان هاي نظام انتخابات اكثريتي را برجسته نساختند؟ وقتي يك حزب سياسي در انتخابات سهمي نداشته باشد، حضور احزاب سياسي در كشور چه معني دارد؟ وقتي با شعار هاي خود يك گروه سياسي در اجتماع راه نيابد و خود را مطرح ننمايد و با ديدگاه هاي خويش در شوراي ملي حضور پيدا نكند، ادعاي وجود احزاب سياسي به چه دردي مي خورد، آيا بهتر نبود كه همزمان انحلال احزاب سياسي نيز از جانب مجلس نمايندگان اعلان مي گرديد.
حضور احزاب سياسي نه تنها مشكلي را متوجه نامزدهاي مستقل در انتخابات نمي گرداند، بلكه سهولت هايي را هم براي آنان فراهم مي دارد. تقويت احزاب سياسي در يك كشور؛
 رقابت سياسي و مثبت ميان گروه ها بوجود مي آورد.
 قانون گذاري را بهتر و تسريع مي كند.
 اعتبار مجلس را افزايش داده و از انحصار طلبي وخودكامگي تاحدي جلوگيري مي كند.
 دسته بندي هاي قومي وزباني –را كه مصيبت دردناكي در افغانستان است&#45; تضعيف مي نمايد.
 در اثر رقابت احزاب سياسي، پايه هاي دموكراسي تحكيم مي يابد و راه براي نظام سازي هموارتر مي گردد.
 زمينه براي شركت فرماندهان جهاد و چهره هاي متنفذ ملي در تشكلات سياسي مساعد مي گردد.
به زودي اعضاي مجلس از اين كرده‌ي خويش پشيمان خواهند شد، و آنگاه بقول معروف «خودكرده را نه درد است، نه درمان». اگر در موارد بسياري حكومت فراراه مجلس سد ايجاد مي كرد و مشكل مي آفريد، در اين باب چه سحري در كار رفت، كه خود دست خويش را بستند و به سود استبداد و يكه تازي رأي دادند.
با توجه به آنچه كه برسر مردم اين كشور رفته است، گمان نمي رفت، كه به چنين سادگي، آن گذشته ها فراموش شود، و مسأله‌ي به اين اهميت به آساني به زيان مردم افغانستان تصويب گردد.
راه برگشت براي مجلس نمايندگان، دشوار است؛ اما اميد باقي مانده در جان سنا و شخص رئيس دولت است، كه بسيار قوت و دلسوزي مي طلبد. آينده‌ي نزديك روشن خواهد نمود، كه چنين عناصر مفيده‌ي وجود دارد يا خير؟
احزاب و شخصيت هاي سياسي تا دير نشده، پيشنهادات و اعتراضات قانوني خويش را بايد تبارز دهند و جلو توشيح اين مصوبه را بگيرند. طرفه اينكه سازمان هاي مدافع حقوق بشر و نهادهاي طرفدار دموكراسي و جامعه مدني كه در موارد كوچكي، اعلاميه صادر مي كنند و اعلان موقف مي دارند، چه مشتي بر بناگوش شان آمده كه از هوش رفته اند و در اين باب حرفي به زبان نمي آورند؟</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 574</dc:subject>
      <dc:date>2008-04-05T00:09:00+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>شرط اساسي موفقيت در مبارزه با فساد اداري</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/sharayet-mobarezi/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/sharayet-mobarezi/#When:01:34:01Z</guid>
      <description>از نشانه هاي بارز گروه ها و دولت هاي محكوم به شكست اين است كه خود توان تشخيص و داوري را از دست دهند و سخنان خيرانديشانه‌ي دوستان را زاده‌ي توطئه و بدبيني انگارند و تنها گوش شان شنوايي زورمندان بيگانه را دارا باشد. دولت افغانستان نمونه‌ي بارز اين گونه دولت هاست.
وقتي سه سال پيش گفته مي شد، كه دولت به بيراهه مي رود و راه نادرست مي پيمايد، دولت تير آماده‌ي اتهامات در كف داشت و هر سختي را زاده‌ي بدبيني و تبليغات ميان تهي وانمود مي ساخت، تا اينكه مجامع اروپايي افغانستان را از رهگذر فساد اداري در قطار دو سه كشور افريقايي قرار داد، كه از نظر فساد اداري اول و دوم اند. در واكنش به اين گزارشات دولت افغانستان مانند موارد ديگر سكوت اختيار كرد و از آن پا فراتر نهاد و در آخرين واكنش، سخن از مبارزه با فساد اداري به ميان آورد.
گشايش جبهه‌ي تازه در برابر فساد اداري به ميزان گرفتاري و مشكلات دولت افغانستان افزود، و اگر در ابتدا با اين پديده برخورد مناسب صورت مي پذيرفت، بدون ترديد مشكلات تا اين پيمانه پهنا و ژرفا نمي يافت و دولت را زمنيگير نمي كرد.
وقتي گزارشاتي به نشر مي رسد، كه شماري از افراد پوليس به جاي تأمين امنيت به اختطاف و سرقت مسلحانه مي پردازند،‌ زماني گزارش مي رسد كه از وزارت زراعت مبلغ هنگفتي دزديده مي شود، باري هم رئيس دفتر رياست دولت به جاسوسي متهم مي شود، از سوي ديگر شماري از وزيران سخن از عدم مصرف بودجه‌ي انكشافي مي رانند، و عده‌ي كثيري از نمايندگان مردم، در شوراي ملي حاضر نمي شوند تنوع و گستردگي فساد اداري را بيان مي دارد. از پهلوي ديگر وقتي در ساحات زير حاكميت دولت مردم به بيمارستان ها ومكاتب خصوصي رغبت نشان نداده و در مناطق نا آرام، مردم به محاكم طالبان رجوع ميكنند، بي اعتمادي، ياس و دلسردي مردم را نسبت به ادارات دولتي تمثيل مي نمايد.
فكر نمي كنم، كه در حال حاضر وقتي از فساد اداري حرفي به ميان مي آيد، مراد رشوت ستاني در اداره هاي كوچك بوده باشد، بلكه همه اذهان در مقياس كلان آن را مي بينند و عوامل مهمي را در اين راستا زير نظر دارند كه اساسي ترين عوامل اين پديده عبارتند از:
 جنگ: در همه جاي دنيا جنگ منجر به فساد اداري مي شود، چون بحران و بي ثباتي وضعيت اداري را به سوي عدم نظارت از قانون سوق مي دهد. ناراضي هاي روحي و رواني ببار مي آورد و قانون گريزي را تشويق مي كند.
 دين زدائي: پابندي به ارزش ها و تعاليم ديني مطمئن ترين راه براي مبارزه با فساد است، به ويژه دولت هايي كه از ادارات كارآ و استوار بهره مند نيستند، ليكن دولت افغانستان با دست كم گرفتن ارزش هاي ديني به پيش‏ميرود، كه خود موجب فساد  درعرصه‌هاي گوناگون مي شود.
 جهاد ستيزي: گاهي افتخارات ملي و گروهي موجب آن مي شود، كه انسان خود را نگهدارد و درحفظ افتخارات خويش احتياط به خرج دهد. اعلان جنگ و ستيز با مجاهدين زير عنوان «جنگ سالاران» از يكسو دولت را از حمايت مجاهدين محروم گردانيد، از سوي ديگر آنهايي كه در دولت بودند، نسبت به دولت احساس بيگانگي كردند و نيازي به حراست از قوانين آن را در خود نديدند.
 نبود الگو: وجود مدل و الگو در همه جوامع بشري اثر گذار بوده است، بخصوص در افغانستان به لحاظ ويژگي هاي رواني و اجتماعي، مردم افغانستان وجود الگوي مناسب بسيار مفيد بوده مي تواند. الگوهاي خوب بايد در رأس باشند، تا براي همگان قابل ديد و مشاهده باشد. وقتي شنيده مي شود، كه برادران رئيس دولت فلان، فلان شركت را خريداري كرده اند بدون آنكه از مدرك عايداتي آن ها چيزي بدانند، انگيزه هاي كار صادقانه براي كدام مامور و افسر باقي مي ماند؟ وقتي رئيس دولت از فيصله هاي شوراي ملي سرباز مي زند چه كسي بايد تابع قانون بوده باشد؟
 عدم نظارت از صورت مصرف مساعدت هاي خارجي: رسانه ها بار بار از برگشت درصدي بلندي از مساعدت هاي خارجي به كشور هاي مربوط گزارش داده اند، در دورن افغانستان نيز مردم و كارمندان دولت افغانستان اطلاعات ناراحت كننده‌اي مي شنوند و از زدوبندهاي پنهاني چيزهايي پخش مي شود. اين اقدامات در يك فضاي خالي صورت نمي گيرد، بلكه در جايي صورت مي گيرد، كه ديگران را نيز متأثر مي سازد.
 نابرابري: از گذشته  هاي دور تاريخي بدينسو نابرابري عامل موثر بحران و فساد در جوامع بشري شناخته شده است و انسان در برابر معيارهاي دوگانه و چندگانه از خود واكنش نشان مي دهد، معاش ها و امتيازهاي متفاوت در افغانستان همه را معترض ساخته است و هر يكي در پي آن است، تا معاش بيشتري بدست آورد و اگر از راه قانوني ميسر نبود، در بدل شكستاندن قانون بسوي هدف خويش مي شتابد ودر فرجام نظم و قانون پامال مي گردد. اين قانون شكني ها، در موارد فراواني از جانب كساني كه خود را متخصص و تحصيل يافته هم مي دانند، انجام مي‌شود و اين خود مبارزه با فساد اداري را چند برابر دشوار مي سازد.
 عدم اطمينان: سياست كاري دولت، متكي به سليقه ها و ذوق قدرتمندان است، هر يكي از مقامات بدون مراعات قوانين اداري دست به عزل و نصب كادرها مي زنند و هيچ مانعي هم در برابر خود نمي دانند. اين گونه رفتار موجب بحران اداري شده، آرامش و اطمينان كارمندان را از ميان برده است، بنابر اين بسياري از مامورين مي كوشند، تا از اندك ترين زمان، استفاده لازم را ببرند تا براي سالهاي آينده خويش چيزكي در دست داشته باشند.
از جمعبندي عوامل يادشده، چنين برمي آيد كه بيش از همه دولت خود زمينه ساز وتحريك كننده‌ي فساد اداري در كشور بوده است، از اين رو  بعيد است كه دولت افغانستان از زير اين بار برآمده بتواند؛ چون دولت خود جز فساد اداري شده است، لذا و زماني مي توان در اين مبارزه فايق آمد، كه دولت كنوني براي گروهي ديگر كه خود آلوده نباشد،‌ جا باز كند.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 573</dc:subject>
      <dc:date>2008-03-29T01:34:01+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>بمناسبت ميلاد محمد مصطفي«ص» ميلاد جاويد</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/munasebat-payamer/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/munasebat-payamer/#When:20:03:01Z</guid>
      <description>سوال بر سر همين مساله است، كه آيا پيامي مي تواند جاودان بوده، و از قيد زمان ومكان رسته باشد؟ 
ما بدين باوريم  كه بلي! سِر خاتميت حضرت محمد«ص» در آن است، كه پيامي جاويدان (قرآن) باخود آورد وهمه عصر ها ونسل هاي پس از خود رامخاطب ساخت. 
چرا قرآن ؟
• از امتيازات قرآن بعنوان بزرگترين معجزة حضرت پيامبر آن است، كه اين معجزه از اين رهگذر كه «متن» است، براي هرزمانه‌اي تازگي دارد.
• معجزات پيامبران پيشين مخالفان را به حيرت وامي داشت و در ميدان مبارزه مغلوب مي گردانيد، معجزة قرآن، عقل وخرد انسان را نهيب مي زند و به تكاپو وامي داردو بدين شيوه چرخ زندگي را به پيش مي راند. 
• معجزه هاي قبلي مخاطبان حاضر را قانع مي ساخت، درحاليكه قرآن به پرسش هاي هرعصري پاسخ مي دهد، و راهي بهتر از اين كه اين معجزه بصورت متن بوده باشد، سراغ نمي شود. بگونه‌اي كه با مراجعه به قرآن مي توان، گره هاي زمانه را باز نمود ودشواري هاي فراراه را هموار كرد. 
• معجزه قرآن بگونه اي است، كه انتقال آن آسان است، حفاظ با حافظه خويش وكاتبان با قلم خويش آن را به گوشه وكنار جهان پخش نمودند، كه سندي محكم برجاودانگي اين پيام مي باشد. 
• تلفيق روح اين پيام با فرهنگ هاي گوناگون بشري عاري از زحمت است. راز گسترش اسلام درهمين امر نهفته است، كه ملت ها وجوامع گوناگون به آساني توانستند باحفظ فرهنگ وعنعنات پسنديدة شان به اسلام بگرايند؛ بدون اين كه درحرجي واقع شوند. اختلافاتي كه درتفسير وتاويل قرآن ميان مسلمان ها وجود دارد، از سوي برخي مخالفان رسالت اين گونه مطرح مي شود كه مگر نمي شد اين معجزه به گونه اي مي بودكه مجال اختلاف وچند دستگي در آن وجود نمي داشت وهمگان يك مفهوم را از آن فهم مي كردند؟ درحاليكه به باورما چنين ويژه گي، خود رحمتي از سوي پروردگار است كه به مسلمان ها رخصت داده شده است تا مطابق فهم وبرداشت خود از قرآن عمل نمايند. بدون اين كه يكديگر خود را بباد ملامت وسرزنش گيرند. از سوي ديگر جاودانگي پيام قرآن از همين جا فهم مي شود، كه متن قرآن استعدادو ظرفيت تفسير ها و تاويل هاي مختلف را دارا مي باشد. 
آن هايي كه بدين انديشه اند، كه هيچ متني نمي تواند مراد گوينده را كماحقه منتقل سازد، و اين مخاطبان اند كه برداشت هاي مختلف از آن مي كنند، سوفسطائي هايي اند كه خيالات شان با عالم واقع در تضاداست و براي رد اين باور همين بس كه به صداي ما پاسخ مي دهند واز گفتة ما رنجديده وملول مي شوند. 
زمانة ما بيش از هر عصر ديگر به فهم پيام الهي نيازمند است، چرا كه اتكاي يكجانبه به عقل وخرد، انسان قرن ما را به مصائبي دچار گردانيد، كه انسان در هيچ وقتي به اين پيمانه مصيبت زده و درمانده نشده است.  جنگ هاي خانمانسوز، لشكر كشي قدرت هاي بزرگ، استعمال سلاح هاي شيميائي وهستوي، تخريب محيط زيست وشيوع امراض مهلك جديد بيماري هاي رواني محصول عقل گرائي محض وبي اعتنائي نسبت به وحي است. بايد تجارب سدة بيست براي بشر امروز آموزنده باشد وخودسري ها را از سر او بيرون نمايد و انسان تشنه لب امروز را به چشمة گواراي وحي رهنمون سازد. 
بنابراين تجليل از ميلاد آن حضرت، براي ما يك حادثة تاريخي نيست، بلكه تجليل از پيامي جاويد است، كه بشر هميشه به آن نيازمند مي باشد.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 572</dc:subject>
      <dc:date>2008-03-22T20:03:01+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>سالي كه گذشت</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/als-asldk/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/als-asldk/#When:21:15:00Z</guid>
      <description>سال 1386 هـ خ براي مردم و دولت افغانستان از نظر سياسي سال عقب گردها و از رهگذر امنيتي نا امن‏تر از سال‏هاي پيش بود. 
بدنبال نشر گزارش ديدبان حقوق بشر در اعتراض به آن گردهمائي گسترده‏اي در بهار 1386 در استديوم ورزشي كابل از سوي رهبران جهادي برگزار شد و به تعقيب آن «جبهه ملي افغانستان» متشكل از شخصيت هاي عمده وسرشناس اين كشور در برابر دولت اعلان موجوديت كرد. در اين جبهه سياسي علاوه برشخصيت هائي كه در گذشته از آقاي كرزي حمايت مي كردند، معاون اول رئيس جمهور، رئيس شوراي ملي وشماري از اعضاي كابينه نيز عضويت دارند، اين امر مبين آن است كه آقاي حامد كرزي نزديكترين دوستان وهمكاران خويش را از دست داده است. 
از نظر سياسي تصويب «طرح مصالحه ملي» از سوي مجلس نمائندگان وتصويب رئيس جمهور يك اقدام مهم ديگر بود، كه گزارش سازمان هاي مدافع حقوق بشر بين‏المللي را تاحدي خنثي نمود. 
بهار سال 1386 همزمان بود، با اخراج عده‏اي از آوارگان افغانستان از سوي جمهوري اسلامي ايران كه براي دولت افغانستان مايه دردسرهاي فراواني گرديد. ايران كه دلايل امنيتي را در اين زمينه پيشكش مي‏دارد جانب افغانستان اقدام آن كشور را خلاف توافقات دو كشور در زمينه‌ي پناهندگان عنوان داشت. در واكنش به اين مسأله وزير امور خارجه و وزير امور مهاجرين بدليل غفلت وسهل انگاري درمورد از سوي مجلس نمائندگان سلب اعتماد شدند. 
 وزير امور مهاجرين &#45;كه برخي بدين انديشه بودند&#45; كه به فيصله مجلس تن نخواهد داد محترمانه كرسي وزارت را تخليه نمود. ولي وزير امور خارجه خلاف انتظار اين فيصله را ناديده گرفت و به شكل بي سابقه‏ي تاهنوز در پست وزارت خارجه ايفاي وظيفه مي نمايد. خيره سري وزير خارجه از يكسو جامعه روشنفكري افغانستان را سرافگنده نمود، از سوي ديگر ميان حكومت وشوراي ملي شگاف عميقي بوجود آورد. آقاي انوري كه از دوسال بدينسو بعنوان والي هرات ايفاي وظيفه مي نمايد اما به نظر مي رسد كه رفته رفته با قهر مردم هرات روبرو شود. از جانب ديگر در گذشت محمدظاهر شاه كه پشتوانه خوبي براي كرزي بود باعث آن شد تا بين او و خانواده سلطنتي فاصله افتد.
مخالفان مسلح دولت در طول اين سال عمليات خود را تشديد بخشيده و توانستند كه در ولسوالي موسي قلعه با نيروهاي انگليسي پيمان آتش بس را عقد نمايند. عقد اين پيمان از نظر سياسي طالبان را از حد يك گروه تروريست كه قابليت مذاكره وگفتگو را نداشتند، به سرحد يك جانب قابل اعتنا بالا برد واعتبار آن ها را در درون وبيرون كشور افزايش بخشيد. 
راه اندازي چند حمله انتحاري انتخابي بالاي كاروان هاي آرتش، پوليس ونيروهاي ايساف درشهركابل از تقويت بي چون وچرا اين گروه خبر مي دهد. همچنان حمله انتحاري طالبان در بغلان كه منجر به كشته شدن 6 تن از نمائندگان مردم و بيش از صد تن از شاگردان مكتب گرديد دستاورد ديگر طالبان دراين سال بود. علاوه بر آن تسخير امن ترين هتل شهركابل (سرينا) براي ساعاتي توسط چند فدائي طالبان ضربت محكمي بر اعتبار دولت افغانستان وارد آورد ولاف هاي كشورهاي همكار دولت افغانستان را در سطح جهاني ميان تهي ثابت ساخت. در مقابل، دراين مدت نيروهاي خارجي مستقر درافغانستان از كشته شدن چند فرمانده طالبان از جمله ملادادالله اطلاع دادند، ولي درعمل اين گزارشها نتوانست سطح عمليات طالبان را تنزيل بخشد. 
بابرگزاري جرگه امن منطقوي دولت افغانستان توانست نشان دهد كه كابل ظرفيت ميزباني چنين جرگه‌ي را دارد، ليكن اين جرگه براي بهبود روابط دو كشور افغانستان وپاكستان اثري نبخشيد، درحاليكه برگزاري اين جرگه سندي براي تبرئه دولت مركزي پاكستان ازجمله آي اس آي داد، تا درمجامع دپلماتيك بگويد، كه قبايل دوسوي ديورند عامل نا آرامي وبي ثباتي درافغانستان وپاكستان اند، نه دولت پاكستان. 
تيراندازي محافظان والي جوزجان (جمعه خان همدرد) بسوي تظاهر كنندگان شبرغاني كه موجب كشته شدن چندين تن از باشندگان آن شهر گرديد، موجب تنش ميان جنبش ملي ودولت مركزي گرديد، ولي قضيه بابركناري والي جوزجان فروكش نمود. 
ناكامي ها پياپي دولت هم درعرصه سياسي وهم در زمينه امنيتي دوپيامد عمده را بهمراه آورد: يكي بي باوري جامعه جهاني نسبت به دولت آقاي كرزي را كه درفرجام جامعه جهاني دست به تعيين نمائنده‏ي باصلاحيت هاي بيشتر شد. دوم اين كه اعضاي ناتو بويژه امريكا وانگليس دچار اختلاف گرديدند واقداماتي در برابر يكديگر انجام دادند. دولت افغانستان آشكارا جانب امريكا را گرفت، درگام نخست آقاي كرزي جاويد لودين را زير عنوان همكاري با انگليس از وظيفه سبكدوش نمود. سپس دوديپلمات انگليسي را كه يكي معاونيت نمائندگي اتحاديه‌اروپا را بعهده داشت وديگر از اعضاي بلند پايه يوناما بود بدليل همكاري با طالبان از كشور اخراج نمود. علاوه برآن آقاي كرزي پدي اشداون يك دپلمات معروف وباتجربه انگليسي را بعنوان نماينده‌سازمان ملل متحد درامور افغانستان نپذيرفت. 
براي دولتي كه از يكسو با طالبان والقاعده در نبرد است وبخش ديگر كشور از آن پشتيباني نمي كند، بروز دو دستگي در صف متحدان خارجي آن خبر تكان دهنده‌ي است وحتي آن را مي شود به امضاي سند مرگ دولت تعبير نمود. دراين سال افغانستان بار ديگر از نظر توليد مواد مخدر درمقام اول قرارگرفت، كه خود مي تواند ناكامي دولت ومتحدان خارجي آن را درامر اجراي وظايف شان آشكارتر نمايد. 
سرماي شديد زمستان پسين در افغانستان واخراج شماري از آواره گان دراين موسم از سوي ايران مشكل ديگري را متوجه مردم ودولت افغانستان نمود، تاحدي كه منابع دولتي رقم كشته شدگان به اثر برودت هوا را بيشتر از 1700 تن وانمود مي سازند.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 571</dc:subject>
      <dc:date>2008-03-14T21:15:00+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>احزاب سياسي و قانون انتخابات</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/ahzab-qanoon/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/ahzab-qanoon/#When:23:52:01Z</guid>
      <description>يادداشت اداره:
در جهان امروز كمتر دولتي از انتخابات سرباز مي زند؛ اما يكي از شرط هاي اساسي انتخابات سالم وجود احزاب سياسي رقيب است. به سخن ديگر نفس برگزاري انتخابات كسي را قانع نمي سازد و مي بايد زمينه را براي احزاب سياسي رقيب فراهم ساخت تا در چارچوب قانون به مبارزه بپردازند. 
افغانستان يك انتخابات را پشت سرگذاشت، ولي اين انتخابات بجاي آن كه مشاركت سياسي را ببار آورد، خودمحوري، انحصار طلبي وتماميت خواهي را تحويل مردم افغانستان داد و درنتيجه نه تنها ميان مردم ودولت فاصله ايجاد نمود بلكه نظر مثبت مردم را نسبت به مفاهيمي همچون دموكراسي، انتخابات دگرگون نمود. 
در اين روز ها كه قرار است قانون انتخابات از سوي شوراي ملي به بحث گرفته شود وگفته مي شود حكومت نسخه اي را در اين باب به مجلس نمائندگان پيشكش نموده، كه در آن مانند گذشته به احزاب سياسي سهمي در نظر گرفته نشده است. به پنداشت ما اگر اين مسوده بهمين شكل تائيد گردد، مشكل ما مشكلتر مي شود ونطقه دموكراسي خنثي مي گردد. 
آگاهان امور بدين باور اند كه تعويض نظام انتخاباتي اكثريتي (رأي واحد غير قابل انتقال) به نظام انتخابي مختلط (اكثريتي+ تناسبي) از مزاياي زير برخوردار مي‌باشد: 
•	از ضايع شدن در صد قابل ملاحظه ي آراي مردم پيشگيري مي كند. 
•	موجب بوجود آمدن اكثريت پارلماني مي شود. 
•	سبب رشد وتقويت احزاب سياسي مي گردد. 
•	با تقويت احزاب سياسي دركشور گرايش هاي قومي وزباني، سمتي ومذهبي كاهش مي يابد و در فرجام درتحكيم وحدت ملي موثر مي افتد. 
•	سبب تقابل افكار وبرنامه ها مي شود و به توسعه سياسي منجر مي گردد. 
•	با شكل گيري جناح هاي پارلماني بر بنياد احزاب سياسي، تصميم گيري ها در شوراي ملي تسريع مي شود. 
•	با نيرومند شدن احزاب سياسي، شوراي ملي از قدرت واعتبار بيشتري در برابر قوه اجرائيه برخوردار مي گردد. 
حكومت افغانستان درحالي كه مي خواهد، تا شوراي ملي را ضعيف نگهدارد وهر زماني كه خواسته باشد، تصميم گيري هاي آن را به سود خويش تغيير دهد، تازه كار بودن احزاب سياسي را بهانه ي براي حرف خويش مي آورد. درحاليكه اين گفته از چند رهگذر نمي تواند موجه باشد؛ ازيكسو احزاب سياسي به مجرد اخذ شورا مي بايد از مزاياي يك حزب سياسي بهره مند گردد و از جانبي هم دولت هاي مردمي مسووليت دارند تا در تقويت گروه هاي سياسي با فراهم سازي زمينه هاي رشد، آن ها را مساعد گردانند، بويژه در افغانستان طوري كه گفته آمد تقويت و رشد احزاب سياسي از پهلوهاي گوناگون مفيد و موثر مي باشد. با وجود آن براي آن كه يك اقدام متوازن ومعقول صورت گيرد، شائسته آنست تا نظام انتخاباتي مختلط به منصه اجرا قرار داده شود تا هم شخصيت هاي مستقل علمي وملي كشور وهم احزاب سياسي درشوراي ملي راه پيدا نمايند. 
فشرده‌ي پيشنهاد ما در باب قانون انتخابات بدين شرح است: 
•	تصويب نظام انتخاباتي مختلط بجاي نظام انتخاباتي اكثريتي.
•	درمورد سهم احزاب تصويب نظام تناسبي بافهرست باز.
•	دادن بيشتر 60 در صد سهم در شوراي ملي به احزاب سياسي. 
•	تعيين سقف براي ورود احزاب سياسي به شوراي ملي. 
•	تعيين هزينه احزاب سياسي از سرجمع بودجه‌سالانه كشور. 
•	تعيين حوزه هاي انتخاباتي وبرسميت شناختن آن ها.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 570</dc:subject>
      <dc:date>2008-03-07T23:52:01+03:30</dc:date>
    </item>

    <item>
      <title>هم پشتو هم فارسي؛ برادري برابري</title>
      <link>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/yadshat-edara/</link>
      <guid>http://www.payamemojahed.com/index.php/site/yadshat-edara/#When:03:59:00Z</guid>
      <description>يادداشت اداره:
معضلة زبان در افغانستان مسأله ديرينه‌ي است و افغانستان بسان ساير كشور ها بايد اين مسأله را حل نمايد. اختلاف برسر اين مسأله بخشي از مشكل اين سرزمين را تشكيل مي دهد. هميشه از اين مسأله در راستاي اهداف سياسي استفاده شده است بگونه يي كه شماري با ايجاد اختلاف و تفرقه كوشيده اند، تا بهره بگيرند و به عمر سياسي شان بيفزايند؛ اين بار نيز مسأله همان گونه است و روي اهداف و مقاصد سياسي مسأله مذكور دامن زده شده است.
پيام مجاهد در ارتباط به حل مسأله زبان در افغانستان چنين مي انديشد:
1&#45; دولت بايد زمينه‌ي تدريس و آموزش زبان مادري را –در سطوح دروس ابتدايي&#45; براي همه‌ي شهروندان (در محيط و محلي كه اكثر به زباني غير از زبان هاي فارسي دري و پشتو تكلم مي كنند) فراهم كند.
2&#45; پس از دوره‌ي ابتدايي، آموزش زبان هاي فارسي دري و پشتو در تمام نقاط افغانستان الزامي باشد.
3&#45; در تمام افغانستان آموزش دوره‌ي ليسه و دانشگاه به يكي از دو زبان (فارسي يا پشتو) امر اختياري و به خواست شاگرد قرار گيرد. 
4&#45; زبان مراسلات و مكاتبات رسمي به هر دو زبان بوده و با قيد آزاد بودن مامور در گزينش زبان مراسله و مكاتبه.
5&#45; پلاكارت ها، لوحه ها و اعلانات دولتي بايد به دو زبان (دري و پشتو) باشد. 
6&#45; ارزش برابري پول ملي بايد با زبان هاي يادشده در قانون اساسي كه نمودار هويت اقوام اند، درج گردد. خط پول ملي مي بايد همين خط مرسوم و متداول كتابت زبان هاي رسمي باشد.
7&#45; سرود ملي كشور افغانستان يا بايد چند زبانه باشد، به اين شرح كه يك مضمون به زبان هاي مختلف سروده شود. و يا كاملاً موزيكال و بدون اداي هيچ واژه اي هيچ زباني.
8&#45; دولت با تأسيس «فرهنگستان زبان هاي افغانستان» زمينه‌ي رشد و حمايه از زبان هاي رسمي را فراهم نمايد. 
9&#45; دولت مي بايد از تحريف و تغيير در نام هاي خاص جلوگيري نموده، در مكاتب، مراسلات اسناد رسمي، و آگاهي ها و پخش اخبار رسانه هاي دولتي به اعاده‌ي نام هاي تغيير يافته در ساليان قبل، اقدام نمايد.
گفتني است كه فقرة اخير مادة شانزدهم در مورد «مصطلحات علمي و اداري كشور» جعلي است و در متن اولي قانون اساسي وجود ندارد.
جالب اينجاست كه مقامات عدلي و قضايي كشور در موارد كوچكي دست درازي و دوسيه سازي مي كنند، روشن نيست كه چرا در اين مورد از جا نمي جنبند و نمي پرسند كه واقعيت امر چيست؟ معني و مفهوم سكوت مرگبار در اين باب از كجا آب مي خورد؟ غير از اين كه زير كاسه نيم كاسه‌ يي بوده باشد.</description>
      <dc:subject>شماره مسلسل 569</dc:subject>
      <dc:date>2008-03-01T03:59:00+03:30</dc:date>
    </item>

    
    </channel>
</rss>